زندگی با محرومان مومن مرگ با محرومان مومن
و همراه با کسانی که هر صبح و شام پروردگارشان را می خوانند و خشنودی او را می جویند ، خود را به صبر وادار . و نباید چشمانت برای یافتن پیرایه های این زندگی دنیوی از اینان منصرف گردد. و از آن که دلش را از ذکر خود بی خبر ساخته ایم ، و از پی هوای نفس خود می رود و در کارهایش اسراف می ورزد ؛ پیروی مکن .مفسر بزرگ قرآن «فضل بن حسن طبرسى» از «ابن مسعود» روايت مىكند: اينآيه درباره سلمان، ابوذر، صهيب رومى، عمار ياسر، خباب بن ارت و تهيدستانديگر از اصحاب پيغمبر(ص) نازل شد، زيرا گروه «مؤلفة قلوبهم» كه عبارت بودنداز: عيينة بن حصين، و اقرع بن حابس، و چند نفر ديگر از آنان، به رسول خدا(ص)گفتند: هرگاه در بالاى مسجد مىنشينى و ما به حضور تو مىرسيم، اينان را كه لباسآنها بوى نامناسب مىدهد، از خويشتن دور گردان، چون لباسهاى موئين اينان بابوى ناخوش آيند، سبب عدم حضور ما مىشود!
اما وقتى رسول خدا(ص) به اين ايراد بهانه جويانه توجهى نكرد، درباره«خويشتندارى او» آيه نازل شد، آن حضرت به پا خاست و جوياى حال آن گروه(و از جمله سلمان) شد، كه متوجه گرديد، آنان در قسمت آخر مسجد، مشغول دعاو ذكر خدا هستند، آنگاه رسول خدا(ص) گفت: حمد خدايى را كه مرا نمىراند و بهمن دستور داد، كه درباره رجال امتخود خويشتندارى كنم، و در حيات و پس ازآن، با آنان باشم مجمعالبيان، ج 6، ص 465; نفسالرحمن، ص 189.
حجت الاسلام والمسلمین