تبليغاتX
اولوالالباب ( صاحبان خرد ناب )
لب و خرد به معنای نیروی ادراكی ناب است كه از گزند وهم و خیال و قیاس و گمان مصون است
«یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟// ای نور دیده، صلح به از جنگ و داوری است»

  • حافظ
  • قدر عافیت، کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.

سعدی

تا رنج کِهتری بر خویشتن ننهی، به آسایش مِهتری نرسی.

کیکاووس (قابوس‏نامه)

همیشه در هنگام هجوم سختی‏ها، خویشتن را با یادگارهای شیرین گذشته و امیدهای زیبای آینده دلگرم کن.

لُرد آویبوری

با سخن گفتن از صلح، دنیا امن نمی‏شود.

ناپلئون

گمان می‏کنم که خداوند، سختی‏ها را برای درک شیرینی رفاه و عافیت و نیز جنگ را برای درک لذّت صلح، آفریده است.

کاورانی

فقط بعد از انجام وظیفه است که آسودگی وجدان به سراغ ما می‏آید.

ساموئل اسمایلز

آن‏جا که اندیشه ناتوان می‏شود، وجدان، راهبر خوبی است که ما را از میان امواج اضطراب و تردید، به ساحل فراغت و آسایش می‏رسانَد.

لُرد آویبوری

صفت درویش، آرامش است به وقت نداری و ایثار است به وقت دارندگی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

هنگامي که فردي را مي بخشيد،در ذهن خود احساس آرامش خاصي مي کنيد چرا که دست به کاري الهي و روحاني زده ايد.بهتر است بدانيد شما براي انجام اين کار از درون مورد هدايت و راهنمايي قرارگرفته ايد.مربي و راهنماي شما همان چيزي است که به صورت ابدي و نامحدود در درون شما وجود دارد و همواره شما را در مسير صحيح زندگي قرار مي دهد.به راستي اگر به نداي درونتان با دقت فراوان گوش بسپاريد،مطمئن باشيد هيچ گاه به خطا نمي رويد.همچنين اگر داستان زندگي خود را با دقت زير نظر بگيريد متوجه بسياري از نکات ارزنده مي شويد.زندگي شما مملو از لحظات تلخ و شيرين است که همچون کتابي ارزشمند مي تواند شما را به سرمنزل مقصود برساند.اکنون يکي ازخاطرات تلخ خود را به ياد بياوريد.سعي کنيد همه چيز را رها کرده ببخشيد.ترس،خشم،غم و غصه را از خود دور کنيد و با سادگي و روشنايي خاصي به مساله نگاه کنيدونفس عميقي بکشيد و کاملا مراقب افکار و احساسات خود باشيد.به نداي درونتان بادقت گوش فرا دهيد و از خود بپرسيد:"به راستي در درون من چه مي گذرد،در طي روز به چه چيزهايي فکر مي کنم و احساساتم را چگونه کنترل مي کنم؟آيا واقعا حقيقتي وجود داردکه بايد آن را پيدا کنم؟"بعد از چند لحظه احساس آرامش خاصي مي کنيد.دراين هنگام است که ديگر اثري ازخشم، نفرت، کينه، سرزنش،قضاوت،تنفر و ديگر خصوصيات منفي در وجودتان پيدا نمي شود و در عوض نور، پاکي و بخشش در عمق وجودتان متبلور خواهد شد.درچنين شرايطي براي زنده شدن روحتان جشن بگيريد و از خداوند تشکر کنيد.از اين لحظه به بعد اجازه دهيد افکارتان چه خوب و چه بد وارد ذهنتان شوند.از اين موضوع به هيچ وجه نگران نباشيد.اين افکار درست مانند امواجي هستند که به ساحل مي آيند و به زودي باز مي گردند.با هر نفسي که مي کشيد خوبي ها و پاکي ها را وارد قلبتان کرده و با هر بازدم درد،غم،رنج و تمام آزردگي هاي روحيتان را از بدنتان خارج سازيد.دراين هنگام است که ديدتان نسبت به زندگي مثبت شده و درست تصميم گيري مي کنيد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

علی رغم ریزش های اجتماعی ، مصادیق رویش ها هم در مقطع تاریخی صدر اسلام کم نبوده است از جمله ی آنان می توان به برخی شخصیت ها و صحابه ی بزرگ امام علی(علیه السلام ) اشاره کرد: مالک اشتر ، عقیل بن ابی طالب ، عثمان بن حنیف، عمار بن یاسر ، مقداد ، ابوذر ، سلمان فارسی ، عبدالله و عبیدالله بن عباس ، سعید بن نمران ( حاکم یمن) ، محمد بن ابی بکر ، عمر و بن حمق ، عدی بن حاتم ، میثم تمار ، حسان بن حسان ، قیس بن سعد ، ابن تیهان یا ذوالشهادتین ، هاشم مرقال ، زید بن صوحان عبدی ، خبّاب بن ارت ، هاشم بن عتبه و ... رهبر معظم انقلاب ( مدظله العالی ) این چنین به بحث و رویش ها اشاره نموده اند : «... رویش ، عبدالله بن عباس ، محمّد بن ابی بکر است ، مالک اشتر است ، میثم تمار است . این ها رویش های جدیدند. این ها که در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) نبودند ، این ها در همان دوره ی غربت اسلام روییدند، این ها نهال های تازه اند ... شما ببینید ، یک مالک اشتر در همه ی تاریخ اسلام ، چه قدر مؤثر است...
امیرالمؤمنین (علیه السلام ) هر جا در میدان های جنگ احتیاج به زبان داشت ، عبدالله بن عباس می رفت و هر جا احتیاج به شمشیر داشت ، مالک اشتر بود ، ... مثل این رجال نه یکی نه ده تا ، نه هزار تا ، هزاران نفر بودند ...»(1) اینک به جلوه هایی از رویش ها در دیدگاه نهج البلاغه اشاره می نماییم تا از خلال ذکر سیمای مجاهدان راه خدا ، به الگوهای جاودانه ای دست یابیم که برای همه ی عصرها و نسل ها اسوه هایی ماندگار به حساب می آیند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی  

امیر المؤمنین(ع)به  ابوذر  فرمود:

«یآ اباذر انک غضبت لله فارج من غضبت له.ان القوم خافوک على دنیاهم، و خفتهم على دینک، فاترک فى ایدیهم ما خافوک علیه، و اهرب منهم بما خفتهم علیه، فمآ احوجهم الى ما منعتهم، و مآ اغناک عما منعوک!و ستعلم من الرابح غدا، و الاکثر حسدا، و لو ان السموات و الارضین کانتا على عبد رتقا ثم اتقى الله لجعل الله له منهما مخرجا، لا یونسنک الا الحق، و لا یوحشنک الا الباطل، فلو قبلت دنیاهم لاحبوک، و لو قرضت منها لامنوک‏». (19)

(اى اباذر تو براى خدا خشم کردى، پس امیدوار به همان خدایى که به خاطر او خشم کردى باش.این مردم بر دنیاى خود از تو ترسیدند، و تو بر دین خود از آنها واهمه کردى، پس آنچه را که به خاطر آن از تو مى‏ترسند به دستشان ده(و از دنیاى آنها چشم بپوش)و به خاطر همان که بر آن واهمه داشته و بیمناکى از ایشان بگریز.وه!که اینان چه بسیار نیازمندند بدانچه تو آنها را از آن منع کردى، و تو چه بسیار بى‏نیازى از آنچه اینان از تو منع کرده و بازداشتند.

و بزودى در فرداى قیامت‏خواهى دانست که سود برنده کیست، وحسودان چه کسى بیشترند.و اگر آسمانها و زمینها بر بنده‏اى بسته شود و آن بنده از خدا بترسد، خداوند براى آن بنده راه خلاصى و نجات فراهم سازد.

[اى اباذر]نباید با تو مانوس شود مگر حق، و نباید چیزى تو را به وحشت افکند مگر باطل، تو اگر دنیاى ایشان را مى‏پذیرفتى(و با آنها همکارى مى‏کردى)تو را دوست مى‏داشتند، و اگر از دنیاى چیزى براى خود مى‏گرفتى تو را در امان مى‏گذاشتند[یعنى همه این دربدرى‏ها و رنجها به خاطر آن است که تو اهل دنیا نیستى].)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی