گفتمش چون مي کشي تصوير مردان خدا تک درختي در بيابان يکه و تنها کشيد
گفتمش نامردمان اين زمان را نقش کن عکس يک خنجرزپشت سر پي مولا کشيد
گفتمش راهي بکش کان ره رساند مقصدم راه عشق و عاشقي و مستي ونجوا کشيد
گفتمش تصويري از ليلي ومجنون رابکش عکس حيدر در کنار حضرت زهراکشيد
گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن در بيابان بلا، تصوير يک سقا کشيد
گفتمش از غربت ومظلومي ومحنت بکش فکر کرد و چهار قبر خاکي از طه کشيد
گفتمش سختي ودرد وآه گشته حاصلم گريه کرد، آهي کشيد و زينب کبري کشيد
گفتمش درد دلم را با که گويم اي رفيق عکس مهدي راکشيد و به چه بس زيبا کشيد
گفتمش ترسيم کن تصويري از روي حسين گفت اين يک را ببايد خالق يکتا کشيد
| رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ | ||
![]() | ||
| پروردگارا در اين دنيا به ما نيكى و در آخرت [نيز] نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش [دور] نگه دار. | ||
![]() | ||
| Our Lord! grant us good in this world and good in the | ||
![]() | ||
| رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَِ | ||
![]() | ||
| پروردگارا بر [دلهاى] ما شكيبايى فرو ريز و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه كافران پيروز فرماى. | ||
![]() | ||
| Our Lord, pour down upon us patience, and make our | ||
شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [ نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است ].
مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند. »
به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کن. کسی هست که عاشقانه ترا می نگرد و منتظر توست. اشکهایت را پاک می کند و دستانت را صمیمانه می فشارد. تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت. و اگر باور داشته باشی می بینی ستاره ها هم با تو حرف می زنند. باور کن که با او هرگز تنها نیستی. فقط کافی است عاشقانه به آسمان نگاه کنی
معاشران گره از زلف يار باز کنيد
شبي خوش است بدين قصهاش دراز کنيد
حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
و ان يکاد بخوانيد و در فراز کنيد
رباب و چنگ به بانگ بلند ميگويند
که گوش هوش به پيغام اهل راز کنيد
به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف کارساز کنيد
ميان عاشق و معشوق فرق بسيار است
چو يار ناز نمايد شما نياز کنيد
نخست موعظه پير صحبت اين حرف است
که از مصاحب ناجنس احتراز کنيد
هر آن کسي که در اين حلقه نيست زنده به عشق
بر او، نمرده به فتواي من نماز کنيد
وگر طلب کند انعامي از شما حافظ
حوالتش به لب يار دلنواز کنيد

آخرين لحظات عمر آدمي يكي از حساسترين لحظه هاي زندگي است.لحظاتي كه آدمي با مرگ هم آغوش خواهد شد و از اين دنيا با همه جذابيتهايش بايد خداحافظي كند.
اهميت اين لحظات وقتي بيشتر مي شود كه ما از آخرين لحظات عمر شخصيتي صحبت كنيم كه يكي از بزرگترين و تاثير گذارترين شخصيتهاي تاريخ باشد.
نيمه خردادماه يادآور آخرين لحظات زندگي بزرگمردي است كه بعد از معصومين (ع) تاريخ به خود ديده است. به نظر شما آخرين لحظات عمر حضرت روح الله (ص) چگونه گذشته است؟! آخرين توصيه هاي ايشان چه بوده است؟! و ايشان به چه كاري مشغول بوده اند؟! خاطرات دختر حضرت امام و نوه ايشان پاسخي است به اين سوالات.
درآخرين لحظات زندگي، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي، اعضاء خانواده و دوتن از مسئولين دفترشان راخواستند و به آنها گفتند: «اين راه سختي است، سعي كنيد گناه نكنيد» بعد فرمودندكه«چراغ راخاموش كنيد مي خواهم بخوابم».
حضرت امام بيهوش شدند و پزشكان يكبار ديگر ايشان را به هوش آوردند اما در ساعت 22 روز شنبه 13 / 3 / 68 مجدداً شوك به ايشان دست داد و آرام رحلت كردند.
امام در آخرين روزهاي حيات همواره ما را به عمل صالح و تقوا سفارش مي كردند. حضرت امام در آخرين لحظات زندگي كه قادر به صحبت كردن نبودند، دستهاي خود را تكان مي دادند و ما متوجه شديم ايشان درحال نماز خواندن هستند سپس چشمانشان را بر هم گذاشته و براي هميشه خاموش شدند.
سركار خانم زهرا مصطفوي دختر حضرت امام (ره)
حضرت امام(ره) درآخرين روز كه تقريباً ساعت 10 شب بود، نماز مغرب و عشا را با اشاره خواندند. درحاليكه بي هوش بودند يكي از پزشكان بالاسرشان رفت و گفت شايد بشود آقا را براي نماز به هوش آورد، به اين لحاظ گفت آقا وقت نماز است. همين كه گفتند وقت نماز است آقا متوجه شدند و به هوش آمدند و نمازشان را با اشاره دست خواندند. از صبح آن روز هم مرتب از ما سوال مي كردند كه چقدر به ظهر مانده چون خودشان ساعت دم دستشان نبود و آن قدرت را نداشتند كه به ساعت نگاه كنند يكربع به يكربع وقت را سوال مي كردند به خاطر اينكه نمازشان قضا نشود نماز را اول وقت به جا مي آوردند.
سركار خانم نعيمه اشراقي نوه حضرت امام(ره)
من نمی گویم که عاقل باش یا دیوانه باش
چون به جانان آشنایی از جهان بیگانه باش
گر سر مقصود داری مو به مو جوینده شو
گر وصال گنج خواهی سر به سر ویرانه باش
گر مقام خوشدلی می جویی از جام سپهر
شام در مستی سحر در نعره مستانه باش
گر شبی در منزل جانانه مهمانت کنند
گول نعمت را مخور مشغول صاحبخانه باش
یا مسلمان باش یا کافر دو رنگی تا به کی
یا مقیم کعبه شو یا ساکن بتخانه باش

چه زيباست هنگامي که در اوج نشاط و بي نيازي هستي دست به دعا برداري .
ملاصدرا مي گويد:
خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود
و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.
"روزی اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به وی عرضه داشتند: اى رسول خدا از نفاق مى ترسیم ."
فرمود: چرا از آن مى ترسید؟
گفتند: چون نزد تو آییم آخرت را به یادمان آورى و در نتیجه ، میل و رغبتمان بدان برانگیخته مى شود و دنیا را فراموش مى كنیم و از آن دورى مى جوییم ؛ به طورى كه در حالى كه نزد تو هستیم ، آخرت و بهشت و جهنم را مى بینیم . ولى چون از نزد تو مى رویم و به خانه هاى خود وارد مى شویم و فرزندان خود را مى بوییم و عیال خود را مى بینیم ، آن حالت از بین مى رود؛ مثل این كه اصلا چنان حالتى نداشته ایم . آیا خوف آن ندارى كه این حالت ، نفاق باشد؟
حضرت فرمود: هرگز این نفاق نیست بلكه ، خطوات شیطان است كه شما را به دنیا راغب و مایل مى كند. به خدا سوگند اگر بر آن حالتى كه گفتید باقى بمانید (به مقامى مى رسید كه )، یا ملایكه مصافحه كرده ، روى آب راه مى روید..."
منبع:
حسن زاده آملی، حسن، رساله لقاءالله ، ص 158.
|
“Philosophia Perennis" [= «فلسفهي خالده»] عموماً حاكي از آن حقيقت مابعدالطبيعياي تلقي ميشود كه بيآغاز است، در همهي جلوهها و ترجمانهاي حكمت حضور دارد. شايد، در اينجا، بهتر يا محتاطانهتر باشد كه از يك Sophia Perennis [= حكمت خالده] دم بزنيم، زير از سنخ بافتههاي ساخته و پرداختهي ذهن نيست، حال آنكه فلسفه [به معناي جديد آن] غالباً از اين سنخ است؛ و نيز، حكمت ازلي را، كه هميشه به خود وفادار ميماند. با عنايت به اينكه، بالطبع، به يك اعتبار، مستلزم عبادت و متحقق شدن به حقايق معنوي است، ميتوان Religio Perennis” [= «دين خالد»] ناميد. اما اساساً با واژهي “Philosophy” [= «فلسفه»] مخالفتي نداريم، زيرا قدما از اين واژه همهي انحا، حكمت را مراد ميكردند؛ ولي، در واقع، استدلالگرايي، كه با مراقبه و حضور معنوي حقيقي مطلقاً سروكاري ندارد، به واژهي “Philosophy” [=«فلسفه»] صبغهاي محدودكننده داده است، به نحوي كه هرگز نميتوان دانست كه با اين واژه واقعاً دربارهي چه چيزي سخن ميگويند. اگر كانت(1) “Philosopher” [=«فيلسوف»] است فلوطين(2) نيست و بالعكس. در sophia Perennis [= «حكمت خالده»] مسأله بر سر اين است كه: هستند حقايقي كه ذاتي و جبلي روح انسان و در عين حال، به يك اعتبار، در ژرفاي «قلب» ـ در عقل شهودي ناب ـ مدفون و مستورند و تنها كسي بدانها دسترسي تواند داشت كه اهل مراقبه و حضور معنوي باشد؛ اينها همان حقايق مابعدالطبيعي اساسياند. دسترسي به اين حقايق در وسع “gnostic” [= «عارفان»]، “Pneumatic” [= «روحانيون»] يا “theosopher” [= «حكيمان الاهي»] به معناي فرقهگرايانهي آنها ـ است، دسترسي به اين حقايق در وسع “philosophers” [= «فيلسوفان»]، به معناي حقيقي و هنوز معصومانهي اين واژه نيز بود؛ مثلاً، در وسع فيثاغورث(3)، افلاطون(4)، تا حد زيادي ارسطو(5) نيز. |
ü هيچگاه هدف را فراموش نكن! هدف خداست و خدا عشق است، حقيقت است.
ü قدم اول معرفت : الهی تو مرا باش ، هر چه می خواهی کن .
ü مرد آن است که حیای او غالب بر شهوتش باشد .
ü دعا در حق دوست به خود آدم بر می گردد
ماه مبارك رمضان، سرآغاز فرجامي درخشان و فرصت مغتنمي براي خوديابي و خودشناسي و خودسازي، و ايّام خجسته اي براي رشد و بلوغ معنوي و روحاني در سير و سلوك الي الله براي ره يافتگان از بندگان خداست
پيامبر گرامي اسلام فرمود : اگر بنده خدا مي دانست چه خير و بركت و چه نعمت بيكراني در ماه رمضان نهفته است، هر آينه آرزو مي كرد كاش تمام ايّام سال ماه رمضان مي بود ! : لَوْ يَعْلَمَ الْعَبْد ما فِي رَمَضان لَودُّ اَنْ يَكُونَ
رَمَضان السَّنَه) بحار الانوار/ج93/ص344(
جهان کل است و در هر طرفة العين عدم گردد و لايبقي زمانين
ديگر باره شود پيدا جهاني به هر لحظه زمين و آسماني
در آن چيزي دو ساعت مي نپايد در آن ساعت که مي ميرد بزايد
چناچه طبيعت و موجودات دائماً لباسي را در مي آورند و لباس ديگري به تن مي کنند در ماه رمضان نيز آدمي بايد لباس مادّيت را در آورده و لباس معنويت را بر تن کند و روزه ماه رمضان مظهر قلع و قمع نفسانيات دنيوي است و آفتهاي گوناگون مراتب خلقيت را مي زدايد و زمينه اي است براي اينکه آدمي زشتي ها را دور کند و سپس سجاياي اخلاقي و باورهاي ايماني و ارزش هاي عبادي را در خود بوجود آورده و اتصال به عالم غيب بيابد.
مولوي مي گويد:
لب فرو بند از طعام واز شراب سوي خوان آسماني کن شتاب
باش در روزه شکيبا و مصر دم به دم قوت خدا را منتظر
کان خداي خوب کار بردبار هديه ها را ميدهد در انتظار
اي پدر الانتظار الانتظار از براي خوان بالا مردوار
و اين حقيقتي غير قابل انکار است که عبادات عموماً و روزه ماه رمضان به ويژه به آدمي آن توان را ميدهد که با عالم غيب مرتبط گردد حتي کسي مانندمير چا الياده اسطوره شناس و پژوهشگر اديان هم ياد آور شده است که: مناسک و آيين ها آدمي را به لحظه آغازين آفرينش متصل مي کند و اورا با زمان ازلي مرتبط مي سازد»
دعاهای قرآنی
۱- ربنا اتنا فى الدنیا حسنه و فى الاخره حسنه و قنا عذاب النار 201/2
پروردگارا در دنیا و آخرت به ما نیکى و احسان فرما و ما را از عذاب آتش دوزخ مصون بدار.
2 - ربنا اتنا فى الدنیا و ماله فى الاخره من خلاق 200/2
پروردگارا در دنیا رحمت و نعمت به ما عنایت کن هر که از رحمت تو محروم شد در آخرت بهره ندارد.
3 - ربنا اتنا من لدنک رحمه و هیى لنا من امرنا رشدا. 10/18
پروردگارا ما، از جانب خود بر ما رحمتى فرست و براى رشد عقلى ما وسائل هدایت و ارشاد آماده فرما.
کردند و پرستیدند.

جمله ((ان اللّه لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم )) كه در دو مورد از قرآن با تفاوت مختصرى آمده است , يك قانون كلى و عمومى را بيان مى كند.
ايـن اصـل قـرآنـى كه يكى از مهمترين برنامه هاى اجتماعى اسلام را بيان مى كندبه ما مى گويد هرگونه تغييرات برونى متكى به تغييرات درونى ملتها و اقوام است , وهرگونه پيروزى و شكستى كـه به قومى رسيد از همين جا سرچشمه مى گيرد,بنابراين آنها كه هميشه براى تبرئه خويش به دنـبـال ((عـوامـل بـرونـى )) مى گردند, وقدرتهاى سلطه گر و استعماركننده را همواره عامل بدبختى خود مى شمارند,سخت در اشتباهند, چرا كه اگر اين قدرتهاى جهنمى پايگاهى در درون يك جامعه نداشته باشند, كارى از آنان ساخته نيست .
ايـن اصـل قـرآنى مى گويد: براى پايان دادن به بدبختيها و ناكاميها بايد دست به انقلابى از درون بزنيم , يك انقلاب فكرى و فرهنگى , يك انقلاب ايمانى واخلاقى , و به هنگام گرفتارى در چنگال بدبختيها بايد فورا به جستجوى نقطه هاى ضعف خويشتن بپردازيم , و آنها را با آب توبه و بازگشت بـه سـوى حق از دامان روح و جان خود بشوييم , تولدى تازه پيدا كنيم و نور و حركتى جديد, تا در پرتو آن بتوانيم ناكاميها و شكستها را به پيروزى مبدل سازيم .

الهی،
وقتی بیدار شدم که هنگام خوابیدن است
الهی، تا به حال می گفتم گذشته ها گذشت.
اکنون،
می
بینم
که گذشته هایم نگذشت؛
بلکه همه در من جمع است،
آه، آه، از یوم جمع
الهي، گرگ و پلنگ را رام توان كرد، با نفس سركش چه بايد كرد؟
الهي،آن خواهم كه هيچ
نخواهم