به نقل از پايگاه اطلاعرساني دفتر مقام معظم رهبري، تهران، امروز در شكوه نماز جمعه رهبر و ملت، لبريز از معنويت و ياد عطرآگين امام زمان (ارواحنا لمقدمه الفدا) بود.
انتخابات زلزله اي سياسي براي دشمنان و جشني تاريخي براي دوستان ايران
[ 'و ان لكم فى القرون السالفه لعبره! اين العمالفه و ابناء العمالفه، اين الفراعنه و ابناء الفراعنه، اين اصحاب مدائن الرس الذين قتلوا النبيين و اطفاوا سنن المرسلين و احيوا سنن الجبارين، اين الذين ساروا بالجيوش و هزموا الالوف و عسكروا العساكر و مدنوا المدائن؟!' "از خطبه ى 181". 'شما را از روزگاران گذشته عبرتى است. كجايند عمالقه و فرزندانشان، كجايند فراعنه و پسرانشان؟ كجايند مردم شهرهاى رس كه پيامبران را كشتند و سنت رسولان الهى را فراموش كردند و "در ازاء" سنت جباران و گردنكشان را احياء نمودند؟ كجايند كسانى كه سپاهيان فراهم و با لشگريان به هر سو تاخته و هزاران سپاهى را شكست مى دادند؟ كجايند آنانى كه شهرها بنيانگذارى كردند؟...'
((اين اخوانى الذين ركبوا الطريق و مضوا على الحق ؟ اين عمار؟ و اين ابن التيهان ؟ و اين ذو الشهادتين ؟ و اين نظراؤ هم من اخوانهم الذين تعاقدوا على المنية ؟...:))
كجا رفتند برادران من كه در راه حق گام برداشتند و در آن راه جان سپردند؟ كجاست عمار؟ كجاست ابن تيهان ؟ كجاست ذوالشهادتين ؟ كجايند همانند آنان و برادرانشان كه بر عزم و نيت خود استوار بودند؟
نوفل مى گويد: در اين لحظه امام با دست خود بر محاسن خود زد و هاى هاى گريست و آنگاه فرمود:
((اءوه على اخوانى الذين تلوا القرآن فاءحكموه و تدبروا الفرض فاءقاموه ، اءحيوا السنة و اءماتوا البدعة . دعوا للجهاد فاءجابوا و وثقوا بالقائد فاتبعوه )): دريغا، دريغ ، برادرانى كه قرآن راخواندند و آن را استوار كردند و در فرائض آن انديشيدند و آنها را بپا داشتند. سنتها را زنده كردند و بدعتها را مى راندند. به جهاد با دشمن دعوت شدند و دعوت را پاسخ گفتند. به رهبر خود اعتماد و از او پيروى كردند.
ای مبدل کرده خاکی را به زر
خاک ِ دیگر را نموده بوالبشر،
ای که خاک ِ تیره را تو نان کنی
ای که نان ِ مرده را تو جان کنی،
ای که جان ِ خیره را رهبر کنی
ای که بی ره را تو پیغمبر کنی.
یاد ده ما را سخنهای رقیق
کان به رحم آرد ترا ای خوش رحیم،
(مولانا)
قرآن در يكي از آيات نوراني خود از شديدترين لحن گفتاري براي هشدار نسبت به خطر اختلاف و ضرورت امر به معروف و نهي از منكر استفاده مي كند: "ولتكن منكم أُمّةٌ يدعون إلي الخير ويأمرون بالمعروف وينهوْن عن المنكر وأُولئك هم المفلحون * ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا من بعد ما جائهم البينات وأُولئك لهم عذاب عظيم"(1) در آيهي اول مي فرمايد: براي رستگاري جامعهي اسلامي لازم است فريضهي دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر اجرا شود و در آيهي دوم مي فرمايد: و شما مانند كساني نباشيد كه حق براي آنان آشكار شد ولي باز هم تفرقه و اختلاف كردند كه براي آنان عذاب بزرگي مهيّا شده است. خداي سبحان در چند آيه پس از اين دوباره بر ضرورت امر به معروف و نهي از منكر براي حفظ وحدت وانسجام مطلوب جامعه مي فرمايد "كنتم خير أُمةٍ أُخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهوْن عن المنكر وتؤمنون بالله"(2) شما نيكوترين امتي هستيد كه براي اصلاح جامعهي بشري قيام كردند؛ مردم را به نيـكوكاري وادار مي سازيد و از بدكاري باز مي داريد و به خداوند ايمان مي آوريد.
قرآن و عترت، دو محور وحدت
خداي سبحان همهي مؤمنان را به وحدت بر محور حبل الهي كه همان قرآن كريم عترت طاهرين(عليهمالسلام) مي باشد دعوت مي نمايد: "واعْتصموا بحبل الله جميعاً ولا تفرّقوا واذْكروا نعمت الله عليكم إذ كنتم اعداءً فألّف بين قلوبكم فأصبحتم بنعمته إخواناْ وكنْتم علي شفا حُفرة من النار فأنْقذكم منها"(1) يعني همگي به حبل الله چنگ زنيد و به راههاي متفرّق نرويد و به ياد آريد اين نعمت بزرگ خدا را كه شما با هم دشمن بوديد و خدا در دلهاي شما الفت و مهرباني انداخت و به لطف خداوند برادر ديني يكديگر شديد و در پرتگاه آتش بوديد كه شما را نجات داد.
ايـنـك بـنـگـريـد كـه چـگـونـه بـودنـد هـنـگـامـى كـه گـروه هـا هـمـدل و خـواستها همگون و دلها همراه و دستها همسو و شمشيرها در يارى يكديگر و بينش ها ژرف و اراده ها يگانه بود. آيا سروران همه سوى زمين و فرمانروايان مردم جهان نبودند؟
سرانجام شوم اختلاف
فـَانـْظـُرُوا إِلَى مـَا صـَارُوا إِلَيـْهِ فـِي آخـِرِ أُمـُورِهِمْ حِينَ وَقَعَتِ الْفُرْقَةُ وَ تَشَتَّتَتِ الْأُلْفـَةُ وَ اخـْتـَلَفَتِ الْكَلِمَةُ وَ الْأَفْئِدَةُ وَ تَشَعَّبُوا مُخْتَلِفِينَ وَ تَفَرَّقُوا مُتَحَارِبِينَ وَ قـَدْ خـَلَعَ اللَّهُ عـَنـْهـُمْ لِبـَاسَ كـَرَامَتِهِ وَ سَلَبَهُمْ غَضَارَةَ نِعْمَتِهِ وَ بَقِيَ قَصَصُ أَخْبَارِهِمْ فِيكُمْ عِبَراً لِلْمُعْتَبِرِينَ مِنْكُمْ
و بـنـگـريـد كـه سـرانـجام بر سرشان چه آمد؟! وقتى كه بين آنها جدايى افتاد و رشته الفتشان گسيخت و يگانگى زبان و دلشان از ميان رفت و با اختلاف شاخه شاخه شدند و در جـنـگ بـاهـم پـراكـنـدنـد، خـداونـد خـلع لبـاس بـزرگـوارى از ايشان نمود و فراوانى نعمت خود را از آنان ستاند و تنها داستان سر گذشت آنان در ميان شما باز ماند تا عبرتى براى پند آموزان شما باشد.