ازدواج از دیدگاه آسیب شناسی اجتماعی اسلام

 

اكنون جامعه شناسان پس از گذشت قرن ها از پیدا یش اسلام ، آنچه را كه پیام آورخدا به انسان ها هشیار داده بود، با تجربه و آمار و ارقام ؛ دریافته اند. بنا بر یافته های عینی جامعه شناسان و آسیب شناسان اجتماعی ، درصد زیادی از بزهكاری ، درسنین حدود ۱۵ تا ۲۵ سال ، ( یعنی سنین طبیعی ازدواج ) اتفاق می افتد. همچنین در این سنین ، انحراف جنسی كه اغلب با اختلا ل شخصیتی نیز همراه است ، در میان جوانان ظهور پیدا می كند. لذا ازدواج از دیدگاه جامعه شناسان و روان شناسان بهترین راه برای ایجاد یك زندگی مشترك ، تخلیه ی مشروع جنسی و جلوگیری از بزهكاری و انحراف است و این همان چیزی است كه اسلام بیش از چهارده قرن پیش برآن تأكید كرده است.

ادامه نوشته

رقص مرگ !


 متن زير ، آخرين نوشتة دكتر چمران مي باشد كه چند دقيقه قبل از شهادت آن را نگاشته است .

« اي حيات ! با تو وداع مي كنم ، با همة مظاهر و جبروتت . اي پاهاي من ! مي دانم كه فداكاريد ، و به فرمان من مشتاقانه به سوي شهادت صاعقه وار به حركت در مي آييد ؛ اما من آرزويي بزرگتر دارم . به قدرت آهنينم محكم باشيد. اين پيكر كوچك ؛ ولي سنگين از آرزوها و نقشه ها و اميدها و مسئوليتها را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانيد . دراين لحظات آخر عمر ، آبروي مرا حفظ كنيد . شما سالهاي دراز به من خدمت ها كرده ايد . از شما آرزو مي كنم كه اين آخرين لحظه را به بهترين وجه ، ادا كنيد . اي دست هاي من ! قوي و دقيق باشيد . اي چشمان من ! تيزبين باشيد . اي قلب من ! اين لحظات آخرين را تحمل كن . به شما قول مي دهم كه پس از چند لحظه همة شما در استراحتي عميق و ابدي آرامش خود را براي هميشه بيابيد . من چند لحظة بعد به شما آرامش مي دهم ؛ آرامشي ابدي . چه ، اين لحظات حساس وداع با زندگي و عالم ، لحظات لقاي پروردگار و لحظات رقص من در برابر مرگ بايد زيبا باشد »

لقمه نانى كه باشد شبهه ناك

لقمه نانى كه باشد شبهه ناك
گر به خاك كعبه ابراهیم پاك
گر به دست خود فشاند تخم آن
ور به گاو چرخ كردى شخم آن
ور مه نو در حصادش داس كرد
ور به سنگ كعبه اش دستاس كرد
ور به آب زمزمش كردى عجین
مریم آیین پیكرى از حور عین
ور بخواندى بر خمیرش بى عدد
فاتحه با قل هو الله احد
ور بود از شاخ طوبى آتشش
ور شدى روح الامین هیزم كشش
ور تو برخوانى هزاران بسمله
بر سر آن لقمه پر ولوله
عاقبت خاصیتش ظاهر شود
نفس از آن لقمه تو را قاصر شود
در ره طاعت تو را بى جان كند
خانه دین تو را ویران كند

عشاق جمالك احترقوا

شیخ بهائی :

عشاق جمالك احترقوا
فى بحر صفاتك قد غرقوا
فى باب نوالك قد و قفوا
و بغیر جمالك ما عرفوا
نیران الفرقه تحرقهم
امواج الادمع تعرفهم
- شیفتگان جمالت سوختند و در دریاى صفات تو غرق شدند
- در آسمان بخشایشت بست نشستند و جز جمال تو نشناختند
شعله هاى جدایى آنان را مى سوزاند و امواج اشك آنان را غرق مى سازد
و نیز از اشعار اوست :
ایها القوم الذى فى المدرسه
كلما حصلتموه وسوسه
ذكركم ان كان فى غیر الحبیب
مالكم فى النشاه الاخره نصیب
- اى دانش پژوهانى كه در مدرسه هستید تمام آموخته هایتان وسوسه است .
- صحبتهاى شما اگر درباره غیر از دوست (خدا) باشد، بهره اى در جهان آخرت نخواهید برد.

ادامه نوشته

در آسمان علم، عمل برترين پر است

ديوانگي است قصه‌ي تقدير و بخت نيست

از بام سرنگون شدن و گفتن اين قضاست


در آسمان علم، عمل برترين پر است


در كشور وجود هنر بهترين غناست


ميجوي گرچه عزم تو ز انديشه برتر است


ميپوي گرچه راه تو در كام اژدهاست

تا کی از دارالفراری ساختن دارالقرار؟

سنائی :

ای مسلمان خلایق حال دیگر کرده اند
از سر بی حرمتی معروف، منکر کرده اند
شرع را یکسو نهادستند اندر خیر وشر
قول بطلمیوس و جالینوس باور کرده اند
عالمان بی عمل از غایت حرص و امل
خویشتن را سخره اصحاب لشکر کرده اند
خون چشم بیوگان است آن که در وقت صبوح
مهتران دولت اندر جام و ساغر کرده اند....
تا کی از دار الغروری ساختن دار السرور؟
تا کی از دارالفراری ساختن دارالقرار؟
بر در ماتم سرای دین و چندین ناز و نوش؟
در ره رعنا سرای دیو و چندان کار و بار.....

فیض کاشانی این نکته را چه زیبا به صورت شعر بیان داشته است:

 بیا تا مونس هم، یار هم، غمخوار هم باشیم

انبیس جان هم، فرسوده بی خارهم باشیم

شب آید، شمع هم گردیم و بهر یکدیگر سوزیم

شود چون روز دست و پای هم در کار هم باشیم

دوای هم، شفای هم، برای هم، فدای هم

دل هم، جان هم، جانان هم، دلدار هم باشیم

به هم یک تن شویم و یکدل و یکرنگ و یک پیشه

سری در هم آریم، دوش بار هم باشیم

جدایی را نباشد زهره ای تا در میان آید

به هم آریم سر گرد هم، پرگار هم باشیم

به جمعیت پناه آریم از باد پریشانی

اگر غفلت کند آهنگ ما هشیار هم باشیم

جمال یکدگر گردیم و عیب یکدگر پوشیم

قبا و جبه و پیراهن و دستار هم باشیم

غم هم، شادی هم، دین هم، دنیای هم گردیم

بلای یکدگر را چاره و ناچار هم باشیم

یکی گردیم در کردار و در گفتار و در رفتار

زبان و دست و پا یک کرده، خدمتکار هم باشیم

ادامه نوشته

نظر رسمی حوزه درباره «ظهور نزدیک است»

 

مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم با توجه به وظیفه‌ای که در عرصه تحقیق و تبلیغ مهدویت دارد، به کارشناسی در این زمینه پرداخت و تعدادی از محققین این مرکز به بررسی آن پرداختند با تحقیق کاملی که در این زمینه شد، روشن شد این فیلم و مشابه آن بر اساس روایت ضعیف و مردود تهیه شده است و از کتبی استفاده شده که اعتبار لازم را ندارند و در موارد متعدد نیز مطالب بدون سند و مدرک مطرح شده است، علاوه بر این که تطبیق علائم با برخی افراد به علت محدودیت علم و امکان خطا و اشتباه در شناخت مصادیق نه تنها کار ناپسند و مردودی است، بلکه پیامدهای خطرناکی همچون ایجاد شک و تردید در اصل مهدویت را در مخاطبین به دنبال خواهد داشت.

ادامه نوشته

باید از اعمالی نظیر دخیل بستن و قفل زدن پرهیز کنند،‌

حضرت آیت‌الله جوادی آملی با بیان این که افرادی که به زیارت مشاهد مشرفه نائل می شوند باید از اعمالی نظیر دخیل بستن و قفل زدن پرهیز کنند،‌اظهار داشت: دخیل بستن از آثار فرهنگ جاهلی است و هیچ دستوری به آن در منابع دینی وجود ندارد. ...


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی، امروز در درس تفسیر قرآن خود که با حضور صدها نفر از طلاب و فضلای حوزه علمیه در مسجد اعظم قم برگزار شد، گفت: پیامبراکرم(ص) خود را جوادترین و با سخاوت ترین افراد معرفی کرده اند، زیرا ایشان افزون بر انفاق مادی، عقل و معرفت و علم هم می بخشند.

ادامه نوشته

گواهی بخواهید:اینک گواه

سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان,گردنیم
اگر خنجر دوستان,گرده ایم
گواهی بخواهید:اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم

دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم
قیصر امین پور 
 

علی(ع) یگانه محمد(ص)شناس خلقت

 

شیررا بچه همی ماند به او                 تو،به پیغمبرچه می مانی؟ بگو!

دركتاب شریف القطره مرحوم آیت الله مستنبط –ج 1 ص 357- حدیثی نزدیك به این معنی را از یكی ازعلمای بزرگ اهل سنت بنام محمد بن علی حكیم ترمذی دیدم كه از رسول خدا نقل شده است كه:

 ما  رانی فی هذه الدنیا علی الحقیقه التی خلقنی الله علیها غیرعلی بن ابیطالب( دراین دنیا هیچكس مرا به آن حقیقتی كه خدا مرا برآن آفریده ندیده است جزعلی بن ابیطالب.
 درباره منزلت رسول، بحث زیبایی بین اندیشمندان اسلامی درگرفته است كه آیا رسول آمد كه قرآن را بیاورد یا نه، قرآن بهانه ای شد تا رسول بیاید !
 

گاهی كه به تعابیرقرآن درباره رسولخدا مانند لعمرك انهم لفی سكرتهم یعمهون (قسم به جان تو كه اینها درمستی خود فرو رفته اند .سوره حجر آیه 72 ) می اندیشم در درك معنای آن درمی مانم وغرق این بحر بی كرانه می شوم.

ادامه نوشته

روح چيست ؟

در تعقيب آيات گذشته به پاسخ بعضى از سؤ الات مهم مشركان يا اهل كتاب پرداخته ، ميگويد از تو در باره روح سؤ ال مى كنند، بگو روح از فرمان پروردگار من است و به شما بيش از اندكى علم و دانش داده نشده است (و يسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربى و ما اوتيتم من العلم الا قليلا). مفسران بزرگ ، در گذشته و حال پيرامون معنى روح و تفسير اين آيه سخن بسيار گفته اند و ما نخست به معنى روح در لغت ، سپس به موارد استعمال آن در قرآن ، و بعد به تفسير آيه و رواياتى كه در اين زمينه وارد شده است مى پردازيم : 1 - روح از نظر لغت در اصل به معنى نفس و دويدن است ، بعضى تصريح كرده اند كه روح و ريح (باد) هر دو از يك معنى مشتق شده است ، و اگر روح انسان كه گوهر مستقل مجردى است به اين نام ناميده شده به خاطر آنست كه از نظر تحرك و حيات آفرينى و ناپيدا بودن همچون نفس و باد است ، اين از نظر معنى لغوى . 2 - موارد استعمال آن در قرآن بسيار متنوع است : گاهى به معنى روح مقدسى است كه پيامبران را در انجام رسالتشان تقويت ميكرده ، مانند آيه 253 بقره و آتينا عيسى بن مريم البينات و ايدناه بروح القدس : ما دلائل روشن در اختيار عيسى بن مريم قرار داديم و او را با روح القدس تقويت نموديم . گاه به نيروى معنوى الهى كه مؤ منان را تقويت ميكند اطلاق شده ، مانند آيه 22 مجادله اولئك كتب فى قلوبهم الايمان و ايدهم بروح منه : آنها كسانى هستند كه خدا ايمان را در قلبشان نوشته و به روح الهى تاييدشان كرده است . زمانى به معنى فرشته مخصوص وحى آمده و با عنوان امين توصيف شده ، مانند آيه 193 سوره شعراء نزل به الروح الامين على قلبك
ادامه نوشته

انواع حيا

« حيا » در لغت به مفهوم شرمساري و خجالت است كه در مقابل آن « وقاحت » و بي شرمي قرار دارد. (ابن اثير ، نهايه ،ج 1 ، ص 391 )

به عبارتي ؛ حيا شرمي است برخاسته از ادراک خوبي‌ها و بديهاي اختياري ، به اين جهت است که انسان ، دسته‌اي از کارها را خوب و دسته ديگر را بد مي‌داند .


علامه مجلسي(رحمة الله عليه) درباره حقيقت حيا

مي‌گويد: « حيا ملکه‌اي است که موجب خودداري از کارهاي زشت مي‌گردد.» (مرآة العقول ، ج8 ، ص 187 )


حيا در فرهنگ عالمان اخلاق

در فرهنگ عالمان اخلاق ، حيا نوعي انفعال و انقباض نفساني است كه موجب خودداري از انجام امور ناپسند در انسان مي گردد و منشأ آن ترس از سرزنش ديگران است .(طوسي ،اخلاق ناصري ، ص 77)


ادامه نوشته

عفاف در زندگی فردی و اجتماعی یک مسلمان


روابط زن و مرد و به خصوص روابط جنسی ایشان همیشه به عنوان یک مسئله در تاریخ اجتماعی بشر مطرح بوده. از این حیث بشر به طور فطری ایجاد خانواده حول محور روابط زن و مرد را پذیرفته اما همیشه با وقایعی در زندگی شخصی و اجتماعی خود روبرو گشته که به این مسئله دامن زده اند. مسائلی همچون: آیا روابط جنسی محدود به کانون خانواده است یا زن و مرد می توانند در عین داشتن خانواده با دیگری هم روابطی این چنین برقرار کنند؟ آیا روبرویی و مواجه یک زن و مرد و دوستی ایشان همیشه با برقراری روابط جنسی همراه خواهد بود؟
همانطور که می دانیم چنین مسئله ای در همه جوامع و فرهنگ ها وجود دارد و هر مکتبی به نوعی پاسخی برای این مسئله می دهد. مکتب مارکسیسم با برداشتن قید مالکیت شخصی از زندگی انسان به محدودیت روابط جنسی در کانون خانواده پایان داده و روابط را کاملا آزاد می کند. همینطور مکتب های مادی گرایانه غربی که ریشه در دیدگاه های افرادی چون راسل و فروید دارد هرگونه قیدی در روابط جنسی را موجب اضطراب و التهاب در جامعه معرفی کرده که مانع پیشرفت و رسیدن به سود خواهد شد. دین اسلام که مدعی هدایت به سمت زندگی سعادتمندانه انسانی است، به چنین مسئله مهمی در زندگی بشر بی توجه نبوده و به ارائه مدل و الگویی از روابط زن و مرد در جامعه دینی می پردازد.
عفت و حیا که اساس روابط زن و مرد است یکی از مشخصه های اصلی در جامعه دینی می باشد. عفت و حیا به معنای خودداری از گناه و جلوگیری از سرکشی های شهوانی به معنای خاص روابط جنسی است که در روابط زن و مرد نمود می یابد. البته می توان معنای اعم عفت را خودداری از هرگونه گناهی دانست اما در لسان روایات بیشتر به پاکدامنی از طرف هم مرد و هم زن اشاره شده است.
جامعه دینی جامعه ای است که روابط زن و مرد در هر بخشی از آن براساس عفت و حیا باشد یعنی روابط با توجه به شخصیت انسانی افراد برقرار شود و هرگونه تعرضی در کلام، نگاه و رفتار در این روابط مذموم بوده و چنین افرادی همانگونه که در قرآن ذکر شده مریض القلب دانسته می شوند. (احزاب/32) وقتی عفت و حیا در جامعه ای برقرار شد و حکمرانی کرد، مرد و زن به خودی خود با وجود ارتباطات گسترده از هرگونه تعرضی شرم کرده و روابط براساس اهداف دیگری به غیر از لذات شهوانی شکل خواهد گرفت.
ادامه نوشته