دل یکی از منابع شناخت :

 

 مسلما هیچ مکتب مادی این منبع را قبول ندارد و به رسمیت نمی شناسد، زیرا اگر ما دل را منبع بدانیم - در حالی که انسان در ابتدا که متولد می شود هیچ چیز نمی داند و در دل او چیزی وجود ندارد - و قبول کنیم که به دل پاره ای الهامات می شود (که وحی درجه کامل آن است) این مساوی با قبول کردن جهانی ماوراء جهان ماده و طبیعت است، چون طبیعت آن نوع الهامات را نمی تواند به انسان بکند. سنخ الهام، سنخ ماورائی است.

قرآن نه در یک یا دو آیه و نه در ده آیه، بلکه در دهها آیه خودش بشر را متوجه مطالعه عالم می کند، متوجه مطالعه تاریخ و نظامات اجتماعی می کند، متوجه مطالعه نفس و درون خودش به عنوان یک شی ء از اشیاء طبیعت می کند، و در این بحثی نیست، ولی این به معنای روی گرداندن از هر چه معنویت و هر چه درونی و باطنی است نیست. قرآن به ظاهر توجه کرده است بدون آنکه از باطن اعراض کرده باشد. این حرف که توجه قرآن فقط به ظاهر و محسوس و طبیعت است بسیار غلط است اگر ما آن را به صورت اعراض قرآن از ماوراء الطبیعه و باطن و غیب و معنویت تلقی کنیم.

ادامه نوشته

آثار عظمت و بزرگی روح شهداء  

امام حسین علیه السلام یک روح بزرگ و یک روح مقدس است. اساساً روح که بزرگ شد، تن به زحمت می افتد و روح که کوچک شد، تن آسایش پیدا می کند. این خود یک حسابی است. متنبی شاعر معروف عرب شعر خوبی دارد، می گوید:

و اذا کانت النفوس کبارا *** تعبت فی مرادها الاجسام
(دیوان متنبی، جزء دوم ص 267 چاپ مکتب دارالبیان بغداد)

می گوید وقتی که روح بزرگ شد، جسم و تن چاره ای ندارد جز آنکه به دنبال روح بیاید، به زحمت بیفتد و ناراحت شود. اما روح کوچک به دنبال خواهشهای تن می رود، هر چه را که تن فرمان بدهد اطاعت می کند. روح کوچک بدنبال لقمه برای بدن می رود، اگر چه از راه دریوزگی و تملق و چاپلوسی باشد. روح کوچک دنبال پست و مقام می رود ولو با گرو گذاشتن ناموس باشد. روح کوچک تن به هر ذلت و بدبختی می دهد برای اینکه می خواهد در خانه اش فرش یا مبل داشته باشد، آسایش داشته باشد، خواب راحت داشته باشد.

ادامه نوشته

نگاهي به عوامل و موانع آرامش از منظر قرآن


آرامش؛ گمشده زندگي عصر ماشين و هياهوي صنعت و تكنولوژي است. انسان حاضر علي رغم آنكه از جهت مادي توانسته است در سايه علم و تكنولوژي دستاوردهاي فراواني كسب نمايد، اما از جهت روحي و رواني در نگراني و پريشاني غوطه ور است.
غفلت از ياد خداوند متعال و معنويت، انسان مدرن و صنعت زده اين قرن را آماج تشويش و نگراني و اضطراب قرار داده است و او مي كوشد تا به هر قيمتي به بهشت موعود و آرامش خيال و آسايش روح برسد.
در اين مقاله، نويسنده سعي كرده است كه نگاهي به عوامل و موانع آرامش با بهره گيري از آموزه هاي قرآني داشته باشد. مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:
¤ زمينه هاي پيدايش نگراني و تشويش
نگراني و تشويش در زندگي بشر حضوري چشم گير دارد. زماني نيست كه بشر درحالتي از تشويش و اضطراب نباشد. به گونه اي كه برخي آن را ذاتي دنيا و بشر دانسته اند و در اشعار فرزانگان فارسي از همراهي نيش و نوش، گل و خار، تلخ و شيرين سخن به ميان آمده است.
 هركسي به طور طبيعي در طول زندگي اش با نگراني و تشويش بسياري روبه رو گشته است. درصد آن چنان بالاست كه به عنوان يكي از مسايل دايمي بشر درآمده است؛ از اين رو براي شناخت اين حالت و عوامل پيدايش و راه هاي برون رفت از آن سخناني بسيار گفته و نوشته شده است. از اين رو نه تنها روان شناسان بلكه دانشمندان علوم و رشته هاي ديگر همواره براي آن اهميت خاصي قايل شده اند؛ زيرا تأثيرات منفي و مخرب اين حالت در همه ابعاد فردي و اجتماعي بشر ظهور مي كند و امنيت اجتماعي و سياسي دولت ها و جوامع را به خطر مي افكند. گاه مسأله فقدان آرامش فردي در جوامع به عنوان يك پديده اجتماعي گسترده خودنمايي مي كند و بحران شديدي را مي آفريند.
ادامه نوشته

امشب در اوج آسـمانم

امشب در سر شوری دارم...... امشب در دل نــوری دارم

باز امشب در اوج آسـمانم .......رازی بـاشـــد بـا ستارگانم

امشب یک سر شوق وشورم...... از ایـن عــالــم گــویــی دورم


از شـادی پـر گـیرم کـه رسـم بـه فلک
سرود هستی خوانم در بر حور و ملک

در آسمان ها غوغا فکنم
سبو بریزم ساغر شکنم

امشب یک سر شوق وشورم
از ایـن عــالــم گــویــی دورم

با ماه و پـرویـن سخنی گویم
وز روی مه خـود اثـری جویـم
جان یابم زین شبها
می کاهم از غمها

مـاه و زهـره را بــه طـرب آرم
از خود بی خبرم ز شعف دارم
نغمه ای بر لب ها
نغمه ای بر لب ها

امشب یک سر شوق وشورم
از ایـن عــالــم گــویــی دورم


امشب در سر شوری دارم...... امشب در دل نــوری دارم

باز امشب در اوج آسـمانم....... رازی بـاشـــد بـا ستارگانم

امشب یک سر شوق وشورم....... از ایـن عــالــم گــویــی دورم