فرقه سازی های شبه عرفانی در جهان مدرن
بازگشت به اصالت ها و رونق بازار معنویت که ما درعصر خود شاهد رشد سریع آن هستیم، معلول همین واقعیت می باشد که فی نفسه پدیده ای مبارک است. اما آنچه در این شرایط، سخت نگران کننده و هشداردهنده است سربرآوردن کیش ها و سبک ها و فرقه های عرفانی گوناگون است که در قالب و مدل های رنگارنگ و جذابی عرضه می شوند، در حالی که هیچ بهره ای از چشمه سار حقیقت به مخاطبان کمال جوی خود تقدیم نمی کنند. تردیدی نیست که این گونه کیش ها و مسلک ها از آن جهت که بر اصول و پایه های واقعی بنیاد نشده اند نه تنها درمان کننده بحران های اخلاقی، روحی و معنوی انسان های این عصر نمی باشند بلکه خود به تشدید این بحران ها کمک می کنند و جسم و جان آدمیان را در معرض دردها و مصیبت ها قرار می دهند. در آماری که مراکز بین المللی داده اند، اکنون بیش از هزار فرقه و جریان معنوی در جهان وجود دارد. از مجموعه این هزار فرقه، 700 فرقه در انگلستان وجود دارد و کمترین آن ها در سوئیس و سوئد که بین 50 تا 100 فرقه می باشد و تمامی آنها تقریباً در ایالات متحده امریکا وجود دارد. جالب این جاست که توجه به این فرقه ها و جریان های معنوی امروز برای خود غربی ها هم چندان مثبت قلمداد نشده است به طوری که صدها مؤسسه و NGO ضد فرقه در این کشورها به وجود آمده، در کشور انگلستان یک اداره کل ضد فرقه تعریف شده است و در فرانسه حدود 3 سال پیش یک وزارت ضد فرقه ایجاد شده بود. فرقه های شبه عرفانی در جهان به 7 دسته کلی تقسیم می شوند که به طور کلی و اختصار بیان می گردد:1) عرفان های هندی 2) عرفان های امریکایی 3) عرفان مسیحیت 4) عرفان یهود 5) عرفان چینی 6) پدیده ای به نام فراعلم یا فراروانشناسی 7) سینمای ماوراء فرقه های معنوی هند به دو دسته سنتی و نوظهور تقسیم می شوند. فرقه های سنتی شامل آئین ودا، آئین برهمن، آئین جین، آئین بودا و آئین تنتره است.برهمن ها به ایده تناسخ معتقد هستند؛ یعنی هر وقت موجودی از بین برود، روح آن از کالبد جدا شده و در همین دنیا به کالبد موجود دیگری درمی آید و این به معنی نفی معاد و قیامت است و باید بدانیم که تناسخ با فرهنگ هندوها کاملاً گره خورده است. جینی ها به دو اصل اعتقاد دارند: یکی ریاضت شاقه؛ یعنی اگر انسان بخواهد به تعالی برسد باید با ریاضت های شاق و دشوار مسیر را طی کند و دوم نیازردن جانداران به حدی که کشاورزی در نزد آنها حرام است! بوداها به 4 اصل معتقد هستند؛ اصل رنج (زندگی سراسر رنج است)، ریشه تمامی رنج ها، آرزوها و امیال، هواهای نفسانی است، باید با آرزوها جنگید و برنامه عملی برای این مبارزه، که برای هر یک از این ها قاعده هائی را مطرح می کند. نکته قابل توجه این است که بودا به طرز افراطی به همه ی مسائل زندگی نگاه کرده است و زندگی و حیات انسان و دنیا را سیاه نمایی می کند ولی اسلام نگاهش اینگونه نیست، نگاه اسلام، نگاه متوازن و متعادل است، طبق آیات قرآن زندگی دنیا دو بخشی است؛ بخشی از آن آلام و رنج هاست اما بخش دیگر آن پر از زیبائی هاست.بودا انسان را به فرار از رنج ها دعوت می کند، حال آنکه این فرار امکان پذیر نیست و فلسفه آن تذکر و توجه به خدا است و این حلقه مفقوده اندیشه های بوداست.آئین تنتره هر گونه تحرک و تعالی و پویایی انسان را حاصل تعاملات جنیستی می داند و نکته قابل توجه در مورد آئین های هندی این است که همه آن ها حاصل تجربیات درونی انسان است؛ بنابراین ارتباطی با وحی الهی ندارند. فرقه های نوظهور هندی شامل یوگا، اشو، سای بابا، رام ا...، کریشنا، یوگاناندا و دالایی لامای می باشد.امروز در کشور حدود هزار مرکز آموزش یوگا فعال است که بسیاری از این ها غیرقانونی و غیر رسمی فعالیت می کنند. یوگا هشت مرحله دارد که این هشت مرحله حدود هزار تکنیک را شامل می شود. این تکنیک ها بسیار حساس است خصوصاً بعضی از آن ها اگر درست آموزش داده نشود آثار مخربی خواهد داشت که گاهی منجر به کمردردها و دیسک های شدید و علاج ناپذیر می شود. در یوگا اعتقاد به این نکته وجود دارد که کیهان یکپارچه ای انرژی است و در بدن اکثر انسان ها این انرژی ها خفته اند و باید آن را با راهکارهایی از قبیل موسیقی درمانی، سنگ درمانی، رنگ درمانی و... بیدار کرد. امروزه انرژی درمانی در جهان دارای جایگاه علمی است، اما در بعضی کشورها از جمله ایران، سوء استفاده شده و افراد مدعی به نام انرژی درمانگر خودشان را معرفی می کنند و بدون این که زمینه های علمی را فرا گرفته باشند به عنوان یک دکان و مغازه از این شیوه ها استفاده می کنند.یوگا مجموعه تکنیک های ورزشی است که اگر درست فرا گرفته شود آثار مثبتی از قبیل کاهش اختلالات روحی، روانی، آرامش فکر و... دارد. اما نکته اینجاست که یوگا هیچ ارتباطی به عرفان ندارد. یکی از مسائلی که امروز در کشور ما تبلیغ می شود می گویند یوگا انسان را به آسمان می برد. اساساً انواع فرقه های معنوی هند از جمله یوگا هیچ اعتقادی به خدا ندارند. امروزه عرفان ها دو دسته اند: عرفان های سکولار و عرفان های دینی. عرفان سکولار سه عنصر اساسی دارد:1) هیچگونه اعتقاد به خدا در آن نیست. 2) فاقد شریعت وحیانی و آسمانی است. 3) فاقد اعتقاد به قیامت و جهان دیگر است. لذا هر گونه مکتب عرفانی که این سه در آن باشد عرفان سکولار است. عرفان های هندی این گونه اند. دومین کیش نوظهور هندی، اشو است. اولین و مهمترین اصل معنوی اندیشه های اشو اصل عشق است. او عشق را زمینی و جنسی می داند. وی به دلیل فساد اخلاقی از امریکا اخراج شد. از جمله خصوصیات آیین اشو نفی اعتقادات، نفی زهد و توبه، نفی زیارت، نفی مذهب، نفی تقدیر، جواز بت پرستی و... می باشد.
یکی از مسائل مهمی که در عرفان های هندی مطرح است قدرت های خارق العاده است که بسیاری از آن ها دروغ است و در برخی موارد باید گفت که این خاصیت نفس است که اگر آن را محدود کنیم و به گونه ای خاص تمرین دهیم، قدرت ها و توانایی های آن آشکار می شود. باید توجه داشت قدرت های معنوی و حرکات خارق العاده، فی نفسه، نه عرفان است و نه نشانه ای از عرفان راستین.عرفان حقیقی چیزی جز تقرب و معرفت به خدا نیست. البته اگر انسان در مسیر معنویت راستین قرار گیرد در طی مسیر به او هدایا و جوایزی خواهند داد که یکی از آنها ممکن است قدرت های خارق العاده باشد ولی باید توجه داشت که این ها هدف نیست، بلکه فقط وسیله ای است برای یاری انسان ها و هرکس به این توانایی ها و قدرت ها توجه کرد و آن ها را برای خود هدف قرار داد، از همان لحظه سقوط و انحطاط او آغاز می شود.
یکی دیگر از جریان های معنوی هند، رام ا... است. در قرن پنجم، شخصی به نام شیخ کبیر که پدر او مسلمان و مادرش هندو بود به ذهنش رسید که میان اسلام و آئین هندو یک کیش ترکیبی و التقاطی ایجاد کند. رام ا... ترکیبی از نام خدای مسلمان ها و رام خدای هندوهاست. او از یک سو بخشی از مبانی خود را از مکاتب عرفانی هندی می گیرد و از سویی دیگر متأثر از مسیحیت است و از طرف سوم سعی دارد به آیه و حدیث هم تمسک کند! دیدگاه او درباره نسبت زن و مرد ریشه در اندیشه های تانتریک دارد. او با تأیید برابری ادیان، پلورالیسم دینی را تأیید کرد و انحصار حقانیت را از اسلام ستاند.جریان بعد کریشنا مورتی است که بیست سال تحت آموزش و تعلیم یک فرقه به نام تئوسوفیست ها یا همان مسیحیت صهیون بوده است. یکی از کارهای این فرقه تقویت فرقه شیطان پرست ها است که آداب و مناسک بسیار وحشیانه و خطرناکی دارند. اعتقاد دیگر آن ها این است که موعود را یک یهودی می دانند که با تکیه بر دیوار ندبه در اورشلیم ظهور می کند. تعدادی از فیلم هایی که اخیراً درباره آخرالزمان ساخته شده ترویج اندیشه های آنهاست. یوگاناندا خدایی را که ارائه می دهد همراه با ابهام و اجمال است، گویی وی به چند خدایی معتقد است. از یک طرف تثلیث مسیحیت را تأیید می کند و از سوی دیگر سعی دارد آن را با تعالیم هندو مطابقت دهد. به نظر دالایی لاما مهم ترین هدف زندگی انسان رسیدن به شادی است. افکار و اندیشه های او ریشه در عرفان های هندو دارد و عناصر اصلی آن از قبیل تناسخ و قانون رنج است و از سوی دیگر از عرفان مسیحیت و اصول و قواعد روان شناسی بهره برده است. همچنین وی جایزه صلح نوبل دریافت کرده و در سال گذشته سفری به اسرائیل داشته است که با مقامات رسمی آنها دیدار کرده و جوایزی را از آنها دریافت کرده است!.اصولی که دالایی لاما به آن تکیه کرده پراگماتیسم امریکایی است. براساس فلسفه پراگماتیسم، هر آنچه مفید است حقیقت است! عرفان های امریکایی سه شاخه دارد: عرفان سرخپوستی، عرفان اکنکار و پائولوکوئیو.عرفان سرخپوستی چند فرقه دارد که عقایدشان به شرح زیر است:عرفان تولتک بیش از آنکه عرفان باشد، یک سلسله گزاره های اخلاقی است که بعضی از آنها ناقص یا نادرست است. عرفان ساحری که به سحر، رؤیا بینی و استفاده از گیاهان و داروهای توهم زا و... اعتقاد دارد. حداکثر چیزی که درباره ی آن می توان گفت این است که شامل یک سلسله توصیه های اخلاقی و به دنبال زندگی بهتر است، اما در واقع این ها نه عرفان است و نه حتی یک مکتب اخلاقی درست.آئین اکنکار معتقد به سفر روح و یافتن اقلیم بهشتی است که ارتباطی به خداوند ندشته و از سوی دیگر قیامت هم در این تفکر جایگاهی ندارد.پائولوکوئیلو نویسنده ای امریکایی است که آثار او شهرتی جهانی به او داده است. او 17 اثر دارد. مهمترین ویژگی های آثار وی محتوای اشراقی و عرفانی آنهاست که به صورت رمان و داستان ارائه کرده است. دستمایه رمان های پائولو، عرفان ساحری، کاستاندا و عرفان مسیحیت است. او یک شخصیت کاملاً سیاسی است و در داستان ها و رمان هایش افکار و اندیشه های مارکسیسم را پیگیری کرده است، (مارکسیسم امروزه هیچ گونه وجاهتی ندارد و یک مکتب شکست خورده و فروپاشیده است.) مهمترین محور عرفان مسیحیت «تجربه عرفانی» است و دقیقاً از همین روست که امروزه مسئله تجارب دینی و عرفانی به عنوان یک مقوله ی مستقل درغرب به صورت جدی مطرح است. برخی پنداشته اند تجارب عرفانی یا دینی همان مکاشفاتی است که درعرفان اسلامی مطرح است. اما میان این دو تفاوت های ظریفی است از جمله این که تجربه عرفانی از عقلانیت دینی به دور است اما مکاشفات که غایت سیر و سلوک عملی است پشتوانه نظری و عقلانی به صورت عرفان نظری دارد. دیگر اینکه تجربه عرفانی یک حالت درونی است، اما مکاشفه نوعی رؤیت و شهود است. و این یکی از عللی است که دین مسیحیت امروزه به گوشه ای خزیده و کاملاً دینی درونی و تنها مخصوص یکشنبه ها در کلیسا شده است. مطلبی که درباره عرفان یهود یا آئین کابالا یا قبالا می توان گفت این است که یهود اساساً عرفان ندارد و اگر هم چیزی به این نام مطرح است در واقع ترکیب و اختلاطی از کیش های عرفانی دیگر مثل عرفان مسیحیت، یوگا، آئین های عرفانی هندی، تفکر نو افلاطونی، آئین زرتشتی و تصوف اسلامی است. آئین ذن، آئینی چینی است که در آن متون مقدس جایگاهی ندارد، مناسک و علم و ساختن معبد نفی شده است، انزواطلبی مطلق حاکم است و هر گونه عقلانیت و فلسفه مطرود است. علم هم در نظر این مکتب جایگاهی ندارد، در آئین ذن، خدا، معاد، وحی و نبوت و اساساً دینی وجود ندارد و آنچه به چشم می خورد تائو و عوامل طبیعی است که هیچ ارتباطی به عرفان ندارد. اساس این مکتب بوداست و این آئین سرشار از ایده های فرهنگ هندوست. فراعلم و فراروانشناسی: در این محدوده پنجاه مقوله قرار می گیرد مانند: پیشگویی، طالع بینی، سفر معنوی، مدیتیشن، NLP ، تجسم خلاق، رنگ درمانی، موسیقی درمانی و...در مورد این پدیده ها باید گفت که اینها عمدتاً تکنیک هایی برای دستیابی به آرامش هستند و هیچ ارتباطی با عرفان ندارند. نکته دیگر این که بعضی از این دستاوردها واقعیت علمی ندارد و بیشتر برای ایجاد هیجانات آنی و کاذب مطرح شده است. نسبت به بعضی دیگر هم باید گفت پژوهش های علمی درباره آنها هنوز ناقص است و تا تکمیل شدن فاصله دارد. سینما ماوراء: هالیوود از سال 1971 جریان جدیدی در حوزه فیلم و سینما ایجاد کرد که بعدها به سینمای دینی یا سینما ماوراء معروف شد، مهمترین فیلم این سینما در سال 1979 ساخت شد به نام ماتریکس، هم اکنون هم حدود 100 فیلم با هزینه های بسیار بالا در هالیوود ساخته شده است. از این مهمتر پدیده ای تحت عنوان کارتون های دینی است. ده ها کارتون با عنوان کارتون های دینی، مافوق طبیعی و ماوراء ساخته شده که تقریباً تمامی آنها در کشور ما پخش شده است و هر کدام از آن ها تحلیل های مفصلی دارد. کارتون هایی مثل دو قلوهای افسانه ای، آلیس در سرزمین عجایب، بابا لنگ دراز و...
اکنون در کشور ما بیش از پنج هزار عنوان کتاب فرقه های مختلف به زبان فارسی چاپ شده است، حدود پنج هزار سایت در این حوزه فعالیت دارند و محافلی را برپا می کنند که با توجه به انحرافات و کاستی ها و آسیب هایی که برای این جریانات ذکر شده، بر ماست که با بررسی ضعف ها و کاستی های این فرق و روشنگری در مورد آن ها و شناخت دقیق عرفان اسلامی با یکی دیگر از ابعاد تهاجم فرهنگی مبارزه کنیم.
منبع : www.shahidavini.org
سایت علمی فرهنگی شهید آوینی
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر ۱۳۸۷ ساعت توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
حجت الاسلام والمسلمین