لا اله الا الله ،ورحمته خیر مما یجمعون

بسم الله الرحمن الرحیم

لا اله الا الله ،عدد اللیالی و الدهور

لا اله الا الله ،عدد امواج البحور

لا اله الا الله ،ورحمته خیر مما یجمعون

لا اله الا الله ،عدد الشوک والشجر

لا اله الا الله ، عدد الشعر و البور

لا اله الا الله ،عدد الحجر والمدر

لا اله الا الله ،عدد لمح العیون

لا اله الا الله ،فی اللیل اذا عسعس و الصبح اذا تنفس

لا اله الا الله ،عدد الریاح فی البراری والصخور

لا اله الا الله ، من الیوم الی یوم ینفخ فی الصور

 نیست معبودی جز خدای ،به عدد شبها و روزگاران

نیست معبودی جز خدای ،به شماره ی موجهای دریاها

نیست معبودی جز خدای ،و رحمتش بهتر از آن است که جمع می کنیم.

نیست معبودی جز خدای ،به عدد خارها و درختان

نیست معبودی جز خدای ،به شماره موها و کرک ها

نیست معبودی جز خدای ،به عدد سنگها و کلوخ ها

نیست معبودی جز خدای ،به شماره به هم زدن پلک ها

نیست معبودی جز خدای ،در شب که بگردد و در صبح که بر آید

نیست معبودی جز خدای ،به عدد بادها در بیابانها و صخره ها

نیست معبودی جز خدای ،از امروز تا روزی که در صور دمیده شود.

 امير مؤمنان،امام علي(ع)ُ الاقبال بالاعمال الحسنه،ج2، ص47

لذت مناجات

در مناجات المطيعين امام سجاد(ع) آمده است: اللهم احملنا في سفن نجاتك ، ومتعنا بلذيذ مناجاتك ، وأوردنا حياض حبك ، وأذقنا حلاوة ودك وقربك(الصحيفة السجادية (ابطحي)- الامام زين العابدين (ع) ص 410)؛ خدايا ما را در كشتي‌هاي نجات خود سوار كن و ما را از لذت مناجات خود بهره‌مند ساز و ما را به حوزهاي حبّ خود درآور و به ما شيريني دوستي و قرب خودت را بچشان.

نيز در مناجات المحبين آن امام آمده است: إلهي من ذا الذي ذاق حلاوة محبتك فرام منك بدلا ، ومن ذا الذي أنس بقربك فابتغى عنك حولا(الصحيفة السجادية (ابطحي)- الامام زين العابدين (ع) ص 413)؛ خدايا كيست آن كه شيريني محبت تو را بچشد و جز تو را بخواهد و كيست آن كه به قرب تو انس بگيرد و بخواهد از تو روي بگرداند.

هوای چنان عجب

 اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی

وگر به یار رسیدی چرا طرب نکنی

به کاهلی بنشینی که این عجب کاریست

عجب تویی که هوای چنان عجب نکنی

ادامه نوشته

عشق

مولانا غزلی بسیار نغز وشیری در باره عشق دارد که در زبده غزلیات وی به سال 1838 به کوشش وین تسنس فن رزنتس وایگ با ترجمه المانی منتشر شده که ذیلا این غزل تقدیم میشود


دردیدهچون جان میروی اندر میان جان من
سر وخرامان منی ای رونق بستان من
چون میروی بی من مرو ای جان جان بی تن مرو
وزچشم من بیرون مشو ای شعله تابان من

ادامه نوشته

جلوه هاى آزادگى و شکست ناپذیرى عاشورا در نگاه دانشمندان و دشمنان

نهضت عزّت آفرین عاشورا از آغاز تا انجام و تا هماره تاریخ، دانشگاه عزّت و صلابت و چشمه سار شکوه و آزادگى است، و در منطق و پیام، موضعگیرى و روشنگرى، دیدار و خطبه، سند و نامه و هر پیک و سفیرش گوهر کمیاب عزّت و آزادگىِ مورد نظر قرآن و پیامبر و همه آزادمنشان ـ از هر مذهب و تاریخى ـ موج مى زند.
این دریافت، نه تنها دریافت و باور دوست و آشنا، بلکه هر پژوهشگر بى طرف و بیگانه و حتى مخالف نیز هست; براى نمونه:
1
ـ دانشمند نامدار اهل سنت «ابن ابى الحدید» در این مورد نوشته است:
" سالار پرشکوه شکست ناپذیران روزگار و قهرمان کسانى که در برابر ذلّت و تحقیر سر فرود نیاورده، و به عصرها و نسلها درس جوانمردى و شرافت و مرگ پر افتخار را زیر سایه شمشیرهاى آخته داد، و آن را بر سازش با بیداد و فریب برگزید، پدر یکتاپرستان گیتى حسین(علیه السلام)، فرزند رشید على(علیه السلام) است. استبدادگران اموى به آن شخصیت تسخیر ناپذیر و یارانش امان دادند، امّا او بدان دلیل که نمی خواست در برابر ذلّت و بیداد سر خم کند، و نیز بیم آن داشت که اگر با پذیرش امان نامه کشته هم نشود، ذلّت بر او و دیگر آزاد منشان رهرو راهش از سوى «عبید» و دیگر خودکامگان سیاهکار و حقیر تحمیل گردد، مرگ پر عزّت و افتخار را بر زندگى ذلیلانه برگزید"
ادامه نوشته

خاستگاه‌ عزت‌ حسيني‌

علي‌ رضائي‌ بيرجندي‌

 بي‌ترديد اصلي‌ترين‌ خاستگاه‌ پيدايش‌ قيام‌ عزّت‌آفرين‌ عاشورا قرآن‌ وانديشه‌هاي‌ عزّت‌آفرين‌ آن‌ در روح‌ و جان‌ امام‌ حسين‌(ع) و ياران‌ فداكارش‌ بوده‌ است‌.امام‌ حسين‌(ع) علاوه‌ بر دارابودن‌ منصب‌ عزّت‌آفرين‌ امامت‌ به‌ فرمودة‌ پيامبر6 كه‌حسين‌ از من‌ است‌ و من‌ از حسين‌، خوب‌ مي‌دانست‌ پيامبر6 به‌ عنوان‌ مظهر رحمت‌گستردة‌ الهي‌ علت‌ محدثة‌ نعمت‌ عظيم‌ قرآن‌ و مبيّن‌ آن‌ بوده‌ است‌ و آن‌ حضرت‌ به‌ عنوان‌مظهر رحمت‌ واسعة‌ الهي‌ رسالت‌ حفظ‌ و نگه‌داري‌ آن‌ را بر عهدة‌ وي‌ گذارد و او كه‌ عاشق‌قرآن‌ است‌. و بايد به‌ عنوان‌ علت‌ مبقيه‌ آن‌ عمل‌ نمايد؛ به‌ همين‌ دليل‌ «سيد الاباء»(آقاي‌ نه‌ گويان‌ عالم‌ به‌ ستمگران‌) ابتدا با الهام‌ از پيام‌ الهي‌ در قرآن‌ كه‌ (فاصبر ان‌ّوعدالله ولا يستخفنّك‌ الذين‌ لا يوقنون‌)؛ آنان‌ كه‌ به‌ خدا و قيامت‌ يقين‌ ندارند، هرگزنبايد تو را خفيف‌ و سبك‌ سازند (و عزّت‌ تو را پايمال‌ كنند)، به‌ نفي‌ طاغوت‌ پرداخت‌ و به‌جان‌ گرامي‌ خويش‌ قسم‌ ياد كرد كه‌ امام‌ نيست‌ مگر كسي‌ كه‌ به‌ قرآن‌ عمل‌ نمايد.

ادامه نوشته