عاشقی را قابلیت لازم اســــت طالب حق را حقیقت لازم است
عشق ازمعشوق اول ســـــرزند تا به عاشـــــــق جلوه دیگر زند
تا به حدی که برد هســتی ازاو سرزند صد شورش ومستی از او
يَا عَلىُّ: اِنَّهُ لاَ فَقْرَ اَشَدَّ مِنَ الْجَهْلَ، وَلاَ مالَ أَعْوَدَ مِنَ الْعَقْلِ، وَ لأ وَحْدَةَ أَوْحَشَ مِنَ الْعُجْبِ، وَ لاَ عَمَلَ كَالتَّدبِيرِ، وَ لاَ وَرْعَ كَالْكَفِّ، وَ لاَ حَسَبَ كَحُسْنِ الْخُلْقِ، اِنَّ الْكِذبَ وَ قَدَّ دَرَكَ مَنْازِلَ وَ جَعَلَكَ آيَةً لِلْعَالَميِنِ.
ترجمه:
اى على فقرى از نادانى بدتر، مالى از عقل سودمندتر، و تنهايى و غُربَتى از خودپسندى وحشتناكتر نيست، هيچ عملى چون عاقبت انديشى و هيچ پرهيزكارى اى چون خود دارى (از گناه) و هيچ حسب و نسبى چون خوشخويى نيست، آفت گفتار، دروغ و آفت علم، فراموشى و آفت سخاوت، منّت است.
| استاد آیت الله العظمی جوادی آملی: | ||
| خداوند از كساني كه خدا محور و در همه حالات به ياد خدا هستند، به عنوان ﴿أولو الألباب﴾ ياد ميكند: ﴿الذين يذكرون الله قياماً وقعوداً وعلي جنوبهم ويتفكرون في خلق السموات والأرض ربنا ما خلقت هذا باطلاً﴾(1) كسي كه داراي لُبّ و مغز است، هميشه به ياد خدا و آن كس كه در حال رفاه و آسايش از ياد خدا غافل است و فقط در حال خطر، خدا را براي رفع خطر ميخواند، تهي مغز است و نميداند كه تهي مغز است، و خود را صاحب مغز ميپندارد كه اين باور باطل هم از تهي مغزي اوست. 1. سوره آل عمران، آيات 191 ـ 190. سيره رسول اكرم صلي الله عليه و آله ج1، 209. | ||
| استاد حکیم وفرزانه حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی دامت برکاته : | ||
| خداي سبحان به سالكان راه خود دستور ميدهد: ﴿وإياي فارهبون﴾(1) يعني رهبانيت و پرهيز و ترس و هراستان فقط از من باشد. خداوند همانطور كه در رغبت، موّحد ميپروراند در رهبت، هم موّحد ميپروراند. فقط از خدا بترسيد كه همه كارها به دست اوست اگر سود و زياني به انسان برسد فقط به مشيّت اوست زيرا «ضار»و «نافع»از اسماي حسناي اوست واگرموجودات ديگرسود وزياني بهانسان برسانند، مظاهر آن ضار و نافعاند و مظهر، بدون اذن ظاهر كاري انجام نميدهد. 1. سوره بقره، آيه 40. سيره رسول اكرم صلي الله عليه و آله ج1، 217. | ||
| آیت الله العظمی جوادی آملی روحی فداه راه حلّى كه قرآن براى تهذيب روح ارائه مىدهد، يكى «مراقبت از خود»، و ديگرى «ياد خدا» است؛ انسان بايد اوّلاً مواظب جلسات، خواندنيها، شنيدنيها، خوردنيها و پوشيدنيهاى خود باشد؛ مواظب باشد چه سخنى را مىشنود و چه مىگويد، دقّت كند كه در كنار سفرهٴ غذاى حلال مىنشيند يا حرام؟ لباسى را كه بر تن مىكند بايد گذشته از حلال بودن، لباس شهرت نباشد. گاهى شخص لباسى مىپوشد تا مشهور شود و هنگامى كه از كوى و برزن مىگذرد لباسش جلب توجّه كند. اين نشان مىدهد كه او گرفتار خودبينى است. مراحل اخلاق در قرآن، ص ٣٤. | ||
| سنگ و گوهر را نه دشمن شو نه دوست | آن نظرکن تو که این از دست اوست | |
| گر ترا سنگی زند معشوق مست | به که از غیری گهر آری به دست | |
| مرد باید کز طلب در انتظار | هر زمانی جان کند در ره نثار | |
| نه زمانی از طلب ساکن شود | نه دمی آسودنش ممکن شود | |
| گر فرو افتد زمانی از طلب | مرتدی باشد درین ره بیادب |
| من نمیگویم که عاقل باش یا دیوانه باش | گر به جانان آشنایی از جهان بیگانه باش | |
| گر سر مقصود داری مو به مو جوینده شو | ور وصال گنج خواهی سر به سر ویرانه باش | |
| گر ز تیر غمزه خونت ریخت ساقی دم مزن | ور به جای باده زهرت داد در شکرانه باش | |
| چون قدح از دست مستان می خوری مستانه خور | چون قدم در خیل مردان میزنی مردانه باش | |
| گر مقام خوشدلی میخواهی از دور سپهر | شام در مستی، سحر در نعرهی مستانه باش | |
| گر شبی در خانه جانانه مهمانت کنند | گول نعمت را مخور مشغول صاحب خانه باش | |
| یا به چشم آرزو سیر رخ صیاد کن | یا به صحرای طلب در جستجوی دانه باش | |
| یا مشامت را ز بوی سنبلش مشکین مخواه | یا هم آغوش صبا یا هم نشین شانه باش | |
| یا گل نورسته شو یا بلبل شوریدهحال | یا چراغ خانه یا آتش به جان پروانه باش | |
| یا که طبل عاشقی و کوس معشوقی بزن | یا به رندی شهره شو یا در جمال افسانه باش | |
| یا به زاهد هم قدم شو یا به شاهد هم نشین | یا خریدار خزف یا گوهر یک دانه باش | |
| یا مسلمان باش یا کافر، دورنگی تا به کی | یا مقیم کعبه شو یا ساکن بت خانه باش | |
| یا که در ظاهر فروغی ذکر درویشی مکن | یا که در باطن مرید خسرو فرزانه باش | |
| ناصرالدین شه که چرخش عرضه میدارد مدام |
شادکام از وصل معشوق و لب پیمانه باش |