تبليغاتX
اولوالالباب ( صاحبان خرد ناب )
لب و خرد به معنای نیروی ادراكی ناب است كه از گزند وهم و خیال و قیاس و گمان مصون است
بسم الله الرحمن الرحیم

لا اله الا الله ،عدد اللیالی و الدهور

لا اله الا الله ،عدد امواج البحور

لا اله الا الله ،ورحمته خیر مما یجمعون

لا اله الا الله ،عدد الشوک والشجر

لا اله الا الله ، عدد الشعر و البور

لا اله الا الله ،عدد الحجر والمدر

لا اله الا الله ،عدد لمح العیون

لا اله الا الله ،فی اللیل اذا عسعس و الصبح اذا تنفس

لا اله الا الله ،عدد الریاح فی البراری والصخور

لا اله الا الله ، من الیوم الی یوم ینفخ فی الصور

 نیست معبودی جز خدای ،به عدد شبها و روزگاران

نیست معبودی جز خدای ،به شماره ی موجهای دریاها

نیست معبودی جز خدای ،و رحمتش بهتر از آن است که جمع می کنیم.

نیست معبودی جز خدای ،به عدد خارها و درختان

نیست معبودی جز خدای ،به شماره موها و کرک ها

نیست معبودی جز خدای ،به عدد سنگها و کلوخ ها

نیست معبودی جز خدای ،به شماره به هم زدن پلک ها

نیست معبودی جز خدای ،در شب که بگردد و در صبح که بر آید

نیست معبودی جز خدای ،به عدد بادها در بیابانها و صخره ها

نیست معبودی جز خدای ،از امروز تا روزی که در صور دمیده شود.

 امير مؤمنان،امام علي(ع)ُ الاقبال بالاعمال الحسنه،ج2، ص47

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

اسلام دين كامل و جامعي است كه به تمام نيازهاي فطري انسان توجه كامل داشته و براي تمام نيازهاي جسمي و روحي، ابعاد مختلف، زواياي پيدا و پنهان زندگي بشر برنامه و شيوه‌ي كار ارائه كرده‌است.

شادي‌و‌نشاط و تفريح از جمله نيازهاي روحي‌و‌فطري انسان است كه در بسياري ازجنبه‌هاي حياتي وي نقش مؤثري ايفا مي‌كند. دين‌مبين‌اسلام كه به تمام نيازهاي روحي‌وجسمي انسان توجه داشته، اين موضوع را نيز موردتوجه قرار داده است. وجود آيات‌متعدد در قرآن‌كريم، سخنان‌پيامبر(ص) و احاديث و روايات منقول از ائمه‌ي‌معصومين(ع) و به‌طور كلي متون‌ديني حاكي از اهميت اين موضوع در اسلام ‌است.

درباره‌ي اهميت شور و نشاط و سرور و جايگاه آن در تعاليم ديني همين بس كه مفهوم شادي 25بار با الفاظ مختلف در قرآن‌كريم آمده و يكي از اصول كتاب‌هاي روائي به باب ادخال‌السرور اختصاص داده شده و از كساني‌كه موجبات دل‌خوشي و شادكامي بندگان را فراهم مي‌آورند، ستايش شده است.

لذا اين مقاله بر آن است تا بااستفاده از آيات قرآن‌كريم و با بررسي احاديث‌وروايات و نقل سيره‌ي پيشوايان ديني به تبيين اين مطلب كمك نموده و هم‌چنين شادي‌ونشاط را در متون‌اسلامي و از منظر بزرگان دين بررسي كند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

محدث فیض در خلاصه الاذکار نقل کرده که از حضرت زهرا(س) روایت شده که شبی حضرت رسول(ص) بر من وارد شد در وقتی که رختخواب خود را پهن کرده و مهیای خوابیدن بودم.

فرمود: ای فاطمه! مخواب مگر آنگاه که این چهار عمل را انجام داده باشی. اولا یک ختم قرآن بخوان و بخواب و دیگر یک حج و یک حج عمره بجای آور و بخواب سوم آن که همه مومنین را از خود راضی گردان و چهارم آن که من و همه انبیاء را شفیعان خود قرار دهی.
پیغمبر اکرم(ص) فرمود: عزیزم! خدای تعالی روی لطفی که به پدر تو و تو دارد این دستور را بقدری سهل و آسان قرار داد که شما و شیعیان عمل نمایید و اجر و مزد بسیاری برای شما خواهد بود. هرگاه سوره "قل هوالله احد..." را سه مرتبه بخوانی ثواب یک ختم قرآن خواهی برد و هر گاه تسبیحات اربعه را بگویی صواب حج و عمره برده ای و هرگاه طلب مغفرت جهت اموات نمایی همه آنها از تو خشنود می گردند و هرگاه بر من و سایر انبیاء صلوات فرستی همه آنها شفیعان تو خواهند بود. به این قسم: "اللهم صل علی محمد و آل محمد اللهم صل علی جمیع الانبیاء و المرسلین"

تاکید پیامبر(ص) به گرفتن وضو قبل از خواب
پیامبر(ص) میفرمایند:
1. «کسی که با وضو بخوابد، گویا شب تا صبح بیدار (و به عبادت مشغول بوده) است.» (وسائل الشیعه، ج 1، ص 266)
2. «کسی که با وضو بخوابد، بسترش تا صبح مسجد و خوابش نماز او است و اگر کسی بدون وضو بخوابد، تا صبح مانند مرداری است که بسترش قبرش است.» (مستدرک الوسائل، ج 1 ، ص 42)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

    وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكى خداست  كه مي خنداند، خداست كه مي گرياند،سوره والنجم /۴۳

باغ خندان ز گل خندان است / خنده آئين خرمندان است

 خنده هر چند كه از جد دور است / جد پيوسته نه از مقدور است

 دل شود رنجه زجد شام و صباح / ميكند اصلاح مزاجش به مزاح

 جدبود پا به سفر فرسودن / هزل يك لحظه به راه آسودن

 ليك نه كه از دود دروغ / برد از چهره ي قدر تو فروغ

 تخم كين در دل دانا كارد /خيو خجلت به جبين ها آرد

 شو زفياض خرد تلقين جوي / راست گو ليك خوش و شيرين گو

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

سيه باشد جهان درچشم دائم عيبجوئي را

كه پشت تيره ازآئينه ، ازطاووس پا بيند

صائب تبريزي

عيبجوئي زشت واز معيوب باشد زشت تر

سنگ كم در بار دارم بارگيري چون كنم

صائب تبريزي

بي پرده عيبهاي خود اظهار مي كنيم

فرصت به عيبجوئي ياران نمي دهيم

صائب تبريزي

به عيب خويش اگر راه مي بردمي صائب

به عيبجوئي مردم چكار داشتمي

صائب تبريزي

عيب ازآئينه بي زنگ برگردد به نقش

عيبجو بيهوده دردنبال ما افتاده است

صائب تبريزي

نباشدچشم زيرپاي خود ، سردرهوايان را

زعيب خويشتن كي عيبجو آگاه مي باشد

صائب تبريزي

تاج سر من خاك سر پاي كسي است

كوچشم مرا به عيب من بينا كرد

ابوسعيدابوالخير


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 

وجود اختیار و نفی جبر را مولوی در اشعاری زیبا آورده است:

آن یکی بر رفت‏بالای درخت

می‏فشاند او میوه را دزدانه سخت

صاحب باغ آمد و گفت ای دنی

از خدا شرمت‏بگو چه می‏کنی؟

گفت از باغ خدا بنده خدا

می‏خورد خرما که حق کردش عطا

پس ببستش سخت آن دم بر درخت

می‏زدش بر پشت و پهلو چوب، سخت

گفت آخر از خدا شرمی بدار

می‏کشی این بی‏گنه را زار زار

گفت کز چوب خدا این بنده‏اش

می‏زند بر پشت دیگر بنده‏اش

چوب حق و پشت و پهلو آن او

من غلام و آلت فرمان او

گفت توبه کردم از جبر ای عیار

اختیار است، اختیار است، اختیار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

عيد مولود حضرت صاحب ـ ارواحنا له الفدا ـ بزرگ‌ترين عيد براي مسلمين است و بزرگ‌ترين عيد براي بشر است نه براي مسلمين.

اگر عيد ولادت حضرت رسول(ص) بزرگ‌ترين عيد است براي مسلمين. از باب اين كه موفق به توسعه آن چيزهايي كه مي­خواست توسعه بدهد، نشد؛ چون حضرت صاحب(عج) اين معنا را اجرا خواهد كرد و در تمام عالم زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد. به همه مراتب عدالت، به همه مراتب دادخواهي، بايد ما بگوييم كه عيد شعبان ـ عيد تولد حضرت مهدي(عج) ـ بزرگ‌ترين عيد است براي تمام بشر ـ وقتي كه ايشان ظهور كنند انشاءالله (خداوند تعجيل كند در ظهور او)، تمام بشر را از انحطاط بيرون مي­آورد. تمام كجي­ها را راست كند: «يملأ الارض عدلاً بعد ما ملئت جوراً» هم چو نيست كه اين عدالت همان كه ماها از آن مي­فهميم، كه نه يك حكومت عادلي باشد كه ديگر جور نكند. آن، اين هست اما خير، بالاتر از اين معناست. معني «يملا الارض عدلا بعد ما ملئت جورا» الان زمين و بعد از اين، از اين هم بدتر شايد بشود. پر از جور است. تمام نفوسي كه هستند انحرافات در آنها است. حتي نفوس اشخاص كامل هم در آن، انحرافاتي هست ولو خودش نداند. در اخلاق­ها، انحراف هست. در عقايد، انحراف هست. در اعمال، انحراف هست و در كارهايي هم كه بشر مي­كند، انحرافش معلوم است و ايشان مأمورند براي اين كه تمام اين كجي­ها را مستقيم كنند و تمام اين انحرافات را برگردانند به اعتدال كه واقعاً صدق بكند: «يملا الارض عدلا بعد ما ملئت جورا». از اين جهت، اين عيد، عيد تمام بشر است. تمام بشر را ايشان هدايت خواهند كرد انشاءالله و ظلم و جور را از تمام روي زمين بر مي‌دارند به همان معناي مطلقش. از اين جهت اين عيد، عيد بسيار بزرگي است كه به يك معنا از عيد ولادت حضرت رسول(ص) كه بزرگ­ترين اعياد است، اين عيد به يك معنا بزرگ­تر است.[1]

آن كسي كه به اين


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

اشاره‌:

وقتي قرآن كريم از امامت سخن به ميان مي‌آورد آن عنصر محوري امامت را تذكر مي‌دهد. مي‌فرمايد: لاينال عهدي الظالمين؛ يعني امامت عهد خداست و اين عهد بايد به افراد شايسته برسد، به ظالم نمي‌رسد و اما آنچه كه عنصر محوري امامت و رهبري است جريان عدل است و چون وجود مبارك حضرت ولي عصر، امام و خليفة خدا است به او هم اگر سمتي بدهد لاينال عهده الظالمين.

چون ممكن نيست عهد خدا به عادل برسد، ولي عهد عادل به ظالم برسد، وجود مبارك حضرت ولي عصر(عج) مثل اعلاي عدل و احسان است و يقيناً مشمول فيض خاص خدا است.

آيه دارد كه وجود مبارك ابراهيم(ع) درخواست كرد كه امامت را به ذريه من هم عطا كني و حضرت مطلبي فرمودند كه شرحش اين است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

السلام علي القائم المنتظر و العدل المشتهر.[1]

فهو (المهدي) امام تقي مرضيٌ هاد مهدي، اول العدل و آخره.[2]

توضح به (المهدي) معاقد الحق و مجهول العدل.[3]

يملأ الله به الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و علواً.[4]

1ـ عدالت، گمشده آدمي در تمامي قرون و اعصار است و رسالت همة انبيا و اوليا.

عدالت گل واژه­اي است كه در عصر دود و باروت، هنوز هم هر شنونده­اي را مسحور و هر بيننده­اي را مبهوت مي­­كند.

عدالت، حقيقتي است كه همه انسان‌ها در زلال فطرت خود با آن آشنايند و بسياري جان خود را بر سر آن گذاشته‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى‏خوانند [و] خشنودى او را مى‏خواهند، شكيبايى پيشه كن، و دو ديده‏ات را از آنان برمگير كه زيور زندگى دنيا را بخواهى، و از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته‏ايم و از هوس خود پيروى كرده و [اساس‏] كارش بر زياده‏روى است، اطاعت مكن.

شان نزول آیه جمعى از ثروتمندان مستكبر و اشراف از خودراضى عرب به حضور پيامبر (صلي الله عليه و آله) رسيدند، و در حالى كه اشاره به مردان با ايمانى همچون سلمان، ابوذر، صهيب، و خباب و مانند آنها مى‏كردند گفتند: اى محمد! اگر تو در صدر مجلس بنشينى ، و اين گونه افراد كه بوى آنها مشام انسان را آزار مى‏دهد، و لباسهاى خشن و پشمينه در تن دارند، از خود دور سازى (و خلاصه مجلس تو مجلسى در خور اشراف و شخصيتها! بشود) ما نزد تو خواهيم آمد، در مجلست خواهيم نشست و از سخنانت بهره مى‏گيريم، ولى چه كنيم كه با وجود اين گروه جاى ما نيست! در اين هنگام آيات فوق نازل شد و به پيامبر (صلي الله عليه و آله) دستور داد كه هرگز تسليم اين سخنان فريبنده تو خالى نشود و همواره در دوران زندگى با افراد با ايمان و پاكدلى چون سلمانها و ابوذرها باشد هر چند دستشان از ثروت دنيا تهى و لباسشان پشمينه است. و به دنبال نزول آيات پيامبر (صلي الله عليه و آله) به جستجوى اين گروه برخاست (گويا با شنيدن اين سخن ناراحت شدند و به گوشه‏اى از مسجد رفتند و به عبادت پروردگار پرداختند) سرانجام آنها را در آخر مسجد در حالى كه به ذكر خدا مشغول بودند، يافت، فرمود: حمد خدا را كه نمردم تا اينكه او چنين دستورى به من داد كه با امثال شما باشم. آرى زندگى با شما و مرگ هم با شما خوش است! "معكم المحيا و معكم الممات‏" وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا و بگو: سخن راست و درست از پروردگار شماست، پس هر كه بخواهد ايمان بياورد و هر كه بخواهد كافر شود همانا براى ستمكاران آتشى آماده كرده‏ايم كه سراپرده‏هايش آنها را فراگيرد، و اگر فريادرسى خواهند آنان را به آبى چون مس گداخته فرياد رسند كه چهره‏ها را بريان كند بد آشاميدنى و بد آسايشگاهى است.  إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا همانا كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى نيك و شايسته كردند، ما مزد كسى را كه كار نيكو كرده تباه نكنيم.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

  • «منم بندهٔ اهل بیت نبی // ستایندهٔ خاک و پای وصی // اگر چشـم داری بـه دیگر سرای // به نزد نبی و علی گیر جای // گرت زین بَد آید گناه منست // چنین است و این دین و راه منست // هر آنکس که در جانش بغض علیست // ازو زارتر در جهان زار کیست»
  • «اگر مادرت شاهبانو بُدی // مرا سیم و زر تا به زانو بدی // واگر شاه را شاه بودی پدر // به سر بر نهادی مرا تاج زر»
  • «مرا غمز کردند کاین پر سخن // به مهر علی و نبی شد کهن // بر این زادم و هم بر این بگذرم // یقین دان که خاک در حیدرم»
  • «اگر چند باشد شب دیرباز// بر او تیرگی هم نماند دراز»
  • «اگر پرنیان است خود رشته‌ای// و گر بار خار است خود کشته‌ای»
  • «ببخش و بخور هرچه آید فراز// بدین تاج و تخـت سپنجی مناز»
  • «بخور هرچه داری منه باز پس// تو رنجی، چرا باز ماند به کس»
  • «بخور هرچه داری به فردا مپای// که فردا مگر دیگر آیدش رای»
  • «بخور هرچه داری فزونی بده// تو رنجیده‌ای بهر دشمن منه»

  • ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

    عرفه شیخ المحقّقین، مرشد المدقّقین، کاشف رموز یقینی، مجتهد علوم دینی، جمشید مسند بی نیازی، خورشید فلک سرفرازی، افضل زمان، اعلم دوران، صدرنشینِ مجلس کاملی، عالمی در غایت عالمی، شیخ بهاءالدین محمد العاملی ـ سلّمه الله تعالی. آن شیخ بزرگوار عالیمقدار، رهنمای جادّه یقین، حلّال مشکلات دینی و دنیی است. امروز از جمله امجاد اکابر علمای زمان و از سروران فحولِ فضلای دوران، جامع و مجامع دین و دولت، بانی مبانی فقه و حکمت است. در جمیع فنون هنر و کمال چون مردم یک فن از غایت دانش[1] در کمال است، لهذا در در دیده مردم همچو مردم دیده در عین عزّت و جلال است. بحر طبیعت آن یکدانه در غایت تبحّر و گوهرش از ننگ زخارف در نهایت تنفّر است. غوامض علوم غریبه عجیبه علی وجه احسن و طریق ایمن بر او هویدا و پیدا و معین و مبرهن است. اسرار اطوار خفیه صفیه معارف کمال بر طریق اصحّ و نحو اتم بر او ظاهر و باهر.

    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

    همه روز روزه بودن،‌ همه شب نماز کردن

    همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن

    ز مدینه تا به کعبه، سر و پا برهنه رفتن

    دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن

    به مساجد و معابر، همه اعتکاف جستن

    ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن

    شب جمعه‌ها نخفتن،‌ به خدای راز گفتن

    ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن

    به خدا که هیچ کس را، ثمر آنقدر نباشد

    که به روی ناامیدی در بسته باز کردن

    شیخ بهایی
    + نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

    يکي از آثار ماندگار شيخ بهائي کتابي است بنام نان و حلوا ، وي که درروزگار خود سرآمد بسياري از دانشمندان در رشته هاي مختلف بود و به همين مناسبت سخنان بسيار تا مرز گزافه و افسانه در عظمت و شخصيت وي آورده اند ، از حق نمي توان گذشت که شيخ رنج و زحمت بسياري در آموزش و تهذيب نفس براي رسيدن به اين مرحله بر خود هموار نموده است تا بتواند در تمام علوم دستي داشته باشد ، چنانکه به نقل از مقدمه ي ديوان شعر او آمده است :« ... در هر يک از جميع علوم و معارف زمان خود ( مانند طب ، رياضي ، حديث ، تفسير ، فقه و ديگر علوم رايج در آن زمان ) حتي در جفر و رمل و اعداد و طلسمات و ... کتابي جداگانه ، تاليف نموده ، و در هر علمي مقام استادي دارد ! » ( همان کتاب ص 83 )
    اين چهره ي بسيار معروف ، به عبارت ديگر اين پديده ي شگفتي که مي توان از او به مرد هزار چهره نام برد ، ضمن اشتغال  به انواع کارها و مسئوليت هاي سياسي و اجتماعي و مذهبي ، يکي از پرکارترين و برجسته ترين افرادي است که آثار علمي ، ادبي ، هنري ، رياضي و ديگر دانش هايي که با مسائل متافيزيک سر و کار دارند
    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

     

    شعری از شیخ بهایی:

    تا کی به تمنای وصال تو یگانه
    اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
    خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه
    ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
    جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه
    رفتم به در صومعه عابد و زاهد
    دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
    در میکده رهبانم و در صومعه عابد
    گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
    یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
    روزی که برفتند حریفان پی هر کار
    زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
    من یار طلب کردم و او جلوه گه یار
    حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
    او خانه همی جوید و من صاحب خانه
    هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
    هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
    در میکده و دیر که جانانه تویی تو
    مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
    مقصود تویی ...کعبه و بتخانه بهانه
    بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
    پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
    عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
    یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
    دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه
    عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
    دیوانه برون از همه آئین تو جوید
    تا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید
    هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید
    بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
    بیچاره بهایی که دلش زار غم توست
    هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
    امید وی از عاطفت دم به دم توست
    تقصیر "خیالی" به امید کرم توست
    یعنی که گنه را به از این نیست بهانه

    + نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   |