تبليغاتX
اولوالالباب ( صاحبان خرد ناب )
لب و خرد به معنای نیروی ادراكی ناب است كه از گزند وهم و خیال و قیاس و گمان مصون است
 

طي شد اين عمر تو داني به چه سان

پوچ و بس تند باددمان

همه تقصير من است اين كه خودم مي دانم

كه نكردم فكري،كه تامل ننمودم روزي،ساعتي يا آني

كه چه سان عمر مي گذرد و عمر گران

كودكي رفت به بازي،به فراغت به نشاط

فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات

همه گفتند:كنون تا بچه است ، بگذاريد بخندد و شادان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

زندگی فردی و اجتماعی، هيچ‌كس بدون وقت‏شناسی و ايجاد نظم و برنامه به سامان نمی‏رسد، ما با يك نگاه به جهان هستی می‏فهميم كه همه چيز بر اساس نظم دقيق است.

بی‌شك وقت و فرصت بزرگ‌ترين سرمايه گران‌بها و بی‏نظير برای بشر است، كه می‏توان در استفاده بهينه از آن در همه عرصه‏ها به پيش رفت و به عالی‏ترين درجات مادی و معنوی نايل شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی ( دامت برکاته ) می فرماید :

یك روز مهمان مقام معظم رهبری بودم . سفره را كه گستردند ، فرزند ایشان آقا مصطفی نیز نشسته بـود . آیت اله خامنه ای به وی نگاهی كردند و فرمودند : « پاشو برو ! » من خدمت ایشان عرض كردم : اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند ؛ من از او خواستم كه با هم باشیم . آقا فرمودند : « ایـن غـذا مـال بیـت المال است ، شما هم مهمان بیت المال هستید . برای بچه ها جایز نیست كه بر سر این سفره بنشینند . آنها به منزل بروند و از غذای خانه بخورند » من در آن لحظه فهمیدم كه خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا داده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ايمان مرا به كاملترين مراتب ايمان برسان، و يقينم را فاضلترين درجات يقين ساز، و نيتم را به بهترين نيتها و عملم رابه بهترين اعمال ترفيع ده.
خدايا به لطف خود نيتم را كامل و خالص ساز. و يقينم راثابت و پا برجاى دار و به قدرت خود آنچه را كه از من تباه شده اصلاح فرماى.
خداوندا بر محمد و آلش رحمت فرست و مهماتم را كه باعث دل مشغولى من است، كفايت كن و مرا به كارى كه فردا از آن مورد سؤال قرار مى‏دهى بگمار، و روزگارم را در آنچه براى آنم آفريده‏اى مصروف دار و از غير خود بى‏نياز ساز و روزيت را بر من بگستر و به نگاه كردن به حسرت در مال و منال و جاه و جلال توانگرانم دچار مكن و عزيزم گردان و گرفتار كبرم مساز و بر بندگى خود رامم كن و عبادتم را به سبب خود پسندى تباه منماى. و خير را براى مردم به دستم روان كن. و كار نيكم را به منت نهادن باطل مگردان و اخلاق عاليه را به من مرحمت فرماى. و مرا از تفاخر و مباهات نگاهدار.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

   مردی از امام زین العابدین علیه السلام درباره «حق معلوم‏» در آیه شریفه «والذین فی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم‏» (2) سؤال کرد و امام فرمود: «حق معلوم، چیزی است که شخص از مال خود بیرون می‏کند و آن غیر از زکات و صدقه واجب است .» آن مرد پرسید: با این مال چه بکند؟ امام فرمود: «با آن صله رحم می‏کند و به ضعیفان کمک می‏نماید و رنج ایشان را برطرف می‏سازد و یا به برادر دینی‏اش محبت می‏کند و گرفتاری او را برطرف می‏سازد .» (3)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 


عشق يعني حيدر ثاني شدن ...
                        در سکوت کوفه قرباني شدن ...
عشق يعني ما رايت الا جميل...
                        عاشقي از بهر محبوبش قتيل ...
عشق يعني ره سپردن تا به شام ...
                          خطبه خواندن بهر ابلاغ پيام ...
عشق يعني يک سر چون آفتاب ...
                           در ميان طشت مملو از شراب ...
عشق يعني خواهري اندوهناک ...
                            در فراق اختراني تابناک ...
عشق يعني جمعه هاي انتظار ...
                             آه سوزان از فراق روي يار ...
عشق يعني ديده بر در دوختن ... 
                            عشق يعني در فراقش سوختن ...

اما خوب با اين عشق هم خيلي وقته آشنا شدم که دلم نيومد ازش چيزي نگم ...

شب است وترکش وهور الهويزه ...
                               شب است و ترکش و باران نيزه ... 
اذان گقتن اي ياران چه زيباست ... 
                              دو رکعت عشق بر خاک هويزه ...

يادش بخير شبهاي هويزه ... يادش بخير روزهاي هويزه ... يادش بخير خدایا مارا مدیون امام وشهدا ممیران الهی آمین .

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

    آخرين لحظات عمر آدمي يكي از حساسترين لحظه هاي زندگي است.لحظاتي كه آدمي با مرگ هم آغوش خواهد شد و از اين دنيا با همه جذابيتهايش بايد خداحافظي كند.

اهميت اين لحظات وقتي بيشتر مي شود كه ما از آخرين لحظات عمر شخصيتي صحبت كنيم كه يكي از بزرگترين و تاثير گذارترين شخصيتهاي تاريخ باشد.

     نيمه خردادماه يادآور آخرين لحظات زندگي بزرگمردي است كه بعد از معصومين (ع) تاريخ به خود ديده است. به نظر شما آخرين لحظات عمر حضرت روح الله (ص) چگونه گذشته است؟! آخرين توصيه هاي ايشان چه بوده است؟! و ايشان به چه كاري مشغول بوده اند؟! خاطرات دختر حضرت امام و نوه ايشان پاسخي است به اين سوالات.

     درآخرين لحظات زندگي، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي، اعضاء خانواده و دوتن از مسئولين دفترشان راخواستند و به آنها گفتند: «اين راه سختي است، سعي كنيد گناه نكنيد» بعد فرمودندكه«چراغ راخاموش كنيد مي خواهم بخوابم».

     حضرت امام بيهوش شدند و پزشكان يكبار ديگر ايشان را به هوش آوردند اما در ساعت 22 روز شنبه 13 / 3 / 68 مجدداً شوك به ايشان دست داد و آرام رحلت كردند.

  امام در آخرين روزهاي حيات همواره ما را به عمل صالح و تقوا سفارش مي كردند. حضرت امام در آخرين لحظات زندگي كه قادر به صحبت كردن نبودند، دستهاي خود را تكان مي دادند و ما متوجه شديم ايشان درحال نماز خواندن هستند سپس چشمانشان را بر هم گذاشته و براي هميشه خاموش شدند.

 سركار خانم زهرا مصطفوي دختر حضرت امام (ره)

    حضرت امام(ره) درآخرين روز كه تقريباً ساعت 10 شب بود، نماز مغرب و عشا را با اشاره خواندند. درحاليكه بي هوش بودند يكي از پزشكان بالاسرشان رفت و گفت شايد بشود آقا را براي نماز به هوش آورد، به اين لحاظ گفت آقا وقت نماز است. همين كه گفتند وقت نماز است آقا متوجه شدند و به هوش آمدند و نمازشان را با اشاره دست خواندند. از صبح آن روز هم مرتب از ما سوال مي كردند كه چقدر به ظهر مانده چون خودشان ساعت دم دستشان نبود و آن قدرت را نداشتند كه به ساعت نگاه كنند يكربع به يكربع وقت را سوال مي كردند به خاطر اينكه نمازشان قضا نشود نماز را اول وقت به جا مي آوردند.

 سركار خانم نعيمه اشراقي نوه حضرت امام(ره)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

منبر از پشت شيشه مسجد


چشمش افتاد به چوبه دار


عصبي گشت وغيضي وغضبي


بانگ برزد که : اي خيانتکار


توهم از دودمان مابودي


سخت وحشي شدي و وحشت بار


ما سر و کارمان به صلح وصلاح


تو به جرم وخيانتت سروکار


نرده کعبه حرمتش کم بود


که شدي دار شحنه ؟ شرمی دار


دار بعد از سلام وعرض ادب


وزگناه نکرده استغفار


گفت :مانيز خادم شرعيم


صورت ، اخيارگر يا اشرار


هر کجاپند وبند درمانند


نوبت دار مي رسد ناچار


منبري را که گير ودارش نيست


همه از دور وبر کنند فرار


ليک منبر فرونمي آمد


باز بر مرکب ستيزه سوار


دار هم عاقبت زجادررفت


روبه در تاکه بشنود ديوار


گغت : اگر منبرتومنبر بود


کا ر مردم نمي رسيد به دار

«شهريار »
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ﴿المؤمنون: ٥١﴾

از قديم تاءثير غذاها بر روحيّات اخلاق انسانى مورد توجّه دانشمندان بوده است و حتّى اين مطلب جزء فرهنگ توده هاى مردم شده است ؛ مثلا، خونخوارى را مايه قساوت و سنگدلى مى شمردند، و معتقد بودند كه عقل سالم در بدن سالم است .

در آيات قرآن مجيد و روايات اسلامى نيز نشانه هاى روشنى براى اين معنى ديده مى شود.

از جمله در آيه 41 سوره مائده درباره گروهى از يهود كه مرتكب كارهاى خلافى از قبيل جاسوسى بر ضدّ اسلام و تحريف حقايق كتب آسمانى شده بودند، مى فرمايد:

((آنها كسانى هستند كه خدا نخواسته است دلهايشان را پاك كند (اولئك الّذين لم يرداللّه اءن يطهّر قلوبهم ...)!))

و بلافاصله در آيه بعد مى فرمايد: ((سمّاعون للكذب اءكّالون للسّحت ؛ آنها بسيار به سخنان تو گوش فرامى دهند تا آن را تكذيب كنند و بسيار مال حرام مى خورند!))

اين تعبير نشان مى دهد كه آلودگى دلهاى آنها بر اثر اعمالى همچون تكذيب آيات الهى ، و خوردن مال حرام بطور مداوم بوده است ؛ زيرا بسيار از فصاحت و بلاغت دور است كه اوصافى را براى آنها بشمرد كه هيچ ارتباطى با جمله ((لم يرداللّه اءن يطهّر قلوبهم)) نداشته باشد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

1- محاسبه روزانه نفس
«حَقٌّ عَلى کُلِّ مُسْلِم یَعْرِفُنا أَنْ یَعْرِضَ عَمَلَهُ فى کُلِّ یَوْم وَ لَیْلَة عَلى نَفْسِهِ فَیَکُونَ مُحاسِبَ نَفْسِهِ، فَإِنْ رَأى حَسَنَةً اسْتَزادَ مِنها، وَ إِنْ رَأى سَیِّـئَـةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ یَخْزى یَوْمَ الْقِیمَةِ.»:
بر هر مسلمانى که ما را بشناسد سزاوار است که در هر شبانه روز عملش را بر خود عرضه دارد و خود حسابگر خویش باشد، اگر حسنه دید بر آن بیفزاید، و اگر گناه دید از آن آمرزش خواهد تا این که روز قیامت رسوا نشود.
2- استقامت
«لَوْ أَنَّ شیعَتَنا اسْتَقامُوا لَصافَحَتْهُمُ الْمَلائِکَةُ وَلاََظَلَّهُمُ الْغَمامُ وَ لاََشْرَقُوا نَهارًا وَ لاََکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَ لَما سَأَلُوا اللّهَ شَیْئًا إِلاّ أَعْطاهُمْ.»:
اگر شیعیان ما استقامت مى ورزیدند، هر آینه فرشتگان با آنها دست مى دادند و ابر بر آنها سایه مىانداخت و در روز مىدرخشیدند و از فراسر و زیر پاى خود روزى مى خوردند و چیزى از خدا نمى خواستند، مگر این که به آنها مى داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   |