| در محضر استاد آیت الله جوادی آملی دامت برکاته | ||
قرآن در همه مراحل زندگي دنيا از انسان خواسته تا درست بينديشد و رهتوشه اخروي برگزيند. آياتي نظير «لعلّكم تتفكّرون في الدّنيا و الاخرة» (1) و «أفلم يسيروا في الأرض فينظروا كيف كان عاقبة الّذين من قبلهم و لدار الاخرة خير للّذين اتّقوا أفلا تعقلون» (2)؛ آيا در روي زمين سير نكرده تا عاقبت پيشينيان آنان را بنگرند؟ شما مؤمنان اگر تعقل كنيد به خوبي خواهيد فهميد كه سراي آخرت براي پارسايان و پرهيزكاران بسيار نيكوتر است. قرآن در آيهاي صريح و روشن خاطرنشان ميسازد كه اسوه و مقتداي شما پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است كه دربارهٴ روز واپسين بيش از همه تدبّر داشت: «لقد كان لكم في رسول اللّه أسوة حسنة لمن كان يرجوا اللّه و اليوم الاخر و ذكر اللّه كثيراً» (3)؛ شما را در اقتدا به رسول خدا خير و سعادت بسيار است، براي آنان كه به ثواب و روز قيامت اميدوار باشند و ياد خدا بسيار كنند. 1 ـ سورهٔ بقره، آيات 219 ـ 220 2 ـ سورهٔ يوسف، آيهٔ 109 3 ـ سورهٔ احزاب، آيهٔ 21. مأخذ: (معاد در قرآن، ص 90 ـ 91). | ||
كلمه ی Weblog (وبلاگ) از دو جزء Web (وب) و Blog (نوشته های روزانه) تشكیل شده است. به طور كلی وبلاگ به مكانی كه یك وبلاگ نویس (بلاگر، Blogger) نوشته های روزانه ی خود پیرامون افكار، عقاید و وقایع اطراف را از طریق آن بر روی وب منتشر و در اختیار دیگران قرار می دهد وبلاگ یا به طور خلاصه بلاگ (Blog) می گویند.
كلمه ی WebSite (وبسایت) از دو جزء Web (وب) و Site (مجموعه) تشكیل شده است و در اصطلاح به مجموعه ای از صفحات كه شامل متن ها، فایل های گرافیكی و فایل های صوتی می شود و فرد یا شركتی از طریق آن اطلاعات خود را بر روی وب قرار گرفته می دهد وبسایت یا به طور خلاصه سایت می گویند.
بسم الله الرحمن الرحیم
عاقلی می گفت :
کاری را که برای شروع ان نمی توانی بسم الله الرحمن الرحیم بگویی ،
انجام نده .
واقعا چه سخن بزرگی !!!!!!!!!!
آیت الله العظمی جوادی آملی
از ائمه(ع) سؤال كردند كه علامت شب قدر چيست؟ فرمود: آن نسيم ملايم كه به شما بوزد، معلوم مي شود شب قدر را درك كرده ايد. اگر زمستان باشد، احساس سرما نمي كنيد. و اگر تابستان گرم باشد، احساس گرما نمي كنيد. اگر يك همچنين حالي در شما پيدا شد، اين نسيم قدر است. علامت ديگر اينكه: اگر بوي خوبي به مشام شما رسيد، اين نشانه قدر است. گاهي يعقوبي مي خواهد كه بوي يوسف را از فاصله هشتاد فرسخ استشمام كند، بگويد: انّي لأجد ريح يوسف لولا أن تفنّدون(1). اما گاهي آن كسي كه پيرهن يوسف را در دست دارد، بوي يوسف را استشمام نمي كند! فلمّا فصلت العیر(2)، همين كه قافله از مرز مصر حركت كرد، يعقوب فرمود: من بوي يوسف مي شنوم! ولايت عطري دارد، نبوت عطري دارد، يوسف هر عصر عطري دارد، شب قدر عطري دارد. اگر كسي شامه جانش باز شد، اين عطر را حس مي كند و اگر آن لامسه جانش باز باشد، اين نسيم خنك را حس مي كند.
دو ركن دعا
زندگی زیباست چشمی باز کن گردشی در کوچه باغ راز کن
هر که عشقش در تماشا نقش بست عینک بدبینی خود را شکست
علت عاشق ز علتها جداست عشق اسطرلاب اسرار خداست
من میان جسمها جان دیده ام درد را افکنده درمان دیده ام
دیده ام بر شاخه احساسها میتپد دل در شمیم یاسها
زندگی موسیقی گنجشکهاست زندگی باغ تماشای خداست
گر تو را نور یقین پیدا شود میتواند زشت هم زیبا شود
حال من در شهر احساسم گم است حال من عشق تمام مردم است
زندگی یعنی همین پروازها صبحها، لبخندها، آوازها
ای خطوط چهره ات قرآن من ای تو جان جان جان جان من
با تو اشعارم پر از تو میشود مثنوی هایم همه نو میشود
حرفهایم مرده را جان میدهد واژه هایم بوی باران میدهد
انسان ها را به چهار دسته عمده تقسیم کرده است
آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها . حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند
آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده اشان یکی است
آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت . کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که همواره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم
آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم هستند
شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند .ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم .قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب میشود . سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم و درست در زمانی که می روند یادمان می آیدکه چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
ای بهار عاشقی گرمای تابستانیت کو؟
که خزان گرد زمستان خیمه زد بر آشیانم
به کجای این شب آویزم قبای ژنده ام را؟
آفتابی، اختری، ماهی نمی پرسد نشانم؟
سینه مالامال در دست ای دریغا غمگساری
دل ز تنهائی به جان آمد خدا را دلستانم
اى فرزندم، دنيا درياى عميقى است كه افراد زيادى در آن غرق شده اند، پس لازم است كه كشتى نجات تو در آن تقواى الهى و زاد و توشه اش ايمان و بادبان آن توكّل بر خدا و ناخداى آن عقل و راهنماى آن علم و لنگرش صبر باشد.
علی (ع):
پسرم! درست است که من به اندازه همه کسانی که پیش از من زیستهاند عمر نکردهام،اما
۱-در کردار آنها نظر افکندم
۲- در اخبارشان تفکر نمودم .
۳-در آثار آنها به سیر و سیاحت پرداختم .
تابدان جا که یکی از آنها شدم، بلکه گویا در اثر آنچه از تاریخ آنها به من رسیده، با همه آنها از اول تاآخر بودهام. من قسمت مصفا و زلال زندگی آنان را از بخش کدر و تاریک بازشناختم و سود وزیانش را دانستم، از میان تمام آنها قسمتهای مهم و برگزیده را برایتخلاصه کردم، و از بین همهآنها زیبایش را برایت انتخاب نمودم و مجهولات آن را از تو دور داشتم.