صدفم خالي يك تنهايي است
و تو چون مرواريد گردن آويز كسان دگري
در عين تنگدستس در عيش كوش و مستي كين كيمياي هستي قارون كند گدا
برو گنج قناعت جوی و کنج عافیت بنشین که یک دم تنگ دل بودن به بحر و بر نمی ارزد
حافظ
خوشا نماز و نیاز آن کسی که از سر درد به آب دیده و خون جگر طهارت کرد
حافظ شیرازی
خلقی زبان به دعوی عشقش گشاده اندای من فدای آن که دلش با زبان یکی است
حافظ
در هر که بنگری به غمی از تو مبتلاست یک دل ندیده ام که زعشقت خراب نیست
حافظ شیرازی
شراب تلخ ميخواهم كه مردافكن بود زورش كه تا يكدم بياسايم زدنيا و شر شورش
حضرت حافظ
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
بر من در وصل بسته ميدارد دوست دل را به فراغ خسته مي دارد دوست
زين بعد من و شكستگي بر در او چون دوست دل شكسته مي دارد دوست
ديوان شمس
جمله معشوق است و عاشق پرده اي زنده معشوق است و عاشق مرده اي
مثنوي_ دفتر اول
بر غنچه اي كه پژمرد در حسرت شكفتن بگذشت آن چه بر ما در آرزوي گفتن
اين صخره هاي ساحل، موجا! كرند و نتوان شان سنگ پرده گوش با مته تو سفتن
اسماعيل خويي
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
آينده را قياس كن از حال خود ببين كز رفتگان به خير ياد مي كنند
« صائب »
دائم دل خود به معصيت شاد كني چون غم رسدت خداي را ياد كني
« حسن دهلوي »
ميخواهم از خدا به دعا صد هزار جان تا صد هزار بميرم براي تو
هلالي جفتايي »
شرط عاشق نيست با يك دل دو دلبر داشتن يا زجانان يا زجان بايد كه دل برداشتن
« قاآني »
شدم از عشق تو شيدا ، كجايي ؟ به جان مي جويمت جانا ، كجايي ؟
« فخر الدين عراقي »
جنگ از طرف دوست دل آزار نباشد ياري كه تحمل نكند ، يار نباشد
« سعدي »
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
الهي اترانى ما اتيتك الا من حيث الامال ام علقت باطراف حبالك الا
حين باعدتْنى ذنوبى عن دار الوصال فبئس المطية التى امتطت نفسى من هواها فواها لها لما سولت لها ظنونها و مناها و تبا لهالجراتها على سيدها و مولاها
خدايا آيا مرا نمي بيني که فقط به طريق اميد و آرزوست که به درگاهت آمدم. يا تا به حال شده است که به سر رشته هاي فضل و کرم تو چنگ زنم، مگروقتى كه گناهانم مرا از خانه وصال دور ساخت. پس چه بد مركبى است اين مركب هوا و هوس كه نفس من بر آن سوار شده است. پس واى بر اين نفس كه گمانهاى باطل و آرزوهاى بيجايش در نزد او جلوه كرد. و مرگ بر او (نفس) باد
كه در مقابل سرور و صاحب اختيار خود جرأت به خرج داد( و سر کشي کرد)
قسمتي از دعاي صباح است که به نقل از حضرت علي(ع) روايت شده است
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
آدمی
اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست.
اگر بسیار كار كند، میگویند احمق است.
اگر كم كار كند، میگویند تنبل است.
اگر بخشش كند میگویند افراط میكند.
اگر ثروت اندوزی كند، میگویند بخیل است.
اگر ساكت و خاموش باشد میگویند لال است.
اگر زبانآوری كند، میگویند وراج و پر روست.
اگر روزه بدارد و شبها نماز بخواند میگویند ریاكار است.
و اگر نماز نخواند میگویند كافر و بی دین است.
پس فرزندم نباید به حمد و ثنای مردم اعتنا كرد و جز از خداوند نباید از كسی ترسید .
منبع:كشكول شیخ بهایی.
از پی رد وقبول عامه خود را خر مساز
زانکه نبود کار عامی جز سری یا صر صری
گاو را باور کنند اندر خدائی عامیان
نوح را باورندارند از پی پیغمبری
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
من زندگي را دوست دارم
ولي از زندگي دوباره مي ترسم
!دين را دوست دارم
ولي از كشيش ها مي ترسم
قانون را دوست دارم
ولي از پاسبان ها مي ترسم
عشق را دوست دارم
ولي از مردها می ترسم
!كودكان را دوست دارم
ولي از آينه مي ترسم
سلام را دوست دارم
ولي از زبانم مي ترسم
!من مي ترسم ، پس هستم
اين چنين مي گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولي از روزگار مي ترسم
زنده یا پناهی
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
استاد شهيد آيتالله مرتضي مطهري - بخش اول
|
اشاره: مرحوم استاد شهيد مطهري از معدود انديشمنداني بود كه در ضمن بحث و تحقيق در موضوعات معهود اسلامي و حوزوي، از شناخت و نقد و بررسي مكاتب و افكار نوظهور غفلت نميكرد و با هر موضوع جديد، از زاويه انصاف، منطق و ژرفنگري برخورد مينمود. يكي از موضوعاتي كه نهايتاً آن بزرگوار جان گرامياش را بر سر آن نهاد، تحليل و نقد التقاط، نفاق و ماترياليسم اغفال شده و بلكه به تعبير خودشان <ماترياليسم منافق> است. شناخت اين جريان انحرافي كممايه، اما پرمدعا و فريبنده كه استاد شهيد از پيشتازان معرفي و افشاي آن بود، از اينروي حائز اهميت است كه صرفاً به يك گروه سياسي محدود نميشود، بلكه جرياني است كه با تحريف انديشه، تحريف شخصيتها و تحريف تاريخ، سعي در رسيدن به مقصود دارد و به همين دليل غيرعلمي و غيراخلاقي است و هر چيزي كه فاقد علم و اخلاق باشد، خطرناك و گمراهكننده است. اهميت نوشتار حاضر كه بخشي از مقدمه كتاب <علل گرايش به ماديگري> است، سواي آنچه گفته شد، در اين نيز هست كه مرحوم استاد به بخشي از زندگي خود، افكار و استادانش اشاره كردهاند
|
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
به نام خدای مهربانم
دیروز که امواج اتفاقات به ظاهر بد منو احاطه کرده بودن برای لحظاتی حس تنهایی مطلق ( تنهای تنها ) به سراغم اومد اما دوست مهربون و دائمی من از ازل دوست تا ابد حرفی زد که . . .
این یه شعر معمولی نیست
این یه دستنوشته از محبوب و پناهگاه همه ماست
پس برای شما هم هست . . .
با دقت بخونید تا آخرش اشک شوق بوسه بر گونه ی شرمگین شده می زنه
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
بشنو از نی چون حکایت می کند شیعه را از خون روایت می کند
شیعه یعنی شرح منظوم طلب از مجاز و کوفه تا شام و حلب
شیعه یعنی یک بیابان بی کسی شیعه یعنی غربت صد ساله بی دلواپسی
شیعه یعنی یک بیابان بی کسی شیعه یعنی هجرت از من تا به او
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
مرحوم الهي قمشهاي ميفرمود كه من شعري درباره نيازردن مور سرودم كه برخي آن را از شعر جناب فردوسي ظريفتر ميدانند.
فردوسي فرموده است:
ميازار موري كه دانهكش است كه جان دارد و جان شيرين خوش است
مرحوم الهي قمشهاي ميفرمايد:
هر كس كه دلي دارد يك مور نيازارد كان مور هم از دلبر دارد اثري بر دل
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
یکی از عیبجویان از لیلی عیبجویی کرد و مجنون در جوابش گفت:
ز حرف عیبجو ، مجنون برآشفت
در آن آشفتگی خندان شد و گفت
اگر در دیده مجنون نشینی
به غیر از خوبی لیلی نبینی
تو که دانی که لیلی چون نکویست
کزو چشمت همین بر زلف و رویست
تو قد بینی و مجنون جلوه ناز
تو ابرو، او نگاه ناوک انداز
تو مو بینی و مجنون پیچش مو
تو ابرو ، او اشارتهای ابرو…
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
محمد فرزند حسام الدين حسن ، معروف به ابن حسام ، شاعر ، عارف ، فقيه و انديشمند قرن هشتم و نهم هجري است.
تولد ابن حسام را سالهاي 782 و يا 783 هجري ( 760 شمسي ) دانسته اند.
زاد گاه ابن حسام ، شخرك خوسف است كه از بخش هاي فعلي بيرجند و از قديمي ترين آباديهاي قهستان مي باشد.
ابن حسام تحصيلات مقدماتي و تربيت خود را مديون پدر دانا و با فضيلتش مي داند . او در خصوص سال تولدش در پايان قصيده اي چنين مي گويد:
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
حكيم سعدالدين پسر شمسالدين پسر محمد نزاري فوداجي بيرجندي قهستاني از گويندگان بزرگ نيمه دوم سده هفتم و آغاز قرن هشتم 645 لغايت 721 » و «يكي از برجستهترين شاعران فارسي زبان قرن 13 و 14م و داراي ويژگي هاي منحصر به خويش است» .
نزاري « درسال 645 هـ.ق مطابق با 1247م در روستاي فوداج از توابعبيرجند به دنيا آمدهاست» و « درسال 1320م درحال تنگدستي در شهر بيرجند درگذشت و همان جا به خاك سپرده شد».
حكيم نزاري قهستاني بزرگ شاعر تاريخ بيرجند و منطقه قهستان است كه در رده شعراي بزرگ ايران محسوب مي شود.
نزاري در دوره دهشتناك استيلاي مغول زيسته است.
نزاري از سعدي تقليد كرده است اما عبدالرحمن جامي ميگويد : «حافظ غزلسراي بزرگ ادبيات فارسي پوينده راه نزاري بوده است ».
ريپكا دانشمند چك ميگويد « نزاري وارث بلاواسطه خيام است » .
به دلايل زير حكيم نزاري را از جمله دانشمندان و حكماي اسماعيليه بايد دانست :
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
شهيد سرلشگر حاج محمدناصر ناصري در سال 1340 در يكي از روستاهاي تابع بيرجند در خانوادهاي مذهبي متولد شد. كودكياش در زادگاهش گذشت و پس از آن به منظور ادامه تحصيل، راهي شهرستان بيرجند شد. در دوران مبارزات انقلابي مردم ايران در تظاهرات عليه رژيم شاه شركت داشت و در تعطيلي مدارس و برپايي راهپيماييها از نيروهاي مؤثر بود.
شهيد ناصري با پيروزي انقلاب اسلامي به عضويت كميته انقلاب اسلامي در آمد. در اين سالها به مبارزه با منافقين پرداخت و در اوايل سال 1362 به فرماندهي سپاه بيرجند رسيد و راهي جبهههاي نبرد شد و تا پايان جنگ در ميان رزمندگان حضور داشت. پس از پايان جنگ تحميلي در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي مشغول به خدمت شد و پس از چندي به عنوان نماينده فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در افغانستان منصوب شد. با سقوط مزار شريف، در روز 17مرداد سال 1377 در كنسولگري جمهوري اسلامي ايران، به وسيله نيروهاي طالبان به شهادت رسيد.یادش گرامی راهش پر رهرو باد .
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
حكيم سعدالدين نزاري قهستاني فرزند جميل الدين ازحكما و شعرا و گويندگان بزرگ اسماعيلي مذهب است كه درقرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجري مي زيسته است.
اين حكيم فرزانه دريكي ازسالهاي آشوب وفتنه، مقارن حملة نهائي مغولان كه براي اتمام فتح ايران وقلع وقمع وبرانداختن اسماعيليه باهمكاري فئودالهاي بزرگ مأمورشده بود درسرزمين قهستان، دركانون جنگ وجدال زمانه، درقرية فوداج ازروستاهاي دامنة كوه باقران بيرجند، درخانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود.
تذكره نويسان ومحققان وي رامردي حكيم ومحقق ونيكو طبع دانسته اند ولي بدليل اعتقادداشتن به شيعه اسماعيلي، نام وشهرت و نيز آثارش منزوي و متروك مانده و همچون حكيم ناصرخسرو قبادياني درانزوا و گوشه گيري مي زيسته است.
دراينجا بد نيست به نكته اي اشاره نمود و آن اينكه چرا حكيم نزاري با آنهمه اعتباري كه درقلمرو شعر و ادب وسخنوري داشته، مقتداي گويندگان پس از خود قرار نگرفته، ودرشيوة سخن آنان تاثير قابل ملاحظه اي نگذاشته است؟
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
اي به تو آرزوي من بيشتر از جفاي تو / سر برود ولي ز سر كم نشود هواي تو
دشمن و دوست گو بكن هر غرضي كه ممكنست / جور همه جهانيان من بكشم براي تو
باقي عمر بر درت سر بنهم به بندگي / ناكسم ار نطق زنم مختلف رضاي تو
مونس من خيال تو دولت من وصال تو / قبله من جمال تو كعبه من سراي تو
از در تو كجا روم آري اگر ترا كسي / هست بجاي من مرا نيست كسي بجاي تو
بر سر آب و آتشم از دل و ديده رحم كن / باد نفاق در سرم نيست به خاك پاي تو
ظاهر اگر نمي كني ميل به دوستي من / روشني يي به خاطرم مي رسد از صفاي تو
دست به دوستي زدم از تو مدد به همتي / حاجت من برآيد از معجزه دعاي تو
گفت نزاريا بكش بار جفا كه عاقبت / شاخ اميد بردهد از اثر وفاي تو
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
جناب ابن سینا در علم اخلاق کتابهایى نگاشت. او بسیار مؤدب و بزرگوار بود و آثار عظمت و ادب در نوع نوشتارهاى او کاملا به چشم مىخورد. از همین رو عارف نامدار «ابو سعید ابوالخیر» از او مىخواهد تا رسالهاى در زمینه تهذیب و تزکیه نفس، براى وى بنگارد. مرحوم بوعلى نیز رساله سودمند کوتاهى براى جناب ابوسعید ابوالخیر مىنگارد.
مرحوم شیخ رئیس رسالههاى فراوانى در بحث اخلاق دارد چنانکه رسالههاى متعددى در مسئله «عهد» دارد و اخلاق نویسى غیر از تعهد اخلاقى است. تعهد اخلاقى هم ابتدا، از عهد با خدا شروع مىشود. قرآن کریم هم به ما آیین عهد با خدا را مىآموزد:
«لقد کانوا عاهدوا الله من قبل»
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
عشق بازي کار هر شياد نيست اين*******شکار دام هر صياد نيست
عاشقي را قابليت لازم است*******طالب حق را حقيقت لازم است
عشق از معشوق اول سر زند*******تا به عاشق جلوه ي ديگر کند
تا به حدي که برد هستي از او*******گر زند صد شورش و مستي از او
شاهد اين مدعي خواهي اگر*******بر حسين و حالت او کن نظر
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
در مناجات المطيعين امام سجاد(ع) آمده است: اللهم احملنا في سفن نجاتك ، ومتعنا بلذيذ مناجاتك ، وأوردنا حياض حبك ، وأذقنا حلاوة ودك وقربك(الصحيفة السجادية (ابطحي)- الامام زين العابدين (ع) ص 410)؛ خدايا ما را در كشتيهاي نجات خود سوار كن و ما را از لذت مناجات خود بهرهمند ساز و ما را به حوزهاي حبّ خود درآور و به ما شيريني دوستي و قرب خودت را بچشان.
نيز در مناجات المحبين آن امام آمده است: إلهي من ذا الذي ذاق حلاوة محبتك فرام منك بدلا ، ومن ذا الذي أنس بقربك فابتغى عنك حولا(الصحيفة السجادية (ابطحي)- الامام زين العابدين (ع) ص 413)؛ خدايا كيست آن كه شيريني محبت تو را بچشد و جز تو را بخواهد و كيست آن كه به قرب تو انس بگيرد و بخواهد از تو روي بگرداند.
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|
لازمه حب و عشق به خدا زهد و بيرغبتي به دنياست و اين دو هرگز با هم قابل جمع نيستند.
امام باقر(ع) در حديثي قدسي آورده است كه خداوند فرمود:
وعزتي وجلالى وعظمتي وبهائي وعلو ارتفاعي لايؤثر عبد مؤمن هواي على هواه في شئ من أمر الدنيا إلا جعلت غناه في نفسه وهمته في آخرته وضمنت السماوات والارض رزقه وكنت له من وراء تجارة كل تاجر(الكافي - الشيخ الكليني ج 2 ص 137)؛ به عزت و جلال و عظمت و درخشش و بلندمرتبگيام سوگند كه بنده مؤمن عشق به من را بر عشق به هيچ چيزي از دنيا ترجيح نميدهد. من بر اثر آن بينيازش ميكنم و همتش را در راه آخرت قرار ميدهم و بر آسمان و زمان روزياش را مقرر ميكنم و من براي او در پس تجارت هر تاجري هستم.
علي(ع) فرمود:
إن كنتم تحبون الله، فاخرجوا من قلوبكم حب الدنيا(مستدرك الوسائل - الميرزا النوري ج 21 ص 41-42)؛ اگر خدا را دوست داريد، دوستي دنيا را از دلتان بيرون كنيد.
نيز فرمود:
كما أن الشمس والليل لا يجتمعان، كذلك حب الله وحب الدنيا لا يجتمعان(مستدرك الوسائل - الميرزا النوري ج 21 ص 42)؛ همچنان كه خورشيد و شب با هم جمع نميشوند، دوستي خدا و دوستي دنيا هم با هم جمع نميشوند.
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت   توسط دکتر رضایی بیرجندی
|