چون خلافت رشته از قرآن گسیخت

حریّت را زهر اندر کام ریخت

خاست آن سر جلوه خیر الامم

چون سحاب قبله باران در قدم

بر زمین کربلا بارید و رفت

لاله در ویرانه ها کارید و رفت

تا قیامت, قطع استبداد کرد

موج خون او چمن ایجاد کرد

بهر حق در خاک و خون گردیده است

پس بنای لا اله گردیده است

که در مصراع پایانی, گویا اقتباس دارد از مصراع معروفِ خواجه معین الدین چشتی که فرمود: (حقا که بنای لا اله است حسین).

اقبال نیز به صراحت این دیدگاه را مردود می داند که امام حسین به خاطر رسیدن به حکومت, قیام آغاز کرده باشد;

مدعایش سلطنت بودی اگر

خود نکردی با چنین سامان سفر

دشمنان چون ریگ صحرا, لاتعد

دوستان او به یزدان هم عدد

سرّ ابراهیم و اسماعیل بود

یعنی آن اجمال را تفصیل بود

پیداست که چه شاعرانه به ترجمه (السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله…) دست یازیده است.

عزم او چون کوهساران استوار

پایدار و تند سیر و کامکار

تیغ بهر عزت دین است و بس

مقصد او حفظ آیین است و بس7

و باز این سخن تکرار می شود که خون حسین(ع), تفسیر این نکته ظریف بود که مسلمان نباید بنده غیر خدا شود و مبادا که سر در برابر فرعونیان به زیر افکند:

ماسِوا الله را مسلمان, بنده نیست

پیش فرعونی سرش افکنده نیست8

خون او تفسیر این اسرار کرد

ملت خوابیده را بیدار کرد

تیغ لاچون از میان بیرون کشید

از رگِ ارباب باطل, خون کشید

اقبال بر آن است که حسین(ع) با خون خود, نقش (الا الله) (ثبت و حصر یگانگی خداوند پس از نفی خدایگان پوشالی) را بر صحرای وجود ما نوشت تا موجب نجات مسلمین از ورطه عبودیت غیر خدا شود:

نقش الاّ الله بر صحرا نوشت

سطر عنوان نجات ما نوشت

رمز قرآن از حسین آموختیم

ز آتش او شعله ها اندوختیم

و در پایان نیز با اشاره به اینکه شکوه و شوکتِ حکومت های به ظاهر اسلامی که مدت ها در شام و بغداد و اندلس, تحت لوای اسلام, به جبهه باطل خدمت کردند, همه از پا درآمد, ولی ماهیت نهضت حسینی(ع) همچنان استمرار و تازگیِ خود را حفظ کرده است. آری آنچه هنوز تارِ دل ما را می لرزاند, زخمه یاد حسین(ع) است که همواره سنگرِ ایمان را با تکبیر خویش استوار نگاه داشته است:

شوکت شام و فرِ بغداد رفت

سطوت غرناطه9 هم از یاد رفت

تارِ ما از زخمه اش لرزان هنوز

تازه از تکبیر او ایمان هنوز

ای صبا, ای پیکِ دور افتادگان

اشکِ ما بر خاک پاک او رسان10

_____________________________

7 .یادآور این بیت از مولانا در مدح امیرالمؤمنین علی(ع) است که فرمود:

گفت من تیغ از پی حق می زنم

بنـده حـقـم نـه مـأمـور تـنم

8 . یادآور این روایت از امام حسین(ع) که: لاتکن عبد غیرک وقد جعلک الله حُرّاً.

9 . شهری است قدیمی در ناحیه اندلس از کشور اسپانیا… که چند قرن مهد تمدن اسلامی و کانون انتشار فرهنگ و علوم اسلامی بود و قصر زیبای (الحمراء) از بقایای آن تمدن است. ر.ک: فرهنگ فارسی معین, ج6, ص1246.

10 . کلیات اقبال, ص75.