شهید مطهری در کتاب نبرد
حق و باطل نگاه حضرت امیر را چنین شرح میدهند:
«بعد حضرت فلسفه مطلب را
ذكر میكند و چه عالی میفرمايد: «فلو
ان الباطل خلص من مزاج الحق لم يخف علی المرتادين»، پس اگر باطل از امتزاج و
آميختگی با حق جدا باشد و با حق مخلوط نباشد، مردم حقجو منحرف
نمیشوند، چون اغلب مردم، "مرتاد" يا حق گرا هستند، ولی میآيند حق را با باطل
مخلوط و ممزوج میكنند و امر بر مردم مشتبه میشود، يعنی مردم حق را
با باطل اشتباه میگيرند و باطل را با مارك حق میخرند. اگر باطل از حق جدا شود و با
آن در نياميزد بر مرتادان و طالبان حق مخفی نمیماند، چون
اكثريت مردم طالب حق هستند نه طالب باطل «و لو ان الحق خلص من لبس الباطل
انقطعت عنه السن المعاندين.»، و اگر حق از پوشش باطل جدا شد و آزاد گرديد
زبان بدخواهان از آن قطع میگردد، چون اگر حق و باطل مخلوط شوند عده ای آن را حق محض میبينند بعد به آثارش
نگاه میكنند میبينند آثار بد دارد. معاندها زبانشان دراز میشود كه اين دين و مذهب شما هم خراب از آب درآمد ، ديگر نمیدانند
كه اين خرابي ها و آثار سوء، مال باطل است نه مال
حق! حق هرگز طوری رفتار نمیكند كه زبان معاندين بر او دراز شود.»