تبليغاتX
اولوالالباب ( صاحبان خرد ناب )
لب و خرد به معنای نیروی ادراكی ناب است كه از گزند وهم و خیال و قیاس و گمان مصون است
 از أمیرالمؤمنین علیه السلام درباره عالَم عِلوی که عالم مجردات است و از عالم اجسام به حسب مرتبه بالاتر است پرسیدند:

«حضرت فرمود: صورت هائی هستند بدون ماده و بالاتر از اینکه کمال آنها به قوه و استعداد باشد، خداوند ظهور و انکشاف پیدا کرد برای آنها پس درخشیدند، و طلوع کرد بر آنها پس متلالی شدند.
و در هویت آنها مثال خود را انداخت و بدینوسیله افعال خود را از آنها ظاهر فرمود.
و انسان را با نفس ناطقه آفرید که اگر آن نفس را به دو بال علم و عمل تزکیه کند و رشد دهد، پس آن نفس ناطقه با گوهرها و جواهر علت های نخستینش مشابه خواهد شد.
و اگر مزاجش را معتدل سازد و از صفات متضاده دوری جسته ، طریق عدل و وسط را بپوید، پس با هفت آسمان مستحکم مشارکت خواهد نمود.»

این حدیث شریف را که از دُرَر و غُرَر کلمات أمیرالمؤمنین محسوب میشود و در بین اعلام و بزرگان از فن فلسفه و عرفان حاوی نکاتی عمیق و جهاتی رشیق است ، مجلسی رحمةُ الله علیه در تاسع «بحارالانوار» که در احوالات أمیرالمؤمنین علیه السلام است از «مناقب » ابن شهرآشوب ذکر کرده است . و ابن شهرآشوب این حدیث را شاهد آورده است برای آنکه أمیرالمؤمنین علیه السلام از تمام فلاسفه ارجح بوده است . و لذا به دنبال این حدیث ، کلام بوعلی سینا را برای تأیید مطلب آورده است که او گفته است :
لَمْ یَکُنْ شُجاعًا فَیْلَسوفًا قَط إلا عَلی عَلَیْهِ السلامُ.

و حکیم سبزواری (قده ) در «شرح منظومه » در غُرَرٌ فی إثْباتِ أن أولَ ما صَدَرَ هُوَ الْعَقْلُ در بحث الهیات بالمعنی الاخص آورده است . 

یکی از شاگردان ُ روزی در محضر علامه طباطبائی عرض می کند: آقا جمال خوانساری دربارة این حدیث تشکیک کرده است .
ایشان فرمودند: کدام کس غیر از أمیرالمؤمنین علیه السلام میتواند چنین سخن گوید؟ آیا ابوحنیفه ؟ آیا حسن بصری ؟ و ما تا قرن چهارم ابداً در تاریخ ، کسی را یاد نداریم که به این معانی آشنا شده و بتواند چنین عبارتی گوید غیر از أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

امام باقر (ع) فرمود:

خداوند دوست دارد كسى را كه با مردم مزاح و شوخى كند، امّا سخن زشت به زبان نياورد و نيز كسى را كه انديشه اى يكتاپرست داشته باشد و كسى را كه آراسته به صبر و شكيبايى باشد و كسى را كه به نماز خواندن افتخار كند.

 

امام  علی (ع) فرمود:

همانا يكى از محبوبترين بندگان خدا نزد او بنده اى است كه خداوند او را در پيكار با نفسش يارى كرده است ؛ پس ، جامه زيرينش اندوه است و جامه رويينش ترس (از خدا) و چراغ هدايت در دلش فروزان است .

 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

خداوند سه كار را دوست دارد: كم گويى ، كم خوابى و كم خورى .

 

رسول گرامى اسلام (ص) فرمود:

خداى عزّوجلّ سه تن را دوست دارد:

كسى كه نيمه شب برخيزد و كتاب خدا را تلاوت كند.

كسى كه با دست راست صدقه دهد و دست چپش آگاه نشود.

و كسى كه با سپاهى رفته باشد و همرزمانش بگريزند و او با دشمن مقابله كند.

 

خداى تبارك و تعالى مى فرمايد:

محبوبترين بندگان نزد من آنهايند كه به خاطر من يكديگر را دوست دارند، دلبسته مسجدهايند و سحرگاهان لب به استغفار گشايند، اينانند كه هرگاه بخواهم زمينيان را كيفر دهم به ياد ايشان افتم و از مجازات آنان صرف نظر كنم .

 

موسى (ع) در مناجات با خدا عرض كرد:

خداى من ! كدام آفريده ات را بيشتر دوست مى دارى ؟

فرمود: آن كس را كه چون محبوبش را از او بگيرم با من آشتى باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ ‌[٧٨-١]

آنها از چه چیز از یکدیگر سؤال می‌کنند؟!

﴿١﴾

عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ ‌[٧٨-٢]

از خبر بزرگ و پراهمیّت (رستاخیز)!

﴿٢﴾

الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ‌[٧٨-٣]

همان خبری که پیوسته در آن اختلاف دارند!

﴿٣﴾

كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ‌[٧٨-٤]

چنین نیست که آنها فکر می‌کنند، و بزودی می‌فهمند!

﴿٤﴾

ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ‌[٧٨-٥]

باز هم چنین نیست که آنها می‌پندارند، و بزودی می‌فهمند (که قیامت حق است)!

﴿٥﴾

1-فقط خدا خالق ومنشاءهمه هستی

 

إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي ‌[٢٠-١٤]

من «اللّه» هستم؛ معبودی جز من نیست! مرا بپرست، و نماز را برای یاد من بپادار!

﴿١٤﴾

يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ‌[١٢-٣٩]

ای دوستان زندانی من! آیا خدایان پراکنده بهترند، یا خداوند یکتای پیروز؟!

﴿٣٩﴾

 

أَلَمْ يَعْلَم بِأَنَّ اللَّهَ يَرَىٰ ‌[٩٦-١٤]

آیا او ندانست که خداوند (همه اعمالش را) می‌بیند؟!

﴿١٤﴾

 ۲-آخرت بهتر وماندنی تر است .

 

وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ ﴿الأعلى: ١٧﴾

 

وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ‌[٩-١٠٥]

بگو: «عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را می‌بینند! و بزودی، بسوی دانای نهان و آشکار، بازگردانده می‌شوید؛ و شما را به آنچه عمل می‌کردید، خبر می‌دهد!»

 

3-کسی حق برتری جوئی ندارد .

 

 

مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ وَلٰكِن كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ‌[٣-٧٩]

برای هیچ بشری سزاوار نیست که خداوند، کتاب آسمانی و حکم و نبوّت به او دهد سپس او به مردم بگوید: «غیر از خدا، مرا پرستش کنید!» بلکه (سزاوار مقام او، این است که بگوید:) مردمی الهی باشید، آن‌گونه که کتاب خدا را می‌آموختید و درس می‌خواندید! (و غیر از خدا را پرستش نکنید!)

﴿٧٩﴾

 

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ‌[٣-٦٤]

بگو: «ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را -غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد.» هرگاه (از این دعوت،) سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم!»

﴿٦٤﴾

۴- بنده با اراده وتوانارا  خدا دوست دارد.

 

۞ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْدًا مَّمْلُوكًا لَّا يَقْدِرُ عَلَىٰ شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ‌[١٦-٧٥]

خداوند مثالی زده: برده مملوکی را که قادر بر هیچ چیز نیست؛ و انسان (با ایمانی) را که از جانب خود، رزقی نیکو به او بخشیده‌ایم، و او پنهان و آشکار از آنچه خدا به او داده، انفاق می‌کند؛ آیا این دو نفر یکسانند؟! شکر مخصوص خداست، ولی اکثر آنها نمی‌دانند!

﴿٧٥﴾

وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لَا يَقْدِرُ عَلَىٰ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَىٰ مَوْلَاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لَا يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‌[١٦-٧٦]

خداوند مثالی (دیگر) زده است: دو نفر را، که یکی از آن دو، گنگ مادرزاد است؛ و قادر بر هیچ کاری نیست؛ و سربار صاحبش می‌باشد؛ او را در پی هر کاری بفرستد، خوب انجام نمی‌دهد؛ آیا چنین انسانی، با کسی که امر به عدل و داد می‌کند، و بر راهی راست قرار دارد، برابر است؟!

﴿٧٦﴾

 5- بنده شاکر را  خدادوست دارد.

 

وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ ‌[١٦-١١٢]

خداوند (برای آنان که کفران نعمت می‌کنند،) مثلی زده است: منطقه آبادی که امن و آرام و مطمئن بود؛ و همواره روزیش از هر جا می‌رسید؛ امّا به نعمتهای خدا ناسپاسی کردند؛ و خداوند به خاطر اعمالی که انجام می‌دادند، لباس گرسنگی و ترس را بر اندامشان پوشانید!

﴿١١٢﴾

 ۶-تقوی اصل است.

 

أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىٰ تَقْوَىٰ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىٰ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‌[٩-١٠٩]

آیا کسی که شالوده آن را بر تقوای الهی و خشنودی او بنا کرده بهتر است،یا کسی که اساس آن را بر کنار پرتگاه سستی بنا نموده که ناگهان در آتش دوزخ فرومی‌ریزد؟ و خداوند گروه ستمگران را هدایت نمی‌کند!

﴿١٠٩﴾

7-همه چیز را او می دهد.

 

۞ رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ‌[١٢-١٠١]

پروردگارا! بخشی (عظیم) از حکومت به من بخشیدی، و مرا از علم تعبیر خوابها آگاه ساختی! ای آفریننده آسمانها و زمین! تو ولیّ و سرپرست من در دنیا و آخرت هستی، مرا مسلمان بمیران؛ و به صالحان ملحق فرما!»

﴿١٠١﴾

8- عشق گوساله دنیا پرستی ممنوع .

 

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُم بِهِ إِيمَانُكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‌[٢-٩٣]

و (به یاد آورید) زمانی را که از شما پیمان گرفتیم؛ و کوه طور را بالای سر شما برافراشتیم؛ (و گفتیم:) «این دستوراتی را که به شما داده‌ایم محکم بگیرید، و درست بشنوید!» آنها گفتند: «شنیدیم؛ ولی مخالفت کردیم.» و دلهای آنها، بر اثر کفرشان، با محبت گوساله آمیخته شد. بگو: «ایمان شما، چه فرمان بدی به شما می‌دهد، اگر ایمان دارید!»

﴿٩٣﴾

9- روزی دست اوست .

 

أَوَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‌[٣٩-٥٢]

آیا آنها ندانستند که خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترده یا تنگ می‌سازد؟! در این، آیات و نشانه‌هایی است برای گروهی که ایمان می‌آورند.

﴿٥٢﴾

 10- اشتباه کردی راه حل داره توبه کن فقط دیر نشه  .

 

۞ قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ‌[٣٩-٥٣]

بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿٥٣﴾

وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ‌[٣٩-٥٤]

و به درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید!

﴿٥٤﴾

وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ‌[٣٩-٥٥]

و از بهترین دستورهائی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید پیش از آنکه عذاب (الهی) ناگهان به سراغ شما آید در حالی که از آن خبر ندارید!»

﴿٥٥﴾

أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ‌[٣٩-٥٦]

(این دستورها برای آن است که) مبادا کسی روز قیامت بگوید: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان (آیات او) بودم!»

﴿٥٦﴾

 

أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ‌[٣٩-٥٧]

یا بگوید: «اگر خداوند مرا هدایت می‌کرد، از پرهیزگاران بودم!»

﴿٥٧﴾

أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ‌[٣٩-٥٨]

یا هنگامی که عذاب را می‌بیند بگوید: «ای کاش بار دیگر (به دنیا) بازمی‌گشتم و از نیکوکاران بودم!»

﴿٥٨﴾

بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ‌[٣٩-٥٩]

آری، آیات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تکذیب کردی و تکبّر نمودی و از کافران بودی!

﴿٥٩﴾

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   |