زندگی با محرومان مومن مرگ با محرومان مومن

و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغدوة و العشی یریدون وجهه و لا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیوة الدنیا و لا تطع من اعفلنا قلبه عن ذکرنا و اتبع هواه و کان امره فرطا کهف / 28و همراه با کسانی که هر صبح و شام پروردگارشان را می خوانند و خشنودی او را می جویند ، خود را به صبر وادار . و نباید چشمانت برای یافتن پیرایه های این زندگی دنیوی از اینان منصرف گردد. و از آن که دلش را از ذکر خود بی خبر ساخته ایم ، و از پی هوای نفس خود می رود و در کارهایش اسراف می ورزد ؛ پیروی مکن .

جمعى از ثروتمندان مستكبر و اشراف از خودراضى عرب به حضور پيامبر (صلي الله عليه و آله) رسيدند، و در حالى كه اشاره به مردان با ايمانى همچون سلمان، ابوذر، صهيب، و خباب و مانند آنها مى‏كردند گفتند: اى محمد! اگر تو در صدر مجلس بنشينى ، و اين گونه افراد كه بوى آنها مشام انسان را آزار مى‏دهد، و لباسهاى خشن و پشمينه در تن دارند، از خود دور سازى (و خلاصه مجلس تو مجلسى در خور اشراف و شخصيتها! بشود) ما نزد تو خواهيم آمد، در مجلست خواهيم نشست و از سخنانت بهره مى‏گيريم، ولى چه كنيم كه با وجود اين گروه جاى ما نيست! در اين هنگام آيات فوق نازل شد و به پيامبر (صلي الله عليه و آله) دستور داد كه هرگز تسليم اين سخنان فريبنده تو خالى نشود و همواره در دوران زندگى با افراد با ايمان و پاكدلى چون سلمانها و ابوذرها باشد هر چند دستشان از ثروت دنيا تهى و لباسشان پشمينه است. و به دنبال نزول آيات پيامبر (صلي الله عليه و آله) به جستجوى اين گروه برخاست (گويا با شنيدن اين سخن ناراحت شدند و به گوشه‏اى از مسجد رفتند و به عبادت پروردگار پرداختند) سرانجام آنها را در آخر مسجد در حالى كه به ذكر خدا مشغول بودند، يافت، فرمود: حمد خدا را كه نمردم تا اينكه او چنين دستورى به من داد كه با امثال شما باشم. آرى زندگى با شما و مرگ هم با شما خوش است! "معكم المحيا و معكم الممات‏"

 

ادامه نوشته

نگاهی به وصایای امام علی(عليه السلام) به جوانان

 

منبع اصلی این نوشتار نامه سی ویکم نهج البلاغه است که حاوی رهنمود های پدری نمونه به جوانی نمونه ودر حال رشد است. این نامه که از مشهورترین وصایای امیرالمومنین (عليه السلام) است و به قول سید رضی (علیه السلام) پس از مراجعت از « صفین» در محلی به نام «حاضرین » به فرزندشان حسن بن علی(عليه السلام) مرقوم داشته اند، شیعه وسنی به آن توجه کرده اند به طوری که دانشمند معروف اهل سنت، ابواحمد حسن بن عبدالله بن سعید عسکری درباره آن گفته است : « اگر از حکمت عملی چیزی یافت شود که لازم باشد با طلا نوشته شود، همین رساله است که امام علی(عليه السلام) در آن جمیع ابواب علم وطرق سلوک وتمام منجیات ومهلکات وراه های هدایت ومکارم اخلاق واسباب سعادت وطرق رهایی از این مهلکه ها ووصول به بالاترین درجات کمال انسانی را با بهترین عبارت بیان فرموده است.»(1)

ادامه نوشته

عدالت مهدوي در انديشه امام خميني(ره)

عيد مولود حضرت صاحب ـ ارواحنا له الفدا ـ بزرگ‌ترين عيد براي مسلمين است و بزرگ‌ترين عيد براي بشر است نه براي مسلمين.

اگر عيد ولادت حضرت رسول(ص) بزرگ‌ترين عيد است براي مسلمين. از باب اين كه موفق به توسعه آن چيزهايي كه مي­خواست توسعه بدهد، نشد؛ چون حضرت صاحب(عج) اين معنا را اجرا خواهد كرد و در تمام عالم زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد. به همه مراتب عدالت، به همه مراتب دادخواهي، بايد ما بگوييم كه عيد شعبان ـ عيد تولد حضرت مهدي(عج) ـ بزرگ‌ترين عيد است براي تمام بشر ـ وقتي كه ايشان ظهور كنند انشاءالله (خداوند تعجيل كند در ظهور او)، تمام بشر را از انحطاط بيرون مي­آورد. تمام كجي­ها را راست كند: «يملأ الارض عدلاً بعد ما ملئت جوراً» هم چو نيست كه اين عدالت همان كه ماها از آن مي­فهميم، كه نه يك حكومت عادلي باشد كه ديگر جور نكند. آن، اين هست اما خير، بالاتر از اين معناست. معني «يملا الارض عدلا بعد ما ملئت جورا» الان زمين و بعد از اين، از اين هم بدتر شايد بشود. پر از جور است. تمام نفوسي كه هستند انحرافات در آنها است. حتي نفوس اشخاص كامل هم در آن، انحرافاتي هست ولو خودش نداند. در اخلاق­ها، انحراف هست. در عقايد، انحراف هست. در اعمال، انحراف هست و در كارهايي هم كه بشر مي­كند، انحرافش معلوم است و ايشان مأمورند براي اين كه تمام اين كجي­ها را مستقيم كنند و تمام اين انحرافات را برگردانند به اعتدال كه واقعاً صدق بكند: «يملا الارض عدلا بعد ما ملئت جورا». از اين جهت، اين عيد، عيد تمام بشر است. تمام بشر را ايشان هدايت خواهند كرد انشاءالله و ظلم و جور را از تمام روي زمين بر مي‌دارند به همان معناي مطلقش. از اين جهت اين عيد، عيد بسيار بزرگي است كه به يك معنا از عيد ولادت حضرت رسول(ص) كه بزرگ­ترين اعياد است، اين عيد به يك معنا بزرگ­تر است.[1]

آن كسي كه به اين

ادامه نوشته

مهدويت و عدل الهي / آيت الله العظمی  جوادي آملي

اشاره‌:

وقتي قرآن كريم از امامت سخن به ميان مي‌آورد آن عنصر محوري امامت را تذكر مي‌دهد. مي‌فرمايد: لاينال عهدي الظالمين؛ يعني امامت عهد خداست و اين عهد بايد به افراد شايسته برسد، به ظالم نمي‌رسد و اما آنچه كه عنصر محوري امامت و رهبري است جريان عدل است و چون وجود مبارك حضرت ولي عصر، امام و خليفة خدا است به او هم اگر سمتي بدهد لاينال عهده الظالمين.

چون ممكن نيست عهد خدا به عادل برسد، ولي عهد عادل به ظالم برسد، وجود مبارك حضرت ولي عصر(عج) مثل اعلاي عدل و احسان است و يقيناً مشمول فيض خاص خدا است.

آيه دارد كه وجود مبارك ابراهيم(ع) درخواست كرد كه امامت را به ذريه من هم عطا كني و حضرت مطلبي فرمودند كه شرحش اين است:

ادامه نوشته

عدالت مهدوي استمرار عدالت نبوي و علوي

السلام علي القائم المنتظر و العدل المشتهر.[1]

فهو (المهدي) امام تقي مرضيٌ هاد مهدي، اول العدل و آخره.[2]

توضح به (المهدي) معاقد الحق و مجهول العدل.[3]

يملأ الله به الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و علواً.[4]

1ـ عدالت، گمشده آدمي در تمامي قرون و اعصار است و رسالت همة انبيا و اوليا.

عدالت گل واژه­اي است كه در عصر دود و باروت، هنوز هم هر شنونده­اي را مسحور و هر بيننده­اي را مبهوت مي­­كند.

عدالت، حقيقتي است كه همه انسان‌ها در زلال فطرت خود با آن آشنايند و بسياري جان خود را بر سر آن گذاشته‌اند.

ادامه نوشته