گر مؤمنی و شیرین هم مؤمن است مرگت

  

چون جان تو می‌ستانی چون شکر است مردن

با تو ز جان شیرین شیرینتر است مردن

بردار این طبق را زیرا خلیل حق را

باغ است و آب حیوان گر آذر است مردن

بگذار جسم و جان شو رقصان بدان جهان شو

مگریز اگر چه حالی شور و شر است مردن

چون حق تو را بخواند سوی خودت کشاند

چون جنت است رفتن چون کوثر است مردن

گر مؤمنی و شیرین هم مؤمن است مرگت

ور کافری و تلخی هم کافر است مردن

حجاب، حق الله است یا حق الناس؟ آيت‌الله جوادي آملي

قرآن كريم وقتي درباره حجاب سخن مي‏‌گويد، مي‏‌فرمايد: حجاب عبارت است از احترام‌ گذاردن و حرمت قائل شدن براي زن كه نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند؛ بنابراین، نظر كردن به زنان غير مسلمان را بدون قصد تباهي جايز مي‏داند.

ادامه نوشته

دین ما عین سیاست ما هست، ولی نه این قدر!

اگر روزگاری تفریط دوری از سیاست و تجنب از انزوا و انفعال خطرناک بود، امروز افراط دوری از جایگاه اصیل معنوی و قدسی روحانیت خطرناک‌تر است. قرار بود سیاست ما دینی بشود و امروز دین ما سیاسی شده و گویا، دین ما عین سیاست ما هست، ولی نه این قدر!

ادامه نوشته

امشب در سر شوری دارم.

امشب در سر شوری دارم...... امشب در دل نــوری دارم

باز امشب در اوج آسـمانم .......رازی بـاشـــد بـا ستارگانم

امشب يک سر شوق وشورم...... از ايـن عــالــم گــويــی دورم

ادامه نوشته

توصیف علی علیه السلام از عارف

«قد احیا عقله و امات نفسه حتی دق جلیله و لطف غلیظه و برق له لامع کثیر البرق فابان له الطریق و سلک به السبیل و تدافعته الابواب الی باب السلامه و دار الاقامه» (نهج البلاغه عبده، خطبه 220).

یک مرد عارف و تزکیه شده را توصیف می کند: عقل خودش را زنده کرد، نفس اماره اش را میراند، غلظتهای وجودش را رقیق کرد، چه غلظتهای جسمانی و چه غلظتهای روحانی (آدمی که یک عمر خورده و خوابیده و چربی در بدنش جمع شده هیچوقت آدم نمی شود) این غلظتها را از بین برد، با یک ریاضت معنوی خودش را پاک کرد، آلودگیها را که در اثر ترفها و تنعمها در وجودش پیدا شده بود زدود، همه غلظتهایی را که در روحش بود از بین برد و بدنش را نازک کرد: «دق جلیله و لطف غلیظه».
تا آنجا که یک برق از درونش جهید: «و برق له لامع کثیر البرق» برق جهیده و راه را برایش روشن کرد، بعد از یک در وارد شد، او را از این در به آن در بردند و از آن در به در دیگر، تا به آن محل نهایی رسید، آنجا که بارگاه الهی و بارگاه ربوبی است.

ادامه نوشته

بندگانی  که خداوند  با آنان در گوش جانشان زمزمه می کند

علی علیه اسلام می فرماید :خدای سبحان و بزرگ، یاد خود را روشنی بخش دلها قرار داد، تا گوش پس از ناشنوایی بشنود و چشم پس از کم نوری بنگرد و انسان پس از دشمنی رام گردد، خداوند که نعمتهای او گرانقدر است، در دورانهای مختلف روزگار و در دوران فترت بندگانی داشته که با آنان در گوش جانشان زمزمه می کرد و در درون عقلشان با آنان سخن می گفت.

ادامه نوشته

رساله های سهروردی

هفت رساله سهروردی  با عناوین ذیل می باشد:

لغت موران

فی حقیقة العشق

عقل سرخ

آواز پر جبرئیل

صفیر سیمرغ

روزی با جماعت صوفیان

فی حالة الطفولیة


 

خطبۀ مشهورۀ غرّاء سید جمال الدین اسد آبادی  در باب‌ رجوع‌ به‌ قرآن‌


 آقايان‌! مدينۀ فاضلۀ انساني‌ و صراط‌ المستقيم‌ سعادت‌ بشري‌ قرآن‌ است‌؛ گرامي‌ دستور مقدّس‌ كه‌ نتيجۀ شرافت‌ كلّ اديان‌ حقّۀ عالم‌، و برهان‌ قاطع‌ خاتميّت‌ مطلقۀ دين‌ اسلام‌ إلي‌ يوم‌ القيمة‌، و ضامن‌ سعادت‌ دارَين‌ و فوز نشأتين‌ است‌. آه‌، آه‌! چسان‌ از فرط‌ غفلت‌ مهجور شده‌!

فوائد امروز آن‌ از فرط‌ جهل‌ و غفلت‌ منحصر در امور ذيل‌ شده‌ است‌:

 

ادامه نوشته

اخبار و شهادت زمین با وحی الهی،

یا حساب و کتاب و جزا را باور نداریم و به همین جهت به عمل نیک مبادرت نمی کنیم و از عمل بد دوری نمی­جوییم و یا اگر قیامت و حساب را باور داریم، از دقت و ظرافت آن غفلت می ورزیم و از این رو به راحتی از کنار خیر و شرهای کوچک عبور می کنیم و آنها را به حساب نمی آوریم. اگر امکان خیری کوچک برایمان پیش آمد، نسبت به آن بی توجهی می کنیم یا اگر گناه یا اشتباه کوچکی از ما سر زد، آن را جدی نمی گیریم.

ادامه نوشته

این گرگ سال هاست که با گله آشناست

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی

فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودک یتیم:

کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست؟

آن یک جواب داد: چه دانیم ما که چیست؟

پیداست آن قدر که متاعی گرانبهاست

نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت:

این اشک دیده ی من و خون دل شماست

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است

این گرگ سال هاست که با گله آشناست

دیوان پروین اعتصامی ، صص 202 - 203

شرائط «انفاق ارزشمند

قرآن مجید «شرائط «انفاق ارزشمند» را در آیات مختلف بیان کرده است، و بعضى از مفسران از جمع آورى آن، ده شرط استفاده کرده اند.

1 ـ از بهترین قسمت مال انتخاب شود، نه از اموال کم ارزش: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ وَ مِمّا أَخْرَجْنا لَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لاتَیَمَّمُوا الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِیهِ إِلاّ أَنْ تُغْمِضُوا فِیهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ غَنِىٌّ حَمِیدٌ:)

2 ـ از اموالى که مورد نیاز انسان است باشد، چنان که مى فرماید: وَ یُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ:

3 ـ به کسانى انفاق کند که سخت به آن نیازمندند و اولویتها را در نظر گیرد: لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ: 3)

4 ـ انفاق اگر مکتوم باشد بهتر است: وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوها الْفُقَراءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ: 4)

 

ادامه نوشته

آخرین نامه ی سید جمال الدین اسدآبادی،هم مسلک ایرانی...

دوست عزيز

من در موقعي اين نامه را به دوست عزيز خود مينويسم كه در محبس محبوس و از ملاقات دوستان خود محرومم . نه انتظار نجات دارم و نه اميد حيات ؛ نه از گرفتاري متالم و نه از كشته شدن متوحش ، خوشم بر اين حبس و خوشم بر اين كشته شدن. حبسم براي آزادي نوع ، كشته ميشوم براي آزادي قوم ، ولي افسوس ميخورم از اين كه كشته هاي خود را ندرويدم ، با آرزويي كه داشتم كاملا نائل نگرديدم ،

 

ادامه نوشته