با عنايت به اين كه قرآن بدون معرفي خداوند براي هميشه ناشناخته باقي مي ماند و با توجه به اين كه بدون معرفت حقيقت و جايگاه يك چيز، آدمي بدان نمي گرايد بدين رو خداوند براي شناساندن قرآن نكاتي را مطرح ساخته است.
آنچه در پی می آید گوشه ای از جایگاه، ظرفیت و ویژگیهای قرآن کریم است که خداوند آنرا بیان نموده است
1. از سوی خداوند رحمان، رحیم، حکیم، علیم، خبیر، پروردگار جهانیان و عالم اسرار آسمان و زمین:
تِلْكَ ءَايَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَىِّ حَدِيثِ بَعْدَ اللَّهِ وَ ءَايَاتِهِ يُؤْمِنُونَ
[1]اين [ها] ست آيات خدا كه به راستى آن را بر تو مىخوانيم. پس، بعد از خدا و نشانههاى او به كدام سخن خواهند گرويد؟
وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْءَانَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ
[2]
نمل/6و حقّاً تو قرآن را از سوى حكيمى دانا دريافت مىدارى.
[1] . جاثيه/6
[2] .
الرَّحْمَانُ عَلَّمَ الْقُرْءَانَ خَلَقَ الْانسَانَ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ[1]
[خداى] رحمان، قرآن را ياد داد. انسان را آفريد، به او بيان آموخت.
تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ[2]
[و كتابت] از جانب آن عزيزِ مهربان نازل شده است،
مَا كاَنَ حَدِيثًا يُفْترََى وَ لَكِن تَصْدِيقَ الَّذِى بَينَْ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شىَْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ[3]
سخنى نيست كه به دروغ ساخته شده باشد، بلكه تصديق آنچه [از كتابهايى] است كه پيش از آن بوده و روشنگر هر چيز است و براى مردمى كه ايمان مىآورند رهنمود و رحمتى است.
إِنَّا نحَْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحََفِظُونَ[4]
بىترديد، ما اين قرآن را به تدريج نازل كردهايم، و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود.
بر اساس علم صحیح الهي تدوين و نازل شده است:
وَ لَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْناَهُ عَلىَ عِلْمٍ هُدًى وَ رَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُون[5]
و در حقيقت، ما براى آنان كتابى آورديم كه آن را از روى دانش، روشن و شيوايش ساختهايم، و براى گروهى كه ايمان مىآورند هدايت و رحمتى است.
وَ قَالُواْ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِىَ تُمْلىَ عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحيماً[6]
و گفتند: «افسانههاى پيشينيان است كه آنها را براى خود نوشته، و صبح و شام بر او املا مىشود.» بگو: «آن را كسى نازل ساخته است كه رازِ نهانها را در آسمانها و زمين مىداند، و هموست كه همواره آمرزنده مهربان است.»
[1] . رحمن/4-1
[2] . يس/5
[3] . يوسف/111
[4] . حجر/9
[5] . اعراف/52
[6] . فرقان/5و6
حضرت امام خمینی (ره)
می فرمايند :"يكي از حجب ،كه مانع از استفاده از اين صحيفه نورانيه است اعتقاد به آن است كه جز آن چه مفسرين نوشته يا فهميده اند كسي را حق استفاده از قران نيست وتفكر وتدبر در آيات شريفه را به تفسير به راي ،كه ممنوع است ،اشتباه نموده اند و به واسطه اين راي فاسد وعقيده باطله ،قران شريف را از جميع فنون استفاده عاري نموده وآن را به كلي مهجور نموده اند. ( آداب الصلاةص 110.)

بیرجندی ، عبدالعلی ، ریاضیدان و منجم سده های نهم و دهم . نام کامل او نظام الدین عبدالعلی بن محمدبن حسین است و وی را با القاب فاضل بیرجندی (ابوریحان بیرونی ، مقدمة همائی ، ص قکز) و محقق بیرجندی (آیتی ، ص 206) نیز نامیده اند. از تاریخ تولدش اطلاع دقیقی در دست نیست و دربارة مذهب او نیز بحثهایی وجود دارد. در بعضی از نسخه های خطی آثارش (از جمله در نخستین سطر از رسالة شرح زیج جدید سلطانی ، نسخة شمارة 1/321 کتابخانة وزیری یزد) او را حنفی دانسته اند و قربانی (ص 173) نیز، برهمین اساس ، او را بر این مذهب دانسته است . اما بعضی نیز او را شیعه گفته اند (آیتی ، همانجا). ناجی نصرآبادی (ص 43) با استناد به بخشی از دیباچة کتاب ابعاد و اجرام بیرجندی ، او را شیعه دانسته ، و عبدالحسین حائری (ج 19، ص 364) نیز، با استناد به بعضی نوشته های بیرجندی دربارة استخراج وقت ظهر و عصر، قرائنی برای شیعه بودن او برشمرده است . در هر صورت ، به نظر می رسد که اشتهار بیرجندی به تشیع ، بیش از شهرت وی به حنفی مذهبی بوده است ، به طوری که آقابزرگ طهرانی در الذریعه و طبقات اعلام الشیعه ، به معرفی و بررسی بسیاری از کتابهای بیرجندی پرداخته است . نوشتة آقابزرگ در طبقات (ص 125) تنها جایی است که بیرجندی را عبدالعلی بن نظام الدین معرفی کرده در حالی که در سایر منابع نظام الدین جزئی از نام خود بیرجندی دانسته شده است نه نام پدر وی .
وجود چند بیرجندی در زمانهای مختلف ، باعث شده است که بعضی از آثار آنان به عبدالعلی بیرجندی که از همه مشهورتر است نسبت داده شود. یکی از این افراد عبدالعلی بیرجندی بُجدی ، از پیروان مذهب حنفی ، است که آیتی (ص 207) از او نام برده است . میرزا محمدعلی بن محمد اسماعیل قاینی بیرجندی (متوفی 1305) نیز با عبدالعلی بیرجندی یکی دانسته شده و کتابی از او به عبدالعلی نسبت داده شده است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ).
عبدالعلی بیرجندی از محضر استادان بزرگی بهره برد؛ به روایت خواندمیر (ج 4، ص 615) علم حدیث را نزد خواجه غیاث الدین کاشانی (متولد 832) و فنون حکمی را نزد منصوربن معین الدین کاشی ، همکار غیاث الدین جمشید کاشانی ، و سایر علوم را نزد کمال الدین قنوی آموخت . ملامسعود شروانی و سیف الدین تفتازانی نیز از استادان او به شمار می روند (ناجی نصرآبادی ، ص 42). او را استاد شیخ بهایی دانسته اند (آیتی ، ص 206) که با توجه به زمان تولد شیخ بهایی (953) نادرست است (احمدی بیرجندی ، ص 24). امین احمد رازی (ج 2، ص 326) از بیرجندی با عنوان «جامع علوم معقول و منقول » یاد می کند و می نویسد: «جهت معیشت اولاد خود هشتاد ساله تقویم استخراج نموده .» برای مرگ بیرجندی تاریخهای مختلفی ذکر شده است (احمدی بیرجندی ، ص 33) اما تاریخ پایان یافتن تعدادی از کتابهایش ، مرگ وی را در934 تأیید می کند (قربانی ، همانجا؛ منزوی ، 1374 ش ، ج 1، ص 165).
منبع:دایره المعارف اسلامی