نيايش در مثنوي مولانا

یــا رب این بخشش نه حد کار ماست   لطف تـو لطف خـفی را خـود سـزاست

دست گیــر از دست مـــا مــــا را بخـر   پــــــــرده را بـردار و پـــردۀ مــا را مــدر

باز خـــر مــا را از ایـــن نفس پلیـــــــد   کـــاردش تــا استخــوان مـــــا رسیــــد

از چـو مــا بیچـــارگان این بنــد سخت   کــی گشـاید ای شــه بـی تاج وتخت

ایــن چنیـن قفــل گــــــران را ای ودود   که تـواند جــــز که فضــل تـو گشــود؟

مـا ز خود سوی تـو گــــــردانیـم ســر   چــون تــویی از مـا به مـا نــــزدیک تـر

این دعا هم بخشش و تعلیـم تـوست  گـر نه درگلخن گلستــان از چه رست؟

خدا را شکر کنیم

خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر

Thanks God Thanks God Thanks God

 خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.

I am thankful for the husband who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me



قران و درمان افسردگی

بسیاری از روان شناسان متأخر بر نقش مؤثر ایمان به خدا تأکید می ورزند زیرا اعتماد به قدرت او موجب افزایش صبر و شکیبایی و تحمل سختی ها می شود...

به تازگی گرایش جدیدی در میان روان شناسان و روان درمانگران پدید آمده است تا به تاثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی در شخصیت و نیازهای انسان بیشتر توجه شود. این گرایش طرفدار توجه بیشتر به دین برای سلامت روان و درمان بیماریهای روانی است. آنان بر این باورند که در ایمان به خدا نیروی خارق العاده ای وجود دارد که نوعی قدرت معنوی به انسان دیندار می بخشد و در تحمل سختی های زندگی او را کمک می کند و از نگرانی، اضطراب و در نتیجه پیامدهای زیانباری چون افسردگی و خودکشی باز می دارد.

 قرآن به عنوان یک درمانگر و درمان خود را معرفی می کند: و خدا را نیز به عنوان درمان و دارو بیان می دارد که بسیاری از بیماری های روحی و روانی را درمان کرده و شفا می بخشد. با یاد خدا دلها آرامش می یابد. افزون بر این قرآن می کوشد تا با پیشگیری و بیان روشهای مطلوب تعادل شخصیت را در انسان پدید آورد تا دچار پیامدهای زیانبار عدم تعادل شخصیتی نشود. شخصیت و تضادهای درونیبرای شناخت درست محرک های رفتاری و تهدیدهای اضطراب انگیز باید ماهیت انسان و شخصیت او را به دست آورد تا اسباب و عوامل ایجاد بیماریهای روانی و عقلانی دانسته و پیشگیری و یا درمان شود.

ادامه نوشته

شخصيت موفق

7 جزء شخصيت موفق

اصولا انسان بدون زمينه به موفقيت يا شكست نمي رسد بذرهاي شكست يا موفقيت را انسان در شخصيت و كردار خويش مي كارد. به نظر من يكي از موثرترين راههاي مجهز شدن به شخصيت موفق اين است كه ابتدا شكل و شمايل آنرا بشناسيم . اغلب مردم ترقي خواه هستند و به دنبال شخصيت بهتري مي گردند اما از جهت ترقي و پيشرفت هيچ گونه اطلاعي ندارند، از صفات بارز شخصيت خوب بي خبرند. بارها به افرادي برخورد كرده ام كه حتي وقتي براي آنها هدف يا نشانه اي مشخص شده از حركت در مسير آن عاجز بودند ولي چرا ؟

 

ادامه نوشته

درد جاودانگی

اونامونو، گاهي اساس ايمان را در عدم اطمينان جست‌وجو مي‌كند و شكاكيت را اساس اميدواري تلقي مي‌نمايد. زيرا او مي‌خواهد بر روي نااميدي كه گاه انسان را به انديشه‌ي زندگي جاودانه مي‌رساند،  اميد را بنا كند. همين روش متناقض‌نما در شعر حافظ نيز مطرح شده است:

      از خلاف آمد عادت بطلب كام كه من          كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم

اونامونو ايمان را اعتماد مي‌داند نه معرفت، و حافظ نيز در راه عشق به خدا، خود را به او واگذار مي‌كند و از چند و چون پرهيز مي‌نمايد و توكل مي‌كند که در واقع همان اعتمادی است که فیلسوف اسپانیایی از آن سخن می گوید:

        تكيه بر تقوي و دانش در طريقت كافريست         راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش

و در پايان بايد گفت اونامونو هم‌چون عرفاي شرقي، ايمان را اين‌گونه تعريف مي‌كند:

«ايمان داشتن به خدا، همانا دوست‌داشتن خداست و در عشق ما پروايي هست؛ و ما او را حتي پيشتر از آنكه بشناسيم، دوست‌ مي‌داريم و به امداد اين عشق آخرالامر او را در همه چيز خواهيم يافت و خواهيم ديد.» ( دردجاودانگی: 253)

ادامه نوشته

خنده برهر درد بی درمان شفاست .

    وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكى خداست  كه مي خنداند، خداست كه مي گرياند،سوره والنجم /۴۳

باغ خندان ز گل خندان است / خنده آئين خرمندان است

 خنده هر چند كه از جد دور است / جد پيوسته نه از مقدور است

 دل شود رنجه زجد شام و صباح / ميكند اصلاح مزاجش به مزاح

 جدبود پا به سفر فرسودن / هزل يك لحظه به راه آسودن

 ليك نه كه از دود دروغ / برد از چهره ي قدر تو فروغ

 تخم كين در دل دانا كارد /خيو خجلت به جبين ها آرد

 شو زفياض خرد تلقين جوي / راست گو ليك خوش و شيرين گو

ای خدا ای تنهای تنها

سپاس تو را

  که به هر انسانی سپری از تنهایی  بخشیده ای

  تا هر گز فراموشت نکند

 حقیقت تنهایی تویی

 وتنها نام توست که این تنهایی را راهنماست

 پس تنهایی ام را نیرو ببخش

 زیرا با نام توست که این انزوا شفا می یابد

با نام تو که فراتر از هر آرامشی است که در جهان می شناسم

تنها با نام تو می توانم در برابر تند باد زمان ایستادگی را

 آری ، وقتی این تنهایی در تو و از توست

  میتوانم گناهانم را به دست بخشندگی تو بسپارم

 تنها با نام تو می توانم در برابر تند باد زمان ایستادگی را

                                                                                   لئونارد کوهن

مادر

 

با آرزوي سلامتي و شادي براي همه مادرهايي كه هستند
و آرامش و آمرزش براي همه مادرهايي كه نيستند..................

عصاره همه مهرباني ها را گرفتند و از آن مادر را ساختند. شكسپير

مادر والاترين شاعر،چيره دست ترين نقاش،تردست ترين آهنگساز و ماهر ترين پيكرتراش است. اوشو

هيچ نغمه اي روح پرور تر و د لنشين تر از كلمه مادر وجود ندارد. جبران خليل جبران

هيچ گلي عطر و رنگ و زيبايي مادر را ندارد. ارنست همينگوي

براي من مادرم با شكوه ترين زني است كه ديده ام. چارلي چاپلين

يك بوسه مادرم مرا نقاش كرد. رافائل

آنگاه كه فرشتگان در آسمانها سر در گوش يكديگر نهاده و نغمه هاي پر شور عشق را سر مي دهند،هرگز نمي توانند كلمه اي آسماني تر از كلمه مادر بيابند. ادگار آلن پو

راهکارهاي قرآني رهايي از حزن

 الحمد لله الذی اذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شکور .  قران کریم

                                       

اندوه ، حالت عاطفي است که به انسان در هنگام از دست دادن نعمت و يا فرصتي دست مي دهد. در اين حالت نشاط و سرور از دل انسان بيرون مي رود و خوشحالي، گشادرويي و طراوت از چهره و سيماي آدمي رخت بر مي بندد. و رنگ چهره اش از شادابي به زردگي مي گرايد.(نحل آيه 58 و زخرف آيه 16 و 17) اشک بر گونه هايش روان مي شود ( توبه آيه 92) تنگي شگفتي دلش را مي فشارد و دنيا با همه گشادگي اش براي او تنگ و کوچک مي شود. زمان از سرعت باز مي ماند و ساعت به کندي مي گذرد. به گونه اي آرزوي مرگ مي کند.( مريم آيه 16 تا 23) و فشار روحي فزاينده اي ، اختيار و زمام امور نفس را از عقلش مي گيرد و رازهاي نهفته را آشکار مي سازد.(قصص آيه 7 و 10) جسمش از شدت حزن و اندوه مي فرسايد و ناتوان و رنجور مي گردد.( يوسف آيه 84 تا 86 و مزمل آيه 17) هر چه در خود فرو مي رود و اندوهش را در خود مهار و کتمان مي کند جانش بيمارتر و تنش رنجورتر مي گردد.(يوسف آيه 84)  گاه از شدت اندوه نور و روشنايي از چشمانش مي رود و سوي خود را از دست مي دهد و سياهي حدقه چشمانش به سپيدي مي گرايد. ( يوسف آيه 84) اگر اندوه افزايش يابد و شخص آن را اظهار نکند و در خود فرو خورد جانش را مي گيرد و به هلاکت مي رسد.( يوسف آيه 85 و 86 و نيز کهف آيه 6 و شعراء آيه 3).

اين ها بخشي از آثار زيانبار اندوه و حزن است که آدمي مي بايست خود را از آن دور نگه دارد عوامل ايجادي اندوه را مي توان به دو دسته عوامل ايجادي در شخص و يا ديگري دسته بندي کرد؛ چنان که مي توان به دو دسته عوامل ايجادي اندوه در دنيا و يا در آخرت آن را بخش کرد.

قرآن به 44 مورد از عوامل ايجادي اندوه شخصي و ديگري اشاره مي کند. به عنوان نمونه يکي از عوامل اصلي براي ايجاد اندوه در دنيا براي انسان هاي کامل و پيامبران  کفر امت به خداوند است ( عبس آيه 40 و 42) قرآن در آيات خود براي کفر مصاديق زيادي را بيان کرده است. در آيات قرآني با بيان برخي از مصاديق در داستان امت ها نشان مي دهد که چگونه مصداقي از کفر عيني موجبات اندوه مومنان را فراهم آورده است. در آيه 148 و 150 سوره اعراف قرآن به داستان گوساله پرستي قوم يهود اشاره مي کند که چگونه موجبات حزن و اندوه انسان کاملي را فراهم آورده و حضرت موسي(ع) از گوساله پرستي امت اندوهگين شده اند.

ارتداد مومنان و بازگشت آنان از ايمان و کمال به کفر و نقصان يکي از عوامل ايجادي اندوه در انسان کامل و مومنان واقعي در دنياست ؛ از اين روست که حضرت موسي (ع) از اين که مومنان امتش در هنگام حضور وي در کوه طور و گرفتن تورات ، به دست سامري مرتد شده و به جاي خداپرستي گوساله پرستي را شيوه خود قرار داده بودند، اندوهگين مي گردد و آثار خشم و غضب در چهره و سيماي مبارکش هويدا مي شود.( اعراف آيه 148 و 150 و طه آيات 85 و 86)

حق ناپذيري مشرکان نيز عامل و سبب اندوه پيامبر گرامي (ص) بود به گونه اي خداوند از وي مي خواهد که بر اين رفتار ناپسند مشرکان خود را اندوهگين نسازد و دل تنگ نگردد.( نحل آيه 127 و نمل آيه 70 و لقمان آيه 23)

از ديگر مواردي که مي توان در بخش نخست از آن ياد کرد ، اندوه انسان کامل و مومنان واقعي افترا و تهمت هايي است که کافران مي زنند( انعام آيه 33 و يونس آيه 65) و استهزاي ايشان است. ( حجر آيه 95 و 97) برخورد هاي ناپسند دوستان و آشنايان دل هاي مومنان و انسان هاي کامل را مي شکند و اندوهگين مي سازد ؛ زيرا از ايشان انتظار چنين رفتاري را نداشته و نمي پسندند که آنان رفتاري دور از کمال و ادب داشته باشند.( يوسف آيه 69)

به هر حال رفتارهاي دور از کمال و ادب و تجاوز به حريم خصوصي و ناديده گرفتن اصول و ارزش هاي انسانيت دل هاي انسان کامل را به رنج مي آورد و اندوهگين مي سازد.( هود آيه 77 و 78 و عنکبوت آيه 33) در حقيقت ترک وظيفه انساني و انسانيت امري است که اندوه انسان هاي صاحب درد را بر مي انگيزد( هود آيه 12) چنان که سلطه ستمگران و ظالمان بر جامعه و جان و مال مردمان اين اندوه را تشديد مي کند.( صافات آيه 114 و 116) اين ها بخشي از عوامل ايجادي حزن و اندوه در انسان هاي صاحب درد است که قرآن با بيان آن ها نشان مي دهد که اين اندوه دنياي انسان هاي کامل براي آن است که دوست مي دارند که همگان به کمال دست يابند و اين به معناي محبت و عشق بيش از اندازه پيامبران و انسان هاي کامل به بشر و نوع دوستي ايشان است تا احساسات مردمان را تحريک کرده و به پيروي و اطاعت انسان هاي اقدام کنند که خودشان به خودشان بيشتر دل مي سوزانند و براي رهايي امت و مردمان تلاش جانکاهي مي کنند و همه مصيبت ها و دردها را براي رهايي بشر از اندوه واقعي در قيامت بر جان و تن خود مي پذيرند.

دسته از عواملي که در قرآن به آن اشاره شده است، عواملي هستند که موجبات اندوه برخي را در دنيا فراهم مي آورد. اينان کساني هستند که يا ايمان نداشته و يا سست ايمان هستند؛ از اين رو به کوچک ترين ضرر و زيان دنيوي اندوهگين مي شوند و خود را به رنج مي افکنند. اينان شايد به آفريدگاري خداوند ايمان داشته باشند ولي به پروردگاري و مالکيت مطلق و قدرت و حکمت تام وتمام خداوند ايمان و باور نداشته و به مسايلي که مبتلا مي شوند , اندوهگين مي شوند وگاه ايمان خود را به آفريدگار نيز از دست مي دهند. قرآن بيان مي دارد که برخي با زوال نعمتي اندوهگين مي شوند , چنان که با آمدن نعمتي شاد مي گردند در حالي که اين آمدن و رفتن دردست خدا و از روي حکمت است.( حديد آيه 23) از اين رو هنگامي که بلايي بر ايشان وارد شود اندوهگين شده و خود را از کساني بر مي شمارند که مورد اهانت قرار گرفته اند.( شورا آيه 48  و يونس آيه 22) ضرر وزيان جاني ( آل عمران آيه 139 و 140 و 153) و زيان مالي ( قلم آيات 18 تا 31) از ديگر عوامل ايجادي اين چنين اندوهي در انسان است.

قران اندوه واقعي را اندوه در قيامت بر مي شمارد و اندوه دنيایي با اين همه آثار وحشتناکش را اندک و در برابر اندوه آخرت هيچ مي داند. از اين رو به مومنان واقعي بشارت و مژده مي دهدکه در قيامت از اين اندوه رها هستند و در بهشت شادمان مي زيند. قرآن به مردمان پيشنهاد و سفارش مي کند که براي رسيدن به سرور و شادي واقعي و رهايي از اندوه و حزن واقعي در قيامت , از عوامل ايجادي اندوه قيامتي دوري ورزند. مهم ترين عوامل ايجادي آن را با مصاديقش بيان مي کند و از عمل به آن هشدارباش مي دهد. کفر يکي از مهم ترين عوامل حزن در قيامت است که قرآن از آن در آيات چندي ياد مي کند. ( عبس آيه 40 و 42 و آل عمران آيه 176) گناه مجرمان و اعمال زشت ( يونس آيه 27 و هود آيه 36) و قتل ( طه آيه 40)  از ديگر عوامل ايجادي اندوه شمرده شده است.

راه هاي رهايي از اندوه

قرآن براي رهايي از اندوه راه ها يي را بيان مي کند که انسان با عمل به آن ها مي تواند از اندوه دنيا و آخرت رهايي يابد. از مهم ترين اين راه ها مي توان به توجه به خدا ( انعام آيه 64) ايمان به قضا و قدر الهي ( حديد 22 و 23) توجه به عزت خدا و شنوايي و توانايي مطلق وي ( يونس آيه 65) توجه به علم و دانش وي ( همان ) توجه به معاد و آخرت ( لقمانآيه 23) توجه به برتري مومنان بر کافران ( آل عمران آيه 139 و 140) و امداد غيبي او ( توبه 40) و دوستي خدا ( يونس آيه 62) سنت هاي الهي ( آل عمران 139 و 140) و مانند آن که در حوزه بينشي مي توان قرار داد، اشاره کرد.

در حوزه عمل نيز مي توان به سجده ( حجر آيه 97 و 98) نماز ( همان ) دعا و نيايش  و راز و نياز( انبياء آيه 76) تسبيح خدا (حجر آيه 97 و 98) و طلب آمرزش و استغفار ( فاطر آيه 34) اشاره کرد.

عوامل طبيعي مانند بارندگي ( روم آيه 48 و 49) و خواب (آل عمران آيه 154) نيز به عنوان عوامل زوال اندوه مورد توجه قرآن قرار گرفته است.

راه هاي مصونيت از اندوه

قرآن افزون بر اين راه هاي ، راهکارهاي ديگري را نيز بيان مي کند که به عنوان مصونيت سازي عمل مي کنند و نمي گذارند تا اندوه و حزن به سراغ انسان آيد . در آيات قرآني افرادي چون مخلصان ، اولياء الله ، بهشتيان ، متقين ، مجاهدان ، محسنان، مصلحان و مومنان واقعي به عنوان کساني ياد شده اند که گرفتار حزن و اندوه در دنيا و آخرت نمي گردند. از اين جا مي توان گفت که رفتار و سلوک ايشان مي تواند به عنوان سلوک و عاملي براي دفع اندوه مطرح شود.

از اين رو مي توان از احسان ( بقره آيه 112) اخلاص ( همان ) استقامت( فصلت آيه 30) اصلاح ( اعراف آيه 35) انفاق ( بقره آيه 1620) انقياد ( بقره آيه 112) ايمان (آل عمران آيه 139) تقوا ( اعراف آيه 35) اطاعت از خدا و رسول و دستورهاي ايشان ( بقره آيه 38 و 277) ، توجه به قضاي الهي ( حديد آيه22 و 23) توکل ( مجادله 10) شهادت ( آل عمران آيه 169) عبوديت ( زخرف آيه 68) عمل صالح ( بقره آيه 62) و ولايت الهي ( يونس آيه 62 و 63) به عنوان عوامل دفع و مصونيت يافتن از اندوه در دنيا و يا آخرت ياد کرد؛ زيرا برخي از اين عوامل موجب رهايي انسان از اندوه در دنيا و برخي ديگر در آخرت است.