معانی نفس انسان از منظر روایات

در مورد انسانی که مالک بر نفس خویش باشد، کلمه نفس بر او اطلاق می گردد چنانکه در روایتی از امام صادق (ع) چنین وارد است: «من ملک نفسه اذا رغب و اذا رهب و اذا اشتهی و اذا غضب و اذا رضی، حرم الله جسده علی النار»؛ «کسی که مالک و اختیاردار نفس خویش باشد، هنگامی که به چیزی رغبت و میل دارد، و هنگامی که از چیزی می ترسد، و یا به چیزی علاقه نشان می دهد و یا حالت غضب پیدا می کند و یا از چیزی راضی و خشنود می گردد خداوند جسد و بدن او را از گزند آتش حفظ می کند».

و باز در حدیثی دیگر از امام صادق (ع) وارد است که: «افضل الجهاد من جاهد نفسه التی بین جنبیه»؛ «بالاترین جهاد در راه خدا همان مبارزه با نفس خود انسان است که در باطن انسان قرار داشته، سراسر وجود او را اشغال نموده است». از این رو از برخی از عارفین چنین نقل شده است که ادله قطعی وجود دارد که مراد از نفوس همان ارواحی باشد که حیات و هستی انسان ها به آن ها قائم است و این ارواح اولین مخلوق خدا است. چنانکه از پیامبر گرامی اسلام چنین نقل شده است که: «اول من ابدع الله تعالی هی النفوس القدسیة المطهرة فانطقها بتوحیده و خلق بعد ذلک سائر خلقه و انها خلقت للبقاء و لم تخلق للفناء لقوله ما خلقتم للفناء بل خلقتم للبقاء و انما تنقلون من دار الی دار و انها فی الارض غریبة و فی الابدان مسجونة»؛ «اولین موجودی را که خداوند ایجاد کرده است، همان نفوس قدسی پاک ارواح می باشد پس خداوند بعد از خلقت و افرینش آنان آنها را به نطق درآورد و آنان اقرار به توحید خداوند کرده، سپس سایر مخلوقات را بیافرید و قطعا این ارواح برای بقا آفریده شده اند نه برای فنا و نیستی بعد از هستی آفریده نشده اند، چنانکه پیامبر گرامی اسلام (ص) خطاب به انسانها می فرماید: شما ای انسانها برای فناء آفریده نشده اید، بلکه برای بقا به وجود آمده اید و تنها کاری که انجام می دهید، این است که از منزل دنیائی به منزل ابدی آخرت حرکت می کنید و این که ارواح شما در روی زمین غریب بوده و در قالب بدنها زندانی محسوب می شوند».

ادامه نوشته

یقین دان که خاک در حیدرم

  • «منم بندهٔ اهل بیت نبی // ستایندهٔ خاک و پای وصی // اگر چشـم داری بـه دیگر سرای // به نزد نبی و علی گیر جای // گرت زین بَد آید گناه منست // چنین است و این دین و راه منست // هر آنکس که در جانش بغض علیست // ازو زارتر در جهان زار کیست»
  • «اگر مادرت شاهبانو بُدی // مرا سیم و زر تا به زانو بدی // واگر شاه را شاه بودی پدر // به سر بر نهادی مرا تاج زر»
  • «مرا غمز کردند کاین پر سخن // به مهر علی و نبی شد کهن // بر این زادم و هم بر این بگذرم // یقین دان که خاک در حیدرم»
  • «اگر چند باشد شب دیرباز// بر او تیرگی هم نماند دراز»
  • «اگر پرنیان است خود رشته‌ای// و گر بار خار است خود کشته‌ای»
  • «ببخش و بخور هرچه آید فراز// بدین تاج و تخـت سپنجی مناز»
  • «بخور هرچه داری منه باز پس// تو رنجی، چرا باز ماند به کس»
  • «بخور هرچه داری به فردا مپای// که فردا مگر دیگر آیدش رای»
  • «بخور هرچه داری فزونی بده// تو رنجیده‌ای بهر دشمن منه»
  • ادامه نوشته

    توصيه‏هايى از آيت اللّه شاه آبادى

     روح لطيفش تجلى واقعى عرفان و رفتار و خُلق كريمانه‏اش نمادى از حضور عالمان آگاه در سطح جامعه بود سخن از عارف كامل آيت اللّه ميرزا محمد على شاه آبادى است، در اين نوشتار براى بهره مندى از درياى ژرف معارف از منظر آن حكيم الهى دست به دامان بزرگى شده‏ايم كه به تعبير خودش شايد هيچ كس به اندازه ايشان، آيت اللّه شاه آبادى را نشناخته است. برخى از نكته‏هاى نابى كه در پى مى‏آيد، نقل قول‏هايى است كه حضرت امام خمينى(ره) در كتاب هايشان از مرحوم شاه آبادى بيان نموده‏اند.

    بهت فرشتگان‏

    «سه آيه آخر سوره مباركه حشر را تلاوت كنيد تا ملكه شما شود و اولين اثرى كه از آن مترتب مى‏شود، پس از مرگ و شب اول قبر است. وقتى كه ملكين از طرف پروردگار براى سؤال و جواب مى‏آيند، در جواب «مَن ربُّك؟»(1) بگوئى: «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ * هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ * هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»(2)
    وقتى اين طور پاسخ بگويى ملائكه الهى مبهوت و متحير مى‏شوند، چون اين معرفى حق است به زبان حق، نه معرفى حق به زبان خلق.»(3)

    وش كردن به تَغَنّيات(4)

    اى عزيز، بكوش تا صاحب عزم و داراى اراده شوى،(5) كه خداى نخواسته اگر بى‏عزم از اين دنيا هجرت كنى، انسان صورى بى‏مغزى هستى كه در آن عالم به صورت انسان محشور نشوى. زيرا كه آن عالم، محل كشف باطن و ظهور سَريره است و جرأت بر معاصى، كم كم انسان را بى‏عزم مى‏كند و اين جوهر شريف(6) رااز انسان مى‏ربايد. استاد معظم ما مى‏فرمودند:
    «بيشتر از هر چه، گوش كردن به تغنيات، سلب اراده و عزم از انسان مى‏كند.»(7)

    ادامه نوشته

    حرف های دل

    نان وحلوا

    نان و حلوا چیست ای شوریده سر

    متقی خود را نمودن بهر زر

    سر بسر کار تو در لیل و نهار

    سعی در تحصیل جاه و اعتبار

    خوردن مال حرام و زرق شید

    گاه خبث عمر و گاهی خبث زید

     

    ادامه نوشته

    نور مصطفي

    تو ليله القبري برو تا ليله القدري شوي
    چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو


    قفلي بود ميل و هوا بنهاده بر دل هاي ما
    مفتاح شو، مفتاح را دندانه شو دندانه شو


    بنواخت نور مصطفي آن استن حنانه را
    کمتر ز چوبي نيستي حنانه شو حنانه شو
    ادامه نوشته