تفاوت دو نگاه
به مجنون گفت روزی عیب جویی
که پیدا کن به از لیلی نکویی
که لیلی گر چه در چشم تو حوری است
به هر جزئئ ز حسن او قصوری است
ز حرف عیب جو مجنون بر آشفت
در آن آشفتگی خندان شد و گفت:
اگر در دیده ی مجنون نشینی
به غیر از خوبی لیلی نبینی
تو که دانی که لیلی چون نکویی است
کز و چشمت همین بر زلف و رویی است
تو قد بینی و من جلوه ی ناز
تو چشم ومن نگاه ناوک انداز
تو مو بینی ومن پیچش مو
تو ابرو من اشارت های ابرو
تو لب می بینی و دندان که چون است
دل من ز شکر خنده خون است
کسی کا و را تو لیلی کرده ای نام
نه ان لیلی است کز من برده آرام
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
حجت الاسلام والمسلمین