انسان شناسي قرآني ملاصدرا 
    ملاصدرا در تقسيم بندي معارف رکني قرآن (خدا، انسان ، قيامت) ، قسم دوم از اقسام سه گانه را شناخت صراط مستقيم مي داند.(1) در مقدمه تفسير سوره حديد که بار ديگر به اين تقسيم بندي اشاره مي کند قرآن رابه دريايي تشبيه مي کند که معرفت خداوند را حاصل غواصي کردن در قعر دريا و شناخت راه را محصول سياحت در سواحل اين دريامعرفي مي کندو.(2) صراط مستقيم در نظر ملاصدرا همان طريق صحيح شناخت و تربيت نفس است. در مفاتيح الغيب چنين مي گويد: علم به راه عبادت از چگونگي تهذيب نفس و نوراني نمودن آن و رهائيش از آلودگي هاي طبيعت است.(3) همچنين ايشان در فصل اول از باب اول مفتاح پانزدهم همين کتاب چنين شروع مي شود: قرآن مبين نوشته ايست که شرح کمال انساني بوده و ساختماني است که براي مقامات اين جانشين رباني ساخته شده ... پس آنکه اراده دانش قرآن دارد لازم است که نخست علم معرفت انسان را بياموزد.(4) پس انسانشناسي قرآني با آنکه خود قسمي از اقسام معارف قرآن است اما درعين حال لازمه فهم بهتر خود قرآن مي باشد. قرآن نسخه انسان سازي است پس بايد قبل از هر دانشي به معرفت نفس پرداخت. در انسان شناسي صدرايي سالک و مسلک به سوي خدا يکي است انسان راهي را جز خود نمي پيمايد واز پيمودن خود است که به خدا مي رسد(5)
    هچنين انسان شناسي ملاصدرا بي شک انسان شناسي عرفاني است که با ادله فلسفي و شواهد قرآني سعي در تاييد آن شده است. در اين ديدگاه که معمولا با قوس نزول از امر خلفت و با قوس صعود از امر بازگشت عالم ممکنات به مبدا هستي يعني خدا تعبير مي شود انسان جايگاه ويژه اي داراست و براساس همين جايگاه عنوان اشرف مخلوقات را کسب کرده است. زيرا آفرينش عالم طبيعت همه بخاطر اوست و از طريق انسان تمام عالم طبيعت به عالم ملکوت و قرب الهي راه مي يابند از همين رو ملاصدرا ما بين معرفت مبدا و معرفت معاد راکه شناخت نفس قرار دارد معرف اوسط و شناخت صراط مستقيم مي داند(6) مسئله ديگري که در اين موضوع ذکر آن ضروري است اين است که انسان شناسي و خودشناسي نزد ملاصدرا چندان از يکديگر متمايز نيستند زيرا در روش عرفاني انسان شناسي از طريق خودشناسي حاصل مي شود و آنچه به عنوان انسان شناسي به طور مدون و در قالب قواعد کلي درآمده است اغلب حاصل تاويل در خويش و خودشناسي آنان است نه حاصل کاوشهاي تجربي و تاملات فلسفي.
    صدرالمتالهين در بابي باعنوان في فصل معرفه الانسان نفسه در کتاب اسرارالآيات به مزيتهاي خودشناسي انسان مي پردازد و هشت مزيت را براي شناخت نفس انساني بيان مي دارد که تماما فوايد علمي و عملي مترتب بر اين شناخت محسوب مي گردد. اين موارد ما را در شناخت بهتر روش و غايت ملاصدرا از انسان شناسي ياري مي رساند و لذا به اختصار بيان مي شود:
    1- به واسطه شناخت نفس است که به شناخت غير آن دست يافته مي شود و هرکس نفس را نشناخت هيچ چيز ديگر را نمي شناسد.
    2- نفس انسان مجمع موجودات است و هرکس نفس را شناخت تمام موجودات را شناخته است.
    3- هرکس نفس اش را بشناسد عالم را شناخته و هرکس عالم را بشناسد در حکم مشاهده کننده خداوند است زيرا او خالق آسمانها و زمين مي باشد.
    4- با شناخت روح عالم روح و جاودانگي آن و با شناخت بدن عالم جسماني وفنا شوندگي آن شناخته مي شود.
    5- هرکس نفس خود را بشناسد دشمنان مخفي شده در آن را مي شناسد همانطور که پيامبر(ص) فرمود: اعدي عدوک نفسک التي بين جنبيک
    6- کسي که نقس خود را شناخت چگونگي اداره و سياست کردن آ ن را نيز مي شناسد.
    7- و هرکسي که نفسش را شناخت هيچ عيبي در ديگري نمي يابد مگر آنکه آن را در ذات خودش ببيند.
    8- و در نهايت هرکس خود را شناخت خداي خود را مي شناسد.(7)
    انسان عالم صغير: اصطلاح عالم صغير براي انسان در قبال عالم کبير براي جهان در آثار عرفا و صوفيه و فيلسوفان اشراقي زياد به چشم مي خورد. در آثار صدرالمتالهين و از جمله تفسيرش اين تعبير و تعبيراتي از اين نوع بسيار است.
    ضمن اينکه او با هوشياري فلسفي که در کنار ديدگاه عرفاني اش به همراه دارد اين امر را حتي المقدور سعي مي کند به نحوي معقول و حتي در مواردي همراه با معادل فلسفي اش به دست دهد هرچند تمايز نهادن بين فلسفه و عرفان در حکمت متعاليه و تعيين حدود براي آن دو امري مشکل است زيرا ديالوگ بين فلسفه و عرفان در يک سير تحولي به اتحاد آن دو چيرگي عرفان را نيز به همراه داشت انجاميد.
    انسان و جامعيت آن نيز از مقولاتي بود که مباحثش درعرفان و تصوف سابقه داشت و تاثير اين ديدگاه در تفسير و انديشه صدرالمتالهين کاملا نمايان است.
    به نظر ملاصدرا انسان در همين عالم نيز برحسب مراتب سه گانه اش نسخه بدل موجزي از عالم با مراتب سه گانه متحاذي مي باشد. ايشان در اسرار الآيات مي گويد: خداوند قواي عالم را در انسان جمع کرد و پس از ايجاد اشيايي که در او جمعند انسان را بوجود آورد(8) به نظر ملاصدرا انسان نسخه بدل عالم است با الفاظ کمتر اما در همان حد از استيفاي معنا(9)
    منابع و مآخذ:
    1- ملاصدرا، اسرارالآيات، ص21
    2- همان، تفسير القرآن، ج 6، ص 143-144
    3- همان، مفاتيح الغيب، مفتاح 2، فاتحه 1، ص 202
    4- همان، ص 829
    5- همان، تفسيرالقرآن، ج 4، ص 407
    6- همان، ج 6، ص 142
    7- ر.ک. ملاصدرا، اسرارالايات
    8- همان، اسرارالايات، ص 134
    9- همان، ص 134