تبليغاتX
اولوالالباب ( صاحبان خرد ناب ) - آخرين خطبه امام علی عليه السلام :
لب و خرد به معنای نیروی ادراكی ناب است كه از گزند وهم و خیال و قیاس و گمان مصون است
آخرين خطبه امام عليه السلام : 
نوفل بن فضاله مى گويد: در آخرين روزهاى زندگى امام عليه السلام جعده مخزومى سكويى از سنگ براى آن حضرت نصب كرد و امام بر روى آن قرار گرفت ، در حالى كه پيراهنى از پشم بر تن داشت و بند شمشير و نعلين او از ليف خرما بود و پيشانى او از كثرت سجده به سان زانوى شتر پينه بسته بود. آن حضرت به سخنرانى پرداخت و سخنان خود را چنين آغاز كرد:
((الحمد الله الذى اليه مصائر الخلق و عواقب الامر. نحمده على عظيم احسانه و نير برهانه و نوامى فضله و امتنانه ... ايها الناس ، انى قد بثثت لكم المواعظ التى وعظ الانبياء بها اممهم و اءديت اليكم ما ادت الاوصياء الى من بعدهم و اءدبتكم بسوطى فلم تستقيموا و حدوتكم بالزواجر فلم تستوسقوا.لله انتم ! اءتتوقعون اماما غيرى يطابكم الطريق و يرشدكم السبيل ؟... ما ضر اخواننا الذين سفكت دماؤ هم - و هم بصفين - الا يكونوا اليوم اءحياء يسيغون الغصص و يشربون الرنق ! قد- والله - لقوا الله فوفاهم اجورهم و احلهم دار الاءمن بعد خوفهم .
((اين اخوانى الذين ركبوا الطريق و مضوا على الحق ؟ اين عمار؟ و اين ابن التيهان ؟ و اين ذو الشهادتين ؟ و اين نظراؤ هم من اخوانهم الذين تعاقدوا على المنية ؟...:))
سپاس خدايى را سزاست كه سرانجام بندگان و امور جهان به سوى اوست او را برابر احسان بزرگش و برهان روشنش و كرم فزاينده اش ستايش ‍ مى كنيم . اى مردم ، من پندهاى پيامبران را در ميان شما پخش كردم و آنچه را كه جانشينان آنان به آيندگان رسانده بودند به شما رساندم . با تازيانه ام شما را ادب كردم ، اما پند نگرفتيد. شما را با سخنان بازدارنده به پيش راندم ولى به هم نپيوستيد. شما را به خدا، آيا در انتظار پيشوايى جز من هستيد كه راه را براى شما هموار سازد و شما به راه حق رهبرى كند؟
برادران ما كه خون آنان در صفين ريخته شد زيانى نكردند، زيرا چنين روزى را نديدند تا جامهاى غصه را سر بكشند و از آب گل آلوده اين نحو زندگانى بنوشند. به خدا سوگند كه آنان به لقاى خدا راه يافتند و خدا نيز پاداش آنان را كامل ساخت و در ديار امن خود آنان را جاى داد.
كجا رفتند برادران من كه در راه حق گام برداشتند و در آن راه جان سپردند؟ كجاست عمار؟ كجاست ابن تيهان ؟ كجاست ذوالشهادتين ؟ كجايند همانند آنان و برادرانشان كه بر عزم و نيت خود استوار بودند؟
نوفل مى گويد: در اين لحظه امام با دست خود بر محاسن خود زد و هاى هاى گريست و آنگاه فرمود:
((اءوه على اخوانى الذين تلوا القرآن فاءحكموه و تدبروا الفرض فاءقاموه ، اءحيوا السنة و اءماتوا البدعة . دعوا للجهاد فاءجابوا و وثقوا بالقائد فاتبعوه )): دريغا، دريغ ، برادرانى كه قرآن راخواندند و آن را استوار كردند و در فرائض آن انديشيدند و آنها را بپا داشتند. سنتها را زنده كردند و بدعتها را مى راندند. به جهاد با دشمن دعوت شدند و دعوت را پاسخ گفتند. به رهبر خود اعتماد و از او پيروى كردند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   |