بسم الله الرحمن الرحيم

« ولقد يسرنا القرآن للذکر فهل من مُدّکر»(سوره قمر: 17)

در ايام تاريک اختناق شاهنشاهی، عالمان دردمند از مهجوريت قرآن بسی شِکوِه داشتند. آنقدر که سنّ من قد می دهد، شکايت از اين بود که با برچيده شدن مکتب خانه ها و رويکرد ضد دينی رژيم پليد پهلوی، نسلی که سواد قرآنی – که در آن روزگار محدود به توانايی روخوانی بود- داشتند، رو به زوال نهادند؛ همانان که به برکت سواد سنتی خود، علاوه بر قرآن، کتاب دعا و برخی کتب مورد علاقه متدينان و گاه روزنامه هم می خواندند. امّا در همان روزها گروهی از حوزويان و دانشگاهيان مؤمن، از غربت قرآن حتی در جلسات آموزش قرآن سخن می گفتند! حرف آنها اين بود که آموزش قرآن تنها، ياد دادن و آموختن چگونگی قرائت الفاظ وحی نيست بلکه اين کتاب برای فهميدن و فهميدن آن برای عمل به احکام حيات بخش آن است. عالم فرزانه و دردمند، مرحوم حاج شيخ عباسعلی اسلامی می گفت: « اگر کسی به تب و نوبه(مالاريا) مبتلا شود، حکيم(پزشک) برای او نسخه می نويسد و سفارش می کند که گنه گنه(گياهی که از آن داروی کينين ساخته می شود) را بجوشاند و ميل کند... اگر بيمار نسخه پزشک را صد بار با صوت زيبا بخواند يا آن را بر سر بگذارد و بگويد گنه گنه! آيا بيماريش درمان می شود؟! از چه رو ما به مردم سفارش می کنيم که به تلاوت قرآن و زيباخوانی آ ن بسنده کنند؟!

پر واضح است که اين هشدار بدان معنا نيست که خواندن و تلاوت اين کتاب – که نور است- هرگز سودمند نيست بلکه سخن از حق اين کتاب برماست که آفريننده آن در وصف آن می فرمايد: « ... وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ(النحل:89)، «إِنَّ هَذَا الْقُرْآَنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا »(سوره اسراء:9) و خود می فرمايد: « كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آَيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ » (سوره ص:29) اين کتاب مبارک که از سوی خدا فرود آمده، برای تدبّر و انديشيدن است.