محدث فیض در خلاصه الاذکار نقل کرده که از حضرت زهرا(س) روایت شده که شبی حضرت رسول(ص) بر من وارد شد در وقتی که رختخواب خود را پهن کرده و مهیای خوابیدن بودم.
فرمود: ای فاطمه! مخواب مگر آنگاه که این چهار عمل را انجام داده باشی. اولا یک ختم قرآن بخوان و بخواب و دیگر یک حج و یک حج عمره بجای آور و بخواب سوم آن که همه مومنین را از خود راضی گردان و چهارم آن که من و همه انبیاء را شفیعان خود قرار دهی.
پیغمبر اکرم(ص) فرمود: عزیزم! خدای تعالی روی لطفی که به پدر تو و تو دارد این دستور را بقدری سهل و آسان قرار داد که شما و شیعیان عمل نمایید و اجر و مزد بسیاری برای شما خواهد بود. هرگاه سوره "قل هوالله احد..." را سه مرتبه بخوانی ثواب یک ختم قرآن خواهی برد و هر گاه تسبیحات اربعه را بگویی صواب حج و عمره برده ای و هرگاه طلب مغفرت جهت اموات نمایی همه آنها از تو خشنود می گردند و هرگاه بر من و سایر انبیاء صلوات فرستی همه آنها شفیعان تو خواهند بود. به این قسم: "اللهم صل علی محمد و آل محمد اللهم صل علی جمیع الانبیاء و المرسلین"
تاکید پیامبر(ص) به گرفتن وضو قبل از خواب
پیامبر(ص) میفرمایند:
1. «کسی که با وضو بخوابد، گویا شب تا صبح بیدار (و به عبادت مشغول بوده) است.» (وسائل الشیعه، ج 1، ص 266)
2. «کسی که با وضو بخوابد، بسترش تا صبح مسجد و خوابش نماز او است و اگر کسی بدون وضو بخوابد، تا صبح مانند مرداری است که بسترش قبرش است.» (مستدرک الوسائل، ج 1 ، ص 42)
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
در این كه فرشتگان خداوند متعال را تسبیح و تقدیس مىكنند جاى هیچ تردید نیست؛ برخى آیات
قرآن كه به تسبیح فرشتگان اشاره فرموده، عبارت است:
1- «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـئِكَةِ... وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ...؛ به خاطر بیاور، هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: ... ما تسبیح و حمد تو را به جا مىآوریم و تو را تقدیس مىكنیم.» (بقره/30)
2- « لاَیَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلاَیَسْتَحْسِرُونَ * یُسَبِّحُونَ الَّیْلَ وَالنَّهَارَ لاَیَفْتُرُونَ؛ فرشتگان، هیچ گاه از عبادتش استكبار نمى ورزند و هرگز خسته نمىشوند، شب و روز را تسبیح مىگویند و سست نمىگردند.» (انبیاء/19و20)
3- « وَالْمَلَـئِكَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ و...؛ فرشتگان، پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را به جا مىآورند.» (شوری/5)
از ابن عباس و ابن مسعود نقل شده است كه «تسبیح» فرشتگان، به معناى نماز خواندن آنهاست.
رسولاكرم صلى الله علیه وآله به ابوذر فرمود:
«اى ابوذر، هر گاه بندهاى وضو بسازد یا تیمم كند، سپس اذان و اقامه بگوید و نماز بخواند، خدا فرشتگان را امر مىكند كه پشت سر او صفى تشكیل دهند كه دو طرف آن دیده نشود و به نماز او اقتدا نمایند و به دعاى او آمین گویند.» (وسایل الشیعة، ج5، ص381)
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
1- نصیحت از سر اخلاص
«أَیهَا النّاسُ إِنَّهُ مَنْ نَصَحَ لِلّهِ وَ أَخَذَ قَوْلَهُ دَلیلاً هُدِىَ لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ وَ وَفَقَّهُ اللّهُ لِلرَّشادِ وَ سَدَّدَهُ لِلْحُسْنى فَإِنَّ جارَاللّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ وَ عَدُوَّهُ خائِفٌ مَخْذُولٌ، فَاحْتَرِسُوا مِنَ اللّهِ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ.»هان اى مردم! كسى كه براى خدا نصیحت كند و كلام خدا را راهنماى خود گیرد، به راهى پایدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد و هدایت موفّق سازد و به نیكویى استوار گرداند، زیرا پناهنده به خدا در امان و محفوظ است و دشمن خدا ترسان و بىیاور است و با ذكر بسیار خود را از [معصیت خداى] بپایید.
--------------------------------------------------------------------------------
2- شناخت هدایت«وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّكُوا بِمیثاقِ الْكِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْكِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِكَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ وَ رَأَیتُمْ الْفِرْیةَ عَلَى اللّهِ وَ التَّحْریفَ وَ رَأَیتُمْ كَیفَ یهْوى مَنْ یهْوى.»به یقین بدانید كه شما هرگز تقوا را نشناسید تا آن كه صفت هدایت را بشناسید، و هرگز به پیمان قرآن تمسّك پیدا نمىكنید تا كسانى را كه دورش انداختند بشناسید، و هرگز قرآن را چنان كه شایسته تلاوت است تلاوت نمىكنید تا آنها را كه تحریفش كردند بشناسید، هر گاه این را شناختید بدعتها و بر خود بستن ها را خواهید شناخت و دروغ بر خدا و تحریف را خواهید دانست و خواهید دید كه آن كه اهل هوى است چگونه سقوط خواهد كرد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
تقوا يعني پرهيز با حرکت نه پرهيز با سکون، يک وقت هست شما در حال سکون پرهيز ميکنيد، يعني برو در خانهات بنشين و کاري به کار چيزي نداشته باش و با رانندگي نکردن پرهيز کن به اين که به کوه نخوري و از دره پرتاپ نشوي، پرهيز از کوهنوردي کردن، حرکت نکردن در خارزارها که خارهاي مغيلان دامن شما را نگيرد، اين جور پرهيز است و اسلام اين را به شما توصيه نميکند. بلکه ميگويد در سينهي قضايا و واقعيتها با حوادث روبرو بشويد و در عين حال پرهيز کنيد. مثل رانندهاي که رانندگي ميکند اما پرهيز هم ميکند و اين پرهيز همان است که گفته شد. مراقبت کردن و مواظب خود بودن، پس کلمهي پرهيز در اينجا يک کلمهاي است درست، منتها چون پرهيزگاران در ترجمهي متقين زياد تکرار شده و در ذهنها آن حساسيت لازم را به معنا برنميانگيزد، من ترجيح دادم بگوئيد پرهيزمندان البته پرهيزمندان را هم چون جا نيفتاده اصرار ندارم بگوئيد، خود بنده آن سالهاي قديم تقوا را "پروا گرفتن و پرواداشتن" معنا ميکردم، اما بعد فکر کردم ديدم عبارت پرواکاران و پروامندان يک عبارت نامأنوسي است و هيچ مصطلح نيست، يعني آن موسيقيي لغت بايد بر گوش سنگيني نکند، بايد زيبا به گوش برسد تا رايج شود و اين يکي از رازهاي واژه گزيني است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|