سلام
نوروز همتون مبارک
- سلام قولا من رب رحیم. ( یس/58) از پیامبر اکرم (ص) روایت شده : " در همان حال که بهشتیان غرق در نعمتهای بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می شود ؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است. پس ندایی بر می خیزد که "سلام بر شما ای بهشتیان" ، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می کند که از همه چیز جز او غافل می شوند ، و همه نعمتهای بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می سپارند.
از جانب پروردگاری مهربان به آنان سلام گفته می شود.
این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا ، چنان روح انسان را در خود غرق می کند و به او لذت ، شادی و معنویت می بخشد ، که با هیچ نعمتی برابر نیست ، آری شنیدن ندای محبوب ، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف ، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می کند ، که یک لحظه ی آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد.
ادامه مطلب
كچويان با مطالعه انتقادي نظريات متفكراني چون الوين تافلر، ديويد هاروي، فردريك جيمسون، امانوئل كاستلز، آنتوني گيدنز، فرانسيس فوكوياما، رابرتسون و بير معتقد است كه در اين نظريات دين به عنوان مانع تصوير شده است و تلاش مي شود كه به حاشيه رانده شود.
او نظام ارزشي اين متفكران را دنياگرايانه مي خواند و بر اين باور است كه آن ها با اصل گرفتن تجدد از عهده فهم وعده هاي جهاني اديان و درك انديشه و توان جنبش هاي ديني و چرايي آن ها برنمي آيند.
آيتالله جوادي آملي: براي گفتمان جهاني بايد انديشه جهاني داشته باشيم

وي در ادامه افزود: اگر انديشمندان حوزوي، زيربناي حکمت نظري را با بار علمي مناسب بنا کنند، حکمت عملي ما نيز در عرصههاي گوناگون محکم و استوار خواهد شد.
سخن از دين همواره يکي از مهم ترين مباحث در زندگي آدمي بوده است و تجربه ي جامعه گرايي صرف، آنچنانکه در شوروي مبنا بود نشان مي دهد که باور براي آدمي، در هر زماني، نيازي بنيادين است و بي آن آدمي رو به پوچي مي رود. از سوي ديگر باورمند بودن همواره از آغازي که مي توان براي زندگي متمدنانه ي بشر در نظر گرفت با او بوده است و اين نيز نشان مي دهد که مبدايي که ما از آن برخاستيم اثري ژرف در ما دارد.
خرد با مطرح شدن وجود خدا آنرا تصديق مي نمايد و مي پذيرد براي اين جهان شگرف با همه ي بزرگي و بي کرانه بودنش علتي بايد باشد محيط بر آن و خارج از ظرف زمان و مکان و محدوديت ها و نيازهاي اين جهاني از آنجمله بي نيازي در همه ي اموري است که فکر آدمي به آن مي رسد و از آنجمله است بي نيازي در داشتن علت[۱].گذشته از آن درون آدمي نيز ازو خبر مي دهد[۲] و شايد بيشتر پيامبران ازآنرو به پيامبري رسيدند که مدت هاي بسيار در تنهايي به سر مي بردند( مانند زردشت، موسي يا پيامبر اسلام) و با خود و در نتيجه با خدا در خلوت بودند.
نخستين چيزي که مي بايد مورد توجه باشد آنست که آدمي بايد از فراي همه ي اديان و باديدي فراديني به آنها نگاه کند و نبايد از موضع يک متدين و با پافشاري بر باور خود از اديان سخن براند؛ بايد همه ي اديان را به يک چشم نگريست و يا همه ي انديشمندان يا به عبارت ديگر همه ي پيامبران را به يک ديد نگريست و ميان آنها تفاوت قائل نبود.[۱]
خرد آدمي با انديشه ي ژرف مي تواند پي بوجود خدا ببرد و مي پذيرد براي اين جهان شگرف با همه ي بزرگي و بي کرانه بودنش علتي بايد باشد محيط بر آن و خارج از ظرف زمان و مکان و محدوديت ها و نيازهاي اين جهاني از آنجمله بي نيازي در همه ي اموري است که فکر آدمي به آن مي رسد و از آنجمله است بي نيازي در داشتن علت.[۲] گذشته از آن، درون آدمي نيز ازو خبر مي دهد.[۳] الکسيس کارل در کتاب نيايش بيان می دارد که نيايش با خدا نيازی است که از ژرفای فطرت انسانی می جوشد و به روان و انديشه صفا و لطافت و کمال می بخشد. وی می گويد که دعا بر خلاف سخن نيچه نشانه ی ناتوانی انسان نيست؛ که عاملی است که آدمی را هموراه با کانون معنوی وجود پيوند می دهد[۴] و دعا خواستهای بزرگ انسانی است و بيان آرزوهای بلند اخلاقی و اجتماعی. شايد بيشتر پيامبران ازآنرو به پيامبري رسيدند که مدت هاي بسيار در تنهايي به سر مي بردند (مانند زردشت، موسي يا پيامبر اسلام) و با خود و در نتيجه با خدا در خلوت بودند. البته درک مفهوم خداي جهان، بستگي به سطح فکر مردمان دارد، از اينرو مي بايد گفت که با پيشرفت جامعه ي بشري و رشد انديشه، آدمي مي تواند تا اندازه اي به حقيقت هاي جهان پي ببرد.
دین نزد خدا ، فقط اسلام است .... و هرکس جز اسلام ، آیین دیگری برای خود برگزیند از او پذیرفتنی نیست و در سرای باقی از زیانکاران خواهد بود .
به دلیل وحدت حق و حقیقت – یعنی خدای یکتا و یگانه – در هر زمانی دین حق بیش از یکی نمی باشد . متفکر شهید استاد مطهری ، درباره ی وجود دین حق در هر زمان و یگانه بودن آن می فرماید :
دین در هر زمانی یکی بیش نیست و بر همه کس لازم است از آن پیروی کنند .
آدمي، نقطه اوج قلّه آفرينش است و در ميان آدميان، عموم انبيا، بويژه پيامبر اسلام(ص) رفيعترين درجه كمالات روحاني را دارا هستند. اين رفعت و ارجمندي و كمال و معنويت پيامبران، همواره براي عارفان و شاعران معنويتگرا، جذبههاي فراوان و منشأ الهامات بسياري بوده است.
عشق به پيامبر اسلام(ص) يكي از شاخصترين صفات ممتاز زندگي هر مسلمان است؛ دستمايه بسياري از شعرا و عرفاي ژرفانديش قرار داشته و مورد توجه و مركز ثقل نگاههاي زيباشناس آنان قرار گرفته است. جلالالدين محمد بلخي (مولانا) از شاعران بلند آوازه در عرصه عرفان اسلامي نيز با همين رهيافت در خصوص پيامبر اعظم(ص) و با بهرهگيري از آموزههاي ديني و حوادث تاريخي و سيره و سيرت نبوي(ص) به ترسيم سيما و جمال و كمال محمدي(ص) پرداخته است. اسلام شناس و انديشمند بزرگ معاصر، خانم "آن ماري شيمل" با بياني زيبا و دركي درست از زيرساختهاي معرفتي مولانا به تبيين و توصيف اشعار و ديدگاههاي وي پرداخته است. در اين مقاله به اختصار و با اقتباس از نوشته خانم شيمل به گوشهاي از سيما و سيره نبوي(ص) پرداخته ميشود.
تقسیم جامعه به خورندهها و گرسنهها، به شکمپرها و شکمخالیها نزد اغلب مصلحان و اخلاقگرایان تاریخ ما معمول بوده است.