داستان موساي كليم با خداوند رحيم در قرآن كريم، بهت‌آور و التهاب‌آفرين و مدهوش كننده است؛ آن گاه كه حضرت موسي متقاضي ديدار خداوند سبحان مي‌شود، نداي الهي بدو مي‌رسد كه «لن تراني» اما فرمان مي‌دهد كه رسولش به كوه بنگرد؛ در لحظه‌اي، برقي مي‌جهد و كوه متلاشي مي‌شود، زيرا تجلي آني حضرت حق، قامت استوار جبل طور را در هم پيچيده است و براي بنده خاصّ و برگزيده‌اش، علت «لن تراني» را عينيت بخشيده است. مرتبه و جايگاه حضرت موسي (عليه السلام) اقتضاي چنين واكنش را مي‌طلبيد اما همه بندگان از اين مرتبه برخوردار نيستند، همان طور كه رسول اكرم، پيغمبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله و سلّم) در مرتبه‌اي از مراتب خلقت هست كه ربّ جليل ايشان را در خور معراج مي‌داند  و اسرار هستي و كاينات و اسرار لاهوت و ناسوت را بر وي آشكار مي‌سازد اما كليم الله از شأن معراج برخوردار نيست.