ناخدائی مگس


آن مگس بر برگ کاه و بول خر همچو کشتيبان همي افراشت سر
گفت من دريا و کشتي خوانده ام مدتي در فکر آن مي مانده ام
اينک اين دريا و اين کشتي و من مرد کشتيبان و اهل و راي زن
بر سر دريا همي راند او عمد مي نمودش آن قدر بيرون ز حد
بود بي حد آن چمين نسبت بدو آن نظر که بيند آن را راست کو
عالمش چندان بود کش بينشست چشم چندين بحر همچندينشست
صاحب تاويل باطل چون مگس وهم او بول خر و تصوير خس
رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) فرموده است: «مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَاْیِهِ فَلْیَتَبَوَّا مقْعَدَهُ مِنَ النّار»؛ (هرکس قرآنرا به راى خویش تفسیرکند، براى خود جایى در آتش دوزخ انتخاب کرده است) «الجامع لاحکام القرآن» جلد 1، صفحه 32،
گر مگس تاويل بگذارد براي آن مگس را بخت گرداند هماي
اگر از تاویل رها شود دیگر مگس نیست بلکه همای سعادت است
آن مگس نبود کش اين عبرت بود روح او نه در خور صورت بود . مولانا 

حكيم سعدالدين نزارى قهستانى

حكيم سعدالدين نزارى قهستانى (ه ق 645-721 مطابق با 626-699 شمسى) از سرايندگان بزرگ نيمه دوم سده هفتم و آغاز قرن هشتم است. اغلب تذكره نويسان از او به ‏نام نزارى فوداجى بيرجندى ياد كرده‏اند.

نزارى سه پسر به اسامى محمد، شهنشاه و نصرت داشته است. فرزند اول او محمد مى‏باشد كه شعر نيز مى‏سروده و در عنفوان جوانى در گذشته است. نزارى در اشعار خود كه ضمناً اعتقاد او را به بهشت جاودان مى‏رساند، در مورد فرزندانش چنين سروده‏است:

ادامه نوشته