تو مرا همنفس ديرينه / من همان احمدك پارينه
همچنان است كه بر آهن و سنگ / نقـش اخلاص توام بر سينه
هر كجا مهر و محبت باشد / درنگنجد سر مويي كينه
باده شـوق و شراب كهنه / آن حلال است و ليكن اين نه
مرغ دل در قفس سينه ما / دانه عشق خورد ني چينه
پوش ما هيچ تفاوت نكند / گر نسيج است اگر پشمينه
دوش بايد كه بود آماده / اگر ام روزي اگر دوشينه
نقد را باش كه سودت نكند / غيب فردايي و فوت دينه
ساقيا مي به نزاري مي ده / روز چه شنبه و چه آدينه
مي به سيمينه و زرينه مده / در سفالينه ده و چوبينه
گر زبر زير شود زير زبر / من و كنج خود و گنج سينه
****
**********
****
كس چه داند كه مرا با كه سرو كار افتاد / گر چه در عشق ازين واقعه بسيار افتاد
شوق غالب شد و وجدم به خرابات افتاد / لاجرم ولوله در خلق به يكبار افتاد
حسن در مكتب عشق آمد و بر ليلي تاخت / سوز در سينـه مجنون گرفتار افتاد
يار سرمست به بازار برآمـد روزي / راز سربسته ما بر سر بازار افتاد
مكن اي دوست ملامت كه چو من بسياري / از عبادتكده ناگاه به خمـار افتاد
طعنه خلق و جفاي فلك و جور رقيب / همه سهل است اگر يـار وفادار افتاد
به قضا تن ده و بي فايده مخروش اي دل / همه تدبير بود بيهده چون كار افتاد
سر ازين ورطه نزاري نبري تن در ده / چاره اي نيست كه اين حادثه ناچار افتاد
****
**********
****
مسيـح اگر به نفس كرد مرده اي زنده / بيـا كه مرده زمي رنده مي كنـم بنده
غلام همـت دهقان و دست و بيـل ويم / كه شاخ رز بنشاندست و بيخ غم كنده
مـرا چه غم كه ملامت كنند مدعيـان / محيط كـي به دهان سگان شود گنده
مشو به طاعت بي طوع خويشتن مغرور / كـه بر اراده مـا مي كند قضــا خنـده
مگــر عنايت حــق دستيار ما باشد / به يمـن طالع فيـروز و بخت فرخنـده
غنيمت است به جان جرعه يي وتا يابي / به جز نزاري و مشنو كه نيست ارزنـده
****
**********
****
ره عاشقان سپردن نه به پاي عقل عام است / همه عاقلان چو مرغند و طريق عشق دام است
همه علمـها فروخوان و بر من آي تا مـن / بنشـانمت به حجت كه تـمام ناتمام است
تو به هر عمامه پوشـي كه قدم نهاد پيشت / پس او درايستـادي به نماز كين امام است
نفسـي جهان نباشـد ز امام وقت خالي / بـمرنج اگر برنجي چه كنم نص كلام است
تو امام وقت خود را به يقيـن اگر نداني / به يقين بدان كه بر تو سر ومال و زن حرام است
بفروشم آن امامت ز بـراي نقل مستان / كه عمامه بر سر او گرو شراب و جام است
چو امام تو دو باشد به جواب من چه گويي / اگر از تو باز پرسم كه امام تو كدام است
به جمال دوست گـر تو به بهشت بازماني / مخور آب حوض كوثر كه چو خون من حرام است
كمِ ننگ و نام گفتم كه حجاب راه من شد / همه ترس و بيم مردم زبراي ننگ و نام است
همه مفتيان عالـم بدهند خطِ فتـوا / كه نزاريِ مخمـر بترينِ خاص و عام است
نه زكشتنم هراسي نه ز سوختن غباري / غم ريش كس ندارم كه بروت جمله خام است
****