بيانات مقام معظّم رهبرى در ديدار دانش آموزان و دانشجويان‏

1ـ جوانان در هر برهه‏اى از تاريخ كشورها و ملتها، مى‏توانند يكى از مهمترين مراكز سعادت يك ملت باشند.

2ـ جوان، مهبط لطف پروردگار است و در بسيارى موارد دل او محلِ‏ّ جلوه عنايات ويژه الهى است.

3ـ گناه در اصطلاح دينى و در سخن انبيا يعنى عوائق و موانع راهِ كمال انسان.

4ـ جوان بايد مظهر پرهيز و استغفار باشد.

5ـ جوانى كه در فضاى اسلام و انقلاب و نظام جمهورى اسلامى تربيت شده، طهارت فطرى سالم را داراست.

6ـ امروز مظهر نظام سلطه، امريكاست.

7ـ اساس كار جمهورى اسلامى، عبارت است از اداره ملت و كشور ايران براساس مفاهيم و ارزشهاى الهى كه از اسلام آموخته شده است.

8ـ اساس سعادت در يك جامعه عبارت است از اين كه آن جامعه بتواند مستقل زندگى كند، بينديشد، سازندگى كند، در كمال استقلال راه خود را برود و هدف خود را انتخاب كند. پس استقلال، اساس اين حركت مهمّ اسلامى است.

9ـ عزيزان من! روح مبارزه و ايستادگى در مقابل دشمن، وقتى به طور كامل و سالم در شما قشر جوان باقى مى‏ماند كه تقوا، بازگشت به خدا و جهاد اكبر در وجود و زندگى‏تان بگنجد.

10ـ دانشجو بايد قدرت تحليل سياسى داشته باشد.

11ـ اوّلين نداى مشروطه از حلقوم علماى بزرگ بيرون آمد.

 10/8/74

فلسفه‌ چيست‌ و چرا ارزش‌ مطالعه‌ و تحصيل‌ دارد؟ (ديدگاه‌ ا.سي‌.يونيگ‌)

ريشه‌ واژه‌ فلسفه‌ از كجاست‌؟
تعريف‌ دقيق‌ «فلسفه‌» غير عملي‌ است‌ و كوشش‌ براي‌ چنين‌ كاري‌، لااقل‌ در آغاز، گمراه‌ كننده‌ است‌. ممكن‌ است‌ كسي‌ از سر طعنه‌ آن‌ را به‌ همه‌ چيز و/ يا هيچ‌ چيز، تعريف‌ كند و منظورش‌ آن‌ باشد كه‌ تفاوت‌ فلسفه‌ با علوم‌ خاص‌ در اين‌ است‌ كه‌ فلسفه‌ مي‌كوشد تصويري‌ از تفكر انسان‌ به‌طور كلي‌ و حتي‌ از تمام‌ واقعيت‌ تا آنجا كه‌ امكان‌ داشته‌ باشد، ارائه‌ دهد؛ ولي‌ عملاً حقايقي‌ بيش‌ از آنچه‌ علوم‌ خاص‌ در اختيار ما مي‌گذارند، عرضه‌ نمي‌كند، تا آنجا كه‌ به‌ نظر بعضي‌ براي‌ فلسفه‌ ديگر چيزي‌ باقي‌ نمانده‌ است‌. چنين‌ تصويري‌ از مسئله‌ گمراه‌ كننده‌ است‌. ولي‌ در عين‌ حال‌ بايد پذيرفت‌ كه‌ فلسفه‌ تاكنون‌ در اينكه‌ به‌ ادعاهاي‌ بزرگ‌ خويش‌ دست‌ يافته‌ و يا در مقايسه‌ با علوم‌، دانش‌ و معرفتي‌ مقبول‌ و برخوردار از توافق‌ عام‌ حاصل‌ كرده‌ باشد موفق‌ نبوده‌ است‌. اين‌ امر تاحدودي‌ و نه‌ به‌ تمامي‌ مربوط‌ به‌ آن‌ است‌ كه‌ هرجا معرفت‌ مقبول‌ در پاسخ‌ مسئله‌اي‌ به‌ دست‌ آمده‌، آن‌ مسئله‌ تعلق‌ به‌ حوزه‌ي‌ علوم‌ داشته‌ است‌ و نه‌ به‌ فلسفه‌. واژه‌ي‌ فيلسوف‌ از نظر لغوي‌ به‌ معناي‌ دوستدار «حكمت‌» است‌، و اصل‌ آن‌ مربوط‌ به‌ جواب‌ معروف‌ فيثاغورث‌ به‌ كسي‌ است‌ كه‌ او را «حكيم‌» ناميد. وي‌ در پاسخ‌ آن‌ شخص‌ گفت‌ كه‌ حكيم‌ بودن‌ او تنها به‌ اين‌ است‌ كه‌ مي‌داند كه‌ چيزي‌ نمي‌داند، و بنابراين‌ نبايد حكيم‌ بلكه‌ دوستدار حكمت‌ ناميده‌ شود. واژه‌ي‌ «حكمت‌» در اينجا محدود و منحصر به‌ هيچ‌ نوع‌ خاصي‌ از تفكر نيست‌، و فلسفه‌ معمولاً شامل‌ آنچه‌ امروز «علوم‌» مي‌ناميم‌ نيز مي‌شود. اين‌ نحوه‌ از كاربرد واژه‌ي‌ فلسفه‌ هنوز هم‌ در عباراتي‌ مثل‌ «كرسي‌ فلسفه‌ي‌ طبيعي‌» باقي‌ است‌. 
ادامه نوشته

ان الدین عند الله الاسلام .......... و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الاخره من الخاسرین .

دین نزد خدا ، فقط اسلام است .... و هرکس جز اسلام ، آیین دیگری برای خود برگزیند از او پذیرفتنی نیست و در سرای باقی از زیانکاران خواهد بود .

به دلیل وحدت حق و حقیقت – یعنی خدای یکتا و یگانه – در هر زمانی دین حق بیش از یکی نمی باشد . متفکر شهید استاد مطهری ، درباره ی وجود دین حق در هر زمان و یگانه بودن آن می فرماید :

دین در هر زمانی یکی بیش نیست و بر همه کس لازم است از آن پیروی کنند .

ادامه نوشته

برمنار آشنایی ها نمی سوزد چراغی

ای بهار عاشقی گرمای تابستانیت کو؟ 

که خزان گرد زمستان خیمه زد بر آشیانم 

به کجای این شب آویزم قبای ژنده ام را؟ 

آفتابی، اختری، ماهی نمی پرسد نشانم؟ 

سینه مالامال در دست ای دریغا غمگساری 

دل ز تنهائی به جان آمد خدا را دلستانم 

ادامه نوشته

زندگی در میان گمانها و بی ایمانی

 مرگ باد بر دروغگويان (قتل الخراصون ).
منظور از ((خراصون )) كسانى هستند كه غرق جهل و نادانى خويشند, و براى فرار از زير بار حق هر روز بهانه و سخن بى اساسى را عنوان مى كنند.
اصـولا قـضـاوت هائى كه مدرك روشنى ندارند و بر پايه حدس و تخمين وگمانهاى بى اساس است كارى است گمراه كننده و مستحق نفرين و عذاب .
(آيـه )ـ سـپـس بـه مـعرفى اين دروغگويان پرداخته , مى افزايد: ((همانها كه در جهل و غفلت فرو رفته اند)) (الذين هم فى غمرة ساهون ).
ادامه نوشته