تبليغاتX
اولوالالباب ( صاحبان خرد ناب )
لب و خرد به معنای نیروی ادراكی ناب است كه از گزند وهم و خیال و قیاس و گمان مصون است

ازدواج موفق و پایدار، چگونه ازدواجی است؟
مهمترین چیزی که زندگی را پایدار می‌کند، عنصر رضایتمندی است. اما چکار کنیم تا افراد از زندگی احساس رضایت و خوشبختی بکنند؟ بخش عمده‌ای از این موضوع به ذوق و هنر افراد برمی‌گردد. می‌دانید که خوشبختی تعاریف زیادی دارد. از زمان سقراط و قبل از او تا همین امروز نیز تعریف می‌شود و در آینده نیز خواهد شد. سختی تعریف خوشبختی در این است که انسان‌ها باید آن را خودشان تجربه بکنند و از یک منظر شاید بتوان گفت چون سهل ممتنع است تعریف سختی دارد، یعنی آسان بودن در عین سخت بودن. من معتقدم خوشبختی یعنی احساس عمیق رضایتمندی از زندگی، یعنی وقتی این حس تمام وجودت را گرفت که راضی هستی تو آدم خوشبختی هستی. این خوشبختی پیدا کردنی نیست بلکه همان احساس خودت است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

معاشرت
انسان موجودی است اجتماعی و ناگزیر از معاشرت؛ و معاشرت اسلامی، اصولی دارد که در زیر می‏آید:
1 ـ اصول و کلیات معاشرت اسلامی
از نظر اسلام، معاشرت دارای اصول و ضوابطی است و فرد مسلمان باید در معاشرتهای خود، کلیاتی را مراعات نماید؛ ما در ذیل به بیان چند اصل از اصول معاشرت خواهیم پرداخت.
ـ حب و بغضها برای رضای خدا باشد
عالی ترین مرتبه ایمان، چنانچه امام صادق (ع) می‏فرماید، در این جمله نهفته است: هر کس برای خدا دوست بدارد و برای خدا دشمن بدارد و برای خدا عطا نماید از کسانی است که ایمانش کامل گشته است (1).
و امام باقر (ع) می‏فرماید: دوست داشتن مؤمنی، مؤمن دیگر را، برای خدا، از بالاترین درجات ایمان است (2).

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

از جمله موارد رشد و بالندگی عبارتند از: علم و تفكر علم و دانش، تفكر و تعقل يكی از عوامل سازنده انسان به شمار می ‌رود، قرآن كريم برای علم و آگاهی ارزش بسياری قايل است در ارزش علم و دانش همين بس كه نخستين آياتی كه بر پيامبر(ص) نازل شده است سخن از علم به ميان آمده است اگر كسی علم و آگاهی نداشته باشد نمی ‌تواند تكليف الهی را بشناسد تا به اطاعت صحيح از آنها تن در دهد.

كسی كه از دانش تهی باشد از كجا می ‌تواند به هدف حيات خويش دست يابد تا در آن مسير گام بردارد خود قرآن علت سقوط بسياری از تبهكاران را عدم تعقل می ‌داند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ
پروردگارا در اين دنيا به ما نيكى و در آخرت [نيز] نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش [دور] نگه دار.
Our Lord! grant us good in this world and good in the
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَِ
پروردگارا بر [دلهاى] ما شكيبايى فرو ريز و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه كافران پيروز فرماى.
Our Lord, pour down upon us patience, and make our

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

تفاوت اساسي اقتصاد اسلامي با ساير مكاتب اقتصادي در اين است كه اقتصاد اسلامي بر وحي مبتني است در حالي كه نظريه‌پردازان اقتصاد سرمايه‌داري حول محورهاي مطلوبيت، سود و رفاه مادي مي‌چرخند در نظريه اقتصاد سرمايه‌داري مبناي رفتار انسان در جايگاه مصرف‌كننده، حداكثر سازي مطلوبيت و در جايگاه توليدكننده بهينه‌سازي توليد به هدف حداكثر كردن سود است.
افق زماني در اقتصاد سرمايه‌داري، كوتاه مدت است، از معاد و توجه به آخرت اثري ديده نمي شود نگرش به خالق مبتني برفلسفه رئاليسم و قطع رابطه با مبدأ است. نقش خالق به حدّ سازنده ساعت استراسبورگ كاهش يافته كه پس از ساخت و تنظيم آن را رها كرده است. به رفتارهاي انسان بريده از مبدأ و معاد و به صورت بخشي توجه مي‌شود در حالي كه اقتصاد اسلام در همه مراحل توليد وتوزيع و مصرف، انسان را به مبدأ و معاد متوجه مي‌نمايد و راه تكامل مادي و معنوي را براي بشر هموار مي‌سازد.
سؤالي كه ذهن بسياري از پژوهشگران را به خود واداشته اين است كه آيا قرآن كه تبيان كل شي است آيا در زمينه اقتصاد هم اشارتي دارد يا خير؟
برخي از محققين در پاسخ اين سؤال به آياتي كه از منابع توليد مثل زمين و آب و ... نام برده شده و يا آيات زكات اكتفا نموده‌اند و رابطه قرآن و اقتصاد را در همين مقدار كه قرآن به كلياتي از مسائل اقتصاد اشاره دارد مي‌دانند لكن با تأمل بيشتر، شاهد هدايت قرآن در صحنه فعاليت‌هاي اقتصادي خواهيم بود كه به جهت اعتقاد به ذكر يك آيه در هر مورد بسنده مي‌نمائيم.
1 . تجلي توحيد در اقتصاد:
قرآن همه منابع و ابزارهاي توليد و فرايند شكل‌گيري آن را مخلوق خدا مي‌داند،
« و هو الذي يرسل الرياح بشراً بين يدي رحمته... »[1]. و اوست كه بادها را پيشاپيش (باران) رحمتش مژده رسان مي فرستد... .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

نفس تو مثل شتر خودپرور است                     خود پرست و خود سوار و خودسر است

مرد شوآور زمام او به کف                            تا شوی گوهر اگر باشی خزف

علامه طباطبايى‏قدس سره مى‏فرمايد: يكى از راه‏هاى اصلاح اخلاق، كه در قرآن ديده مى‏شود اين است كه انسان را از نظر روحى و عملى طورى تربيت كند و چنان علوم و معارفى در وجود او بپروراند كه با وجود آن جايى براى رذايل اخلاقى باقى نماند و ريشه رذايل اخلاقى سوزانده شود. اين روش، در هيچ يك از كتاب‏هاى آسمانى و تعليمات انبيا كه به دست ما رسيده وجود ندارد و در هيچ يك از آثار فكرى و حكماى الهى نيز ديده نمى‏شود.
 مثلاً انسانى كه ريا مى‏كند و كارى براى غير خدا انجام مى‏دهد يكى از دو علت بيشتر ندارد، يا مى‏خواهد از اين راه، شخصيّت و عزتى كسب كند، يا از قدرت ديگران مى‏هراسد، چنين كسى وقتى متوجّه شود كه قرآن مى‏فرمايد: «انّ العزة للَّه جميعاً»(31) و «انّ القوّة للَّه جميعاً»(32) بايد به راستى به اين دو حقيقت، ايمانِ راسخ داشته باشد و بداند كه عزّت و قدرت، تنها از آن خداست و اين جاست كه ديگر زمينه‏اى براى ريا و ظاهر سازى در او باقى نمى‏ماند. نه به كسى اميد دارد و نه از كسى مى‏ترسد اگر اين دو حقيقت، به يقين در دل انسان جاى گيرد، تمام رذايل اخلاقى را از دل مى‏زدايد و به جاى آن‏ها صفات كريمه را قرار مى‏دهد مانند ترس از خدا، عزّت نفس، مناعت طبع، استغنا.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 
 قرآن كريم، كتاب هدايت، نور، شفاء، رحمت، تذكّر، موعظه، بصيرت و برنامه زندگى و داروى مؤثّر براى همه دردها معرّفى شده است كه در سايه عمل به دستورات آسمانى آن، انسان مى‏تواند به سعادت ابدى برسد. «يا ايها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم و شفاء لما فى الصدور و هدى و رحمة للمؤمنين»(23) علاّمه طباطبايى‏قدس سره مى‏فرمايد: اگر چهار صفتى كه در اين آيه براى قرآن آمده با خود قرآن سنجيده شود آيه شريفه  به صورت جامعى در مى‏آيد كه تمامى آثار پاكيزه و زيبائى قرآن را در بر دارد. قرآن در روحيّه مردم مؤمن چنان اثر مى‏كند كه دل‏ها بارور مى‏شود و نقش پاكى‏ها در آن‏ها ترسيم مى‏گردد.(24) در واقع آيه شريفه چهار مرحله از مراحل تربيت و تكامل انسان را در سايه پيروى از قرآن بيان مى‏كند.
 1) موعظه و اندرز.
 2) پاكسازى روح انسان از انواع رذايل اخلاقى.
 3) هدايت؛ كه پس از پاكسازى انجام مى‏گيرد يعنى تكامل و پيشرفت انسان در تمام جنبه‏هاى مثبت.
 4) شايستگى انسان براى رسيدن به رحمت و نعمت پروردگار. هر يك از اين مراحل به دنبال ديگرى قرار داردو همه آن‏ها در پرتوپيروى از قرآن كريم به دست مى‏آيد.(25)
 قرآن كريم انسان‏ها را اندرز مى‏دهد و زنگار گناه و صفات زشت را از قلب‏ها مى‏زدايد و نور هدايت را بر دل‏ها مى‏تاباند و نيز قرآن است كه نعمت‏هاى الهى را بر فرد و جامعه نازل مى‏گرداند.
 حضرت على‏عليه السلام مى‏فرمايد: «فاستشفوه من ادوائكم و استعينوا به على لآوائكم فان فيه شفاء من اكبر الداء و هو الكفر والنفاق و الغى و الضلال»(26) از قرآن براى بيمارى‏هاى خود شفا بطلبيد و به آن براى حل مشكلاتتان استعانت جوييد زيرا قرآن، شفاى بزرگ دردهاست كه آن درد كفر و نفاق و گمراهى و ضلالت است.

23) يونس، آيه 57.
24) الميزان، ج 10، ص 81.
25) نمونه، ج 8، ص 319.
26) نهج البلاغه، خ 176.
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

در دنیای پراضطراب امروز آرامش وراحتی خیال نعمتی است که بسیاری آرزوی آن را دارند اما برای رسیدن به آن تنها آرزو کافی نیست بلکه باید قدم پیش نهاد و کاری کرد. آنچه در پی می آید برخی تکنیکهای روانی شناختی است که ضمن کمک به رفع تشویش ونگرانی آرامش و نشاط و شادی را در زندگی ما رونق می بخشدراه اول : با خدا ارتباط برقرار کنید
حداقل نیاز انسان به روح خدایی مانند احتیاج نوزاد به مادر است به همان میزان که جسم برای ادامه حیات به هوا وغذا نیازمند است، روح و باطن نیز به هدایت الهی وروح ربانی محتاج است.آرامش جان، زمینی حاصلخیز است که دانه های"خواست ونیاز"درآن به خوبی می روید.نیازهای به حق را دریاد خداوند که آرامش جان وقلب است بکارید تا به خوبی تحقق یابند. خداوند همراه کسی است که او همراه خداوند باشد با توجه به خداوند وخواندن نامهای اوهمراهی وپشتبانی خدا را به سوی خودجلب کنید پس به خداوند توجه کنید تا الهی شوید! به خدا توکل کنید.هرچه ارتباط شما با خدا این نیروی عظیم وخرد لایتناهی بیشتروبیشترشود آرامش ونشاط بیشتری را در خود تجربه می کنید و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود ترس واضطراب بیشتری بر شما چیره می شود. خداوند فرموده است"اگر مرا یاری کنید شما را یاری می کنم وقدمهایتان را استوار میگردانم"یار خدا بودن یعنی براساس قوانین الهی رفتار کردن، گناه نکردن، کمک به دیگران، نرنجاندن دیگران، احترام به والدین و درواقع یار خدا بودن همان یاری کردن به خود است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

كمال و بالندگي انسان يكي از گرايش‌هاي فطري و ذاتي در هر انساني است و در همة تلاش‌هاي بشري به منظور اشباع اين گرايش و زدودن نقص‌ها، دستيابي به كمال‌ها و نيل به سعادت است. موجودات زندة جهان اعم از گياه، حيوان و انسان، استعدادهاي متراكم دارند كه فراهم آمدن زمينه‌ها و شرايط مساعد، موجب بروز و ظهور و به فعليت رسيدن آن نيروهاي نهفته مي‌شود و با به فعليت رسيدن آن استعدادها، واجد چيزي مي‌شوند كه پيش از آن فاقد آن بودند. بدين‌سان تكاپوي طبيعي همة موجودات زنده براي تحقق بخشيدن كامل به استعدادهاي دروني آنهاست، البته با اين تفاوت كه جنبش عمومي موجودات نباتي براساس نظامي به نام طبيعت است كه در وجودشان به وديعت نهاده شده است، عامل محرك در كوشش‌هاي حيوان حُبّ ذات است كه بر مبناي ادراك و الهام غريزي عمل مي‌كند اما تلاش‌هاي انسان، در پرتو اختيار و آگاهي صورت مي‌گيرد و كمال نهائي و مقصد وي به كلي از ديگر موجودات متفاوت و متمايز است. نگارنده در اين مقاله بر آن است عوامل و موانع رشد و تكامل و بالندگي انسان يا از ديدگاه قرآن و نهج‌البلاغه مورد بحث و بررسي قرار دهد. اصطلاح رشد در قرآن كلمه رشد و مشتقات آن چون يرشدون، راشدون، مرشد، رشاد، حدوداً 19 بار در قرآن به كار رفته است. از جمله آيات عبارتند از: «من يَهدي اللهُ فَهو المُهتد وَ مَن يُضلل فَلَن تَجدْ لَهُ ولياً مرشداً» هر كه را خداوند هدايت كند پس او راه يافته است و هر كه (به كيفر كردارش) گمراه شود هرگز او را يار و رهبري نباشد. (1) «وَلَقَد آتَيْنا اِبراهيمَ رُشْدَهُ من قَبلُ وكنّا بِه عالمين» به تحقيق كه ما قبلاً به ابراهيم آن رشدي (را كه مي‌توانست داشته باشد) داديم و ما (به شايستگي‌هاي) او دانا بوديم. (2) «ما أَهديكم اِلّا سبيل الرِّشاد» «شما را جزء به راه رشد هدايت نمي‌كنم». (3)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

چهار كلمه‏ى فوق چهار مرحله‏ى رفتارى را نشان مى‏دهد كه بر حسب اراده و تقوا و تسلط بر نفس، انسان مى‏تواند در برابر كسانى كه به او بدى مى‏كنند، عكس العمل نشان دهد. اولین گام «عفو» است كه معناى آن گذشت و صرف نظر كردن از انتقام و تلافى است. كسى كه عفو مى‏كند، ظاهراً صرف نظر كرده است، اما معلوم نیست كدورت و رنجش قلبى‏اش به صورت اخم و ترشرویى در چهره‏اش ظاهر نشود.

مرحله  تكامل یافته‏ترى است كه آثار رنجش را از صفحه‏ى صورت و دل پاك مى‏كند. از این كامل‏تر مرحله‏اى است كه به جاى تلافى و انتقام به كسى كه به ما ستم كرده، احسان و انفاق كنیم كه این گام را «غفران» مى‏نامند و دست یازیدن بدان بسیار سخت است.

گام دیگر به عالى‏ترین مرحله‏ى انسانیت و اخلاق مانده و آن هم «رحمت» است. رحمت یعنى دلسوزى و كمك و مساعدت به محتاج. در این مرحله، نه تنها عفو و صفح نشان داده و به كسى كه به ما بدى كرده، خوبى مى‏كنیم، بلكه به حال وى دلسوزى مى‏كنیم كه چرا مكارم اخلاق محروم شده و مرتكب اعمال ناشایست شده است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 


آرامش؛ گمشده زندگي عصر ماشين و هياهوي صنعت و تكنولوژي است. انسان حاضر علي رغم آنكه از جهت مادي توانسته است در سايه علم و تكنولوژي دستاوردهاي فراواني كسب نمايد، اما از جهت روحي و رواني در نگراني و پريشاني غوطه ور است.
غفلت از ياد خداوند متعال و معنويت، انسان مدرن و صنعت زده اين قرن را آماج تشويش و نگراني و اضطراب قرار داده است و او مي كوشد تا به هر قيمتي به بهشت موعود و آرامش خيال و آسايش روح برسد.
در اين مقاله، نويسنده سعي كرده است كه نگاهي به عوامل و موانع آرامش با بهره گيري از آموزه هاي قرآني داشته باشد. مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:
¤ زمينه هاي پيدايش نگراني و تشويش
نگراني و تشويش در زندگي بشر حضوري چشم گير دارد. زماني نيست كه بشر درحالتي از تشويش و اضطراب نباشد. به گونه اي كه برخي آن را ذاتي دنيا و بشر دانسته اند و در اشعار فرزانگان فارسي از همراهي نيش و نوش، گل و خار، تلخ و شيرين سخن به ميان آمده است.
 هركسي به طور طبيعي در طول زندگي اش با نگراني و تشويش بسياري روبه رو گشته است. درصد آن چنان بالاست كه به عنوان يكي از مسايل دايمي بشر درآمده است؛ از اين رو براي شناخت اين حالت و عوامل پيدايش و راه هاي برون رفت از آن سخناني بسيار گفته و نوشته شده است. از اين رو نه تنها روان شناسان بلكه دانشمندان علوم و رشته هاي ديگر همواره براي آن اهميت خاصي قايل شده اند؛ زيرا تأثيرات منفي و مخرب اين حالت در همه ابعاد فردي و اجتماعي بشر ظهور مي كند و امنيت اجتماعي و سياسي دولت ها و جوامع را به خطر مي افكند. گاه مسأله فقدان آرامش فردي در جوامع به عنوان يك پديده اجتماعي گسترده خودنمايي مي كند و بحران شديدي را مي آفريند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

انسان تنها موجودي است كه قادر است. بهترين رشدها يا بدترين انحطاط ها را داشته باشد.
هيچ موجود ديگري در آفرينش چنين صعود و نزولي ندارد.بنابراين بايد عوامل رشد و انحطاط را شناخت و با فراهم كردن زمينه رشد و برداشتن موانع آن، راه را براي كمال هموار كرد.
دراين مقاله، نويسنده سعي كرده است بطور اجمال به اين مهم بپردازد. مطلب را از نظر مي گذرانيد:
انسان شناسي
اگر بپذيريم كه انسان موجودي دو بعدي با دو گرايش كاملا متفاوت است. يكي از اين دو گرايش و دو كوشش او را از ساير جانداران متمايز مي سازد، نگاه ما به انسان نگاه به «حيوان ناطقي» نخواهد بود كه جنس مشتركي با سايرين دارد و تنها در «ناطقيت» يعني قدرت انديشه و سخنگويي تفاوت دارد مگر اينكه اين «ناطقيت» را نهان خانه اسرار و رموز مافوق طبيعي بدانيم.
در ديدگاه هاي انسان شناسي هرجا سخن از «معمار هستي» بودن انسان است يقيناً نگاهي مافوق «خود» غريزي و وجه خلقي اوست چرا كه دراين بعد نه تنها انسان مجمع اسرار و رموز نيست، بلكه در مواردي حيوانات از او جلوترند. پس او از آن جهت كه «طبيعتي» دارد كه به گل وابسته است موجود «متوحشي» است كه اگر ارتعاشش دهيم در رديف ساير حيوانات قرار مي گيرد كه روي به سوي خاك و خاك دان دارد.
اما وجه دوم يعني خود فطري و وجه ملكوتي و عرشي او، همان خود انساني و ارزشي است كه نهان خانه اسرار و مافوق طبيعي و راه صعود انسان به عالم بالا مي باشد «جان كشيده سوي بالابامها» و اگر از «متمدن» بودن انسان سخني به ميان مي آيد مربوط به همين وجه است.
قرآن كريم براين انديشه مهر تائيد زده و در توصيف هريك، با خصوصيات خاص شان پرداخته است:
«لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم» «وجه ملكوتي»
«ثم رددناه اسفل السافلين»
«وجه ملكي» همه تجلي هايي كه در قرآن از انسان به عمل آمده است مربوط به بعد ملكوتي و مافوق مادي انسان مي باشد و بعد مادي و ملكوتي تنها «ابزاري» در اين راه دارد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

كلمه رشد در كتب لغت بيشتر به معناي هدايت، راه راست يافتن،‌صلاح و خير و كمال ترجمه شده است در قرآن مجيد اين كلمه گاهي در مقابل كلمه (( غيّ ))‌بمعناي گمراه شدن و گاهي در مقابل كلمه ((ضرّ)) به معناي خسران و گاهي در مقابل كلمه (( شر)) به معناي بدي و ناشايستگي آمده است .
در صحيفه سجاديه نيز كلمه (( رشاد ))‌در مقابل كلمه (( ضلال)) آمده است ((… و قبل الضلال بالرشاد )) همچنين در بعضي از روايات منقول از ائمه معصومين (ع) نيز به همين معناي استعمال گريده است مانند اين سخن از حضرت اميرالمؤمنين (ع) كه مي‌فرمايد (( كفاف من علقك ما اوضحك علي سبل رشدك من فيك )) (20) اما با توجه به آياتي كه در آنها كلمه رشد يا مشتقات آن بكار رفته چنين استنباط ميشود كه رشد از ديدگاه قرآن عبارت از يك نوع قدرت تشخيص مسئوليت آفرين و تعهدآور است قرآن مجيد در مورد يتيمان ميفرمايد كه وقتي آنان را صاحب رشد ديديد، اموالشان را به آنها بدهيد و جالب اينجاست كه اين مسئله را بعد از بلوغ جنسي آنان يعني رسيدنشان به مرحله توانائي نكاح بيان ميكند يعني قرآن مي‌خواهد بفهماند كه برخلاف استنباط غلط و رايج بعضي‌ها كه ميگويند رشد همان بلوغ جنسي است ،‌رشد عبارت است از همين قدرت تشخيص و تميز مسئوليت آفرين در بهرة برداري از امكانات و استعدادها . يعني مرحله‌اي از كمال عقلي . اگر رشد و بلوغ جنسي به يك مفهوم بودند بيان آن دو در كنار يكديگر در قرآن مجيد نه تنها غيرضروري بلكه مغاير با بلاغت و فصاحت لسان قرآن كريم بود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 

آبـراهـام مـازلـو بـراي نـخستـيـن بـار مـدل سـلسـله مراتب نـيازهاي انسان را پايه گذاري كرد. كه البته بـعدها تـوسـط افـراد گوناگوني اين سلسله مراتب بسط و گسترش يافت. هر انساني در زندگي براساس نيازهايي انگيخته و تحريك مي گردد كه عمده ترين آنها به مـنـظور حفظ حـيات صورت مي پـذيرند. بنـيـادي تـرين ايـن نـيـازهـا مـوروثـي و فـطـري ميباشند كه طي ده ها هزار سال تكامل يافته اند. آبراهام مازلو معتقد بود كه انسانـها بـايد نخست نيازهاي بنيادين خود را ارضا و بر آورده كنند تا انگيزه براي تكامل به نيازهاي والاتـر در وجـودشان شكل گرفته و به آنها علاقه مند گردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

در قرآن و روايات، اميد به رحمت خداوند و سرانجام نيكو، از جهات مختلف و به زبان هاى گوناگون مورد تأكيد و ترغيب واقع شده است كه در زير تنها به محورهاى اصلى آن اشاره مى شود.

در بسيارى از موارد، بيم آدمى از فرجام بد زندگى و عاقبت شوم است; بيم از آنكه مبادا انسان در حال كفر و انكار خداوند يا شك و ترديد از دنيا رود; يا در حالى دنيا را ترك كند كه قلبش خالى از اُنس و محبت به خداوند باشد و در نتيجه از اعمال خويش شرمگين و به عذاب الهى گرفتار شود. بديهى است كه هر كس چنين بيم و هراسى در دل داشته باشد، از هم اكنون در پى تغيير منش و رفتار خود خواهد بود. و اين همان رمز فضيلت بيم از پروردگار است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

با گذشت قریب به کمتر از 200 سال از طب تجربی یا طب متکی به آزمایش و تجهیزات هنوز بیماریهای بسیاری لاعلاج مانده و هر از گاهی چند بیماریهای ناشناخته دیگری مثل بیماری ایدز – بیماریهای ناشی از موبایل – بیماریهای ترافیک و انواع ناراحتی های متنوع ناشی از آلودگی هوا – بیماریهای ناشی از ذرات بمب های اتمی و شیمیایی و همچنین بیماریهای ایاتروژنیک که از کارهای پزشکی و درمان و داروهای شیمیایی ناشی می شود بروز می کند و طب مدرن را به چالشی عظیم وا می دارد – ما پزشکان بکرار با بیماریهایی در مطب و کلینیک روبرو شده ایم که موقع گرفتن شرح حال مات و مبهوت مانده ایم و با اطلاعات علم جدید نتوانسته ایم که این بیماریها را شناخته و یا درمان کنیم و به خاطر عدم اطلاع از کم و کیف بیماری اکثراً مارک بیماری سایکوتیک و روانی و به اصطلاح عصبی را زده و شروع به درمان با داروهای شیمیایی می کنیم ، اما متاسفانه می بینیم که با گذشت چندین ماه و دربدری بیمار از این پزشک به آن ، هنوز دوای موثری برایشان پیدا نشده است – هر چند علم طب جدید با همه پیشرفت هنوز در بیماریهای بسیاری مانده و اکثر شاید توانسته که بعضی از آنها را متوقف کند و یا سرعت رشد بیماری را آهسته ، کند . اما باید بدانیم که طب سنتی که امروزه با سرعت چشمگیری در حال بازیابی خود می باشد گاهاً این مشکلات عظیم ما را به راحتی درمان می کند ، با شناخت امزاج و علت ها و سبب های بیماری ، طب سنتی یا مزاجی می تواند سلامتی را به بیمار برگرداند بدون آنکه ناحیه ای از بدن را درمان و در کنارش یک عارضه دارویی مهم را به قسمتی دیگراز بدن هدیه کند .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

«بهداشت روانی» یا «سلامت روانی» براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی عبارت است از: «الگوها، روش‏ها و تدبیرهایی که زندگی راحت و بدون دغدغه و اضطراب را تأمین کند و به عبارت دیگر وجود وضعیت مطلوب و خوب جسمی، روحی و اجتماعی فرد که قابلیت ارتباط متعادل و هماهنگ با دیگران داشته باشد. » (گنجی، 1376، ص 9 و 10).

این تعریف نگاه حداقلی به بهداشت روانی انسان دارد و صرفاً سالم بودن انسان (نداشتن بیماری و اضطراب و... ) را مورد توجه قرار داده است؛ در حالی‏که امروزه روشن شده است که بدون توجه به نیازهای معنوی انسان، نمی‏توان زندگی راحت و بدون اضطراب یا انسان سالم داشت. افزون بر این، موضوع بالا بردن بهداشت روانی نیز امری است که امروزه مورد توجه واقع شده و دیدگاه‏های متعددی در این زمینه مطرح شده است و روان‏شاسانی چون مزلو، راجرز، و آلپورت هر یک الگوهایی را برای انسان کامل یا شخصیت کمال یافته معرفی کرده‏اند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 تاثير نماز بر خود شكوفائي امام صادق (ع) : نمازي كه از ترس جهنم خوانده شود ، نماز غلامان است نمازي كه به سوداي بهشت خوانده شود ، نماز تجارت پيشگان است اما نماز اولياء الهي نمازي است كه با عشق به خدا اقامه مي شود “ خود شكوفائي ” ( self – actualization) در مفهوم عمده و كلاسيك خود ، نخستين بار توسط “ كورت گلداشتاين ” ( روانپزشك آلماني 1965 ـ 1878 ) مورد بحث و بررسي قرار گرفت ، او خود شكوفائي را به صورت توانائي نيرومند ذاتي موجود در هر فرد ، كه موجب شكوفا شدن استعدادهاي مثبت او مي گردد ، تعريف نمود .(1) ( شكوفا كردن فطرت نيك دروني )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

در قرآن مجيد در حدود 750 آيه در زمينه ‏خداشناسى از راه علوم طبيعى آمده است. در اين آيات‏ خداوند متعال از پديده‏هاى طبيعى بعنوان آيات الهى‏ياد مى‏كند و بندگان را به تفكر و نظر در آنها دعوت‏مى‏كند اين آيات را مى‏توان به چند دسته تقسيم كرد:

1- آياتى كه در آنها از مواد سازنده اشياء صحبت‏شده ويا به كشف آنها امر شده است، مثلا:

«فلينظر الانسان مم خلق‏» (طارق، 5)

(انسان بنگرد كه از چه خلق شده است)

«والله خلق كل دابه من ماء ...» (نور، 45)

(خدا هر جنبنده‏اى را از آب آفريد ...»

«انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتليه فجعلناه سميعابصيرا» (انسان، 2)

(انسان را از آب نطفه مختلط آفريديم كه او را بيازمائيم و او راشنوا و بينا كرديم.)

2- آياتى كه در آنها از نحوه خلقت اشياء خاصى‏صحبت‏شده و يا به كشف پيدايش آنها امر شده است،مثلا:

«وهوالذى خلق السموات و الارض فى ستة ايام و كان‏عرشه على الماء ...» (هود، 7)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

بيش از ده درصد آيات قرآن اشاره به پديده ‏هاى‏طبيعى دارند. ما براى سهولت‏بحث از اينها به عنوان‏«آيات علمى‏» ياد مى‏كنيم. يك سؤال بنيادى اين است‏كه پيام اينگونه «آيات علمى‏» براى ما چيست و چگونه‏بايد از آنها استفاده كنيم. در اين مورد دو نظر افراطى‏هست و البته طيف وسيعى بين اين دو نظر داريم.

يك عده مى‏گويند كه قرآن شامل همه دانشهاست وبنابراين تمامى اجزاء بنيادى علوم طبيعت را در بردارد.در مقابل، عده ديگرى مى‏گويند كه قرآن صرفا يك‏كتاب هدايت است و در آن جايى براى علوم فيزيكى وطبيعى نيست. ما ابتداء به تشريح اين دو ديدگاه‏مى‏پردازيم و سپس برداشت‏خود را بيان خواهيم كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

«اعجاز علمى قرآن‏» مربوط به اشاراتى است كه ازگوشه‏هاى سخن حق تعالى نمودار گشته و هدف اصلى نبوده است،زيرا قرآن كتاب‏هدايت است و هدف اصلى آن جهت‏بخشيدن به زندگى انسان و آموختن راه ‏سعادت به او است.از اين‏رو اگر گاه در قرآن به برخى اشارات علمى بر مى‏خوريم،از آن جهت است كه اين سخن از منبع سرشار علم و حكمت الهى نشات گرفته و ازسرچشمه علم بى‏پايان حكايت دارد. قل انزله الذي يعلم السر في السماوات والارض (1) ،بگو:آن را كسى نازل ساخته است كه راز نهان‏ها را در آسمان‏ها و زمين‏مى‏داند»و اين يك امر طبيعى است كه هر دانش‏مندى هر چند در غير رشته ‏تخصصى خود سخن گويد،از لا به لاى گفته هايش گاه تعابيرى ادا می ‏شود كه حاكى‏از دانش و رشته تخصص وى مى‏باشد.همانند آن كه فقيهى درباره يك موضوع‏معمولى سخن گويد،كسانى كه با فقاهت آشنايى دارند از تعابير وى در مى‏يابند كه‏صاحب سخن،فقيه مى‏باشد،گرچه آن فقيه نخواسته تا فقاهت‏ خود را در سخنان‏ خود بنماياند.هم چنين است اشارات علمى قرآن كه تراوش گونه است و هدف ‏اصلى كلام را تشكيل نمى‏دهد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

اگر، نــــه روي دل انـــدر بــــرابــرت دارم  

من اين نماز، حساب نمــــاز نشمــــارم

مراد من زنماز، آن بـــود كــــه در خلــوت

حديث درد فــــراق تـــو، با تو بگذارم

وگرنه ايـــن چـــه نمـــازي بود كه من با تو

 نشسته روي به محـــراب و دل به بازارم

نمــــاز كـن به صفت چون فرشته بايد و من

 هنوز در صفت ديــو ودُد گـــرفتـــارم

 كسي كه جامه به سگ بر زند، نمازي نيست

 نماز من، كه پذيــرد؟ كه در بغل دارم!

 ازين نماز ريايي چنــــان خجــــل شـــده‌ام

 كه در بــرابـــر رويـت نظـــر نمي‌آرم

                                                                                                  مولوي

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی

وگر به یار رسیدی چرا طرب نکنی

به کاهلی بنشینی که این عجب کاریست

عجب تویی که هوای چنان عجب نکنی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

پروین اعتصامی :
گویند عارفان هنر و علم کیمیاست

وان مس که گشت همسر این کیمیا طلاست

فرخنده طائری که بدین بال و پر پرد

همدوش مرغ دولت و همعرصه‌ی هماست

وقت گذشته را نتوانی خرید باز

مفروش خیره، کاین گهر پاک بی بهاست

دیوانگی است قصه‌ی تقدیر و بخت نیست

از بام سرنگون شدن و گفتن این قضاست

در آسمان علم، عمل برترین پراست

در کشور وجود، هنر بهترین غناست

میجوی گرچه عزم تو ز اندیشه برتر است

میپوی گرچه راه تو در کام اژدهاست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 روح لطيفش تجلى واقعى عرفان و رفتار و خُلق كريمانه‏اش نمادى از حضور عالمان آگاه در سطح جامعه بود سخن از عارف كامل آيت اللّه ميرزا محمد على شاه آبادى است، در اين نوشتار براى بهره مندى از درياى ژرف معارف از منظر آن حكيم الهى دست به دامان بزرگى شده‏ايم كه به تعبير خودش شايد هيچ كس به اندازه ايشان، آيت اللّه شاه آبادى را نشناخته است. برخى از نكته‏هاى نابى كه در پى مى‏آيد، نقل قول‏هايى است كه حضرت امام خمينى(ره) در كتاب هايشان از مرحوم شاه آبادى بيان نموده‏اند.

بهت فرشتگان‏

«سه آيه آخر سوره مباركه حشر را تلاوت كنيد تا ملكه شما شود و اولين اثرى كه از آن مترتب مى‏شود، پس از مرگ و شب اول قبر است. وقتى كه ملكين از طرف پروردگار براى سؤال و جواب مى‏آيند، در جواب «مَن ربُّك؟»(1) بگوئى: «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ * هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ * هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»(2)
وقتى اين طور پاسخ بگويى ملائكه الهى مبهوت و متحير مى‏شوند، چون اين معرفى حق است به زبان حق، نه معرفى حق به زبان خلق.»(3)

وش كردن به تَغَنّيات(4)

اى عزيز، بكوش تا صاحب عزم و داراى اراده شوى،(5) كه خداى نخواسته اگر بى‏عزم از اين دنيا هجرت كنى، انسان صورى بى‏مغزى هستى كه در آن عالم به صورت انسان محشور نشوى. زيرا كه آن عالم، محل كشف باطن و ظهور سَريره است و جرأت بر معاصى، كم كم انسان را بى‏عزم مى‏كند و اين جوهر شريف(6) رااز انسان مى‏ربايد. استاد معظم ما مى‏فرمودند:
«بيشتر از هر چه، گوش كردن به تغنيات، سلب اراده و عزم از انسان مى‏كند.»(7)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

خير الامور اوسطها
قرآن :
لا فارض و لا بكر عوان بين ذلك
لا تجعل يدك مغلوله الى عنقك و لا تبسطها كل البسط
كلوا واشربوا و لاتسرفوا

الانسان عدو ما جهله
قرآن :
بل كذبوا بمالم يحيطوا بعلمه

ليس الخبر كالمعاينه ،
قرآن :
او لم تومن ؟ قال : بلى و لكن ليطمئن قلبى
فى الحركات البركات ،
قرآن :
من يهاجر فى سبيل الله يجد فى الارض مراغما كثيرا وسعه
المومن لا يلدغ من جحر مرتين ،
قرآن :
هل آمنكم عليه الا كما امنتكم على اخيه من قبل
من حفر بئرا لا خيه وقع فيه ،
قرآن :
لا يحيق المكر السيى ء الا باهله

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

از امام‌ جعفر صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ است‌ مي‌خوانيم‌:
علماء شيعتنا مرابطون‌ في‌ الثغر الذي‌ يلي‌ إبليس‌ و عفاريته‌، يمنعونهم‌ عن‌ الخروج‌ علي‌ ضعفاء شيعتنا و عن‌ أن‌ يتسلّط‌ عليهم‌ إبليس‌ و شيعته‌ و النواصب‌ ألا فمن‌ انتصب‌ لذلك‌ من‌ شيعتنا كان‌ أفضل‌ ممّن‌ جاهد الروم‌ والترك‌ والخزر ألف‌ الف‌ مرّة‌، لانّه‌ يدفع‌ عن‌ أديان‌ شيعتنا و محبّينا و ذلك‌ يدفع‌ عن‌ أبدانهم‌. 5
علماي‌ شيعه‌ در مرزهايي‌ كه‌ شيطان‌ و ايادي‌ او در پشت‌ آنها كمين‌ كرده‌اند پاسداري‌ داده‌ و آنها را از اينكه‌ بر شيعيان‌ ناتوان‌ هجوم‌ برند باز مي‌دارند و اجازه‌ نمي‌دهند كه‌ شيطان‌ و پيروان‌ او و دشمنان‌ اهل‌ بيت‌ بر ضعفاي‌ شيعه‌ تسلط‌ يابند پس‌ هر كس‌ از شيعيان‌ ما كه‌ براي‌ اين‌ موضوع‌ نصب‌ شود، از كساني‌ كه‌ با روم‌ و ترك‌ و خزر در جهادند هزار هزار مرتبه‌ برتر است‌؛ زيرا او از اديان‌ شيعيان‌ و دوستداران‌ ما دفاع‌ مي‌كنند و آن‌ از بدنهاي‌ آنها.
احمد بن‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌ الطبرسي‌، الاءحتجاج‌، ج‌1،ص‌13.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 به نام حضرت دوست كه هر چه هست از اوست
چرا به دنيا آمده ايم؟ زندكي براي چه؟ چرا اين همه رنج و زحمت را بايد تحمل كرد؟...و سوالات بسياري ازاين قبيل كه هميشه ذهن آدمي رابه خود مشغول ساخته است.
براي پاسخ به اين سوالها بايد مفهوم زندگي  روشن شود.زندگي از دو بعد قابل بررسي است:
1.زندگي را همان زنده بودن معنا كنيم،يعني نفس كشيدن ،خوردن،خواببدن و...اگر زندگي بدين معنا را بپذيريم درواقع زندگي ما اجباري است،چرا كه ما به اختيار خود نفس نمي كششيم ، ما مجبوريم براي زنده ماندن بخوريم وبخوابيم وهرگاه خدا خواست اين زنده بودن را از ما مي گيرد وما به سوي او باز مي گرديم "انا لله و انا اليه راجعون"
2.اما زندگي از ديدگاه دوم زندگي كردن است نه زنده بودن ،زندگي در اين ديدگاه يعني حركت آگاهانه به سوي هدفي معين. در واقع هدفي كه انسان در زندگي انتخاب مي كند عامل حركت اوست و انسان با توجه به ميزان آگاهي از خويشتن ،دست به انتخاب هدف مي زند. هر چيزي مي تواند هدف قرار بگيرد ، بستگي دارد كه انسان از زندگي خويش چه بخواهد وچه مقدار به ارزش خود پي برده باشد. برخي از افراد هدفشان ،آسودگي وراحتي در اين دنياست. بخورند وبخوابند و دنبال خوشگذراني ورفاه خود باشند وكاري به اطراف خود ندارند اينان كساني اند كه شامل اين سخن مولاي متقيان امام علي عليه السلام مي شوند كه فرمود:(فما خلقت ليشغلني اكل الطيبات كالبهيمة المربوطة همها علفها اؤ المرسلة شغلها تقممها تكترش ممن اعلافها وتلهو عمه يراد بها اؤ اترك سدي اؤ اهمل عابثا):"آفريده نشده ام كه غذاهاي لذيذ و پاكيزه مرا سرگرم سازد چونان حيوان پرواري كه تمام همت او علف، ويا چون حيوان رها شده كه شغلش چريدن و پر كردن شكم بوده واز آينده خود بي خبر است، آيا مرا بيهوده آفريده اند يا مرا به بازي گرفته اند(نامه 45)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

ما ز قرآن مغز را برداشتيم
پوست را نزد خران بگذاشتيم
«مولوی»
به نزد آنكه جانش در تجلی است
همه عالم كتاب حق تعالی است
عرض اعراب و جوهر چون حروفست
مراتب همچو آيات وقوفست
از او هرعالمی چون سوره يی خاص
يكی زان فاتحه وان ديگراخلاص
قرآن را مصحف نيز می‌گويند و مراد از آن اوراق دفتر و كتاب نيست بلكه مقصود مراتب وجود آدمی است كه در ملكات عالی و مكرم انسان نهفته می‌باشد، آنچنانكه در آيه ١٣ سوره عبس اشاره می‌فرمايد: ‌«فی صحف مكرمه ، مرفوعه مطهره = در دفاتری است مكرم ، بلندمرتبه پاك‌». همچنين قرآن را كتاب مبين نيز می‌گويند چه مصاديق كلمات و آيات كتاب مبين در كنه ذات وجود آدمی روشن و هدايتگر است نه چون ديگر كتاب‌ها كه به دليل علايم قراردادی خط و زبان مفاهيمش برای بسياری از مردم تاريك و ناشناخته می‌باشند. از سخنان علی بن ابی طالب است كه می‌فرمايد(٣): ‌«دوائك فيك ولاتشعر، ودائك منك ولاتبصر، وانت الكتاب المبين الذی ، باياته يظهر المضمر، وتزعم انك جرم صغير، وفيك انطوی العالم الاكبر = داروی تو در خود توست و تو نميدانی ، و درد تو هم از خود توست و تو نمی‌بينی ، و توهمان كتاب مبينی هستی كه به آياتش نهان‌ها را آشكار می‌كنی ، تو مپندار كه جرم ناچيزی هستی ، حال آنكه عالم اكبر در تو نسخه شده است‌».

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   |