آیةالله العظمی  جوادی آملی: عزاداری باید معقول باشد

عزاداری برای امام حسین(ع) باید معقول و خردمدار باشد اينها به گردن ما حقّ حيات دارند ما را زنده كردند ما شبانه‌روز بايد شاكر باشيم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اسراء در درس اخلاق هفتگی خود که همزمان با شروع ماه محرم و در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد به تبیین وظیفه شیعیان در این ایام پرداختند و اظهار داشتند:ذات اقدس الهي, وجود مبارك رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحيّة و الثناء) را براي نجات ما فرستاده است و آن حضرت ما را زنده كرد. آنچه در سورهٴ مباركهٴ انفال هست اين است كه هدايت آن حضرت در حقيقت يك آب زندگاني است كه جامعه را زنده مي‌كند ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ﴾[1] وقتي خدا و پيامبر شما را به مسائل ديني, عقايد ديني, اخلاق ديني, حقوق ديني دعوت مي‌كنند اينها عامل حيات شماست.
ادامه نوشته

بهداشت روانی و عوامل رشد عقل (سبک زندگی در مفاتیح‌الحیات)

امام علی (ع) می‌فرمایند: عقل غریزه‌ای است که با دانش و تجربه فزونی می‌یابد، اندیشه فراوان در حکمت، عقل را بارور و همچنین رها کردن چیزی که برایت سودمند نیست عقلت را کامل می‌کند.

خبرگزاری فارس: بهداشت روانی و عوامل رشد عقل/ رهاکردن امور غیرمفید عقل را کامل می‌کند
ادامه نوشته

مفاتیح الحیات؛ کتابی برای تمام فصول ... سبک زندگی

آیت الله جوادی آملی که همواره از بیان و بنانش مفاهیمی بلند و درتاز عرشی صادر شده است، امروز اقدام به انتشار چنیدن اثری می کنند که شاید به نظر برخی ساده اندیشان کتابی سطح پایین نسبت به سایر علمی وی باشد، اما از دیدگاه ژرف اندیشانی که پاشنه آشیل تحول در فرهنگ بشری را خوب کشف کرده اند، دقیقاً همان کلیدهای خوشبختی است که در زندگی ما مفقود شده است.

ادامه نوشته

ویژگی عالمان مورد احترام در قرآن (سبک زندگی در مفاتیح‌الحیات)

حضرت علی(ع) می‌فرماید: ای جوینده علم! عالم سه نشانه دارد: علم و حلم و سکوت و برای متظاهر به علم سه نشانه: با برتر از خود به ناروا نزاع می‌کند و به فروتر از خود به چیرگی ستم می‌کند و حامی ستمگران است.

خبرگزاری فارس: ویژگی عالمان مورد احترام در قرآن
ادامه نوشته

رهبر انقلاب: «سبک زندگی» بخش اساسی پیشرفت و تمدن‌سازی نوین اسلامی است

هبر انقلاب با ضروری خواندن تحقق «تمدن نوین اسلامی»، ضمن بیان مصادیق پیشرفت های کشورمان در حوزه ابزاری این تمدن تاکید کردند: باید توجه کرد که این پیشرفتها، وسایل و ابزاری است برای دستیابی به بخش حقیقی و نرم افزاری تمدن اسلامی یعنی «سبک و شیوه زندگی».

ادامه نوشته

رهنمودهایى از آیه الله  العظمی جوادى آملى دامت برکاته العالیه

همان طور كه تفكرات علمى ، تزكیه عقل نظری است و آن را در اندیشیدن صحیح ، باور و شكوفا مى كند، امتثال احكام الهى تزكیه عقل عملى است ، و آن را در عزم زوال ناپذیر و نیت صادق و خالص شكوفا مى كند

ادامه نوشته

یعلّمکم مّا لم تکونوا تعلمون

یعنی خدای سبحان که شما را به کتاب و حکمت عالم می‎کند، چیزی یادتان می‎دهد که شما نمی‎توانید یاد بگیرید. نه در گذشته نمی‎دانستید، بلکه اگر هم کتاب و حکمت نمی‎آمد، شما آن نبودید که یاد بگیرید. یک وقت می‎فرماید به اینکه ما چیزهایی را به شما یاد دادیم که قبلا نمی‎دانستید.


ادامه نوشته

معرفت حقيقي به ذات الهي

عارف واصل فيض کاشاني

آن دل که تويي در وي غم خانه چرا باشد      چون گشت ستون مسند حنانه چرا باشد

غم خانه دلي  باشد کان بي خبر است از تو     چون جاي تو باشد دل غم خانه چرا باشد

بيگانه کسي باشد کو با تــو نباشــد يــار      آنکس که تواش ياري بيگانه چرا باشــد

آن جان که تواش جانان غير از تو که را خواهد       وان دل که تواش دلبر بتخــانه چرا باشــد

زاهد چه کند جانان چون نيست تنش را جان    در کالبـد بـي جـان جانانـه چرا باشـد

رو سوره ي يوسف خوان تا بشنوي از قـرآن     حقست حديث عشـق افسانه چرا باشـد

فيض است زحق خرم هرگز نخورد او غم        چون يافت عمارت دلي ويرانه چرا باشـد

ادامه نوشته

« و امّا من امن و عمل صالحا فله جزاء الحسنى و سنقول له من امرنا يسرا » ( کهف : ۸۸ ).


 مقام معظم رهبري : فرداى آن شبى كه امام عزيز (ره) به جوار رحمت الهى پيوسته بودند ، سحرگاه در حالت التهاب و حيرت ، تفألى به قرآن زدم ؛ اين آيه‏ى شريفه‏ سوره‏ كهف آمد: « و امّا من امن و عمل صالحا فله جزاء الحسنى و سنقول له من امرنا يسرا » ( کهف : ۸۸ ). ديدم واقعاً مصداق كامل اين آيه ، همين بزرگوار است. ايمان و عمل صالح و جزاى حسنى ، بهترين پاداش براى اوست.

ادامه نوشته

نوشته امام خمینی (ره) برای سید علی خمینی



حضرت امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران با اهداي كتاب « صحيفه‌ سجاديه » به علي خميني در سال 67 حاشيه‌اي خطاب به وي نگاشته‌اند. متن كامل دست‌نوشته حضرت امام روح‌الله به شرح ذيل است :

بسمه تعالي
« هدية النملة »
فارغ از هر دو جهانم به گل روي علي
از خم دوست جوانم به خم موي علي
طي كنم عرصه ملك و ملكوت از پي دوست
ياد آرم به خرابات چو ابروي علي

ادامه نوشته

آیت‌الله جوادی آملی: مسأله بدحجابی در جامعه با بگیر و ببند حل نخواهد شد

آیت الله جوادی آملی با بیان این که در کشور حضرت ولی عصر(عج) وضع حجاب رضایت بخش نیست، گفت: دلیل این وضع این است، چون لذت عفت را هنوز به خوبی نچشیده ایم.  با اشاره به آیات و روایات در خصوص مسأله عفاف و حجاب، گفت: در این روایات دینی شباهت انسان عفیف همانند یک فرشته بیان شده است. وی با اشاره به این که دستورات قرآت و روایات دینی هزاران راه برای تبدیل انسان به فرشته را معرفی کرده است، افزود: صاحب جواهر بیان می کند انسان با روزه داری شبیه فرشته می شود.
مفسر برجسته قرآن کریم در ادامه سخنان خود با بیان این‌که ایران قبل از اسلام به هیچ عنوان عظمت امروز نظام اسلامی را نداشت، ادامه داد: اسلام راستین به همراه خود چیزی آورد که جایگاه و شرایط ایران را به کلی تغییر داد.

ادامه نوشته

نظامي گنجوي

حكيم جمال الدين ابومحمد الياس بن يوسف بن زكي بن مؤيد نظامي گنجوي شاعر معروف ايراني در قرن ششم ه.ق در سال 530هجري در گنجه ديده به جهان گشود.مادر وي از نژاد كرد بود.
نظامي را بي شك بايد در شمار اران شعر فارسي و از استادان مسلم اين زبان دانست.اگر چه داستان سرايي در زبان فارسي به وسيله نظامي شروع نشده است، ليكن تنها شاعري است كه تا پايان قرن ششم هجري توانست شعر تمثيلي را در زبان فارسي به حد اعلاي تكامل برساند،نظامي است.در توحید

ای همه هستی زتو پیدا شده----- خاک ضعیف از تو توانا شده
زیر نشین علمت کائنات ----- ما به تو قائم چو تو قائم به ذات
هستی تو صورت و پیوند نه ----- تو به کس و کس به تو مانند نه
آنچه تغیر نپذیرد توئی ----- آنچه نمرده است و نمیرد توئی
ما همه فانی و بقابس تر است----- ملک تعالی و تقدس تر است
ساقی شب دستکش جام تست ----- مرغ سحر دستخوش نام تست
پرده بر اندازد و برون آی فرد ----- گر منم آن پرده به هم در نورد
عجز فلک را به فلک وانمای ----- عقد جهان راز جهان واگشای
ای به ازل بوده و نابوده ما ----- وی به ابد مانده و فرسوده ما
دور جنبیت کش فرمان تست ----- سفت فلک غاشیه گردان تست
ادامه نوشته

رؤيت خدا

 
 
آن نيروى الهى كه بر كوه وارد آمد، آيا نيروى عظيم اتم بود، يا قدرت امواج صوتى و يا نيروى مرموز ديگر، هر چه بود كوه را متلاشى ساخت و موسى در اثر صداى غرّش انهدام كوه (يا از اين مكاشفه و جذبه‏ى باطنى)، بيهوش بر زمين افتاد.(35)
ديدن خداوند، تقاضاى جاهلانه‏ى بنى‏اسرائيل بود كه از موسى مى‏خواستند خدا را با چشم سر به آنان بنماياند (كه در آيه 155 اعراف مى‏خوانيم)، و آن كافران غافل از بودند كه هرگز چشم توان ديدن خداوند را ندارد، «لاتدركه الابصار»(36)، بلكه بايد خدا را با چشم دل ديد و به او ايمان آورد. چنانكه حضرت على‏عليه السلام فرمود: «رأته القلوب بحقايق الايمان»(37)
 چشم دل باز كن كه جان بينى‏
آنچه ناديدنى است آن بينى‏
ادامه نوشته

مقام رضوان چگونه حاصل می‌شود؟

 

گفتاری منتشرنشده از آیت‌الله جوادی‌آملی  درباره امام رضا(ع)

هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

ادامه نوشته

آيت‌الله العظمی جوادي آملي : انسان متخلق به اسماء‌الهي مي‌تواند زيبا باشد

آيت‌الله العظمی جوادي آملي : يك بخش از اخلاق مرتبط با دنياي انسان‌ها است و ديگر بخش‌هاي آن در سطح گسترده مربوط به دنياي آخرت و برزخ مي‌شود.

ایشان ادامه دادند: بخش‌هاي دوم، سوم و چهارم علم اخلاق به دنياي پس از مرگ و داستان‌هاي برزخ و روز قيامت مربوط مي‌شود.

* اخلاق، علم طب و معماري و هنر و زيبايي است

استاد حوزه علميه قم با بيان اينكه علم اخلاق به سه علم طب، معماري و هنر بازمي‌گردد، تصريح كردند: علم طب سلامتي ما را تضمين مي‌كند و علم اخلاق نيز حيات معنوي ما را سالم مي‌گرداند.

ایشان ابراز داشتند: معماري از آن نظر در اين علم وجود دارد كه اخلاق از ما بدني مي‌سازد كه ما را در برابر فشارهاي مرگ و فشارهاي دوزخ ايمن مي‌سازد و از آن نظر به علم هنر مربوط مي‌شود كه همان‌طور كه همه ما دوست داريم زيبا باشيم اين علم موجب مي‌شود كه ما در جهان پس از مرگ زيبا محشور شويم.

آيت‌الله العظمی جوادي آملي با بيان اينكه رنگ ظاهري در اين دنيا تأثيري در عاقبت‌ به خيري انسان‌ها و نشاني از كمال‌يافتگي آنها ندارد، خاطرنشان كردند: اما رنگ ظاهري افراد در روز قيامت نشان از سعادت‌مندي و يا سياه‌بختي آنان است.

ایشان با بيان اينكه رنگ انسان‌ها در روز قيامت نشان از باطن آنها است، اظهار داشتند: برخي‌ها در روز قيامت سفيدپوست و برخي‌ها سياه‌پوست محشور مي‌شوند و اين رنگ ربطي به رنگ ظاهري آنها در اين دنيا ندارد.

* انسان متخلق به اسماء‌الهي مي‌تواند زيبا باشد

ا

ادامه نوشته

حکمت نماز شب آیت الله العظمی جوادی آملی

رسول خدا(ص) در خطبه‌اي پس از سفارشي اكيد به نماز و اثر مداومت آن در پاك شدن از گناهان، فرمود: "اي مردم هيچ بنده‌اي نيست جز آنكه ريسماني چند بر [اعضاي] او گره خورده، پس چون ثلثي از شب گذشت فرشته‌اي نزد وي مي‌آيد و مي‌گويد: برخيز خدا را ياد كن كه صبح نزديك شده است. اگر حركت كرده برخيزد و خدا را ياد كند يك گره از گره‌هاي او باز مي‌شود و اگر به پا خيزد و وضو بگيرد و به نماز بايستد همه گره‌ها گشوه مي‌شود تا اينكه با چشمي شاد و روشن وارد صبح شود". معلوم مي‌شود گره‌هاي روز را نماز شب باز مي‌كند. امام حسن عسكري (عليه‌السلام) مي‌فرمايد: "إن الوصول إلي الله سفر لا يُدرك إلا بامتطاء الليل، من لم يحسن أن يمنع لم يحسن أن يعطى" سير الي الله و وصول به خداي سبحان سفري است كه مركوب راهوار آن، شب زنده‌داري است، براي كسي كه مشتاق لقاي حق است بهترين وسيله، شب زنده‌داري است. همين بيان را به شكل ديگري امام صادق (عليه‌السلام) از اميرالمؤمنين (سلام‌اللهعليه) نقل فرموده كه: "نبّهْ بالتفكر قلْبك، وجافِ عن النوم جَنْبك، واتق الله ربّك" با تفكر دلت را بيدار و آگاه كن و شب هنگام براي نماز شب برخيز و از خداي خويش بهراس. تفكر، دل را بيدار مي‌كند چون گاهي خواب بر دل عارض مي‌شود و انسان چيزي را درك نمي‌كند. علي (عليه‌السلام) مي‌فرمايد: به خدا پناه مي‌بريم از اين كه عقل بيارمد "نعوذ بالله من سبات العقل". (برگرفته از كتاب حكمت عبادات، آية الله جوادي آملي)

راه غفلت زدایى- آیة الله  العظمی جوادی آملی

 

خداى سبحان همه جهان را با یك فیض اداره مى‌كند؛ هم نظام تكوین را با یك فیض عام تربیتى به كمال راهنمایى مى‌كند و هم نظام تشریع را با یك هدایت نورانى به كمال لایق، رهنمود می‌دهد. درباره نظام تكوین مى‌فرماید: "و ما امرنا الا واحدة"(1) ما با یك امر، همه هستى را مى‌پرورانیم. درباره نظام تشریع نیز مى‌فرماید: "قل انما اعظكم بواحدة ان تقوموا لله مثنى و فرادى ثم تتفكروا"(2) من با یك موعظه و رهنمود، جهان بشریت را تربیت مى‌كنم و آن این است كه: براى خدا برخیزید. آنها كه در تهذیب روح كوشش كرده‌اند مى‌گویند: اولین قدم، یقظه و بیدارى است. انسان خوابیده، نه مى‌ایستد و نه مى‌رود. اگر زلزله‌اى بیاید، خانه بر سر او مى‌ریزد و اگر سیلى بیاید، جسد او روى آب پیدا مى‌شود و طعمه هر حادثه تلخ دیگر خواهد شد. انسان بیدار است كه خطر را حس مى‌كند و از آن مى‌رهد. انسان غافل در خواب است و حدیث پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم: "الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا"(3)

ادامه نوشته

آيت‌الله مكارم: مدح و تخريب حاكم شده است

آيت‌الله مكارم شيرازي گفت: بايد واقعيت‌ها را باور و براي آن راه حل پيدا كنيم. نقد دوستانه در محيط ما كم است بيشتر يا مدح است يا تخريب يك گروه بايد اين وسط نقد هدفدار و دوستانه داشته باشند.
ایلنا: آيت‌الله مكارم شيرازي گفت: بايد واقعيت‌ها را باور و براي آن راه حل پيدا كنيم. نقد دوستانه در محيط ما كم است بيشتر يا مدح است يا تخريب يك گروه بايد اين وسط نقد هدفدار و دوستانه داشته باشند.
 آيت‌الله مكارم شيرازي تصريح كرد: ما دردها را خوب تحليل مي‌كنيم اما به درمان كه مي‌رسيم كوتاه مي‌آييم. گاهي برخي ميگويند ما مايوس هستيم، اين ياس بدترين عيب است هر مشكلي قابل حل است وبن بست در زندگي وجود ندارد.

وي ادامه داد: دشمنان با ما اعلام جنگ كردند جنگ صليبي دوم را آغاز كردند ما چه بايد بكنيم راهي جز اتحاد كشورهاي اسلامي نداريم. در بيرون و داخل يك توفان عليه ما راه انداخته‌اند، ما بايد در مورد همه اينها تدبير داشته باشيم.

ادامه نوشته

متن کامل سخنان رهبر معظم انقلاب در ديدار خبرگان  

بسم الله الرّحمن الرّحیم نكته بعدی اين است كه ما نه فقط در عمل احتياج به شجاعت داريم، در فهم هم احتياج به شجاعت داريم. در فهم فقيهانه، احتياج به شجاعت هست؛ اگر شجاعت نبود، حتی در فهم هم خلل به وجود خواهد آمد. درك روشن از كُبريات و صُغريات؛ گاهی انسان كُبريات را درست ميفهمد، در صُغريات اشتباه ميكند. اين درك صحيح از مبانی دين و از موضوعات دینی و از موضوعات خارجيِ منطبق با آن مفاهيم كلی و عمومی ـ يعنی كُبريات و صُغريات ـ احتياج دارد به اينكه ما شجاعت داشته باشيم، ترس نداشته باشيم؛ والا ترس از مالمان، ترس از جانمان، ترس از آبرويمان، انفعال در مقابل دشمن، ترس از جوّ، ترس از فضا؛ اگر اين حرف را بزنيم، عليه ما خواهند بود؛ اگر اين حرف را بزنيم، فلان لكه را به ما خواهند چسباند؛ اين ترسها فهم انسان را هم مختل ميكند. گاهی انسان به خاطر اين ترسها، به خاطر اين ملاحظات،  صورتِ مسئله را درست نميفهمد؛ نميتواند مسئله را درست درك بكند و حل بكند؛ موجب اشتباه خواهد شد. لذا «و لا يخشون احدا الا الله» خيلی مهم است؛ در اين آيه‌ی شريفه‌ی «الّذين يبلّغون رسالات الله و يخشونه و لا يخشون احدا الا الله و كفی بالله حسيبا»؛  معلوم ميشود شرط بلاغ و ابلاغ و تبليغ، همين عدم خشيت است كه: «و لا يخشون احدا الا الله». ميگوئی: آقا! اگر اين كار را بكنم، ممكن است در دنیا سرم كلاه برود. خوب، «و كفی بالله حسيبا»؛ محاسبه را به خدا واگذار كنيد و بگذاريد خدا برايتان محاسبه كند. اگر پروای قضاوتهای مردم، داوری‌های گوناگون مردم را به جای پروای از خدا گذاشتيم، مشكل درست خواهد شد؛ چون پروای از خدای متعال تقواست. اگر اين را كنار گذاشتيم و ترس مردم جايگزين شد، آنوقت فرقانی هم كه خدای متعال گفته، پيدا نخواهد شد؛ «ان تتّقوا الله يجعل لكم فرقانا»؛ اين فرقان ناشی از تقواست؛ روشن شدن حقيقت برای انسان، دستاورد تقواست. و به نظر من اين مسئله خيلی مهم است؛ مسئله‌ی خشيت از مال و جان و حرف مردم و آبرو و زمزمه‌ها و حرفها و حديثها و تهمتها و اينها، خيلی مهم است؛ اينقدر اين مسئله مهم است كه خدای متعال به پيغمبرش خطاب ميكند و او را برحذر ميدارد: «و اذ تقول للّذی أنعم الله عليه و انعمت عليه أمسك عليك زوجك و اتق الله و تخفی فی نفسك ما الله مبديه و تخشی النّاس و الله احقّ أن تخشاه»؛ ملاحظه‌ی حرف مردم، ملاحظه‌ی اين تهمتی كه خواهند زد، ملاحظه‌ی چيزی را كه خواهند كرد، نباید كرد؛ «ولله احقّ ان تخشاه». به نظر من يكی از چيزهائی كه فتوحات گوناگون امام را ارزانی آن بزرگوار داشت، همين شجاعت او بود، كه فتوحات علمی، فتوحات معنوی، فتوحات سياسی، فتوحات اجتماعی، اين مجذوب شدن دلها به آن بزرگوار را ـ كه واقعاً چيز عجيبی بود ـ به وجود آورد. و شجاعت آن بزرگوار اين بود كه ملاحظه‌ی هيچ چيزی را نميكرد. بالاخره اهل فتنه مايلند كه خشيت خودشان را، خوف از خودشان را در دل نخبگان و خواص، به جای خشيت از خدا بنشانند؛ يعنی مايلند كه از آنها ترسيده بشود؛ «الّذين قال لهم النّاس إن النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوكيل».  یعنی اينكه دائماً دارند به ما ميگويند: آقا! «إن النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم»، جوابش همين است: «فقالوا حسبنا الله و نعم الوكيل». نتيجه‌اش هم اين است: «فانقلبوا بنعمة من الله و فضل لم يمسسهم سوء».  نتيجه‌ی اين احساس، اين درك، اين حقيقت روحی و معنوی همين است كه: «فانقلبوا بنعمة من الله و فضل لم یمسسهم سوء». بنابراين، بايستی اين شجاعت را داشت و لازم شد.

ادامه نوشته

شیطنت رسانه های خارجی در مورد یک اندیشه ناب

علوم انساني براي جامعه جهت دهنده است؛ فکر ساز است؛ حرکت يک جامعه، مسير يک جامعه، مقصد يک جامعه را مشخص مي‌کند. اين، خيلي مهم است. يقينا انسان از روي حدس مي‌تواند بداند و يقين کند که دست‌هاي فعال در سياست‌هاي بين المللي روي اين مسئله کار کرده‌اند که کشورها را به همين خرج روزانه سرگرم کنند، تا آنها را از کارهاي سياسي و از آن چيزهايي که مي‌تواند جهت آنها را مشخص کند و فرهنگ مستقل آنها را بارور کند، معرض کنند.

پس از برگزاری جلسه دیدار رهبر انقلاب با اساتید دانشگاه و فرهیختگان حوزه علم، برخی رسانه های خارجی در اقدامی هماهنگ سعی در مخدوش جلوه دادن نوع نگاه ایشان به حوزه علوم انسانی کردند.

به گزارش "تابناک" آیت الله خامنه ای در سخنان خود در این جلسه با تاکید بر اینکه علوم انسانی جهت دهنده اصلی حرکت یک جامعه است، بر بومی سازی این علوم با توجه به شرایط و فرهنگ ایرانی ـ اسلامی توصیه نمودند.

 

ادامه نوشته

خطر اختلاف

آیت الله العظمی جوادی آملی دامت برکاته :

قرآن در يكي از آيات نوراني خود از شديدترين لحن گفتاري براي هشدار نسبت به خطر اختلاف و ضرورت امر به معروف و نهي از منكر استفاده مي كند: "ولتكن منكم أُمّةٌ يدعون إلي الخير ويأمرون بالمعروف وينهوْن عن المنكر وأُولئك هم المفلحون * ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا من بعد ما جائهم البينات وأُولئك لهم عذاب عظيم"(1) در آيه‌ي‌ اول مي فرمايد: براي رستگاري جامعه‌ي‌ اسلامي لازم است فريضه‌ي‌ دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر اجرا شود و در آيه‌ي‌ دوم مي فرمايد: و شما مانند كساني نباشيد كه حق براي آنان آشكار شد ولي باز هم تفرقه و اختلاف كردند كه براي آنان عذاب بزرگي مهيّا شده است. خداي سبحان در چند آيه پس از اين دوباره بر ضرورت امر به معروف و نهي از منكر براي حفظ وحدت وانسجام مطلوب جامعه مي فرمايد "كنتم خير أُمةٍ أُخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهوْن عن المنكر وتؤمنون بالله"(2) شما نيكوترين امتي هستيد كه براي اصلاح جامعه‌ي‌ بشري قيام كردند؛ مردم را به نيـكوكاري وادار مي سازيد و از بدكاري باز مي داريد و به خداوند ايمان مي آوريد.
قرآن و عترت، دو محور وحدت
خداي سبحان همه‌ي‌ مؤمنان را به وحدت بر محور حبل الهي كه همان قرآن كريم  عترت طاهرين(عليهم‌السلام) مي باشد دعوت مي نمايد: "واعْتصموا بحبل الله جميعاً ولا تفرّقوا واذْكروا نعمت الله عليكم إذ كنتم اعداءً فألّف بين قلوبكم فأصبحتم بنعمته إخواناْ وكنْتم علي شفا حُفرة من النار فأنْقذكم منها"(1) يعني همگي به حبل الله چنگ زنيد و به راههاي متفرّق نرويد و به ياد آريد اين نعمت بزرگ خدا را كه شما با هم دشمن بوديد و خدا در دلهاي شما الفت و مهرباني انداخت و به لطف خداوند برادر ديني يكديگر شديد و در پرتگاه آتش بوديد كه شما را نجات داد.

نکته‌اي از توصيه‌هاي مرحوم آيت‌الله بهجت(ره)

مرحوم آيت‌الله العظمي بهجت (ره) در توصيه‌هايي که مي‌فرمودند بر روي يک نکته تاکيد فراوان داشتند. ايشان همواره تاکيد مي‌کردند که انسان تا مي‌تواند نبايد از روي اختيار مرتکب گناه شود ويا حتي واجبي را ترک کند.

اختيار همان نيت قبلي براي انجام عملي است که مي‌تواند دلخواهش‌هاي يک انسان را به فعليت برساند. ارتکاب اختياري گناه و يا ترک اختياري واجبات نه تنها اثر تخريبي خود را بر روح و روان آدمي مي‌گذارد بلکه سبب ساز تخريب دروني و شکستن سدهاي مقاومت در برابر دلخواهش‌هاي برآمده از هواي نفس است.

زدست غير ننالم که همچو حباب
هميشه خانه خراب هواي خويشتنم

ادامه نوشته

انس با قرآن (در اندیشه و سیره امام خمینی)

قرآن، کتابی است که هرگز کهنه نخواهد شد و هر اندازه از زمان نزولش بگذرد بیش‏تر به اسرار و شگفتی‏های آن پی می‏برند . این معجزه رسول اکرم (ص) و کلام حق تنها اثری است که می‏تواند آدمیان را به سوی راه‏های استواری که خوش بختی واقعی آنان در آن نهفته است، هدایت نماید; این سرچشمه پرخیر و برکت معنوی، اهل تقوا و ایمان را در مقصد و هدفی که دارند پایدار می‏نماید و قلوب مؤمنین را تالیف می‏دهد و ریسمان محکم و متینی است که تمسک به آن با روشنایی و سعادت ابدی قرین خواهد بود . قرآن، بهار آفرین دل‏های خزان است و امراض قلبی و ناگواری‏های فکری را شفا می‏دهد، تیرگی‏ها را می‏زداید . حضرت امام خمینی، مدام و به طور مؤکد بر استفاده از این سفره عظیم و گسترده الهی توصیه می‏نمودند و برخلاف این نظر که می‏گوید این کلام را مردم عادی نمی‏فهمند و تنها برای خواص قابل استفاده است، معتقد بودند که تمامی آحاد مردم باید قرآن بخوانند و در معانی آن دقت و تدبر کنند، زیرا این کتاب برای همه نازل شده است اما هر کس در حد درک و اندازه فهم خود از آن بهره می‏گیرد، ایشان در بیانی فرموده‏اند: «قرآن یک سفره‏ای است که انداخته شده است‏برای همه طبقات ; یعنی یک زبانی دارد که هم زبان عامه است و هم زبان فلاسفه و هم زبان عرفانی اصطلاحی است و هم زبان اهل معرفت‏به حسب واقع است . . .» (1)

ادامه نوشته

هوس‏مداری و خودبینی

 

مراحل اخلاق در قرآن ، آیت الله العظمی جوادی آملی ؛

بدترین دشمن سعادت و رستگاری آدمی، نفس خودبین و هوس‏مدار اوست:

«أعدی عدوک، نفسک التی بین جنبیک» (1)

و انسان سالک برای دستیابی به مقصد باید این مانع بزرگ راه سیر و سلوک را از میان بردارد . امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) ستیز با هوای نفس را رأس هرم دین معرفی می‏کند:

«رأس الدین مخالفة الهوی» (2).

قبل از مبارزه با دشمن بیرون، باید در سایه تهذیب نفس دشمن درون را رام کنیم؛ زیرا جهاد اکبر مقدم بر جهاد اصغر است،

ادامه نوشته

مراحل خود سازی از منظر امام المتقین

 
پسرم!همانا تو را به ترس از خدا سفارش ميکنم که پيوسته در فرمان او باشي،ودلت را با ياد خدا زنده کني،وبه ريسمان او چنگ زني،چه وسيله اي مطمئن تر از رابطه تو با خداست؟اگر سر رشته آن را در دست گيري.دلت را با اندرز نيکو زنده کن،هواي نفس را با بي اعتنائي به حرام بميران،جان را با يقين نيرومند کن،و با نور حکمت روشنائي بخش،و با ياد مرگ آرام کن،به نابودي  از او اعتراف گير،وبا بررسي تحولات ناگوار دنيا به او آگاهي بخش،واز دگرگوني روزگار،وزشتي هاي گردش شب وروز او را بترسان،تاريخ گذشتگان را بر او بنما،وآنچه که بر سر پيشينيان آمده است به يادش آور.در ديار و آثار ويران رفتگان گردش کن،و بينديش که آنها چه کردند؟و از کجا کوچ کرده،ودر کجا فرود آمده اند؟از جمع دوستان جدا شده وبه ديار غربت سفر کردند،گويا زماني نمي گذرد که  همه ما هم يکي از آنانيم!پس جايگاه آينده را آباد کنيم،آخرت را به دنيا نفروشيم،وآنچه نمي داني مگو،وآنچه بر تو لازم نيست بر زبان نياور،ودر جاده اي که از گمراهي آن مي ترسي قدم مگذار،زيرا خودداري به هنگام سرگرداني وگمراهي،بهتر از سقوط در تباهي هاست.

غم وشادی از منظر اسلام

اسلام دين كامل و جامعي است كه به تمام نيازهاي فطري انسان توجه كامل داشته و براي تمام نيازهاي جسمي و روحي، ابعاد مختلف، زواياي پيدا و پنهان زندگي بشر برنامه و شيوه‌ي كار ارائه كرده‌است.

شادي‌و‌نشاط و تفريح از جمله نيازهاي روحي‌و‌فطري انسان است كه در بسياري ازجنبه‌هاي حياتي وي نقش مؤثري ايفا مي‌كند. دين‌مبين‌اسلام كه به تمام نيازهاي روحي‌وجسمي انسان توجه داشته، اين موضوع را نيز موردتوجه قرار داده است. وجود آيات‌متعدد در قرآن‌كريم، سخنان‌پيامبر(ص) و احاديث و روايات منقول از ائمه‌ي‌معصومين(ع) و به‌طور كلي متون‌ديني حاكي از اهميت اين موضوع در اسلام ‌است.

درباره‌ي اهميت شور و نشاط و سرور و جايگاه آن در تعاليم ديني همين بس كه مفهوم شادي 25بار با الفاظ مختلف در قرآن‌كريم آمده و يكي از اصول كتاب‌هاي روائي به باب ادخال‌السرور اختصاص داده شده و از كساني‌كه موجبات دل‌خوشي و شادكامي بندگان را فراهم مي‌آورند، ستايش شده است.

لذا اين مقاله بر آن است تا بااستفاده از آيات قرآن‌كريم و با بررسي احاديث‌وروايات و نقل سيره‌ي پيشوايان ديني به تبيين اين مطلب كمك نموده و هم‌چنين شادي‌ونشاط را در متون‌اسلامي و از منظر بزرگان دين بررسي كند.

 

ادامه نوشته

آیات غرر،آیات کلیدی قران

بسم الله الرحمن الرحیم

آیات غرر،آیات کلیدی قران هستندکه ریشه های درخت طوبای قران کریم اند.وتفسیر قران به این سبک موجب کشف بسیاری از اسرار قرانی می گردد وانسجام وهماهنگی درونی قران کریم را به نمایش می گذارد ،وهر آیه خود صادق ومصدق آیات دیگر قران می باشد.

 أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَّابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ ‌[١٣-١٧]

خداوند از آسمان آبی فرستاد؛ و از هر درّه و رودخانه‌ای به اندازه آنها سیلابی جاری شد؛ سپس سیل بر روی خود کفی حمل کرد؛ و از آنچه (در کوره‌ها،) برای به دست آوردن زینت آلات یا وسایل زندگی، آتش روی آن روشن می‌کنند نیز کفهایی مانند آن به وجود می‌آید -خداوند، حق و باطل را چنین مثل می‌زند!- امّا کفها به بیرون پرتاب می‌شوند، ولی آنچه به مردم سود می‌رساند [= آب یا فلز خالص ] در زمین می‌ماند؛ خداوند اینچنین مثال می‌زند!

﴿رعد/١٧﴾

ادامه نوشته

تناسخ در قرآن كريم

 

تنــاسخ ( Transmigration)

 عبارت است از بازگشت ارواح به پيكرهاي گوناگون در نشئه دنيا به منظور تحمل كيفر يا پاداش اعمال .

  در اصطلاح علم كلام و ملل و نحل به بازگشت دائمي روح متوفّا كه مبدا شخصيت و موجوديت فردي اوست پس از مرگ به پيكرهاي گوناگون انساني5 و تشكيل دادن اساس موجوديّت آن “نسخ” كه از آن به تقمص نيز تعبير مي شود

  در قران   تناسخ به معناي اصطلاحي نداريم، ولي مفسران حدود بيست آيه را مرتبط با اين موضوع دانسته و در ذيل آنها به اين بحث پرداخته اند و برخي متجاوز از يك هزار آية قرآني را كه معاد و مسائل مرتبط با آن را اثبات مي نمايد كه از آن جمله 60 آيه كه دربارة جاودانگي در بهشت يا جهنم و در بيش از 50 آيه دربارة دوباره زنده شدن انسان در قيامت است .8 گواه بطلان تناسخ دانسته اند 9 به همين دليل هيچكس از مسلمانان قائل به تناسخ نشده است تنها گروهي كه افكار هندوها و منقولاتي از عرب آنان را به سوي اين امر باطل سوق داده است .10

ادامه نوشته

قرآن و جامعه معاصر: ضرورت­ها و بايسته­ها

 جستار گشايي

1) تاريخ زندگي بشر همواره شاهد بروز و ظهور اديان و مذاهبي بوده كه هر يك داعيه نجات انسان و رستگاري او را داشته اند. همان گونه كه ژان ژاك روسو، فيلسوف و متفكر معروف فرانسوي (1712-1778م) گفته جامعه اي تاكنون وجود نداشته يا پايدار نمانده كه مذهب اساس آن نباشد (1379: 496).

قرآن كريم، منشور چند پهلو

و ذوي الابعادي - 1

2) قرآن كريم، منشور چند پهلو و ذوي الابعادي است كه در سلوك علمي و عملي آنان و همچنين در غنا بخشي به علوم اسلامي و شكل دهي هويت ديني آنان و ايجاد همگرايي در بين جوامع اسلامي، نقشي به سزا و غير قابل انكار داشته است.

از آنجا كه آموزه هاي قرآن براي انسان است و انسان هم موجودي است انديشنده و عقلاني، و در متن و بطن «زمان»؛ از اين رو براي او در هر زماني، به مقتضاي شرايط زمان و مكان، پرسش هايي درباره دين و كتب آسماني، در بحث ما قرآن، پديد مي آيد كه پاسخ هايي منطقي و روشن را مي طلبد.

پژوهندگان حوزه دين به نيكي مي دانند كه سوال هاي نو پيدا در هر عصر را، كه با هر دليل و انگيزه اي مطرح شده باشد مولود ذهن كاوشگر آدمي است، نه مي توان و نه بايد كه خاموش كرد يا ناديده گرفت؛ بلكه راه صواب آن است كه از آنها استقبال نموده و پس از بررسي و تحليل، به آنها پاسخ هاي در خور داده و در واقع ضمن دفاع عملي از دين، چهره منطقي و دفاع پذير بودن مكتب را فرا روي ديگران قرار داد.

پرسش هايي از سوي پيروان،

 رقيبان يا دشمنان

3) به آنچه گفته شد بايد افزوده امروزه قرآن به عنوان مجموعه دستورهايي كه از سوي خداوند بر آخرين فرستاده اش نازل شده، با پرسش هايي از سوي پيروان، رقيبان يا دشمنان[1] خود مواجه است. بخشي مهم از اين سوال ها درباره آن است كه قرآن كريم براي انسان و جامعه امروز چه پيام هايي دارد و در مواجهه با انسان و دنياي جديد، چه راهكارها و ابزارهايي را در اختيار دارد. آيا با توجه به پيشرفت ها و تحول هاي سريع و وسيعي كه در زندگي و انديشه انسان امروز از جهات مختلف پيش آمده باز هم مي توان از توانايي قرآن براي هدايت انسان عصر حاضر سخن به ميان آورد؟ اينها و مواردي از اين قبيل، پرسش هايي است كه پاسخ سنجيده و منطقي به آنها امري چندان ساده نيست و نيازمند بررسي هاي دقيق و همه جانبه و توجه به برخي نكته هاي مهم است.

مقاله حاضر در صد د اشاره به برخي از اين نكته هاست. در واقع نوشتار حاضر با رويكردي نظري- كاربردي، به دنبال يافتن پاسخي براي اين پرسش بنيادين است كه براي بهره گيري از قرآن در جامعه امروز و براي انسان معاصر چه بايد كرد؟ مدعاي اين مقاله آن است كه بحث از قرآن و جامعه امروز به شرطي قرين موفقيت خواهد بود كه اين نكته ها و شرايط به جد مورد توجه قرار گيرد؛ نكته هايي كه مي توان آنها را در ذيل دو عنوان ضرورت ها و بايسته ها صورت بندي نمود:

ادامه نوشته

نشست خبری همايش بين‌المللی «قرآن كريم و مسايل جامعه معاصر»

 و «بزرگداشت راغب اصفهانی»، روز گذشته در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد.

نشست خبری همايش بين‌المللی «قرآن كريم و مسايل جامعه معاصر» با حضور «محمدی عراقی»، رياست سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و دبير كل همايش، «علی رضايی بيرجندی»، دبير كميته علمی همايش و «ابوالحسن خلج منفرد»، رياست مركز مطالعات فرهنگی و بين‌المللی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و دبير بخش بين‌الملل و «سيد حسن عصمتی»، رييس نمايشگاه جنبی قرآن كريم در محل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد.

ادامه نوشته

نقش آموزه های وحیانی در سعادت فرد و جامعه

بسم الله الرحمن الرحیم

 در آرزوی سعادت

از زمان پیدایش حیات انسانی تا کنون ، رسیدن به سعادت[1] و خوشبختی مهمترین آرزو و هدف همه افراد  و جوامع انسانی بوده است.

انبیا و اولیای الهی،  رسیدن به سعادت و خوشبختی را به انسان ها بشارت داده اند و به آنها هشدار داده اند که حرکت به سمت بدبختی و شقاوت باید مهمترین دل نگرانی آنان باشد.

حقیقت و ماهیت سعادت چیست که حتی اندیشمندان و فلاسفه و عرفا  و علمای اخلاق را شیفته خود نموده است تا به این اندازه که نام کتاب خود را جامع السعادات [2]   یا کیمیای سعادت[3] و ... نهاده اند.

سعادت برای مردم چه پیام و ره آوردی داشته است که سیاستمداران برای کسب آراء مردم همیشه وعده خوشبختی به آنان داده و می دهند؛ مگر سعادت وخوشبختی چقدر مهم و متعالی است که پدران ومادران تنها آروزی خود را در زندگی، خوشبختی فرزندان خود معرفی می کنند و در نهایت چرا سعادت به این مهمی ، کمتر دست نیافتنی می نماید .

آیا مردم راه سعادت را گم کرده اند ؟ آیا برای پیدا کردن سعادت از ابزار نادرست استفاده می کنند؟ آیا جامع نگر نیستند و فقط به هدف های کوچک و زود بازده می اندیشند؟ آیا برای رسیدن به سعادت نیازمند راهنما و مشاور هستند؟

 آشنایی با مفهوم سعادت :

برای سعادت تعریف های گوناکونی انجام گرفته است : تعریف علامه طباطبایی از سعادت چنین است : (سعادت هر چيزى عبارت است از رسيدنش به خير وجودش، تا به وسيله آن، كمال خود را دريافته، و در نتيجه متلذذ شود، و سعادت در انسان كه موجودى است مركب از روح و بدن عبارت است از رسيدن به خيرات جسمانى و روحانى‏اش، و متنعم شدن به آن‏ ) [4]

نگاه شهید مطهری به تعریف سعادت این گونه است: ( استیفاء همه جانبه حظوظ و بهره ها و لذت ها و برکناری از رنج ها و دردها است) [5]

و یا جایی دیگر می نویسند: ( لذتی سعادت به حساب می آید که مانع لذت بزرگتر و یا موجب رنج بزرگتری نباشد)[6]

 

ادامه نوشته

قدر  قدر

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

شب وصل است و طي شد نامه هجر   سلامٌ فيه حتي مطلع الفجر

دلا در عاشقي ثابت قدم باش                   که در اين ره نباشد کار بي‏اجر

برآ اي صبح روشن‏دل خدا را                    که بس تاريک مي‏بينم شب هجر

دلم رفت و نديدم روي دلدار                  فغان از اين تطاول، آه از اين زجر

     آن شب، كه بايد به اميد وصل و ديدار بيدار نشست، و از جام طهور "سلام"، تا "مطلع فجر"، سرمست بود، شب قدر است؟

   آن شب، كه آن را "شب وصل" ناميده اند، و نامه هجران را، در آن شب، طي شده و پايان يافته مي خوانند، شبي كه بايد در طلب كوشيد، و بيدار ماند و ديدار جست و احيا گرفت، و به نيايش پرداخت، و كار خير كرد، و صالحات به جا آورد، و به نيازمندان رسيد، و دانايي طلبيد، و مذاكره علم كرد شبي كه بايد به ياد روي آن محبوب عزيز، و آن يار پنهان رخسار، با درد منديهاي عاشقانه ناليد، و ديدار روي او را از خداي طلبيد؟ كدام شب نوراني و دل افروز است؟ و نقش ما درآن چيست؟

امشب شب خود است قدر خود را بدانيم.

شب خودسازي ، شب دعا

شب اداي دين و شب تفكر

شب چنگ زدن به حبل الله المتين

امشب شب تنهايي توست با بت خانه دل تويي به مثابه ابراهيم در آن بت كده شهر

تويي و يك تبر، تبر نيايش،  تبر صبر،  تبر عبادت بشكن!

بشكن همه بند هايت را  همه نفس هاي مادي را

تويي در قربانگاه ابراهيم كه بايد سر ببري نفس خواستن را

بايد بخواهي آنچه را كه او مي خواهد.

شب قدر اتمام سال گذشته و آغاز سال جديد است

سال خود را باپاكي نفس آغاز كن در حديث امام صادق آمده است:

ليلة القدر هي اول السنة و هي آخرها

هشتاد و سه سال و اندي يعني يک عمر که اين روزها با کوتاه شدن مجال‏ها براي زندگي، دست يابي به آن يک آرزوست. چه کسي باور مي‏کند حجم اين همه عدد در تبرک يک شب نهفته باشد؟ چگونه يک شب مي‏تواند تراکم اين همه نور را در خود ذخيره کند؟ اين پرسش فقط يک پاسخ دارد؛ عطوفت بي‏کران خدا و هزار نامي که در جوشش دعا در شب جوشن کبير، ندبه مي‏کنيم. شب قدر، فرصت قدر دانستن اين حقيقت بزرگ است.

شب قدر، شب عروج روح انسان از ملک زمين تا ملکوت آسمان هاست.

شب قدر، بيداري مي‏آموزند و غفلت مي‏زدايند تا شهد شيرين بخشش ببخشند.

شب قدر، شکوفايي نهال ايمان در بوستان جان انسان تماشايي است.

شب قدر، برترين هنگامه تلاوت تفکر و بهترين زمان براي تدبر در عظمت هستي است.

شب قدر، با فرق خونين بزرگ قافله‏سالار قبيله ايمان قيمت گرفته است.

ادامه نوشته

اعتدال در قرآن ، بینش ها و گرایش ها ، سیاسی اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

 مفهوم اعتدال

 اعتدال بر گرفته از عدل است. از معانی عدل میانه روی در امور می باشد[1]. اگر چیزی دو طرف مساوی داشته باشد ، بر آن اطلاق اعتدال می شود . از این رو است که  به  دو روز از سال  ( یک روز در بهار و یک روز در پاییز ) که شب و روز با هم مساوی هستند ، اعتدال گفته شده است ( همان )اعتدال رعایت حد وسط در بین دو حالت افراط و تفریط  و نیز مراعات تناسب و هماهنگی در امور است[2].

علمای علم اخلاق گفته اند اصول فضایل اخلاقی سه چیز است : حکمت ، عفت ، شجاعت و افزوده اند که اگر این سه فضیلت  به حد اعتدال برسد، ملکه چهارمی پدید می آید که عدالت نامیده می شود عدالت حد کا مل فضایل اخلاقی است و منشا تمامی افعالی است که بین ظلم کردن و ظلم پذیری وجود دارد[3]. در روایتی از امیرالمو منین (ع) سه امر یاد شده  بعلاوه عدل از اصول فضایل اخلاقی شمرده شده است. درهمین روایت  قوام عدل را بر آمده ازاعتدال  قوای نفس دانسته است[4] .مقابل عدل و اعتدال ، ظلم قرار دارد.  ظلم قرار دادن چیزی در غیر جای خود است . نتیجه می گیریم که عد ل و اعتدال قرار دادن هر چیزی در جای خود و به جا آوردن هر کاری بدون گرایش به افراط و تفریط است.

ادامه نوشته

گامی در مسیر انسان شناسی از نگاه قرآن

 

انسان مخاطب اصلى قرآن كريم و محورى‌ترين موضوع كتاب آسمانی است. انسان موجودى با کرامت، امانتدار خالق يكتا و جانشين او در نظام هستي است.

خود شناسی مهم­ترین نیاز انسان است؛ زیرا با شناخت ابعاد و زوایای وجود خود و درک داشته­ها و توانایی­ها، مقاصد و اهداف قابل دسترسی برای خود را خواهیم شناخت.

شناخت راه­های سعادت و طرق وصول انسان به كمال نهایی، بستگى به شناخت حقيقت او دارد. این شناخت سبب شناخت خداى متعال و پيامبران الهى مى شود. شناسايى فضيلت­هاى اخلاقى و مسائل اجتماعى ارتباط مستقيم با شناخت انسان دارد. اهمال در شناخت انسان يكى از اسباب مهمّ گمراهي­ها، سركشي­ها، وفرو رفتن در مفاسد و رذايل اخلاقى مى شود.

خودشناسي، خودآگاهي و درک عظمت­ها و ارزش­های والایی که خالق به ما عطا کرده، به ما کمک می­کند تا راه­هاي صحيح شكوفا کردن استعدادهای خود را پیدا کنیم. براي اين منظور تامل و تدبر در آيات الهي بهترين مجرای تحقق اين هدف است.

کلمه­ی انسان، 65 بار و واژه‌هاى هم معنا؛ مانند: بشر، بنى‌آدم، ذرّيه آدم، ناس، اِنس، نفس و ... كه به انسان يا بُعدى از وى يا مصداق­هاى آن اشاره دارند، در قرآن آمده­ است.

ادامه نوشته

نکته های قرانی از معلم شهید استاد مطهری

شیوه قرآن در دعوت به تفکر چیست؟

قرآن كريم زياد به تفكر دعوت  مى كند يا به طور مستقيم و يا غير مستقيم.

1- دعوتهاى مستقيم قرآن كريم به تفكر همان آياتى است  كه رسما موضوع تفكر را عنوان كرده است، بى فكرى را مذمت و ملامت  كرده است:  ان شر الدواب  عند الله الصم البكم الذين لا يعقلون  (سوره انفال، آيه 22) بدترين جنبندگان در نظر خدا كدامند؟ آيا آنهائى هستندكه ما آنها را نجس العين مى خوانيم؟ يا بدترين حيوانات  آنهائى هستند كه ضرب  المثل كودنى هستند؟ نه، بدترين جنبندگان در نظر خدا و با مقياس حقيقت  عبارت  است  از انسانهائى كه گوش دارند و كرند، زبان دارند و گنگ  و لالند، قوه عقل و تميز به آنها داده شده است ولى آن را به كار نمى اندازند و فكر نمى كنند. نظير اين آيه كه دعوت  به تعقل شده است در قرآن زياد است.

2- يك  سلسله آيات  داريم كه غيرمستقيم مردم را به تعقل دعوت  كرده است. يك  دسته از اين آيات آياتى است  كه مطلبى را با شكل و صورتى طرح مى كند كه عقل را بر مى انگيزد به تفكر كردن و تأمل كردن. اين خود يك  روش خاصى است كه براى تحريك عقول به كار برده شده است. از جمله همين آيه است «انا عرضنا الامانه على السموات والارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه كان ظلوما جهولا». در اين آيه كه در موضوع انسان است، به شكلى مطلب  بيان شده كه انسان وقتى اين آيه را تلاوت  مى كند فورا چند علامت  سؤال در جلو خودش مى بيند. ما امانت  را بر آسمانها و زمين عرضه كرديم. اين امانت  چيست؟ كدام امانت است؟ چگونه عرضه كرديم؟ بر كى عرضه كرديم؟ بر آسمانها و بر زمين و كوهها. چگونه امانتى را مى شود بر آسمان و زمين و كوه عرضه كرد؟ امانت  را ما عرضه داشتيم بر آسمانها، بر زمين و بر كوهها اما آنها از اينكه اين امانت  را بپذيرند امتناع كردند. كلمه  ابين يحملنها  آمده است، يعنى امتناع كردند از اينكه اين امانت  را به دوش بگيرند. معلوم مى شود نوع امانت  نوعى است  كه اين موجودات  كه اين امانت  بر آنها عرضه شده است  بايد تحمل بكنند، به دوش بگيرند، نه صرف  اينكه بپذيرند. شما در امانتهاى معمول مى گوئيد كه فلانى فلان امانت  را پذيرفت، نمى گوئيد به دوش گرفت. اما اينجا قرآن كريم مى فرمايد اينها امتناع كردند از اينكه اين امانت  را به دوش بگيرند. اين « امانت  به دوش گرفتن » موضوعى در ادبيات  عربى و فارسى شده است. حافظ مى گويد: آسمان بار امانت  نتوانست  كشيد قرعه فال به نام من ديوانه زدند و حملها الانسان  اما انسان اين امانت  را به دوش گرفت. فورا اين سؤال پيش مى آيد كه ما همه انسانها را مى بينيم ولى روى دوش آنها چيزى نمى بينيم. كدام بار است  كه بر دوش انسانها گذاشته شده است ؟ پس معلوم مى شود اين شكل ديگرى است، يك  امانت  جسمانى نبوده است  كه خدا يك  جسمى را عرضه بدارد به زمين، بگويد نه، به كوهها، بگويد نه، به آسمانها، بگويد نه، ولى به انسان بگويد تو، انسان بگويد بلى من حاضرم.

بعد مى فرمايد:  انه كان ظلوما جهولا  انسان كه تنها موجودى بود كه حاضر شد اين امانت  را به دوش بگيرد ظلوم است. « ظلوم » از ماده ظلم است. ظلم يعنى ستمگرى. ظلوم مبالغه در ظالم بودن است. اين موجودى كه اين امانت  را به دوش گرفت  بسيار ستمگر است. جهل به معنى نادانى، و جهولا مبالغه در نادانى است: و بسيار نادان هم هست. اين باز يك  سلسله سؤالهاى ديگر به وجود مى آورد: آيا خدا كه اين امانت  را عرضه داشت، عرضه داشت  كه بپذيرند و به دوش بگيرند يا عرضه داشت  كه به دوش نگيرند؟ مسلم عرضه داشت  كه به دوش بگيرند. حالا كه هيچ مخلوقى به خود اجازه نداده است  و جرأت  نكرده است  كه اين امانت  را به دوش بگيرد و تنها در ميان صف  مخلوقات، انسان قدم جلو گذاشته و گفته من حاضرم، حالا كه قبول كرده چرا اين موجود را قرآن ظلوم و جهول خوانده است؟

ادامه نوشته

مهجور بودن قران :

 حضرت امام خمینی (ره)

می فرمايند :"يكي از حجب ،كه مانع از استفاده از اين صحيفه نورانيه است اعتقاد به آن است كه جز آن چه  مفسرين نوشته يا فهميده اند كسي را حق استفاده از قران نيست وتفكر وتدبر در آيات شريفه را به تفسير به راي ،كه ممنوع است ،اشتباه نموده اند و به واسطه اين راي فاسد وعقيده باطله ،قران شريف را از جميع فنون استفاده عاري نموده وآن را به كلي مهجور نموده اند. ( آداب الصلاةص 110.)

درآمدي بر نوآوري وشكوفائي ديني

 

بسم الله الرحمن الرحيم

وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلاَّ كانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ 

 هيچ تذكّر تازه‏اى از (طرف) خداوند مهربان برايشان (كافران ) نيامد، مگر آن كه از آن روى‏گردان بودند. قران کریم

 نامگذاري امسال به عنوان سال نوآوري و شكوفايي از سوي رهبرفرزانه  انقلاب اسلامي و  لزوم پيروي از آموزه هاي آخرين سند آسماني قران كريم وسنت پيامبر واهل بيت بزرگوارش، ايجاب مي كند نگاهی نو وروز آمد به معارف دین داشته باشیم   وتبيين نگاه اسلام به نو گرايي نخستين گام در اين راستا مي باشد.

ادامه نوشته

نیمه زرنگها وتمام زرنگ ها:

 
 خواسته  نیمه زرنگ ها :
دنیای پر ومال وقدرت فراوان
 
قران کریم : فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ ‌[٢-٢٠٠]
 بعضی از مردم می‌گویند: «خداوندا! به ما در دنیا، (*نیکی*) عطا کن!» ولی در آخرت، بهره‌ای ندارند.
﴿٢٠٠﴾
خواسته  تمام زرنگ ها:
 دنیای زیبا در کنار آخرتی زیبا وبه دور از هر گونه آتش.
وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ‌[٢-٢٠١]
و بعضی می‌گویند: «پروردگارا! به ما در دنیا (*نیکی*) عطا کن! و در آخرت نیز (*نیکی*) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!»
﴿٢٠١﴾
أُولٰئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّمَّا كَسَبُوا وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‌[٢-٢٠٢]
آنها از کار (و دعای) خود، نصیب و بهره‌ای دارند؛ و خداوند، سریع الحساب است.
﴿٢٠٢﴾

ذكر خدا چيست و چگونه است ؟.

گـفـتـه انـد ((ذكـر دوگونه است : ذكر قلبى و ذكر زبانى و هريك از آنها دوگونه است يا پس از فراموشى است و يا بدون فراموشى )).
و بـه هـر حال در آيه فوق منظور از ذكر خدا كه مايه آرامش دلهاست تنها اين نيست كه نام او را بر زبـان آورد و مـكرر تسبيح و تهليل و تكبير گويد, بلكه منظور آن است كه با تمام قلب متوجه او و عـظمتش و علم و آگاهيش و حاضر و ناظر بودنش گردد, و اين توجه , مبدا حركت و فعاليت در وجـود او بـه سـوى جهاد و تلاش ونيكيها گردد و ميان او و گناه سد مستحكمى ايجاد كند, اين است حقيقت ((ذكر)) كه آن همه آثار و بركات در روايات اسلامى براى آن بيان شده است .
در حديث مى خوانيم ;
Š
از وصايايى كه پيامبر به على (ع ) فرمود اين بود:.
((اى عـلى ! سه كار است كه اين امت طاقت آن را ندارند (و از همه كس ساخته نيست ) مواسات با بـرادران ديـنى در مال , و حق مردم را از خويشتن دادن , وياد خدا در هر حال , ولى ياد خدا (تنها) سبحان اللّه والحمدللّه ولا اله الا اللّه واللّه اكبرنيست , بلكه ياد خدا آن است كه هنگامى كه انسان در برابر حرامى قرار مى گيرد ازخدا بترسد و آن را ترك گويد)).

برنامه اولوالالباب از منظر قران  :

نخست به صورت يك استفهام انكارى مى فرمايد: ((آيا كسى كه مى داند آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده حق است , همانند كسى است كه نابيناست )) ؟ (افمن يعلم انما انزل اليك من ربك الحق كمن هو اعمى).
اين تعبير اشاره لطيفى است به اين كه ندانستن اين واقعيت به هيچ وجه امكان پذير نيست مگر اين كه چشم دل انسان بكلى از كار افتاده باشد.
و لـذا در پـايـان آيه اضافه مى كند: ((تنها كسانى متذكر مى شوند كه اولواالالباب و صاحبان مغز و انديشه اند)) (انما يتذكر اولواالا لباب ).
(آيه ) سپس به عنوان تفسير ((اولوا الا لباب )) ريز برنامه هاى آنان را بيان كرده , و قبل از هـر چـيـز انگشت روى مساله وفاى به عهد و ترك پيمان شكنى گذارده , مى گويد: ((آنها كسانى هـسـتند كه به عهد الهى وفا مى كنند و پيمان رانمى شكنند)) (الذين يوفون بعهداللّه ولا ينقضون الميثاق ).
((عـهـداللّه )) (عـهـد الـهى ) معنى وسيعى دارد كه شامل عهدهاى فطرى وپيمانهايى كه خدا به مـقـتضاى فطرت از انسان گرفته مى شود و هم پيمانهاى عقلى يعنى , آنچه را كه انسان با نيروى تفكر و عقل از حقايق عالم هستى و مبدا و معاددرك مى كند, هم پيمانهاى شرعى يعنى آنچه را كه پـيامبر(ص ) از مؤمنان در رابطه بااطاعت فرمانهاى خداوند و ترك معصيت وگناه , پيمان گرفته همه را شامل مى گردد.
(آيه ) دومين ماده برنامه آنها, حفظ پيوندها و پاسدارى از آنهاست , چنانكه مى فرمايد: ((آنها كسانى هـسـتـنـد كـه پيوندهايى را كه خداوند امر به حفظ آن كرده برقرار مى دارند)) (والذين يصلون ما امراللّه به ان يوصل ).
انـسـان ارتـبـاطـى بـا خدا, ارتباطى با پيامبران و رهبران , ارتباطى با ساير انسانهااعم از دوست و همسايه و خويشاوند و برادران دينى و همنوعان دارد, و ارتباطى نيز با خودش , همه اين پيوندها را بايد محترم شمرد.
در حقيقت انسان يك موجود منزوى و جدا و بريده از عالم هستى نيست بلكه سر تا پاى وجود او را پيوندها و علاقه ها و ارتباطها تشكيل مى دهد.
سـومين و چهارمين برنامه طرفداران حق آن است كه : ((آنها از پروردگارشان ,حشيت دارند و از بدى حساب (در دادگاه قيامت ) مى ترسند)) (ويخشون ربهم ويخافون سو الحساب ).
(آيه ) پنجمين برنامه آنها استقامت است , در برابر تمام مشكلاتى كه درمسير اطاعت و ترك گناه و جـهاد با دشمن و مبارزه با ظلم و فساد وجوددارد آن هم صبر و استقامتى براى جلب خشنودى پـروردگار, و لذا مى فرمايد: ((آنها كسانى هستند كه به خاطر جلب رضايت پروردگارشان صبر و استقامت به خرج دادند))(والذين صبروا ابتغا وجه ربهم ).
اين جمله دليل روشنى است بر اين كه صبر و شكيبايى و بطوركلى هرگونه عمل خير در صورتى ارزش دارد كـه ((ابـتـغا وجه اللّه )) و براى خدا باشد, و اگرانگيزه هاى ديگرى از قبيل رياكارى و جلب توجه مردم و يا حتى براى ارضاى غرورخود, كارى را انجام دهد بى ارزش است .
ششمين برنامه آنها اين است كه ((آنها نماز را بر پا مى دارند)) (واقامواالصلوة ).
چه چيز مهمتر از اين است كه انسان هر صبح و شام رابطه و پيوند خود را باخدا تجديد كند, با او به راز و نياز برخيزد و به ياد عظمت او و مسؤوليتهاى خويش بيفتد, و در پرتو اين كار, گرد و غبار و زنگار گناه را از دل و جان بشويد.
و بـه دنـبال آن هفتمين برنامه حقجويان را با اين عبارت بيان مى كند: آنهاكسانى هستند كه ((از آنچه به آنان روزى داده ايم در پنهان و آشكار انفاق مى كنند))(وانفقوا مما رزقناهم سرا وعلا نية ).
نماز پيوند انسان را با ((خدا)) و زكوة پيوند او را با ((خلق )) محكم مى كند.
بالاخره هشتمين و آخرين برنامه آنها اين است كه : ((آنها به وسيله حسنات ,سيئات خود را از ميان مى برند)) (ويدرؤن بالحسنة السيئة ). و هـر انـدازه گـناه و لغزش آنها بزرگتر باشد به همان اندازه حسنات بيشترى انجام مى دهند, تا وجود خود و جامعه را از لوث گناه با آب حسنات بشويند.
ايـن احـتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه آنها بدى را با بدى تلافى نمى كنند, بلكه سعى دارند اگر از كسى نسبت به آنها بدى برسد, با انجام نيكى درحق وى , او را شرمنده و وادار به تجديد نظر كنند.
و در پـايـان آيـه پـس از ذكـر بـرنامه هاى مختلف گذشته اشاره به عاقبت كار((اولواالالباب )) و انديشمندان و طرفداران حق و عاملان به اين برنامه ها كرده ,مى فرمايد: ((عاقبت نيك سراى ديگر براى آنهاست )) (اولئك لهم عقبى الدار).
(آيـه ) ايـن آيـه در تـوضـيح اين سرانجام نيك و عاقبت خير مى گويد:سرانجام كار آنها ((باغهاى جـاويـدان بـهشت است كه هم خودشان وارد آن مى شوند وهم پدران و همسران و فرزندان صالح آنها)) (جنات عدن يدخلونها ومن صلح من آبائهم وازواجهم وذرياتهم ).
و چـيـزى كه اين نعمتهاى بزرگ و بى پايان را تكميل مى سازد, اين است كه ((فرشتگان از هر درى برآنها وارد مى شوند))(والملا ئكة يدخلون عليهم من كل باب ).
(آيه ) و به آنها مى گويند: ((سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان ))(سلا م عليكم بما صبرتم ).
آن صـبـرها و استقامتهاى شما در راه انجام وظائف و مسؤوليتها و تحمل شدائد و مصائب بوده كه اين سلامت را به وجود آورد, در اينجا در نهايت امنيت وآرامش خواهيد بود.
و در پايان مى فرمايد: ((چه پايان نيك و چه عاقبت خوبى )) ؟ (فنعم عقبى الدار).
از آيـات قـرآن و روايـات بـه خـوبى استفاده مى شود كه بهشت درهايى دارد كه اشاره به اعمال و كـارهـايـى اسـت كـه سـبـب ورود به بهشت مى شوند و جالب اين كه در قرآن مى خوانيم : جهنم ((هفت )) در دارد, و طبق روايات , بهشت داراى ((هشت )) در است اشاره به اين كه طرق وصول به سـعـادت و بـهشت جاويدان از طرق وصول به جهنم بيشتر است , و رحمت خدا بر غضب او پيشى مى گيرد.
(آيه ).

دنياپرستان تبهكار !.

از آنـجـا كـه نـيك و بد همواره در مقايسه با يكديگر به خوبى روشن مى گرددپس از ذكر صفات ((اولـواالا لباب )) در اينجا بخشى از صفات اصلى مفسدان و آنها كه عقل و انديشه واقعى خود را از دسـت داده انـد بيان مى دارد, مى گويد: ((و آنها كه عهد الهى را بعد از محكم كردن مى شكنند, و پـيوندهايى را كه خدا فرمان به برقرارى آن داده , قطع مى كنند, و در روى زمين افساد مى نمايند, لـعـنـت و مـجـازات سـراى ديگر از آنهاست )) (والذين ينقضون عهداللّه من بعد ميثاقه ويقطعون ماامراللّه به ان يوصل ويفسدون فى الا رض اولئك لهم اللعنة ولهم سؤ الدار).
در حقيقت تمام مفاسد عقيدتى و علمى آنها در سه جمله فوق , خلاصه شده است :.
1ـ شكستن پيمانهاى الهى

كه شامل پيمانهاى فطرى , و پيمانهاى عقلى , و پيمانهاى تشريعى مى شوند.
2ـ قطع رابطه ها

رابطه با خدا, رابطه با رهبران الهى , رابطه با خلق , و رابطه با خويشتن .
3ـ آخرين قسمت كه ثمره دو قسمت قبل است , فساد در روى زمين است .
(آيـه ) در ايـن آيه اشاره به اين مى كند كه روزى و زيادى و كمى آن , به دست خداست : ((خداوند روزى را براى هر كس بخواهد وسيع , و براى هر كس بخواهد تنگ قرار مى دهد)) (اللّه يبسط الرزق لمن يشا ويقدر).
اشاره به اين كه آنها به خاطر جلب درآمد بيشتر در روزى زمين فساد مى كنند,پيوندهاى خدايى را مى برند, و عهد الهى را مى شكنند تا درآمد و بهره بيشترى اززندگى مادى پيدا كنند, توجه به اين حقيقت ندارند كه روزى و كم و زياد آن به دست خداست .
سـپـس اضـافـه مـى كـند كه : پيمان شكنان و مفسدان فى الارض ((تنها به زندگى دنيا خشنود و خـوشحالند در حالى كه زندگى دنيا در برابر آخرت , متاع ناچيزى بيش نيست )) (وفرحوا بالحيوة الدنيا وما الحيوة الدنيا فى الا خرة الا متاع ).
(آيـه ) از آنـجا كه در اين سوره بسيارى از بحثها پيرامون توحيد و معاد ورسالت پيامبر(ص ) است , ايـن آيه بار ديگر به سراغ مساله دعوت پيامبر اسلام مى رود و يكى از ايرادات منكران لجوج را بيان كـرده , مـى گـويـد: ((و كـافران مى گويند:چرا معجزه اى از سوى پروردگارش بر او نازل نشده است )) (ويقول الذين كفروا لولا انزل عليه آية من ربه ).
آنها انتظار دارند كه پيامبر به صورت يك ((خارق العاده گر)) در گوشه اى بنشيندو هر يك از آنها از در وارد شوند, و هر معجزه اى مايل هستند پيشنهاد كنند او هم بلافاصله به آنها ارائه دهد, و تازه آنها اگر مايل نبودند ايمان نياورند!.
قرآن در پاسخ آنها مى گويد: اى پيامبر ! به اينها ((بگو: كه خداوند هر كه رابخواهد گمراه مى كند و هـر كـس كـه بـه سـوى او بـاز گردد مشمول هدايتش قرارمى دهد)) (قل ان اللّه يضل من يشا ويهدى اليه من اناب ).
اشـاره بـه اين كه كمبود شما از ناحيه اعجاز نيست , بلكه كمبود شما از درون وجود خودتان است , لجاجتها, تعصبها, جهالتها, و گناهانى كه سد راه توفيق مى شود مانع از ايمان شماست .
جمال يار ندارد نقاب و پرده ولى غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد.
(آيه ) در اين آيه تفسير بسيار جالبى از ((من اناب )) (آنها كه به سوى خدابازگشته اند) بيان كرده , مى فرمايد: ((اينان كسانى هستند كه ايمان آورده اند ودلهايشان به ذكر خدا مطمئن و آرام است )) (الذين آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكراللّه ).
و بـعد به عنوان يك قاعده كلى و اصل جاويدان و فراگير مى فرمايد: ((آگاه باشيد با ياد خدا دلها آرامش مى گيرد)) (الا بذكراللّه تطمئن القلوب ).
(آيـه ) و در ايـن آيـه بـا ذكر سرنوشت و پايان كار افراد با ايمان مضمون آيات قبل راچنين تكميل مـى كـنـد: ((آنـهـايـى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند بهترين زندگى براى آنهاست و سـرانجام كارشان بهترين سرانجامها خواهد بود)) (الذين آمنوا وعملوالصالحات طوبى لهم وحسن مــاب ).

ایمان تنها راه رستگاری

  به نام خدای مهربان که بندگانش همیشه و در همه حال در پناه او هستند و هیچ زمانی نیست که از احوال آنها غافل بماند  

عدم ایمان به خدا همان چیزی است که همه ما از آن با شدت و ضعف بسیار رنج می بریم .چون هر روز و هر دقیقه در حال شریک گرفتن  برای خداوند میباشیم .روزی از یکی از اساتید پرسیدم که چرا دعاهای ما مورد قبول پروردگار قرار نمیگیرد  ایشان فرمودند که ما آنقدر در طول روز گناه می کنیم که این گناه مانند زنگی که بر روی آهن می نشیند بر روی دلهای ما نشسته  و مانع این است که به سوی خداوند میل کنیم  به طور کلی سه خصیصه اصلی  اخلاص عبارتند از ایمان , فروتنی و بیم .

 

ایمان به پیروزی نهایی عشق و حقیقت ؛فروتنی در نزد بزرگان و فرزانگان و بیم از حضور شیطان , ترس از همراه شدن با بدان و ورود به ورطه خواسته ها و تمایلات شیطانی که در ضدیت با ندای وجدان عمل می کنند .

 

در ایمان آوردن به خداوند نباید متزلزل بود  ایمان داشتن اساس پرهیزکاری است و ایمان به خداوند پایه زندگی با ایمان می توان به لطف و رحمت او دست یافت و کامیاب شد اگر ثبات قدم و ایمانی ژرف نداشته باشید فیض و رحمت او شامل حالتان نمی گردد . و اگر ایمان آوردید خداوند نیز شالوده ایمانتان را می آزماید تاببیند که راستین و عمیق است یا خیر .

باید برای ارتقا ایمان و اعتقادمان به خداوند بکوشیم در غیر این صورت , عبادت , دعاها و اذکار الهی پرستش و اعمال نیک , همگی به یک تشریفات مذهبی پوچ و خشک و غیر ارادی تبدیل می شوند تشریفاتی که نه برای خداوند بلکه به خاطر فشار اجتماع شکل گرفته است  تحول باطنی زمانی حاصل می شود که  این اعمال توام با ایمان به خدای متعال باشد .

                                         

ایمان باید در روح من باشد و در آنجا ریشه بگیرد زمانی که خواست و آرزوهایت برآورده شد شادمانی نمی کنم و زمانی که آرزوهایم تحقق نمی یابد اندوهگین نمی شوم ایمان باید بر پایه های مستحکمتری باشد لحظه ای ایمان آوردن و سپس شک کردن مثل زندگی و مرگ متناوب است ایمان , دم حیات بخش عبادت و پرستش است و تردید و دودلی ,مرگ.  شخص مردد و متزلزل مانند جسدی است متحرک بی فایده و بی ثمر بل هم فی شک یلعبون زندگی می شود بازیچه .

 

به همین دلیل است که همیشه اساتید بزرگ تاکید بسیاری بر خواندن نماز با حضور قلب دارن .  ایمان کارهای شگفتی می کند .ایمان قادر است خدا را بر آن دارد تا خود را آشکار سازد و آنچه را بدان ایمان داریم به ما ارزانی دارد .برای ایمان به خدا باید ابتدا به خود ایمان و اطمینان داشته باشیم .این یک قاعده کلی برای رسیدن به خداست .در امور معنوی , ایمان شرط اصل است . در آنجا شک و تردید , بنیان و شالوده تلاشهای معنوی را متزلزل می سازد و باید از آن اجتناب کرد .باید با منطق و حکمت ایمان داشته باشیم ایمان به خداوند در قلب ماوا دارد .ایمان به حضور دائم و هدایت پیوسته او , تقوا و اشراق می آورد باید بدانیم که ایمان یک سرمایه منحصر به فرد است و همچنین بهترین ضامن آرامش فکر .

تردید داشتن آسان تر است از ایمان زیرا داشتن ایمان خیلی خیلی سخت است اگر ذکر بگوئید , شیرینی آن زبانتان را اشباع میکند و افکارتان را بهبود می بخشد . اوقات خودتان را صرف شمارش ذکرها نکنید , با این عمل قصد دارید چه کسی را تحت تاثیر قرار دهید ؟ حتی اگر یکبار خداوند را از اعماق وجودتان صدا کنید , او به شما پاسخ خواهد داد ولی اگر میلیونها بار غیر ارادی و فقط با زبان - نه با قلب – او را صدا بزنید ,  صدای شما را اجابت نمی کند . در آرمانها و آرزوهایتان , به خدا ایمان داشته باشید .نگذارید وقتی شکست و درماندگی قدم بر آستانه وجود شما می نهند, ایمان شما بلغزد . ایمان شما نباید مانند نفس هایتان باشد که می آید و می رود ؛لحظه ای در درون است و لحظه ای در برون. باید بگذاریم ایمانمان مانند دژی باشد مستحکم بدون ورود و خروج های متوالی ....

 هرگز نباید خود را مانند گناهکاری بدانیم که در گناه تولد یافته , رشد کرده و محکوم به آن است  ما می توانیم به مقام خلافت الهی برسیم

 یا سمیع و یا بصیر , ای خدایی که همه ما روهم می بینی به وحدانیتت قسم یاد می کنم و تو را به 14 معصوم قسم میدهم که گناهان همه ما را ببخشایی  و ما را مورد عفو خود قرار دهی خدایا به ما توان بده که بتوانیم کمکی باشیم در راه سایر خلقت و به ما این توفیق را بده که مانند اولیای تو صبر پیشه کنیم و در برابر تهمت زنندگان هر لحظه به یاد بردباری پیامبرت محمد مصطفی بیافتیم ........شکرا" شکرا" شکرا" عفوا" عفوا" عفوا" ))).

قدر مادر :

وبالوالدین احسانا.      قران کریم

قدر مادرتان این دلیل عشق خدا به خودتان را بدانیدوبدانید خدای مهربانی که در دنیا برای ما قبل از به دنیا آمد ن ما فرشته ای به نام مادر آفریده یقینا فرشتگان محافظی هم در عالم برزخ ونیز سایر عوالم برای ما آفریده  است .

تو مگو ما را بدان شه بار نیست

با کریمان کارها دشوار نیست

این را هم بدانیم که:

هر کس که دلی دارد یک مور نیازارد

زیرا آن مور هم از دلبر دارد اثری بردل

برخی از بزرگان گفته اند دین در دو کلمه خلاصه می شود  مرنج و مرنجان .

نقش قران

 

نقش قران چون در این عالم نشست

 

نقشه های کاهن وپاپ را شکست

 

فاش گویم آنچه در دل مضمر است

 

 این کتابی نیست چیز دیگراست

 

چون به جان در رفت جان دیگر شود

 

جان چو دیگر شد جهان دیگر شود

اقبال لاهوری

نقش قرآن در زندگي بشري در ابعاد مختلف فردي، اجتماعي و حتي بين المللي، قابل دقت و بررسي است كه به طور مختصر به بعضي از آنها اشاره مي شود:
يكم. انسان نيازمند ارتباط مستقيم با آفريننده و هستي بخش خود است. اين ارتباط اگر چه از طريق مناجات و رازگويي دروني و قلبي انجام مي گيرد؛ اما دسترسي به كلمات خود خداوند، بسيار لذت بخش و اطمينان آور است. چنان كه اقبال لاهوري گفته است: «اگر مي خواهي خدا با تو سخن بگويد، قرآن بخوان».
اين ويژگي به طور كامل، تنها براي قرآن مجيد باقي مانده است و هيچ كتاب آسماني ديگر، چنين جايگاهي ندارد.
دوم. انسان در تكاپو و جست و جوي آگاهي هاي صحيح و معارف بلند و پرمعنا است. البته با استفاده از تجربيات بشري و تلاش هاي علمي، به بسياري از آگاهي ها مي توان دست يافت؛ اما براي اطمينان به درستي يافته هاي خود و آگاهي به آنچه براي او دست نايافتني است، نياز به يك منبع اصيل و غني بسيار محسوس است؛ چنان كه از زبان امام راحل(ره) گفته شده است: «اگر قرآن نبود، درهاي معرفت بر ما بسته بود».
قرآن مجيد در اين باره جايگاه ممتازي دارد. تعريفي كه قرآن از انسان دارد «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»؛ بقره (2)، آيه 30. و تعريفي كه قرآن از خداوند ارائه كرده است: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ»؛ شوري (43)، آيه 11.، همراه با بيان صفات جمال و جلال و تعريفي كه از نظام هستي و حيات و شعور همگاني موجودات ارائه داده «وَ إِنْ مِنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ»؛ رعد (13)، آيه 13. و بياني كه از پيوستگي و هماهنگي منظم همه كرات و افلاك و زمين و آسمان دارد «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها...»؛ شمس (91)، آيه 4 - 1.
و... نيازمندي همه جامعه بشري و پويندگان راه حق و حقيقت را به اين كتاب آسماني ضروري و آشكار ساخته است؛ زيرا بعضي از دانش ها به جز از طريق قرآن، براي بشر دست يافتني نيست: «وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ»؛ بقره (2)، آيه 151.
؛ «و آنچه را نمي دانستيد به شما ياد مي دهد...».
از جمله آگاهي هايي كه جز از طريق قرآن راهي براي دريافت آن نيست، آگاهي درباره جهان پس از مرگ و جزئيات جهان آخرت است؛ زيرا هيچ كدام از افراد بشر، تجربه تكرار و رفت و آمد آن را ندارند و درك بشري، هيچ گونه سابقه ذهني از آن ندارد. در حالي كه در سوره «واقعه»، «صافات»، «مرسلات» و... صحنه قيامت به تصوير كشيده شده است.
سوم. نقش برجسته ديگر قرآن اين است كه از سابقه تاريخ بشر، خبرهاي درست و مطابق واقع را نقل كرده و سرگذشت پيامبران و محتواي پيام آنان را - بدون هرگونه تحريف و دسيسه بشري به انسان ها رسانده است. ازاين رو قرآن حتي بر پيروان تورات و انجيل، منّت شايان توجهي دارد كه چهره پيامبران بني اسرائيل را به درستي معرفي كرده و حضرت موسي، عيسي، زكريا و... را آن گونه كه بوده اند - به دور از هر گونه تهمت و توهيني شناسانده و دست تحريف گران و دسيسه گران را نقش بر آب ساخته است. قرآن مجيد در اين باره مي فرمايد: «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَي ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ»؛ مائده (5)، آيه 116.؛ «اي عيسي پسر مريم! آيا تو گفتي به مردم كه من و مادرم را همچون دو خدا به جاي خداوند بپرستيد؟! گفت: منزهي تو! مرا نشايد كه چيزي را كه حق نيست بگويم».
چهارم. نقش برجسته ديگر قرآن براي جامعه بشري، اين است كه ظرفيت جهان شمولي دارد و پيام هاي آن براي تمام مصلحان جهان و حافظان حقوق بشر، قابل اعتنا و كاربردي است. تكيه بر نقاط مشترك پيروان اديان آسماني و پايبندي به اصول انساني (مانند عدالت گستري، امانت داري و...)، تلاش براي ريشه كني هرگونه ناهنجاري، ناپاكي و اختلاف و مخالفت با حق و درستي و... همگي شاخص هايي است كه ظرفيت جهان شمولي قرآن را به نمايش گذاشته است. آيات نوراني قرآن، تمامي اصلاحگران و حق گرايان را به سوي محور وحدت و پاكي، به دور از هر گونه تعصب و خودخواهي، دعوت كرده است: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلي كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ»؛ آل عمران (3)، آيه 64.؛ «بگو: اي اهل كتاب! بياييد بر سر سخني كه ميان ما و شما يكسان است، بايستيم كه: جز خدا را نپرستيم و چيزي را شريك او نگردانيم و برخي از ما بعضي ديگر را به جاي خدا به پروردگاري نگيرد»
بي ترديد گستردگي دانش بشر، تحولات شايان توجهي داشته و شكوفا سازي طبيعت و سلطه بر آن، به دست قدرت علمي و اطلاعاتي انسان و تجربه هاي بشري، تا حدود زيادي تأمين شده است. قرآن خود اين تحول آفريني را در گستره ظرفيت هاي انسان دانسته است: «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها»؛ هود (11)، آيه 61.؛ «خداوند شما را در زمين ايجاب كرد و وظيفه شكوفايي و آباداني و استخراج ظرفيت هاي زمين را به شما واگذار كرد».
رسالت دين و قرآن، «شكوفايي متوازن، متعادل و هماهنگ انسان» است. بر اين اساس بايد انسان را شناخت و آغاز و انجام او را دانست. بايد جايگاه انسان را در كل هستي به درستي تعريف كرد و رابطه او با خدا، خود، جامعه و طبيعت را تنظيم نمود.
رسالت علم ساخت جهان و رسالت قرآن، رشد ايمان و جهت دهي به حركت انسان است و با توجه به اسارت علم در دست برخي از انسان هاي آلوده به قدرت و ثروت و فزون خواه، ضرورت پايبندي به كتاب آسماني به دور از تحريف و يك مكتب الهي آشكار شده است.

براي آگاهي بيشتر ر.ك:
الف. محمدحسين طباطبايي، قرآن در اسلام، (دارالكتب الاسلاميه، 1372)؛
ب. عبدالله جوادي آملي، قرآن در قرآن، (مركز نشر اسراء، بهار 1378)؛
ج. عبدالله جوادي آملي، انتظار بشر از دين، (مركز نشر اسراء، 1380)؛
د. محمدتقي مدرسي، مباحثي پيرامون معارف قرآن كريم، (انتشارات محبان الحسين عليه السلام، 1379)؛
ه. محمد غزالي، نقش قرآن در جهان معاصر، انتشارات هه ژار سنندج، 1380).. 

موانع سیر انسان از منظر حضرت ایت الله العظمی جوادی آملی روحی فداه

 

 

یكى از موانع سیر انسان به سوى خدا، پندارگرایى و گمان باطل است؛ چنانكه از مهم‌ترین علل و اسباب طهارت روح و صعود آن به سوى حق، معرفت صحیح است. فرق عارف با پندارگراى غافل در این است كه عارف، خود را در مشهد و محضر خداى علیم قدیر حكیم مى‌یابد، چنانكه هر موجودى را مظهر او مى‌داند و پندارگراى غافل، خود را غایب از او مى‌پندارد، چنانكه هر موجودى را مستقل مى‌پندارد. هر كس بر اساس معرفت یا گمان خود، سود یا زیانى مى‌برد. قرآن كریم در ستایش مؤمن عارف مى‌گوید: او خود را در مشهد خداى علیم قدیر حكیم مى‌یابد و اهل مراقبت و محاسبت است، ولى در وصف غافل مى‌گوید: او فاقد همه این كمال‌هاست و با گمان و پندار زندگى مى‌كند و در پندار خود، مدفون است. قرآن كریم، گاهى درباره پندارگرایان غافل مى‌فرماید: "الم یعلم بانّ الله یرى"(1)؛ مگر او نمى‌داند كه خدا مى‌بیند؟ اگر كسى بداند كه خدا او را مى‌بیند و در مشهد خدا كار مى‌كند هرگز دستش به تباهى و زبانش به بدگویى آلوده نمى‌شود.(2) گاهى مى‌فرماید: "ایحسب ان لن یره احد"(3)؛ آیا مى‌پندارد كه كسى او را نمى‌بیند؟ خدا شاهد است و شما در محضر و مشهد خدایید.

فرق عارف با پندارگراى غافل در این است كه عارف، خود را در مشهد و محضر خداى علیم قدیر حكیم مى‌یابد، چنانكه هر موجودى را مظهر او مى‌داند و پندارگراى غافل، خود را غایب از او مى‌پندارد، چنانكه هر موجودى را مستقل مى‌پندارد.

گاهى مى‌فرماید: "ام یحسبون انا لا نسمع سرّهم و نجویهم"(4)؛ آیا مى‌پندارند كه ما كارهاى پنهان و نجواى آنها را نمى‌دانیم؟ اینها ناظر به بعد علمى است؛ یعنى انسان غافل فكر مى‌كند كه كسى او را نمى‌بیند و او تنهاست و چون تنهاست، رهاست. گاهى مى‌پندارد بر فرض، كسى او را ببیند قادر نیست جلو او را بگیرد و خود را در مشهد قدیر نمى‌بیند؛ یعنى مى‌پندارد كه خدا بر او توانایى ندارد. در این زمینه، ذات اقدس اله آیات فراوانى نازل كرده، مى‌فرماید: "ایحسب ان لن یقدر علیه احد"(5) آیا انسان مى‌پندارد خدا قدرت ندارد تا همه نعمت‌هاى او را به نقمت و حیات او را به ممات و سلامت او را به بیمارى مبدل كند؟ گاهى مى‌فرماید: "ایحسب الانسان ان لن نجمع عظامه"(6)؛ آیا انسان مى‌پندارد كه با مرگ نابود مى‌شود و ما استخوان‌هاى پوسیده او را دوباره زنده نمى‌كنیم؟ برخى چنین مى‌پندارند كه با مرگ نابود مى‌شوند و خداوند بر احیاى مجدد آنها قدرت ندارد و برخى مى‌پندارند كه بعد از مرگ، حساب و كتابى نیست و كسى بر حسابرسى اعمال آنها قدرت ندارد و به همین جهت، زبانشان دراز و دستشان به گناه، آلوده است.

اگر كسى بداند كه خدا او را مى‌بیند و در مشهد خدا كار مى‌كند هرگز دستش به تباهى و زبانش به بدگویى آلوده نمى‌شود.

گاهى انسان، جاه و قدرت خود را عامل موفقیت خود مى‌پندارد. از این رو ذات اقدس خداوند مى‌فرماید: "ام حسب الذین یعملون السیئات ان یسبقونا ساء ما یحكمون"(7)؛ آیا كافران مى‌پندارند كه سابق و پیشگامند و ما به آنها دسترسى نداریم؛ قضا و قدر ما آنها را رها كرده است و آنها از قلمرو قدرت ما بیرونند؟ این، حكم و داورى بدى است. گاهى نیز مى‌پندارند قدرت‌هاى مالى، مشكل آنها را حل مى‌كند: "یحسب ان ماله اخلده"(8)؛ آیامى‌پندارد كه مال او، او را جاوید مى‌كند؛ چنانكه در جاى دیگر مى‌فرماید: "و ما جعلنا لبشر من قبلك الخلد افان مت فهم الخالدون"(9)؛ در نظام آفرینش، دنیا جاى خلود و جاودانگى نیست و هیچ كس در آن، جاوید نمى‌ماند؛ زیرا دنیا نشئه حركت است و حركت باید به مقصد برسد و با دوام، سازگار نیست و اگر موجودى دائما در حركت باشد، عبث مى‌شود. معناى دوام حركت این است كه هدفى در كار نیست. از این رو حركت حتما باید منقطع شود و به دارالقرار برسد.

دنیا مزرعه آخرت است و در آخرت، پوست‌هاى مزرعه دنیا خریدارى ندارد، چنانكه در آن جا هرگز اولوالباب، یعنى كسانى كه داراى لب و مغزند، نمى‌سوزند.

ذات اقدس خداوند در این مورد مى‌فرماید: "افحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الینا لا ترجعون"(10)؛ آیا فكر كرده‌اید نظام آفرینش، یاوه و بیهوده است و این نظام، هدفى نداشته و شما معادى ندارید؟ گاهى انسان خود را در مشهد علیم قدیر حكیم مى‌بیند و هیچ یك از بحث‌هاى گذشته درباره او نیست اما خود را محق مى‌پندارد؛ با این كه در برابر وحى ایستاده و هم فكرش تیره و هم كارش تاریك است، مى‌گوید: حق با ماست. در این زمینه، قرآن كریم مى‌فرماید: "و یحسبون انهم مهتدون"(11)؛ آنان مى‌پندارند كه هدایت یافته‌اند در حالى كه به بیراهه مى روند. "و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا"(12)؛ فكر مى‌كنند كه كار خوب مى‌كنند؛ در حالى كه به بدى مبتلایند. از مجموع این آیات بر مى‌آید كه عده‌اى از انسان‌ها در جدار پندار، زندگى مى‌كنند و در خیال خام خود، غوطه‌ورند و بر اثر پندارگرایى از مغز تهى و به پوست تبدیل مى‌شوند و روشن است كه پوست‌ها را مى‌سوزانند، چنانكه كشاورز، پوست را مى‌سوزاند و لب و مغز را براى غذا نگه مى‌دارد.

مهم‌ترین راه براى تهذیب و تزكیه روح، همان معرفت صحیح و بدترین عامل براى آلودگى آن، همان گمان و پندار باطل است.

دنیا مزرعه آخرت است و در آخرت، پوست‌هاى مزرعه دنیا خریدارى ندارد، چنانكه در آن جا هرگز اولوالباب، یعنى كسانى كه داراى لب و مغزند، نمى‌سوزند. تعبیر قرآن كریم درباره پندارزدگان این است: "و افئدتهم هواء"(13)؛ دل‌هاى اینان تهى است و چیزى در آن نیست. چون آنچه به دل اینها راه یافته است، پندار محض است و پندار هم باطل است، ولى عارف، خود و همه كارهاى خود را در مشهد خداى علیم قدیر حكیم مى‌یابد و مى‌داند كه خدا مى‌بیند و مى‌تواند و پس از مرگ، روز حسابى هست. پس مهم‌ترین راه براى تهذیب و تزكیه روح، همان معرفت صحیح و بدترین عامل براى آلودگى آن، همان گمان و پندار باطل است.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره علق، آیه 14.

2. همه تعلیمات قرآن بر اساس تشویق به بهشت و ترهیب از دوزخ نیست، بلكه بخش قابل توجهى از آن، معرفت‌هاى عارفانه و حكیمانه است و ما را به حیاى از خدا وامى‌دارد، مانند این كه مى‌پرسد: آیا انسان نمى‌داند كه خدا او را مى‌بیند؟ بنابراین، اگر جهنم نبود، باز هم جا داشت كه انسان گناه نكند، چنانكه هیچ انسان با حیایى در كنار سفره مهماندار و دوست خود آشكارا در برابر او به مخالفت برنمى‌خیزد.

3. سوره بلد، آیه 7.

4. سوره زخرف، آیه 80.

5. سوره بلد، آیه 5.

6. سوره قیامت، آیه 3.

7. سوره عنكبوت، آیه 4.

8. سوره همزه، آیه 3.

9. سوره انبیاء، آیه 34.

10. سوره مؤمنون، آیه 115.

11. سوره زخرف، آیه 37.

12. سوره كهف، آیه 104.

13. سوره ابراهیم، آیه 43.

منبع:

کتاب مراحل اخلاق در قرآن، آیة الله جوادی آملی

در محضر استاد آيت الله العظمی جوادي آملي “دامت بركاته” وروحی فداه

    در خيابان خاطره ها، خيابان انقلاب قم به سمت كوچة مسجد استاد فرزانه حضرت آيت الله جوادي آملي “دامت بركاته” مي رويم . بعد از چند پيچ و خم وارد مسجدي ساده، ساكت و آرام مي شويم كه در آستانة آن، قفسه هاي كتاب آن را از ديگر مساجد ممتاز مي سازد . نماز ظهر و عصر را به امامت استاد مي گزاريم . بعد از نماز چهره هاي پاك، معصوم و وارسته اي را مشاهده مي كنيم كه همانند پروانه هايي بي آلايش گرداگرد شمع وجود استاد فرزانه را احاطه كرده اند . نگاه سرشار از مهر استاد ما را غرق در شرمندگي همراه با شوق و شعف و با رقه هاي اميد مي كند، شرمندگي از قصورهايمان در محضر آن استاد فرزانه و شوق واميد براي عظمت و بزرگواري آن استاد عظيم الشأن كه شاگردان خود را از ياد نبرده است و اين همه محبت در نگاهها مبادله مي شود . پس از دقـايقي طبق قرار قبلي به همراه دوست فاضل و ارجمندم حجت الاسلام والمسلمين اسلامي به محضر استاد مشرف مي شويم . مانند هميشه بـزرگوار و صميمي . حكمت و علم و تقوا و ورع، ادب و احترام را مجسم مي ديدم : “لو جئته لرأيت الناس في رجل و الارض في داره والدهر في ساعة .” گزارشي از انگيزه و  سير پژوهش و تدوين و گزارشي از محتواي كتاب كوثرگرايي و تكاثرطلبي را خدمت استـاد بيان كردم؛ كتـابي كه انگيزة تـأليف آن يـك جملة زيبـا و ملكوتي استـاد بود : “ تا از تـكاثر نرهي به كوثر نرسي”، آنگاه از محضر استاد درخواست شد در زمينة مستند سازي اين مجموعه ما را ارشاد فرمايند . آنچه در ذيل مي آيد گزارشي از گزيده بيانات معظم له است .

ضمن تشكر از حضور آقايان و زحماتي كه كشيده اند .

    بهتـرين راه مستند سـازي، تحليـل خـود اين دو واژه است . گاهي سند از بيرون مي خواهيم گاهي از درون . گاهي محمول را از بيرون به دست مي آوريم و گاهي از درون و خود موضوع . در رابطه با موضوع مورد بحث با شناسايي واژه هاي كليدي قرآني “كوثر گرايي” و “تكاثر طلبي”  به تحليل و ارزيابي آنها مي پردازيم :

   خداي سبحان باران را از آسمان نازل مي فرمايد (1) نزول باران از آسمان قطره قطره است . اين تكاثر است، اما اين قطرها يكجا سامان يافته، جمع مي شود و منبع شكل پيدا مي كند . كوثــر از اين پراكندهـا به وجود مي آيد .

   بنابراين، كوثر منبعي است از امور پراكنده كه از يـكجا آمده اند و در يكجا جمع شد اند و به سوي يك هدف مي روند، همانند چشمه كه متشكل از جدولهاي متعدد آب زلالي است كه به يكجا منتهي مي شود (2) و به هدف سيراب كردن تشنگان روان است. همه از يك منشأ و همه به يك هدف .

    پس اگر پراكنده ها يكجا جمع نشود و در موقع توزيع به سوي يك هدف نباشد يا تكاثر است يا تلفيقي از تكاثر و كوثر كه اين نيز تكاثر است، چون تلفيق بد و خوب بد است . سِرش اين است كه طيّب ناپاك را قبول نمي كند . اگر نود درصد كاري براي خدا و ده درصد آن براي غير خدا باشد مقبول واقع نمي شود . (3) يا تكاثر محض يا كوثر محض . تلفيق، در حكمِ تكاثر است .

    رهبري انسان كوثرگرا را عقل بر عهده دارد و همة حركاتش به امامت عقل است، به شهوت بايد بگوييم به امامت عقل نماز بخوان و نماز آن ازدواج است . (4) به غضب نيز بايد بگوييم به امامت عقل نماز بخوان و نماز غضب آن است كه نسبت به دشمنان خدا سخت گير و نسبت به دوستان مهربان باشد . (5) تمام انگيزه ها بايد صحيح بشود و آن هنگاهي است كه زمام و رهبري قواي انسان به عقل عملي سپرده شود . (6)‌