اقدام جالب مسلمانان لندن برای تبلیغ +تصاویر

گروهی از جوانان مسلمان مقیم لندن در محکومیت اهانت‌ها به ساحت پیامبر اعظم(ص) کمپینی به نام «إن‌شاء‌الله» تشکیل دادند تا علاوه بر تبلیغ جذاب دین اسلام در قلب انگلیس، صلح‌دوستی این دین آسمانی را نشان دهند.
هنگامی که به بهانه سالگرد یازده سپتامبر، «تری جونز» کشیش ضد اسلام اهل فلوریدای آمریکا بخشی از فیلم موهن «برائت از مسلمانان» را پخش کرد، با خشم مقدس مسلمانان مواجه شد.
ادامه نوشته

سبک زندگی آقا روح الله

خردادماه برای همه ایرانی ها یک مناسبت ویژه تلخ دارد. 14 خرداد سال 68 روزی بود که مردم با یکی از محبوب ترین شخصیت های دنیای معاصر وداع کردند؛ پیرمردی دوست داشتنی که با یک حسینیه ساده و محقر و نیم ساعت سخنرانی می توانست همه معادله های سیاسی و دیپلماتیک دنیا را به هم بریزد. اما محبوبیت پیرمرد ساکن جماران فقط به موضع گیری های سیاسی و پیام های تاریخی و پیش بینی های شگفت انگیز و فتواهای شورانگیز جهاد و خانه محقر نبود. مردم امام خمینی کبیر (ره) را از هر جهت یک الگوی کامل می دانستند و می دانند. یک نمونه کوچکش هم رفتار امام (ره) در خانه و با خانواده بود. امام همان قدر که با شجاعت و جدیت مثال زدنی اش پشت ابرقدرت ها را می لرزاند، در خانواده شخصیتی منحصر به فرد داشت.

ادامه نوشته

نامه تشکر رهبرانقلاب از استاد شهریار

در فروردین 1363 هنگامی که حضرت آقا رئیس‌جمهور بودند شهریار شعر «شهید زنده» را می‌سراید و مقام معظم رهبری در نامه‌ای از شهریار تجلیل می‌کنند.


ادامه نوشته

موسیقی ، غزل و ترانه در کلام آیت الله جوادی آملی

 آیت الله جوادی آملی در پاسخ به اين سئوال كه به نظر شما ، موسيقي هاي متداول چه تأثيري بر روان آدمي مي گذارد؟ مرقوم داشته‌ اند: ابن سينا (رحمه الله) در نمط نهم اشارات و تنبيهات مي نويسد: گاهي عارف به « نغمه رخم » ، يعني آهنگ ملايم نياز دارد تا او را متّعظ كند. در درس مرحوم الهي قمشه اي ( قدس سرّه ) ، وقتي به اين قسمت از شرح اشارات رسيديم ( سه نفر در آن درس حاضر بوديم ) ، پس از درس ، از استاد اجازه گرفتيم تا جناب آقاي ربّاني خراساني كه از علماي بزرگ تهران بود ( يكي از آن سه نفر ) ، هر شب پس از درس ، يكي از غزل هاي استاد را براي ما بخوانند كه ايشان هم اجازه دادند.

 گاه مناجات ، يك جوان را اداره مي كند. گاه نيز يك غزل يا قصيده ، كمبودهاي دروني او را ترميم مي كند ؛ امّا لذت غزل هرگز در ترانه يافت نمي شود. ترانه لذتي كاذب ايجاد مي كند ؛ اما غزل شهدي است كه لذت صادق را به همراه دارد و تا پايان عمر با انسان همراه است. غزل هاي حافظ و سعدي چنين است.

ادامه نوشته

چقدر سخته

 چقدر سخته كه عشقت روبروت باشه نتوني همصداش باشي

چقدر سخته كه يك دنيا بهار باشي نتوني كه رها باشي ...

 چقدر سخته كه باروني بشي هر شب نتوني آسمون باشي

چقد سخته كه زندوني بموني بي در و ديوار نتوني همزبون باشي

  چه بد بخته قناري كه بخونه اما روياش حس بيرونه

چه بد بخته گلي كه مونده تو گلدون غمش يه قطره بارونه ..

  چقد سخته كه چشمات رنگ غم باشه ولي ظاهر پر از خنده

چقد سخته كه عشقت آسمون باشه ولي آسون بگن چنده

  چقدسخته كلامت ساده پرپر شه نتوني ناجي اش باشي

چقد سخته كه رفتن راه آخر شه نتوني راهيش باشي

 چقد سخته تو خونت عين مهمون شي بپوسي خسته ويرون شي

چقد سخته دلت پر باشه ساكت شي ولي تو سينه داغون شي

چقد سخته كه يك دنيا صدا باشي ولي از صحنه ي خوندن جدا باشي

چقد سخته كه نزديك خدا باشي ولي غرق ادا باشي

دريا باش، نه حباب

فرزند دلبندم،
سلامي دلپذيرتر از نسيم بهاري و خوشبوتر از گل‌هاي کوهساري و گرمتر از چشمه خورشيد و روشنتر از سپيده‌دمان به تو تقديم مي‌دارم؛ سلامي برخاسته از پرده جان، سلامي پرورده شور و اشتياق.
گرامي فرزندم،
اي شکوفه آرزو و بهار اميدم، اميد آن دارم که چون باد هميشه تکاپوگر و چون برق، همواره ظلمت‌شکاف و چون مهر، هميشه پرتو‌افشان و چون بدر، هماره شب‌زنده‌دار و چون شباهنگ همه شب سحرخيز باشي.
اي دل‌پسند دلخواه،
دلم مي‌خواهد چون ستاره بر لب بام هستي بدرخشي و چون کهکشان از افق‌هاي بلند بتابي؛ چون قلّه هيماليا، بر آسمان سرکشي و چون شفق، نور آفتاب را در سينه خود نگهداري؛ چون ارواح پاک از فرط صفا به عرش پر گيري و چون مسيح بر آسمان عروج کني؛ چون امواج يک لحظه از حرکت باز‌نايستي؛ چون دريا عميق و بي‌کران باشي. دلم مي‌خواهد چون صدف، پر گوهر اما خاموش باشي؛ چون براق، مرکب جان خويش گردي و آسمان‌ها را درنوردي تا پيمبر جانت را به معراج قُرب جانان برساني. دلم مي‌خواهد در اخلاص، سلمان و در زهد اباذر و در اسرار، کميل و در شوق و استقامت حجر بن عدي، در بيان حجّت، هشام بن حکم و در علم و حکمت، مؤمن الطّاق و در عرفان و عمل اويس قَرن و در صبر و ثبات، زينب زمان باشي.

ادامه نوشته

یادی از مرد علم ومحبت دکتر محمدحسن گنجی

دکتر محمدحسن گنجی پدر علم جغرافیای نوین ایران، ‌ بنیانگذار سازمان هوا‌شناسی کشور، دانشمند برگزیده جهان در زمینه هوا‌شناسی در سال ۲۰۰۱ و چهره ماندگار جغرافیا که که  مردی  متواضع، بی‌ادعا و صبور و دوست داشتنی و با محبت  بود همیشه خود را مدیون فرهنگ اسلامی ایرانی مردم خود می دانست و در راه شکوفائی آن تلاش می کرد .
ادامه نوشته

گفتگو با خدا

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ...

گفتی: فانی قریب

     .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک بشم …

گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

ادامه نوشته

قسمتی از رمان بیوتن را به مناسبت ماه رمضان

 ارمیا به لحنی سوزناک روضه می خواند انگار:

 _ امشب کس دیگری هست که از همه ی نورها تصویر می گیرد...چار ستون نور را ببینید امشب که به چار گوشه عالم برافراشته اند.صدای پروردگار آمرزنده بلند است که آیا کسی باقیمانده است که او را بیامرزم...اگر امروز هل من مزید او را نشنوی فردا هل من مزید دوزخش را به جان خواهی شنید...بیا و در صف مذنبین بایست...بیا و در صف گنهکاران بایست...صدا بزن ای خدای گنهکاران که امشب با یک اله العاصین لبیک می گوید ...گفت با هفت بار ذکر شریفه ی یا ارحم الراحمین یک لبیک در جواب می گوید .اما ذکر یا اله العاصین تمام نشده صدا می زند لبییک ای بنده من ...بیا و در صف گناه کاران بایستیم...

رمضان فرصت مناسبی است برای این که برای هم دعا و طلب مغفرت بکنیم به خصوص برای آنهایی که در حق ما ظلم کرده اند و ستم روا داشته اند.

باز اى و دل تنگ مرا مونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

  زان باده که در میکده عشق فروشند  ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش...

 

ادامه نوشته

فیض کاشانی این نکته را چه زیبا به صورت شعر بیان داشته است:

 بیا تا مونس هم، یار هم، غمخوار هم باشیم

انبیس جان هم، فرسوده بی خارهم باشیم

شب آید، شمع هم گردیم و بهر یکدیگر سوزیم

شود چون روز دست و پای هم در کار هم باشیم

دوای هم، شفای هم، برای هم، فدای هم

دل هم، جان هم، جانان هم، دلدار هم باشیم

به هم یک تن شویم و یکدل و یکرنگ و یک پیشه

سری در هم آریم، دوش بار هم باشیم

جدایی را نباشد زهره ای تا در میان آید

به هم آریم سر گرد هم، پرگار هم باشیم

به جمعیت پناه آریم از باد پریشانی

اگر غفلت کند آهنگ ما هشیار هم باشیم

جمال یکدگر گردیم و عیب یکدگر پوشیم

قبا و جبه و پیراهن و دستار هم باشیم

غم هم، شادی هم، دین هم، دنیای هم گردیم

بلای یکدگر را چاره و ناچار هم باشیم

یکی گردیم در کردار و در گفتار و در رفتار

زبان و دست و پا یک کرده، خدمتکار هم باشیم

ادامه نوشته

آن سبوی آب، دانش­های ماست

 

از این قصه این را بدان که دانش ما همانند آب آن سبو است و عظمت و علم خداوند همانند آب دجله­ وسیع است که از حرکت باز نمی­ایستد. اگر آن عرب چادر نشین می­دانست که آب سبویش در برابر آب دجله بسیار اندک است آن سبو را بر سنگ می­کوبید، به هر حال او با فروتنی هدیه­ی ناچیز خود را نزد خلیفه برد و به آن همه شادی دست یافت :

کل عالم را سبو دان ای پسر             کان بود از علم و خوبی تا بسر
قطره ای از دجله خوبی او است          کان نمی گنجد ز پری زیر پوست
آن سبوی آب، دانش­های ماست          و آن خلیفه دجله ی علم خداست

ادامه نوشته

آقایان مسئول «متولد 1361» را ببینند!

روایتی از یک نسل؛

این نمایش هرچند تلخی‌های خاص خود را دارد و گاه برخی طعنه‌هایش، متوجه مسئولان کشور است، از آنجا که ذات هنر تئاتر به ویژه هنر متعهد، بازخوانی تاریخ، روایت دردها و تصویر آشوب‌های فکری زمانه است، بدون تردید، باید از سوی مسئولان کنونی، مسئولان پیشین و همه آنها که برای آینده این کشور در تلاشند، مورد توجه قرار بگیرد.

سرویس فرهنگی ـ «متولد 1361»، روایت نسلی است که در میان آتش و خون جنگ به دنیا آمد و تاریخ پر تلاطمی را در سال 88 از پیش روی گذراند و هم اکنون برای فردای خود با پرسش های متعددی روبه روست؛ پرسش هایی که بدون شک، آقایان روسای جمهور تاکنون باید به بسیاری از آنها پاسخ دهند.

نمايش «متولد 1361» که از روز يکشنبه 28 آذر ماه در تماشاخانه‌ «ايرانشهر» به روي صحنه رفته، نوشته‌ نغمه ثميني به کارگرداني پيام دهکردي است که نسل سوم انقلاب را در هفت پرده و هفت برهه و هفت چهره نشان می‌دهد. با او از درون جنین مادر آغاز می‌شود، تا آستانه سی سالگی و مادر شدن پیش می‌آید.
ادامه نوشته