10 توصیه‌ی تشکیلاتی شهید بهشتی

یت الله شهید بهشتیگفته بود: "ما برای این‌که بتوانیم کارهای بزرگی را انجام دهیم، بی‌شک باید متشکل باشیم. رابطه‌های ایمانی، اعتقادی، علمی، و دینی سازمان‌نیافته برای رسیدن به بخشی از اهداف و تحقق بخشیدن به قسمتی از مراحل یک انقلاب می‌تواند کافی باشد؛ ولی برای رسیدن به بخشی دیگر از اهداف و تحقق بخشیدن به آن قسمت دیگر از آرمان‌های یک انقلاب کافی نیست ... ما همچنان بر داشتن یک تشکل پافشاری داریم؛ اما شرط آن این است که:

ادامه نوشته

چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

هیچ موقع شده که واقعا گیر کرده باشید توی یک موقعیتی افتاده باشید که هیچ کسی نیست که کمکتون کنه و منتظر باشید که  معجزه ای رخ بده و پاسخگویی پیدا بشه که به مشکلات شما پاسخ بده ، بگه هی پسر یا دختر این کارو بکن ، اینجوری رفتار بکن تاهمه چیز روبه را بشه . 

بعضی موقعه ها آدم با خودش می گه

 چرا خدا ما رو توی یه همچنین برزخی قرار میده

مگه خدا بخیل است؟؟!! ، چرا من پول یا خونه ندارم

چرا من به اون چیزایی که می خوام نمیرسم

فکر کنم این موقعیت و این سوال ها برای همه ما پیش اومده . نویسنده این کتاب خانم اسکاول شین انگار این سوالها رو برای خودش و خیلی های دیگه حل کرده ، خیلی ها که با درسهایی که اون بهشون داد واقعا متحول شدند و موفق شدند

ادامه نوشته

آبراهام مزلو

مزلو :افراد خود شکوفا دارای خصایص مشترک زیرند.

واقعیت را به خوبی درک کرده و قادرند شرایط مبهم را تحمل کنند .

خود و دیگران را آنچنان که هستند قبول میکنند.

در اندیشیدن و رفتار خود جوشند.

بیشتر مسئله مدارند تا خود مدار.

از بذله گویی بر خوردارند.

بسیار خلاقند.

به سادگی همرنگ جماعت نمی شوند .

به شادکامی انسان ها علاقه مندند.

از تجربه های اساسی زندگی عمیقا لذت میبرند.

بیشتر با مردمان معدودی روابط عمیق و ارضا کننده دارند تا با تعداد زیادی از مردم.

قادرند به نحو عینی به زندگی بنگرند

ادامه نوشته

بیست عامل عقب ماندگی ایرانیان

 مصطفي‌ ملكيان‌ طی سخنرانی بیست عامل عقب ماندگی ایرانیان را به شرح زیر، مورد توجه قرار داد: 1. پيشداوري‌، 2. دگماتيسم‌ وجمود، 3. خرافه‌پرستي‌، 4. بهادادن‌ به‌ داوري‌هاي‌ ديگران‌ نسبت‌ به‌ خود، 5. همرنگي‌ با جماعت‌، 6. تلقين‌پذيري‌، 7. القاپذيري‌، 8. تقليد، 9. تعبد، 10. شخصيت‌پرستي‌، 11. تعصب‌، 12. اعتقاد به‌ برگزيدگي‌، 13. تجربه‌ نيندوختن‌ از گذشته‌، 14. جدي‌ نگرفتن‌ زندگي‌، 15. ديدگاه‌ مبتذل نسبت‌ به‌ كار، 16. قائل‌ نبودن‌ به‌ رياضت‌، 17. از دست‌ رفتن‌ قوه‌ تميز بين‌ خوشايند و مصلحت‌، 18. زياده‌گويي‌، 19. زبان‌ پريشي‌، 20. ظاهرنگري‌.
ادامه نوشته

آسيب شناسي ديني

در آسيب شناسي ديني ، به آفتي مي رسيم که همواره دامنگير صاحبان دانش وانديشه ، که دلهاي پاک و منزه نداشته و ندارند مي گردد، يعني مذهب سازي به تمام وسعت معناي کلمه و چه ضايعاتي که ازاين رهگذر، درامر دين و دنياي مردم پديد آمده. درد،اين نيست که جمعي بخاطر جهل به بيراهه مي روند، بلکه درد  اين است که علم،ابزار تحريف و عامل انحراف و سبب اضلال مي گردد. بجاي فراخواندن به سرچشمه ، مشغول کردن به آبراه هاي فرعي ساختگي  ،بجاي آن که بر بام بلند حقيقت برآورد، مردم را،ايمان ها را، در بيغوله هاي تاريک مسلک سازي ها و فرقه بازي ها نگهداشتن و در واقع ، بجاي دعوت به[ خدا]، دعوت به[ خود]است ( البته براي چنين کسان ، خدا یشان همان خوداست و خودشان خدايشان (اتخذالهه هواه) از راه طرح فکري نوظهور و معتقداتي بدعت آميز و فکري دوراز بزرگ راه ، جذب مشتري کردن بازاريابي کردن و دکان گشودن . آيا در پس هر نداي مسلکي خاص ، حقيقتي نهفته بوده ؟ يا آن که خود و شهرت طلبي خود را پنهان ساخته بودند؟ آيا دين سازان ،به دين خود، پاي بند بوده اند؟ آيا فرقه بازان ، خودشان حرمت امامزاده مجهول النسب خود ساخته شان را نگاه مي داشته اند؟و آيا کساني که از چنين مسلک ها و فرقه ها[ پيروي] کرده و مي کنند، به حق در پي يافتن حق و تبعيت از آنانند، يا آنکه پوششي براي اباحي گري خود يا خواسته هاي دل يا تامين مقاصد خويشند؟ به صراحت مي توان ادعا کرد که اكثر  دعوت ها ، صرفا مبناي علمي و هدف حقجوئي و حقيابي هم ندارد. گاهي[ اهواء نفساني] و تمايلات حيواني و خواسته هاي ديگر، محرک اصيل واولي است ، و جنبه علمي و وجهه علمائي ، فقط پوشش است .و تبعيت ها و در پي افتادن ها و سينه زدن ها هم ، هکذا

ادامه نوشته

تهاجم خاموش

اگرچه نياز به معنويت ، بزرگترين و مهم ترين دغدغه ي بشري ست  و انسان مدرن امروزي نمي تواند غافل از عالم معنويت به حيات خويش ادامه دهد . تا جائي كه برخي متفكران معنوي معنوي انديش تاكيد دارند كه نياز انسان امروز به زيست معنوي ،از نياز انسان ديروز به مراتب بيشتر است . اما فهم عاميانه از معنويت در بطن زندگي آميخته با مدرنيته ي امروزي ، موجب پديد آمدن مكاتب و نحله هاي معنوي و شبه معنوي التقاطي گرديده است كه انسان امروزي را عمدتا با خود به بيراهه رهنمون مي سازد.
امروز درجهان با هفت محدوده ي عرفاني مواجهيم كه هر كدام به زير مجموعه هاي متعددي تقسيم مي شوند . حدود يك صد مكتب از اين هفت محدوده به دست مي آيد . و تمامي اين مكاتب در كشور ما رايج است . نفوذ يكي فراوان ، نفوذ آن يكي متوسط و نفوذ ديگري اندك .
اين هفت محدوده بر اساس ميزان گسترش در جهان و ميزان نفوذ در ايران به ترتيب عبارتند از
• عرفانهاي هندي
• عرفانهاي آمريكايي
• عرفان مسيحيت
• عرفان يهود
• عرفان چيني
• فرا علم(فرا روان شناسي )
• زبان تصويري يا سينماي ماورا

ادامه نوشته