امام محمد غزالی با وجود آنهمه تیزهوشی و دانشش در کلام و فلسفه و سیر و سلوک در زهد و تصوف نهایتا از این علوم کناره گیری کرد. ابتدا کتاب مقاصد الفلاسفه را نوشت که در آن با دقت بسیار در علوم ریز فلسفی با سایر فیلسوفان قبل از خود مجادله می کند و حتی فیلسوفان زمان خود را علنا شکست میدهد. اما نهایتا ده سال مانده به پایان عمر خود در رد فلسفه کتاب تهافت الفلاسفه را مینویسد و به شدت بر این علوم میتازد. همچنین کتاب إلجام العوام عن علم الكلام را نیز در همین راستا نگاشته است.
امام رازی نیز به همین ترتیب میگوید در طرق کلام و راههای فلسفه دقت بسیار کردم، اما به این نتیجه رسیدم که نه مریض را شفا میدهد و نه تشنه را سیراب میکند، بلکه به این نتیجه رسیدم که نزدیکترین راه راه قرآن است...، سپس میگوید هرکس تجربه من را داشته باشد به معرفت من می رسد و چه بسیارند چنین افرادی...
نهـاية إقـدام العقـــــــول عـقــــــــــــال وأكثــر سعي العالمين ضــــــــــلال
وأرواحنا فى وحشـــة من جســـومنــا وحاصل دنيانـــــــــا أذى ووبــــــال
ولم نستفـد من بحثنا طــــــول عمــرنا ســوى أن جمـــــــعنا فيه قيل وقالوا