عبرت
به مصر رفتم و آثار باستان ديدم
به مصر آن چه شنيدم زداستان ديدم
تو كاخ ديدى و من خفتگان در دل خاك
هنوز در طلب ملك جاودان ديدم
تو تاج ديدى و من ملك رفته بر تاراج
تو عاج ديدى و من مشت استخوان ديدم
تو تخت ديدى و من بخت واژگون از تخت
تو صخره ديدى و من سخره زمان ديدم
گذشته در دل آينده آن چنان پنهان داشت
به مصر از تو چه پنهان كه بر عيان ديدم
(أَوَ لَم يَسيروا فِى الأرض فَينظرُوا كيف كان عاقبةُ الّذين مِن قبلهم كانوا أشدَّ منهم قُوّةً وأثاروا الأرضَ و عَمَرُوها أكثرَ مِمّا عَمَرُوها و جاءَتهُم رُسُلُهُم بالبيّناتِ فما كان اللّه لِيَظْلِمَهُمْ ولكن كانوا أنفُسَهُم يَظلِمون . قران کریم سوره حشر (59) آيه 2.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۸۷ ساعت توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
حجت الاسلام والمسلمین