راه تربيت‏
 علامه طباطبايى‏قدس سره مى‏فرمايد: يكى از راه‏هاى اصلاح اخلاق، كه در قرآن ديده مى‏شود اين است كه انسان را از نظر روحى و عملى طورى تربيت كند و چنان علوم و معارفى در وجود او بپروراند كه با وجود آن جايى براى رذايل اخلاقى باقى نماند و ريشه رذايل اخلاقى سوزانده شود. اين روش، در هيچ يك از كتاب‏هاى آسمانى و تعليمات انبيا كه به دست ما رسيده وجود ندارد و در هيچ يك از آثار فكرى و حكماى الهى نيز ديده نمى‏شود.
 مثلاً انسانى كه ريا مى‏كند و كارى براى غير خدا انجام مى‏دهد يكى از دو علت بيشتر ندارد، يا مى‏خواهد از اين راه، شخصيّت و عزتى كسب كند، يا از قدرت ديگران مى‏هراسد، چنين كسى وقتى متوجّه شود كه قرآن مى‏فرمايد: «انّ العزة للَّه جميعاً»(31) و «انّ القوّة للَّه جميعاً»(32) بايد به راستى به اين دو حقيقت، ايمانِ راسخ داشته باشد و بداند كه عزّت و قدرت، تنها از آن خداست و اين جاست كه ديگر زمينه‏اى براى ريا و ظاهر سازى در او باقى نمى‏ماند. نه به كسى اميد دارد و نه از كسى مى‏ترسد اگر اين دو حقيقت، به يقين در دل انسان جاى گيرد، تمام رذايل اخلاقى را از دل مى‏زدايد و به جاى آن‏ها صفات كريمه را قرار مى‏دهد مانند ترس از خدا، عزّت نفس، مناعت طبع، استغنا.
 خداوند در قرآن كريم چندين بار فرمود: مالكيّت، تنها از آنِ خداست، هر چه در آسمان‏ها و زمين‏است از اوست. كسى كه به حقيقت اين مالكيت واقف باشد و بداند هيچ يك از موجودات، استقلالى از خود ندارند و هرگز از ذات مقدّس او بى‏نياز نيستند و خداوند مالك حقيقى ذات هر چيز و آنچه مربوط به ذات اوست مى‏باشد و به اين حقيقت ايمان داشته باشد، در نظر چنين كسى همه موجودات، هم از نظر ذات و هم از نظر صفات و افعال از درجه استقلال مى‏افتند واضح است چنين كسى ممكن نيست غير خدا را طالب باشد و خضوع يا خوفى و رجايى نسبت به ديگرى پيدا كند يا از غير خدا لذّت ببرد يا بر غير او تكيه كند يا كار خود را به ديگرى واگذارد؛ او جز حق نمى‏خواهد و جز خدا نمى‏جويد خدايى كه ذات مقدّسش باقى و همه چيز جز او فانى است.
 آياتى كه اين روش را در تربيت و اخلاق تعقيب مى‏كند فراوان است از جمله: «اللَّه لا اله الاهوله الاسماء الحسنى»(33) او خداوندى است كه معبودى جز او نيست و براى او نام‏هاى نيك است.
 «ذلكم اللَّه ربكم لا اله الاهو خالق كل شئ»(34) اين است خداوند، پروردگار شما، هيچ معبودى جز او نيست، آفريدگار همه چيز است.
 «الذى احسن كل شى‏ءٍ خلقه»(35) (خداوند) همان كسى است كه همه چيز را نيكو آفريد.
 «و عنت الوجوه للحىّ القيّوم»(36) و همه چهره‏ها در آن روز (قيامت) در برابر خداوند حىّ قيوم، خاضع مى‏شود.
 «كل له قانتون»(37) همه موجودات در برابر او خاضعند.(38)

31) يونس، 65.
32) بقره، آيه 165.
33) طه، آيه 8.
34) انعام، آيه 102.
35) سجده، آيه 7.
36) طه، آيه 111.
37) بقره، 116.
38) الميزان، ج 1، ص 163- 164.