جنگ نرم چیست و راه‏های مقابله با آن کدام است؟

مفهوم جنگ نرم (Soft Warfare) در مقابل جنگ سخت (Warfare Hard) است و تعريف واحدی كه مورد پذيرش همگان باشد ندارد.

«جان كالينز» تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا، جنگ نرم را عبارت از “استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن، براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود”، مي داند.

ارتش ايالات متحده آمریکا در آيين رزمي خود آن را بدين صورت تعريف نموده است: “جنگ نرم، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد”.با عنايت به تعاريف فوق، معروفترين تعريف را به جوزف ناي، پژوهشگر برجسته آمريكايي در حوزه “قدرت نرم” نسبت مي دهند. وي در سال1990 ميلادي در مجله “سياست خارجي” شماره 80 ، قدرت نرم را “توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران” تعريف كرد. تعريفي كه قبل از وي «پروفسور حميد مولانا» در سال1986 در كتاب “اطلاعات و ارتباطات جهاني؛ مرزهاي نو در روابط بين الملل” به آن اشاره كرده بود. با اين وجود مهمترين كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف ناي در سال2004 ، تحت عنوان “قدرت نرم؛ ابزاري براي موفقيت در سياست جهاني” منتشر نمود.

ادامه نوشته

آیة اللّه العظمی جوادی آملی :حکمت تکالیف و حقوق در تعالیم اسلامی

اشاره:

سخن در تحصیل حق است، آیا حق به دست آوردنی است یا خود به خود تأمین می‏شود؟ هر حقی تأمین کننده منافع ذی‏حق است، آیا صرف استحقاق فرد نسبت به حقی خاص، برای بهره‏برداری از آن کافی است یا برای استیفای آن باید تلاش و کوشش کرد؟

فرق است میان ذی حق بودن و نقد شدن منافع و آثار آن، اثبات استحقاق یک حق لازم است اما در بهره‏مندی از آن کافی نیست، حق را باید بدست آورد و برای به دست آوردن آن باید تلاش کرد و استیفای هر حقی راه مخصوص به خود دارد. راه به دست آوردن حق و نقد کردن فواید آن، همان چیزی است که از آن به عنوان وظایف و تکالیف یاد می‏شود. اگر حق را باید به دست آورد، بهترین راه کسب و به دست آوردن آن، تکلیف است. اینجاست که قوانین و برنامه‏ها معنا می‏یابند و بایدها و نبایدها در دین تفسیر می‏شوند.

ادامه نوشته

ظرفیت‏های اندیشه اسلامی در مواجهه با جهانی شدن

جهانی شدن هنوز از نظر ماهوی در پرده ابهام قرار دارد; زیرا فرایندی است که در حال شدن است و نه کمال . با این همه در قبال این پدیده جرح و تعدیل‏های فراوانی صورت گرفته و نقد و تاییدهای متفاوتی ارایه گردیده است . طیف عظیمی از صاحب‏نظران مسایل بین‏المللی ضمن نقد تئوریک آن، از نظر عینی نیز این پدیده را چالش آور تلقی کرده و اذعان نموده‏اند که جهانی شدن به دلیل تمایل جدی به همسان‏سازی فرهنگی و اجتماعی، واکنش‏های جدی را در مقابل خود ایجاد می‏کند; واکنش‏هایی که عمدتا در چارچوب محلی‏گرایی یا منطقه‏گرایی از آن یاد می‏شود . جنبش‏ها و حرکت‏هایی مغایر و متناقض جهانی شدن با هویت‏های فرهنگی - دینی، قومی - نژادی و غیره نمود می‏یابد . در این میان، هویت دینی و تفکر اسلامی با دو ویژگی جاودانگی و جهان‏شمولی، به عنوان مهم‏ترین محور چالش‏زا در قبال جهانی شدن محسوب می‏گردد . مطالعه و بررسی توانمندی‏ها و ظرفیت درونی آموزه‏های اسلامی در مواجهه با جهانی شدن، مباحث مهم محافل علمی جوامع اسلامی است . این پرسش، امروزه دغدغه علمی اندیشمندان مسلمان است که: اسلام و آموزه‏های دینی در مواجهه با جهانی شدن چه وضعیتی خواهد داشت؟ آیا فرهنگ اسلامی توان مقاومت و معارضه در برابر فرهنگ و گفتمان جهانی شدن را دارد؟ این معارضه با اتکاء به کدام آموزه‏های دینی صورت می‏گیرد و تا چه اندازه احتمال توفیق دارد؟ و مهم‏تر از همه: آیا در عصر جهانی‏شدن که یکسان‏سازی فرهنگی و اجتماعی از سوی قدرت‏های مسلط بر تنوعات فکری، فرهنگی و اجتماعی جوامع بشری تحمیل می‏گردد، می‏توان از حوزه تمدنی به نام جهان اسلام یاد کرد؟ جایگاه و موقعیت این حوزه تمدنی در عصر جهانی‏شدن چگونه خواهد بود؟

ادامه نوشته