حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضائی بیرجندی عضو هیئت علمی دا نشگاه بیرجند و مدیر موسسه قرانی اولوالالباب.
بسم الله الرحمن الرحیم إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ ال عمران[٣-١٩٠] مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانههای (روشنی) برای خردمندان است. (3/190 ﴾ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ [٣-١٩١] همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیدهاند، یاد میکنند؛ و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند؛ (و میگویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریدهای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار! رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ [٣-١٩٢] پروردگارا! هر که را تو (بخاطر اعمالش،) به آتش افکنی، او را خوار و رسوا ساختهای! و برای افراد ستمگر، هیچ یاوری نیست! ﴿١٩٢﴾ رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ [٣-١٩٣] پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت میکرد که: «به پروردگار خود، ایمان بیاورید!» و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهای ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران! یک لحظه داغم می کشی،یک دم به باغم می کشی
پیش چراغم می کشی،تا وا شود چشمان من .. پس ناامیدی گناه است وقتی خودش می گوید: انه لا یایس من روح الله الا القوم الکافرون . قران کریم دیگه ناامیدی جایی نداره بايد دانست :هر كه او بيدارتر پر دردتر هر كه او آگاهتر رخ زردتر پس بدان اين اصل را ای اصلجو هر كه را درد است او برده است بو عطاي کثير: وَإنَّ القرآنَ ظاهرهُ أنيقٌ وَ باطنهُ عميقٌ لاتَفنى عجائبهُ وَ لا تَنقَضى غَرائبهُ وَلا تُكشَفُ الظلماتُ إلاّ به نهج البلاغه؛ خطبه18 امام سجاد(ع) مى فرمايد: (واجعل القرآن وسيلة لنا الى اشرف منازل الكرامة, و سلّماً نعرج فيه الى محلّ السلامة…)پروردگارا! قرآن را براى ما وسيله اى قرارده, به سوى شريف ترين جايگاه كرامت, و نردبانى قرارده تا در پرتو معارف آن به فراسوى (سلامت) عروج كنيم! پروردگارا
"اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم واکرمنی بنور الفهم ، اللهم افتح علینا ابواب رحمتک و انشر علینا خزائن علومک ، برحمتک یا الرحم الراحمین
چشم مست : كي توان نوشيد اين مي زير دست مي يقين مر مرد را رسواگر است
بوي را پوشيده و مكنون كند چشم مست خويشتن را چون كند
هر کس که دلی دارد یک مور نیازارد کان مور هم از دلبر، دارد اثری بر دل
(مرحوم الهی قمشهای)
گرچه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود رندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر است حیوانی که ننوشد می و انسان نشود ماکدامین هستیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خداوند متعال میفرماید:«و ضرب اللّه مثلاً رجلین احدهما ابكم لایقدر علی شیء و هو كلّ علی مولاه اینما یوجّهه لا یأت بخیرٍ هل یستوی هو و من یأمر بالعدل و هو علی صراط مستقیم؛و خداوند مثلی زده كه دو نفر مرد:یكی بندهای باشد گنگ و از هر جهت عاجز و سر بار جامعه، كلّ بر مولای خود و از هیچ راه،خیری به مالك خویش نرساند و دیگری مردی آزاد و مقتدر كه به خلق به عدالت فرمان دهد و خود هم به راه مستقیم باشد ایا این دو نفر یكسانند».(سوره نحل،ایه76) «ضرب الله مثلا عبدا مملوكا لا يقدر على شىء و من رزقناه منا رزقا حسنا فهو ينفق منه سرا و جهرا هل يستوون الحمد لله بل اكثرهم لا يعلمون» (نحل /75) .
«خدا مثلى را زده است، برده مملوكى را كه بر چيزى قادر نيست و انسانى كه از نزد خودمان به او رزق نيكو بخشيدهايم، و او از آن روزى پنهان و آشكار، انفاق مىكند، آيا اين دو نفر برابرند؟! ستايش از آن خداست ولى بيشتر آنان نمىدانند» .
قرآن کریم میفرماید «ضرب الله مثلاً رجلاً فیه شرکاء متشاکسون و رجلاً سلماً لرجل، هل یستویان مثلاً الحمد الله، بل اکثرهم لا یعلمون» (زمر / 29) من (خدا) مثالی برایتان میزنم، یک مقایسهای بکنید بین نوکری که چند ارباب که خود آنها با هم دعوا دارند و نوکری که ارباب واحد دارد؛ نوکری که چند ارباب و فرمانده دارد، خود این اربابها با هم دعوا دارند، اگر خود این اربابها با هم دعوا نداشتند، خوب همه میگفتند، بنشین، مینشست، میگفتند برو، میرفت، اما خود اربابها با هم دعوا دارند، یکی میگوید بنشین! یکی میگوید حرف بزن! این کجا و «رجلاً سلماً لرجل» کجا؟ آیا کسی که فقط نوکر یک رجل است و یک ارباب دارد، با کسی که فرمانبر اربابان متعدد است؛ اینها با هم فرق نمیکنند؟ و چون قرآن خودش حس میکند که همه میگویند بله، با هم فرق میکنند، لذا میگوید «الحمد الله» پس سپاس خدای را؛ آیا انصافاً ما همۀمان همینگونه نیستیم؟!
قانون قطعی خدا: وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ عنکبوت/69 و كسانى كه در راه ما كوشيدهاند به يقين راههاى خود را بر آنان مىنماييم و در حقيقتخدا با نيكوكاران است . الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَما كانُوا مُهْتَدِينَ.كسانی كه گمراهى را به [بهاى] هدايت خريدند، در نتيجه داد و ستدشان سود ى به بارنياورد و هدايتيافته نبودند.
لب و خرد به معنای نیروی ادراكی ناب است كه از گزند وهم و خیال و قیاس و گمان مصون است سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ