لا اله الا الله ،عدد اللیالی و الدهور
لا اله الا الله ،عدد امواج البحور
لا اله الا الله ،ورحمته خیر مما یجمعون
لا اله الا الله ،عدد الشوک والشجر
لا اله الا الله ، عدد الشعر و البور
لا اله الا الله ،عدد الحجر والمدر
لا اله الا الله ،عدد لمح العیون
لا اله الا الله ،فی اللیل اذا عسعس و الصبح اذا تنفس
لا اله الا الله ،عدد الریاح فی البراری والصخور
لا اله الا الله ، من الیوم الی یوم ینفخ فی الصور
نیست معبودی جز خدای ،به عدد شبها و روزگاران
نیست معبودی جز خدای ،به شماره ی موجهای دریاها
نیست معبودی جز خدای ،و رحمتش بهتر از آن است که جمع می کنیم.
نیست معبودی جز خدای ،به عدد خارها و درختان
نیست معبودی جز خدای ،به شماره موها و کرک ها
نیست معبودی جز خدای ،به عدد سنگها و کلوخ ها
نیست معبودی جز خدای ،به شماره به هم زدن پلک ها
نیست معبودی جز خدای ،در شب که بگردد و در صبح که بر آید
نیست معبودی جز خدای ،به عدد بادها در بیابانها و صخره ها
نیست معبودی جز خدای ،از امروز تا روزی که در صور دمیده شود.
امير مؤمنان،امام علي(ع)ُ الاقبال بالاعمال الحسنه،ج2، ص47
شاديونشاط و تفريح از جمله نيازهاي روحيوفطري انسان است كه در بسياري ازجنبههاي حياتي وي نقش مؤثري ايفا ميكند. دينمبيناسلام كه به تمام نيازهاي روحيوجسمي انسان توجه داشته، اين موضوع را نيز موردتوجه قرار داده است. وجود آياتمتعدد در قرآنكريم، سخنانپيامبر(ص) و احاديث و روايات منقول از ائمهيمعصومين(ع) و بهطور كلي متونديني حاكي از اهميت اين موضوع در اسلام است.
دربارهي اهميت شور و نشاط و سرور و جايگاه آن در تعاليم ديني همين بس كه مفهوم شادي 25بار با الفاظ مختلف در قرآنكريم آمده و يكي از اصول كتابهاي روائي به باب ادخالالسرور اختصاص داده شده و از كسانيكه موجبات دلخوشي و شادكامي بندگان را فراهم ميآورند، ستايش شده است.
لذا اين مقاله بر آن است تا بااستفاده از آيات قرآنكريم و با بررسي احاديثوروايات و نقل سيرهي پيشوايان ديني به تبيين اين مطلب كمك نموده و همچنين شاديونشاط را در متوناسلامي و از منظر بزرگان دين بررسي كند.
فرمود: ای فاطمه! مخواب مگر آنگاه که این چهار عمل را انجام داده باشی. اولا یک ختم قرآن بخوان و بخواب و دیگر یک حج و یک حج عمره بجای آور و بخواب سوم آن که همه مومنین را از خود راضی گردان و چهارم آن که من و همه انبیاء را شفیعان خود قرار دهی.
پیغمبر اکرم(ص) فرمود: عزیزم! خدای تعالی روی لطفی که به پدر تو و تو دارد این دستور را بقدری سهل و آسان قرار داد که شما و شیعیان عمل نمایید و اجر و مزد بسیاری برای شما خواهد بود. هرگاه سوره "قل هوالله احد..." را سه مرتبه بخوانی ثواب یک ختم قرآن خواهی برد و هر گاه تسبیحات اربعه را بگویی صواب حج و عمره برده ای و هرگاه طلب مغفرت جهت اموات نمایی همه آنها از تو خشنود می گردند و هرگاه بر من و سایر انبیاء صلوات فرستی همه آنها شفیعان تو خواهند بود. به این قسم: "اللهم صل علی محمد و آل محمد اللهم صل علی جمیع الانبیاء و المرسلین"
تاکید پیامبر(ص) به گرفتن وضو قبل از خواب
پیامبر(ص) میفرمایند:
1. «کسی که با وضو بخوابد، گویا شب تا صبح بیدار (و به عبادت مشغول بوده) است.» (وسائل الشیعه، ج 1، ص 266)
2. «کسی که با وضو بخوابد، بسترش تا صبح مسجد و خوابش نماز او است و اگر کسی بدون وضو بخوابد، تا صبح مانند مرداری است که بسترش قبرش است.» (مستدرک الوسائل، ج 1 ، ص 42)
وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكى خداست كه مي خنداند، خداست كه مي گرياند،سوره والنجم /۴۳
باغ خندان ز گل خندان است / خنده آئين خرمندان است
خنده هر چند كه از جد دور است / جد پيوسته نه از مقدور است
دل شود رنجه زجد شام و صباح / ميكند اصلاح مزاجش به مزاح
جدبود پا به سفر فرسودن / هزل يك لحظه به راه آسودن
ليك نه كه از دود دروغ / برد از چهره ي قدر تو فروغ
تخم كين در دل دانا كارد /خيو خجلت به جبين ها آرد
شو زفياض خرد تلقين جوي / راست گو ليك خوش و شيرين گو
|
سيه باشد جهان درچشم دائم عيبجوئي را |
كه پشت تيره ازآئينه ، ازطاووس پا بيند |
صائب تبريزي |
|
عيبجوئي زشت واز معيوب باشد زشت تر |
سنگ كم در بار دارم بارگيري چون كنم |
صائب تبريزي |
|
بي پرده عيبهاي خود اظهار مي كنيم |
فرصت به عيبجوئي ياران نمي دهيم |
صائب تبريزي |
|
به عيب خويش اگر راه مي بردمي صائب |
به عيبجوئي مردم چكار داشتمي |
صائب تبريزي |
|
عيب ازآئينه بي زنگ برگردد به نقش |
عيبجو بيهوده دردنبال ما افتاده است |
صائب تبريزي |
|
نباشدچشم زيرپاي خود ، سردرهوايان را |
زعيب خويشتن كي عيبجو آگاه مي باشد |
صائب تبريزي |
|
تاج سر من خاك سر پاي كسي است |
كوچشم مرا به عيب من بينا كرد |
ابوسعيدابوالخير |
وجود اختیار و نفی جبر را مولوی در اشعاری زیبا آورده است:
آن یکی بر رفتبالای درخت
میفشاند او میوه را دزدانه سخت
صاحب باغ آمد و گفت ای دنی
از خدا شرمتبگو چه میکنی؟
گفت از باغ خدا بنده خدا
میخورد خرما که حق کردش عطا
پس ببستش سخت آن دم بر درخت
میزدش بر پشت و پهلو چوب، سخت
گفت آخر از خدا شرمی بدار
میکشی این بیگنه را زار زار
گفت کز چوب خدا این بندهاش
میزند بر پشت دیگر بندهاش
چوب حق و پشت و پهلو آن او
من غلام و آلت فرمان او
گفت توبه کردم از جبر ای عیار
اختیار است، اختیار است، اختیار
اگر عيد ولادت حضرت رسول(ص) بزرگترين عيد است براي مسلمين. از باب اين كه موفق به توسعه آن چيزهايي كه ميخواست توسعه بدهد، نشد؛ چون حضرت صاحب(عج) اين معنا را اجرا خواهد كرد و در تمام عالم زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد. به همه مراتب عدالت، به همه مراتب دادخواهي، بايد ما بگوييم كه عيد شعبان ـ عيد تولد حضرت مهدي(عج) ـ بزرگترين عيد است براي تمام بشر ـ وقتي كه ايشان ظهور كنند انشاءالله (خداوند تعجيل كند در ظهور او)، تمام بشر را از انحطاط بيرون ميآورد. تمام كجيها را راست كند: «يملأ الارض عدلاً بعد ما ملئت جوراً» هم چو نيست كه اين عدالت همان كه ماها از آن ميفهميم، كه نه يك حكومت عادلي باشد كه ديگر جور نكند. آن، اين هست اما خير، بالاتر از اين معناست. معني «يملا الارض عدلا بعد ما ملئت جورا» الان زمين و بعد از اين، از اين هم بدتر شايد بشود. پر از جور است. تمام نفوسي كه هستند انحرافات در آنها است. حتي نفوس اشخاص كامل هم در آن، انحرافاتي هست ولو خودش نداند. در اخلاقها، انحراف هست. در عقايد، انحراف هست. در اعمال، انحراف هست و در كارهايي هم كه بشر ميكند، انحرافش معلوم است و ايشان مأمورند براي اين كه تمام اين كجيها را مستقيم كنند و تمام اين انحرافات را برگردانند به اعتدال كه واقعاً صدق بكند: «يملا الارض عدلا بعد ما ملئت جورا». از اين جهت، اين عيد، عيد تمام بشر است. تمام بشر را ايشان هدايت خواهند كرد انشاءالله و ظلم و جور را از تمام روي زمين بر ميدارند به همان معناي مطلقش. از اين جهت اين عيد، عيد بسيار بزرگي است كه به يك معنا از عيد ولادت حضرت رسول(ص) كه بزرگترين اعياد است، اين عيد به يك معنا بزرگتر است.[1]
آن كسي كه به اين
وقتي قرآن كريم از امامت سخن به ميان ميآورد آن عنصر محوري امامت را تذكر ميدهد. ميفرمايد: لاينال عهدي الظالمين؛ يعني امامت عهد خداست و اين عهد بايد به افراد شايسته برسد، به ظالم نميرسد و اما آنچه كه عنصر محوري امامت و رهبري است جريان عدل است و چون وجود مبارك حضرت ولي عصر، امام و خليفة خدا است به او هم اگر سمتي بدهد لاينال عهده الظالمين.
چون ممكن نيست عهد خدا به عادل برسد، ولي عهد عادل به ظالم برسد، وجود مبارك حضرت ولي عصر(عج) مثل اعلاي عدل و احسان است و يقيناً مشمول فيض خاص خدا است.
آيه دارد كه وجود مبارك ابراهيم(ع) درخواست كرد كه امامت را به ذريه من هم عطا كني و حضرت مطلبي فرمودند كه شرحش اين است:
فهو (المهدي) امام تقي مرضيٌ هاد مهدي، اول العدل و آخره.[2]
توضح به (المهدي) معاقد الحق و مجهول العدل.[3]
يملأ الله به الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و علواً.[4]
1ـ عدالت، گمشده آدمي در تمامي قرون و اعصار است و رسالت همة انبيا و اوليا.
عدالت گل واژهاي است كه در عصر دود و باروت، هنوز هم هر شنوندهاي را مسحور و هر بينندهاي را مبهوت ميكند.
عدالت، حقيقتي است كه همه انسانها در زلال فطرت خود با آن آشنايند و بسياري جان خود را بر سر آن گذاشتهاند.
شعری از شیخ بهایی:
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه
رفتم به در صومعه عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوه گه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی ...کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آئین تو جوید
تا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید
هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
بیچاره بهایی که دلش زار غم توست
هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست
تقصیر "خیالی" به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه