تبليغاتX
اولوالالباب ( صاحبان خرد ناب )
لب و خرد به معنای نیروی ادراكی ناب است كه از گزند وهم و خیال و قیاس و گمان مصون است
کلام پیشوای اول در توحید و معنی صفات: «الحمدلله الذی أعجز الاوهام أن تنال الا وجوده و حجب العقول عن أن تتخیل ذاته فی امتناعها عن الشبه والشکل بل هوالذی لم یتفاوت فی ذاته، و لم یتبعض فی تجزئة العدد فی کماله، فارق الاشیاء، لا علی اختلاف الاماکن و تمکن منها، لا علی الممازجة، و علمها لابأداة لایکون العلم الا بها، و لیس بینه و بین معلومه، علم غیره، ان قیل: کان، فعلی تأویل ازلیة الوجود، و ان قیل: لم یزل، فعلی تأویل نفی العدم، فسبحانه و تعالی عن قول من عبد سواه، واتخذ الها غیره علوا کبیره» (توحید و امالی صدوق).

سپاس خدایی راست که اوهام را عاجز و زبون کرده از این که جز وجود او را نایل شوند و عقول را مانع شده از این که ذات و حقیقت او را تصور کنند، از این جهت که از هرگونه شبه (مانند) و شکلی اباء و امتناع دارد، بلکه اوست که هرگز در ذات خود، تفاوت و اختلاف پیدا نکرده (و اگر شبه و شکل داشت، ذاتش با آنها و بدون آنها تفاوت می کرد) و پاره پاره نشده، به واسطه عروض تجزیه عددی در کمالش. از اشیاء جدایی گرفته، نه به طور اختلاف مکانی، و از اشیاء متمکن شده و بر آنها تسلط یافته، نه به طور آمیزش، و آنها را دانسته، نه به واسطه آلتی که بدون آن علم میسر نشود، میان او و معلوم او علمی جز خودش نیست (ذات خودش علم است به همه چیز). اگر گفته شود: "بود"، مرجعش این است که وجودش ازلی و غیرمسبوق است (نه به معنی زمان گذشته) و اگر گفته شود: هرگز زوال نداشته، منظور، نفی عدم و نیستی از ذات او بوده (نه پیوستگی زمانی)، پس ساحت او منزه و بسی بلند است از سخن کسانی که غیر او را پرستیده و جز او خدای دیگری گرفته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

مشتاق گل از سرزنش خار نترسد

 حيران رخ يار ز اغيار نترسد

عيار دلاور که کند ترک سر خويش

از خنجر خون ريز و سر دار نترسد

آنکس که چو منصور زند لاف انا الحق

ازطعنه نا محرم اسرار نترسد

اي طالب گنج وگهر از مار مينديش

گنج وگهر آن برد که از مار نترسد

 گر بي بصري مي کند انکار من از عشق

سهل است وچه غم عاشق از اين کار نترسد

 درعشق چو بيم سر وجانست وليکن

اي دلبر از اينها دل عيار نترسد

انديشه ندارم زرقيبان بد انديش

 از خار جفا عاشق گلزار نترسد

 در سايه فضل ايمن از ‌آ ن است نسيمي

 کان شيردل از پنجه کفتار نترسد

                                                  پارادایس

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

" نسل جوان و دانشجويان مسلمانان، در غرب دچار مشكلاتى هستند كه از لحاظ تكليف شرعى درخواست داريم فتواى خود را در اين دو مورد مرقوم داريد .

 1 - خلوت با اجنبيه در اداره و دانشگاه و محل كار و غيره، چه حكمى دارد؟ و از طرف ديگر نگاه كردن به زنان بى حجاب خارجى، چه صورتى دارد؟ چون امكان اين كه آدم همه جا بتواند چشم خود را ببندد، وجود ندارد

 جواب:  خلوت ـ با اجنبيه ـ به خودى خود در نزد ما حرام نيست. همانطور كه از نصوص استفاده مى شود، بلكه يك امر «مكروه» است، البته اگر منجر به هيچ نوع عمل حرامى نشود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

هنگامی که حکیم طوس در غزنین ساکن شد . سلطان محمود غزنوی پیشنهاد کرد که شاعر گرانقدر ایران زمین تاریخ ملوک عجم را به نظم در آورد.سلطان به وزیر ش  خواجه حسن میمندی دستور داد که به ازاء هر هزار بیت از اشعار فردوسی هزار مثقال طلا به او انعام بدهند ولی خود حکیم که طبع سلاطین و درباریان را می دانست گرفتن آنرا موکول به اتمام کارش نمود تا با آن پول سدی برای طوس بسازد.

فردوسی در سرودن تاریخ قدیم ایران نهایت تلاشش رانمود ولی در لابلای اشعارش از نکات حکمت آمیز و اخلاقی و مذ هبی نیز بهره گرفت. و بخاطر همین مطلب عده ای از مخالفان وحسودان به سلطان متعصب خبر دادند که او رافضی است. وخواجه میمندی نیز به جای پرداخت حق وحقوق او تنها پنجاه هزار درهم برای حکیم فرستاد که فردوسی آنرا نپذیرفت و از این پیمان شکنی رنجیده خاطر شد و با سرودن اشعار زیر که در هجو سلطان و وزیرش سرود شبانه غزنین را ترک کرد:

به غزنی مرا گر چه خون شد جگر

 زبی داد آن شاه بی دادگر

کز آن هیچ شد رنج سی ساله ام

شنید آسمان از زمین نا له ام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 ایوان مدائن را شاپور دوم نهمین پادشاه ساسانی در قرن چهارم میلادی در مدت بیست سال آن را ساخت. البته پادشاهان بعدی آنرا تکمیل کردند از جمله خسرو انوشیروان درشهر تیسفون (مدائن) کاخی دیگر بنا کرد که به کاخ سفید مشهور است. ایوان مدائن یا طاق کسری خرابهءهمان کاخ بزرگ است و ایوان شاپور توسط منصور عباسی ویران شد.

وقتی حکیم خاقانی شروانی  شاعر بزرگ قرن ششم هنگام مراجعت از سفر حج از کنار ایوان مدائن عبور می کرد قصیده معروف زیر را سرود:

هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان

ایوان مدائن را آئینه ءعبرت دان

یکره ز ره دجله منزل به مدائن کن

 وز دید دوم دجله بر خاک مدائن ران

از آتش حسرت بین بریان جگر دجله

 خود آب شنیدستی کاتش کندش بریان

گه گه به زبان اشک آوازه ایوان را


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

یکی از عرفا بنام شیخ فقیر الدین که متخلص به "لاهوری"است در زمان کهولت هم موهایش را خضاب می کرد . روزی یکی از مریدانش شیخ را مورد سوال قرار دادو پرسید که چرا استاد در این سن وسال موهای خود را رنگین می کند؟شیخ فورا" این بیت را برای او خواند:

دشمن زندگی است موی سپید
روی دشمن سیاه باید کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 


فلينظر الانسان الي طعامه ـ انا صببنا الماء صبا * ثم شققنا الارض شقا * فأنبتنا فيها حبا * و عنبا و قضبا * و زيتونا و نخلا * و حدائق غلبا * و فاكهة و ابا * متاعا لكم و لانعامكم. ( عبس 24 ـ 32)
پس انسان بايد به خوراك خود بنگرد * كه ما آب را به صورت بارشي فرو ريختيم * آنگاه زمين را شكافتيم * و در آن، دانه رويانيديم * و انگور و سبزي * و زيتون و درخت خرما * و باغ هاي انبوه * و ميوه و علف * [ تا وسيله ] استفاده شما و دام هايتان باشد.
در قرآن چهار مرتبه كلمه فلينظر بيان شده كه دو مورد آن ( سوره كهف، آيه 19 * سوره عبس، آيه 14 ) درباره غذاي انسان، يك مورد درباره عمل انسان ( سوره حج، آيه 15 ) و مورد ديگر آن ( سوره طارق، آيه 5 ) درباره چگونگي خلقت وي است.
در سوره عبس، ابتدا خداوند متعال انسان را متوجه غذاي او مي كند كه از چه موادي تشكيل شده است و كدام يك در اولويت قرار دارد.
 در اين آيات نيازمندي هاي بدن انسان به مواد غذايي به ترتيب اولويت آمده كه جاي بسي شگفتي است.
در مرحله اول به پروتئينها ( دانه هاي گياهان ) «حبّا» اشاره مي شود خصوصا پروتئينهاي گياهي، مورد تأكيد است. پروتئين هاي گياهي بيشترين مواد تشكيل دهنده بدن انسان است همه پروتئين هاي گياهي ضد سرطان هستند.
در مرحله دوم قندها ( انگور و ... ) و «عنبا و قضبا» توصيه مي شود. نياز انسان به مواد قندي نسبت به ساير مواد كمتر است ولي بخاطر اهميت فوق العاده اين مواد كه زمينه ساز فعاليتهاي فيزيكي و فكري مي باشد در مرحله دوم ذكر شده اند.
در مرحله سوم چربي ها ( زيتون و ... ) و « زيتونا و نخل»ا تجويز مي شود. چربيها از اهميت خاصي برخوردارند. زيرا غشاء سلولهاي بدن از اين مواد تشكيل شده است و نيز اكثر هرمونهاي بدن از مواد چربي ساخته مي شوند.
در مرحله چهارم ويتامينها ذكر مي شود كه به وفور در سبزيجات و ميوه جات يافت مي شود
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

مرحوم ملا حسين قلى همدانى (قدس سره ) به على آقاى ايروانى مى نويسد: جناب آقا:
((الحذر من قواطع الاربعة : كثرة الكلام و كثرة الطعام و كثرة المنام و كثر المجالسة مع الانام و عليك بتبديلها و تقليبها بذكر الله الملك العلام ))

الحذر از چهار صفات شكننده و خوردكننده

1 - پرحرفى و زياده گوئى

 2 - پرخورى و شكم پرورى

3 - پرخوابى و تنبلى

4 - همنشينى زياد با مردم بر تو باد كه همه اينها را تبديل كنى به ذكر خداوند علام .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

سلیمان خان ريیس ایل افشار یکی از محترمان دربار ایران بود و از طرف ناصرالدین شاه لقب صاحب اختیاری گرفته بود و آن طور که از ظواهر برمی­ آمد کسی نبود که خر کریم را نعل کند و به خاطر سن و سال و شأن و مقام و احترامی که نزد ناصرالدین شاه داشت به کریم بی­ اعتنا بود . در یکی از مسافرت­های ناصرالدین شاه که صاحب اختیار میزبان و همراه او بود ، خر کریم به نهر آبی رسید و بد رگی کرد و از آب رد نشد . در این موقع ناصرالدین شاه و صاحب اختیار رسیدند کریم گفت : " آ الاغ کتکت زدم رد نشدی ، التماست کردم رد نشدی ، فحشت دادم رد نشدی ،‌رد ميشی صاحب اختیاری ! رد نميشی صاحب اختیاری ! با من به نیاوران می­ آيی صاحب اختیاری ! همین جا حضور اعلیحضرت می مانی صاحب اختیاری! به طویله برمی گردی صاحب اختیاری ! اگر هم می­ میری به جهنم ،‌خودت می دانی صاحب اختیاری ! "

بر اثر این شوخی رجال زدند زیر خنده . ناصرالدین شاه هم با همه ی احترامی که برای صاحب اختیار داشت نتوانست از خنده خودداری کند.

(نقل از صفحه 87 کتاب کریم شیره ­ای)

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 " خر کریم را نعل کن " یکی از مثل­های رایج است به منظور رشوه دادن به مقامات دولتی برای پیشرفت کار و به اصطلاح اشاره دارد به سبيل كسی را چرب كردن . این مثل از صد سال اخیر و از عهد ناصرالدین شاه و خر کریم دلقک معروف دربار قاجار بر زبان ها افتاد و به معنی و مفهوم خاص ارائه و اظهار یکی از مفاسد بزرگ اجتماعی ایران یعنی رشوه­ خواری مقامات دولتی به کار می رود . منشأ و شأن نزول مثل: خر کریم را نعل کن . داستان دور و درازی است که بهتر است توضیح کامل و مستند آن از کتاب کریم ­شیره­ ای تالیف حسین نوربخش نقل شود :

" خورشید صفت به قدرت سعی و عمل

گر در بلدیه سنگ را لعل کنی

هرگز نشود فایده ­ات زان حاصل

الا که خر کریم را نعل کنی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 

 

 

از نظر عرفانى حقيقت مرگ چيست؟ چرا برخى در دنيا احساس پوچى مى‌كنند؟
  مرگ يعنى عصاره زندگى. مسأله مرگ در فرهنگ انبياى الهى اين نيست كه انسان مى‌ميرد، بلكه مرگ ‏به اين معناست كه انسان، مرگ را مى‌ميراند و بين اين دو خيلى فرق است زيرا كسى كه مى‌گويد من ‏مى‌ميرم و نابود مى‌شوم، چنين آدمى يا پوچ خواهد بود يا بى‌بندوبار، يا هميشه نااميد است يا بارى به هر ‏جهت؛ زيرا مى‌گويد وقتى پايان زندگى، نابودى است چرا از لذت زودگذر بهره نبرم. براى او حلال و حرام ‏يكسان است. زشت و زيبا يكسان است. مسأله غيرت و مسئوليت و تعهد مطرح نيست. مى‌گويد عاقبت ‏زندگى نابودى است. اين يك فكر باطل و يك جهان‌بينى غلط است اما انبياء به ما آموخته‌اند كه انسان، مرگ ‏را مى‌ميراند، مرگ را تسليم خود مى‌كند نه انسان بميرد و تسليم مرگ شود. تعبير قرآن اين نيست كه شما ‏مى‌ميريد. تعبير قرآن اين است كه شما مرگ را مى‌چشيد و مى‌ميرانيد. نفرمود مرگ، هر كسى را مى‌چشد. ‏فرمود هر كسى مرگ را مى‌چشد «كلّ نفس ذائقَة المَوتِ»(1). شما اگر تشنه‌ايد، يك ليوان آب يا شربت ‏را كه مى‌نوشيد، اين شربت را محو كرده‌ايد يا شربت شما را محو كرده است؟ شما اين ليوان آب را از بين ‏برده‌ايد يا اين ليوان آب، شما را؟ شما او را هضم كرديد يا او شما را؟ قرآن نمى‌گويد مرگ، انسان را مى‌چشد ‏مى‌گويد انسان، مرگ را مى‌چشد. مرگ يعنى تحول، مرگ يعنى تغيير، انسان تغيير و تحول و دگرگونى را ‏مى‌چشد، محو مى‌كند و به ثبات مى‌رسد.‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   |