تبليغاتX
اولوالالباب ( صاحبان خرد ناب )
لب و خرد به معنای نیروی ادراكی ناب است كه از گزند وهم و خیال و قیاس و گمان مصون است

مي دوني فرق روز پدر با روز مادر چيه ؟
روز مادر طلا فروشي ها شلوغ مي شه
اما روز پدر جوراب فروشي ها ..
مي دوني شباهشتون چيه ؟
پول هر دو از جيب بابا مي ره

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 

آیا می دانید وهابیان این مظاهر خشونت وتعصب کور علیه پیروان اهل بیت علیهم السلام در جهان جنایت می کنند و این ماهستیم که بهانه بدستشان می دهیم به تصاویر نگاه کنید .

در حالیکه قران که هویت اهل بیت علیهم السلام می باشد واهل بیت قران مجسم ومعجزه عملی پیامبر (ص)می باشند می فرماید : لاتقولوا راعنا بل قولوا انظرنا یعنی یک کلمه که دیگران سوء استفاده می کنند نگوئید  حال چرا ما بجای معرفی اهل بیت که مظهر همه ی زیبائیها مظهر علم و رحمت خدا هستند کارهای انجام دهیم که بهانه بدست دشمنان دهیم ؟۱۱۱

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 

آيت الله شيخ محمد حسين نابغ آيتى

    شادروان نابغ آيتى به سال 1305 شمسى در قريه نويك از محال بيرجند ديده به جهان گشود. دوران كودكى را به فراگيرى علوم  عربى نزد پدرش حجت الاسلام شيخ محمد در "نويك" گذرانيد و سپس براى ادامه تحصيلات به بيرجند و مشهد و قم سفر كرد و سرانجام به دريافت اجازه اجتهاد موفق گرديد. در سال 1350  كه پدر همسرش آيةالله شيخ محمد حسين آيتى رحلت نمود از طرف اهالى بيرجند از ايشان درخواست شد كه از قم به بيرجند آمده و زعامت علمی ودینی مردم فهیم این منطقه را بر عهده گیرند  واین عالم فرزانه این مسئولیت را پذیرفت . مرحوم نابغ آيتى، در بيرجند ضمن انجام امور دينى، دفترى را گشود كه درآن به حل و فصل دعاوى، حكميت‏ها، صدور احكام شرع، پاسخگويى به استفتاها، استشاره ها، استخاره‏ها و اداره امور طلاب و كمك به نيازمندان شهر مى‏پرداخت.

    ضمن انجام تمام اين امور، در گسترش مسجد موسوم به آيتى و ايجاد كتابخانه زحمت بسيار كشيد.

    زنده ياد نابغ آيتى شخصيتى باكفايت و با صراحت بيان بود و آنچه را به مصلحت مى‏ديد پى مى‏گرفت. وى پس از يك سال بيمارى در خرداد ماه سال 1375 بدرود حيات گفت.

    نابغ آيتى  داراى ذوق ادبى و قريحه شعرى بود. از ديوان شعر نامبرده قطعه « در بى‏اعتبارى دنيا » انتخاب شده است.

                                          در بى‏اعتبارى دنيا

 اين جهان چون شوره زارى بيش نيست 

     خانه ناپايدارى بيش نيست

 اين كه گوئى اين كنم يا آن كنم     

  در حقيقت جز شعارى بيش نيست

 عاشق ومعشوق را دراين ديار    

  غير يك بوس و كنارى بيش نيست

 آن عروس خانه بعد از چند روز 

 پيرزال دل فگارى بيش نيست

 آن جوان با غرور پهلوان 

  پير مرد بى بخارى بيش نيست

 آنكه را پنداشتى مرد خداست  

   ديدى آخر نابكارى بيش نيست

 آنچه راكردى فراهم روز و شب  

  لاشه صيد و شكارى بيش نيست

 ارزش دنيا به نزد عاقلان  

   ارزش موى حمارى بيش نيست

 اسوه تقوى و فضل و کرم  

 راست گويم هشت و چارى بيش نيست

 پس ز دنيا دل بريدن بهتر است 

 چونكه او ليل و نهارى بيش نيست 

 آيتى گويد كه دنياى دنى    

 بهر مؤمن اضطرارى بيش نيست

 

خدا او را غریق بحار رحمت خویش گرداند .ان شاءالله

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

به نام حضرت حق

 خوشا بيرجند ووضع دلپسندش  

     خداوندا نگهدار از گزندش

 نسيم باغران، عنبر شميم است    

 مگر با مشك تر مى‏پرورندش

 كمال وعقل و هوش و فضل ودانش   

    بخواه ازمردمان ارجمندش

 بيا جو بوى حكمت از نزارى 

 كه خواهى جست درخاك بلندش

 هر آن صاحبدلى كايد بدين شهر  

  به خوبى دلبران دل مى‏برندش

 ز خوبان اروپا هر كه دم زد  

  به مژگان تير باران مى‏كنندش

 دل و جانم به يغما دلبرى برد  

  به چشم مست و لعل نوشخندش

 نمودى صيد، آهوى دلم را     

  بدام زلف و گيسوى كمندش

 سمرقند و بدخشان و بخارا   

 همه بخشم بدان لعل چو قندش

 اگر روزى به‏شكّر خنده‏اى يار

  به‏دست آرد دل اين مستمندش

 بلى شيخ ضياء اين همت آموخت 

  ز شعر حافظ و اندرز و پندش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

وبالوالدین احسانا.      قران کریم

قدر مادرتان این دلیل عشق خدا به خودتان را بدانیدوبدانید خدای مهربانی که در دنیا برای ما قبل از به دنیا آمد ن ما فرشته ای به نام مادر آفریده یقینا فرشتگان محافظی هم در عالم برزخ ونیز سایر عوالم برای ما آفریده  است .

تو مگو ما را بدان شه بار نیست

با کریمان کارها دشوار نیست

این را هم بدانیم که:

هر کس که دلی دارد یک مور نیازارد

زیرا آن مور هم از دلبر دارد اثری بردل

برخی از بزرگان گفته اند دین در دو کلمه خلاصه می شود  مرنج و مرنجان .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

جمله ((ان اللّه لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم )) كه در دو مورد از قرآن با تفاوت مختصرى آمده است , يك قانون كلى و عمومى را بيان مى كند.
ايـن اصـل قـرآنـى كه يكى از مهمترين برنامه هاى اجتماعى اسلام را بيان مى كندبه ما مى گويد هرگونه تغييرات برونى متكى به تغييرات درونى ملتها و اقوام است , وهرگونه پيروزى و شكستى كـه به قومى رسيد از همين جا سرچشمه مى گيرد,بنابراين آنها كه هميشه براى تبرئه خويش به دنـبـال ((عـوامـل بـرونـى )) مى گردند, وقدرتهاى سلطه گر و استعماركننده را همواره عامل بدبختى خود مى شمارند,سخت در اشتباهند, چرا كه اگر اين قدرتهاى جهنمى پايگاهى در درون يك جامعه نداشته باشند, كارى از آنان ساخته نيست .
ايـن اصـل قـرآنى مى گويد: براى پايان دادن به بدبختيها و ناكاميها بايد دست به انقلابى از درون بزنيم , يك انقلاب فكرى و فرهنگى , يك انقلاب ايمانى واخلاقى , و به هنگام گرفتارى در چنگال بدبختيها بايد فورا به جستجوى نقطه هاى ضعف خويشتن بپردازيم , و آنها را با آب توبه و بازگشت بـه سـوى حق از دامان روح و جان خود بشوييم , تولدى تازه پيدا كنيم و نور و حركتى جديد, تا در پرتو آن بتوانيم ناكاميها و شكستها را به پيروزى مبدل سازيم .

 

الهی،

وقتی بیدار شدم که هنگام خوابیدن است

الهی، تا به حال می گفتم گذشته ها گذشت.

اکنون،

 

می

بینم

 

که گذشته هایم نگذشت؛

 

بلکه همه در   من جمع است،

آه، آه، از یوم جمع

 

الهي، گرگ و پلنگ را رام توان كرد، با نفس سركش چه بايد كرد؟

الهي،آن خواهم كه هيچ

نخواهم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 

یک روز مردی مداد بسیار زیبایی را ساخت تا به بازار برده و بفروشد .اما قبل از فروش مداد به او چند نصیحت کرد . او به مداد گفت : پنج چیز وجود دارد که تو باید از آنها کاملا مطلع باشی تا بتوانی یک مداد خوب و زیبا باقی بمانی .

 

اول آنکه شاید بتوانی خیلی از کلمات را بنویسی اما فقط باید چیزهایی را بنویسی که صاحبت از تو

می خواهد.

 

دوم ،قطعاًهرازگاهی تو را می تراشند و درد زیادی به جانت می افتد ،

 اما باید صبور باشی و بدانی که تنها در این صورت می توانی به مداد بودنت ادامه بدهی .

 

سوم ، شاید بعضی از کلمات را اشتباه بنویسی ، اما باید بعداً آنها را تصحیح کنی .

 

چهارم ، مبادا از نو تیزت برای آزار دادن دیگران استفاده کنی ، چون در آن صورت قطعاً مورد نفرت همه واقع می شوی .پس بهتر است از نوکت در جهت خوب استفاده کنی.

 

پنجم ، به ظاهر زیبایت مغرور نباش و فقط به فکر نوشتن کلمات پر معنا و نیکو باش

 چون فقط آنها از تو به یادگار می مانند و جسمت تا آخر تراشیده خواهد شد !!

 

مداد نصیحت های سازنده اش را قبول کرد و تک تک آن ها را به کار برد.

 

اما آیا ما انسانها ، به نصایح خالق خود یعنی پرورگار دانا و توانا ، گوش می کنیم؟

 

اول ، شاید ما قادر به انجام هر کاری باشیم ، اما فقط باید کارهایی را انجام دهیم که رضایت خداوند در آن است.

 

دوم ، در زندگی با مشکلات بسیاری رو برو می شویم که  گاه اشکمان را جاری می سازد ، اما تجربه کردن این مشکلات ما را قوی می سازد و به ما انگیزه حل مشکلات و ادامه راه را خواهند داد.

 

سوم ، شاید در زندگی دچار اشتباه شویم اما باید آنها را جبران کنیم .

 

چهارم ، هرگز از توانایی های خود برای آزار دیگران و قدرت نمایی استفاده نکنیم چون در آن صورت عشق اطرافیانمان را از دست می دهیم .

 

و پنجم ، این دنیا و تمام متعلقاتمان فانی است و تنها چیزی که از ما به یادگار می ماند ، اعمال ماست .

 

پس بیاییم بیشتر مراقب اعمالمان باشیم!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

خدايا به داده هايت شکر . به نداده هايت شکر . به گرفته هايت شکر . چون داده هايت نعمت . نداده هايت حکمت . و گرفتن هايت امتحان است .


+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 

نقش قران چون در این عالم نشست

 

نقشه های کاهن وپاپ را شکست

 

فاش گویم آنچه در دل مضمر است

 

 این کتابی نیست چیز دیگراست

 

چون به جان در رفت جان دیگر شود

 

جان چو دیگر شد جهان دیگر شود

اقبال لاهوری

نقش قرآن در زندگي بشري در ابعاد مختلف فردي، اجتماعي و حتي بين المللي، قابل دقت و بررسي است كه به طور مختصر به بعضي از آنها اشاره مي شود:
يكم. انسان نيازمند ارتباط مستقيم با آفريننده و هستي بخش خود است. اين ارتباط اگر چه از طريق مناجات و رازگويي دروني و قلبي انجام مي گيرد؛ اما دسترسي به كلمات خود خداوند، بسيار لذت بخش و اطمينان آور است. چنان كه اقبال لاهوري گفته است: «اگر مي خواهي خدا با تو سخن بگويد، قرآن بخوان».
اين ويژگي به طور كامل، تنها براي قرآن مجيد باقي مانده است و هيچ كتاب آسماني ديگر، چنين جايگاهي ندارد.
دوم. انسان در تكاپو و جست و جوي آگاهي هاي صحيح و معارف بلند و پرمعنا است. البته با استفاده از تجربيات بشري و تلاش هاي علمي، به بسياري از آگاهي ها مي توان دست يافت؛ اما براي اطمينان به درستي يافته هاي خود و آگاهي به آنچه براي او دست نايافتني است، نياز به يك منبع اصيل و غني بسيار محسوس است؛ چنان كه از زبان امام راحل(ره) گفته شده است: «اگر قرآن نبود، درهاي معرفت بر ما بسته بود».
قرآن مجيد در اين باره جايگاه ممتازي دارد. تعريفي كه قرآن از انسان دارد «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»؛ بقره (2)، آيه 30. و تعريفي كه قرآن از خداوند ارائه كرده است: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ»؛ شوري (43)، آيه 11.، همراه با بيان صفات جمال و جلال و تعريفي كه از نظام هستي و حيات و شعور همگاني موجودات ارائه داده «وَ إِنْ مِنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ»؛ رعد (13)، آيه 13. و بياني كه از پيوستگي و هماهنگي منظم همه كرات و افلاك و زمين و آسمان دارد «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها...»؛ شمس (91)، آيه 4 - 1.
و... نيازمندي همه جامعه بشري و پويندگان راه حق و حقيقت را به اين كتاب آسماني ضروري و آشكار ساخته است؛ زيرا بعضي از دانش ها به جز از طريق قرآن، براي بشر دست يافتني نيست: «وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ»؛ بقره (2)، آيه 151.
؛ «و آنچه را نمي دانستيد به شما ياد مي دهد...».
از جمله آگاهي هايي كه جز از طريق قرآن راهي براي دريافت آن نيست، آگاهي درباره جهان پس از مرگ و جزئيات جهان آخرت است؛ زيرا هيچ كدام از افراد بشر، تجربه تكرار و رفت و آمد آن را ندارند و درك بشري، هيچ گونه سابقه ذهني از آن ندارد. در حالي كه در سوره «واقعه»، «صافات»، «مرسلات» و... صحنه قيامت به تصوير كشيده شده است.
سوم. نقش برجسته ديگر قرآن اين است كه از سابقه تاريخ بشر، خبرهاي درست و مطابق واقع را نقل كرده و سرگذشت پيامبران و محتواي پيام آنان را - بدون هرگونه تحريف و دسيسه بشري به انسان ها رسانده است. ازاين رو قرآن حتي بر پيروان تورات و انجيل، منّت شايان توجهي دارد كه چهره پيامبران بني اسرائيل را به درستي معرفي كرده و حضرت موسي، عيسي، زكريا و... را آن گونه كه بوده اند - به دور از هر گونه تهمت و توهيني شناسانده و دست تحريف گران و دسيسه گران را نقش بر آب ساخته است. قرآن مجيد در اين باره مي فرمايد: «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَي ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ»؛ مائده (5)، آيه 116.؛ «اي عيسي پسر مريم! آيا تو گفتي به مردم كه من و مادرم را همچون دو خدا به جاي خداوند بپرستيد؟! گفت: منزهي تو! مرا نشايد كه چيزي را كه حق نيست بگويم».
چهارم. نقش برجسته ديگر قرآن براي جامعه بشري، اين است كه ظرفيت جهان شمولي دارد و پيام هاي آن براي تمام مصلحان جهان و حافظان حقوق بشر، قابل اعتنا و كاربردي است. تكيه بر نقاط مشترك پيروان اديان آسماني و پايبندي به اصول انساني (مانند عدالت گستري، امانت داري و...)، تلاش براي ريشه كني هرگونه ناهنجاري، ناپاكي و اختلاف و مخالفت با حق و درستي و... همگي شاخص هايي است كه ظرفيت جهان شمولي قرآن را به نمايش گذاشته است. آيات نوراني قرآن، تمامي اصلاحگران و حق گرايان را به سوي محور وحدت و پاكي، به دور از هر گونه تعصب و خودخواهي، دعوت كرده است: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلي كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ»؛ آل عمران (3)، آيه 64.؛ «بگو: اي اهل كتاب! بياييد بر سر سخني كه ميان ما و شما يكسان است، بايستيم كه: جز خدا را نپرستيم و چيزي را شريك او نگردانيم و برخي از ما بعضي ديگر را به جاي خدا به پروردگاري نگيرد»
بي ترديد گستردگي دانش بشر، تحولات شايان توجهي داشته و شكوفا سازي طبيعت و سلطه بر آن، به دست قدرت علمي و اطلاعاتي انسان و تجربه هاي بشري، تا حدود زيادي تأمين شده است. قرآن خود اين تحول آفريني را در گستره ظرفيت هاي انسان دانسته است: «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها»؛ هود (11)، آيه 61.؛ «خداوند شما را در زمين ايجاب كرد و وظيفه شكوفايي و آباداني و استخراج ظرفيت هاي زمين را به شما واگذار كرد».
رسالت دين و قرآن، «شكوفايي متوازن، متعادل و هماهنگ انسان» است. بر اين اساس بايد انسان را شناخت و آغاز و انجام او را دانست. بايد جايگاه انسان را در كل هستي به درستي تعريف كرد و رابطه او با خدا، خود، جامعه و طبيعت را تنظيم نمود.
رسالت علم ساخت جهان و رسالت قرآن، رشد ايمان و جهت دهي به حركت انسان است و با توجه به اسارت علم در دست برخي از انسان هاي آلوده به قدرت و ثروت و فزون خواه، ضرورت پايبندي به كتاب آسماني به دور از تحريف و يك مكتب الهي آشكار شده است.

براي آگاهي بيشتر ر.ك:
الف. محمدحسين طباطبايي، قرآن در اسلام، (دارالكتب الاسلاميه، 1372)؛
ب. عبدالله جوادي آملي، قرآن در قرآن، (مركز نشر اسراء، بهار 1378)؛
ج. عبدالله جوادي آملي، انتظار بشر از دين، (مركز نشر اسراء، 1380)؛
د. محمدتقي مدرسي، مباحثي پيرامون معارف قرآن كريم، (انتشارات محبان الحسين عليه السلام، 1379)؛
ه. محمد غزالي، نقش قرآن در جهان معاصر، انتشارات هه ژار سنندج، 1380).. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 

 عبدالعلی بیرجندی ، ریاضیدان و منجم سده های نهم و دهم . نام کامل او نظام الدین عبدالعلی بن محمدبن حسین است و وی را با القاب فاضل بیرجندی (ابوریحان بیرونی ، مقدمة همائی ، ص قکز) و محقق بیرجندی (آیتی ، ص 206) نیز نامیده اند. از تاریخ تولدش اطلاع دقیقی در دست نیست و دربارة مذهب او نیز بحثهایی وجود دارد. در بعضی از نسخه های خطی آثارش (از جمله در نخستین سطر از رسالة شرح زیج جدید سلطانی ، نسخة شمارة 1/321 کتابخانة وزیری یزد) او را حنفی دانسته اند و قربانی (ص 173) نیز، برهمین اساس ، او را بر این مذهب دانسته است . اما بعضی نیز او را شیعه گفته اند (آیتی ، همانجا). ناجی نصرآبادی (ص 43) با استناد به بخشی از دیباچة کتاب ابعاد و اجرام بیرجندی ، او را شیعه دانسته ، و عبدالحسین حائری (ج 19، ص 364) نیز، با استناد به بعضی نوشته های بیرجندی دربارة استخراج وقت ظهر و عصر، قرائنی برای شیعه بودن او برشمرده است . در هر صورت ، به نظر می رسد که اشتهار بیرجندی به تشیع ، بیش از شهرت وی به حنفی مذهبی بوده است ، به طوری که آقابزرگ طهرانی در الذریعه و طبقات اعلام الشیعه ، به معرفی و بررسی بسیاری از کتابهای بیرجندی پرداخته است . نوشتة آقابزرگ در طبقات (ص 125) تنها جایی است که بیرجندی را عبدالعلی بن نظام الدین معرفی کرده در حالی که در سایر منابع نظام الدین جزئی از نام خود بیرجندی دانسته شده است نه نام پدر وی .

وجود چند بیرجندی در زمانهای مختلف ، باعث شده است که بعضی از آثار آنان به عبدالعلی بیرجندی که از همه مشهورتر است نسبت داده شود. یکی از این افراد عبدالعلی بیرجندی بُجدی ، از پیروان مذهب حنفی ، است که آیتی (ص 207) از او نام برده است . میرزا محمدعلی بن محمد اسماعیل قاینی بیرجندی (متوفی 1305) نیز با عبدالعلی بیرجندی یکی دانسته شده و کتابی از او به عبدالعلی نسبت داده شده است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ).

عبدالعلی بیرجندی از محضر استادان بزرگی بهره برد؛ به روایت خواندمیر (ج 4، ص 615) علم حدیث را نزد خواجه غیاث الدین کاشانی (متولد 832) و فنون حکمی را نزد منصوربن معین الدین کاشی ، همکار غیاث الدین جمشید کاشانی ، و سایر علوم را نزد کمال الدین قنوی آموخت . ملامسعود شروانی و سیف الدین تفتازانی نیز از استادان او به شمار می روند (ناجی نصرآبادی ، ص 42). او را استاد شیخ بهایی دانسته اند (آیتی ، ص 206) که با توجه به زمان تولد شیخ بهایی (953) نادرست است (احمدی بیرجندی ، ص 24). امین احمد رازی (ج 2، ص 326) از بیرجندی با عنوان «جامع علوم معقول و منقول » یاد می کند و می نویسد: «جهت معیشت اولاد خود هشتاد ساله تقویم استخراج نموده .» برای مرگ بیرجندی تاریخهای مختلفی ذکر شده است (احمدی بیرجندی ، ص 33) اما تاریخ پایان یافتن تعدادی از کتابهایش ، مرگ وی را در934 تأیید می کند (قربانی ، همانجا؛ منزوی ، 1374 ش ، ج 1، ص 165).

وی دارای تالیفات بسیاری در زمینه ریاضیات و ستاره شناسی به زبانهای فارسی و عربی بوده که برخی از آنان در کتابخانه های انگلستان و هند نگهداری می شوند. آثار وی عبارتند از :

.اسطرلاب ، به فارسی ، که آن را به نامهای بیست باب در معرفت اسطرلاب و تحفه حاتمیه نیز معرفی کرده اند. این اثر در جمادی الاولی 900 نوشته شده است . نسخه ای از این رساله در موزه بریتانیا نگهداری می شود.

شرح مختصر الهیئه ، به عربی ، شرحی است بر ترجمه عربی خواجه نصیرالدین طوسی از سی فصل در معرفت تقویم خود, با نام مختصر الهیئه . نسخه ای از آن به شماره add3589 در دانشگاه کیمبریج وجود دارد.

المختصر فی بیان آلات الرصد، به عربی. تنها نسخه شناخته شده این کتاب در کتابخانه آصفیه در هندوستان نگهداری می شود.

شرح التذکرة النصیریة فی الهیئة ، به عربی ، تألیف در سال ۹۱۳ هجری قمری، شرحی است بر التذکرة النصیریة فی الهیئة خواجه نصیرالدین طوسی است . در سال ۱۱۴۲ هجری قمری (۱۷۲۹ میلادی) نایاناسو کهوپادیایه ، این کتاب را به زبان سانسکریت ترجمه کرده است.

ابعاد و اجرام ، به فارسی ، در بیان ابعاد و مسافتهای زمین و بعضی مسائل فلکی . این کتاب اجرام سفلی و اوضاع اجرام علوی ، مسالک و ممالک و مساحت سطوح اجسام نیز نامیده شده است

شرح بیست باب در معرفت اسطرلاب ، به فارسی ، تألیف در سال ۸۹۹ هجری قمری، شرحی است بر رسالة خواجه نصیرالدین طوسی در اسطرلاب

الحاشیه علی شرح الملخص ، تألیف بعداز سال ۹۲۱ هجری قمری، حاشیه ای است عربی بر شرحی که قاضی زاده رومی بر رسالة الملخص فی الهیئة چغمینی نوشته است.

کشاورزی نامه ، به فارسی ، که به نامهای فن کشت و زراعت ، رساله در فلاحت و ارشاد الزراعه نیز نامیده شده است.

بیست باب در معرفت تقویم

ترجمة تقویم البلدان ِ ابوالفداء

رساله در هیئت, به فارسی

رسالة فی آلات الرصد ، به عربی

شرح آداب المناظره ، به عربی, که در باب منطق است.

شرح الشمسیة ، به عربی که در باب ریاضیات است.

شرح الفوائد البهائیة ، به عربی , که در باب ریاضیات است.

شرح المجسطی یا شرح تحریر المجسطی ، به عربی

شرح زیج جدید سلطانی ، به فارسی

شرح الدرّالنّظیم فی خواص القرآن الکریم ، به عربی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

خراسان جنوبی به مرکزیت بیرجند که بر اساس  رای نما یندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ 29/1/83 از خراسان بزرگ منتزع شد دارای چهار شهر ستان قاین -  نهبندان- سربیشه سرایان می باشد.

این استان شرقی از شمال با خراسان رضوی, از شرق با سیستان و بلوچستان و کشور افغانستان, از جنوب با کرمان وسیستان و بلوچستان ,از غرب با یزد و خراسان رضوی مرز مشترک دارد.

با متوسط 167 میلیمتر دارای آب و هوای بیا بانی  همراه با تا بستا نهای گرم  و زمستان های سرد است و هیچ رود خانه دائمی در این استان وجود ندارد .دره های اطراف رشته کوه باقران و رشته کوه مومن آباد و روستای درمیان جز مناطق ییلاقی و خوش آب وهوای استان می باشد .لازم به تاکید است زیبا ترین روستا ها در شمال وجنوب رشته کوه مومن آباد و در بین دره ها وجود دارند وبه خاطر لطافت آب وهوا و آب شیرین قنوات و چشمه ها را تجمع کثیری را پدید آورده اند. مهمترین محصولات کشاورزی زرشک و زعفران و عناب است.

آثار وا بنیه تاریخی و کهن این سر زمین حاکی ازعظمت و دیرینگی فرهنگ و تمدن اقوام ساکن در این منطقه است و موکد این امر که از لحاظ علم و فرهنگ و معرفت از درخشان ترین نقاط ایران زمین می باشد .

بر اساس کتیبه های هخامنشی و نوشته های برخی از مورخان یونانی (قهستان) خاستگاه  یکی از اقوام ایرانی به نام (ساگارت) بوده و بخشی از چهاردهمین ساتراپ هخا منشی به شماره می آمده ,هرودت مورخ بزرگ قرن پنجم ق.م به این قوم اشاره داشته می نویسد : آنها در ردیف اقوام شرقی هستند و از سکنه ساتراپ چهاردهم هخامنشی به شمار می روند(( در سفرنامه سرپرستی  سایکس  آمده: در 328 ق.م  هزار نفر از مدافعان  شهر قائن  به مقابله با لشکر اسکندر  در آمدند)) دکتر بلوو  گلد اسمید  اعتقاد داردکه:() قلعه  کوه قائن  در عهد هخا منشیان همان کاخ سلاطین قهستان یا آرتاگو انابوده است.)) به خبر نوشته ها و قراین تاریخی  مستند کتیبه حاضر))( کال جنگال) به عنوان یک سند و مدرک بسیار معتبر نشان می دهد که در دوران حکومت اشکانیان قهستان از ایالات شاهنشاهی اشکانی و خوسف ( بخشی از بیرجند) ساتراپ نشین این منطقه بوده است در دوره ساسانیان منطقه قهستان  ایالتی بوده است هر چند گاهی فرمانروای این منطقه را ( هپتا لیان ) به عهده داشته اند ودر بین شهر های هرات و نیشابور همیشه مایه دل گرمی و پشتوانه قدرت جهت  حکومت مرکزی بوده است .

بر سنگ نگاره ها و کتیبه ( لاخ مزار)  واقع در روستای ( کوچ) بیر جند که به خط پهلوی ساسانی است نام های (( آخشنواز پادشاه هپتالی )) و (( قباد ساسانی ))  و همچنین صحنه بزم و عروسی قباد با دختر آخشنواز و چهره چند شخصیت هپتالی که دلیل واضحی بر حضور هپتال ها در خراسان جنوبی است به چشم می خورد .

و اما قائن  بر اساس گفته اصطخری  به دوره ساسانی و در سال 340 ه.ش مر کز قهستان بوده و مذهب آن خطه شیعه بوده است و جیهانی در 375 ه از سه دروازه شهر به نام های (در کون, در کلاوج, درزقان) نام برده است .ناصر خسرو که در سال 440 ه.ق به قائن سفر کرده است آن راشهری بزرگ با خندقی گرداگرد آن و مسجد بزرگی در داخلش معرفی نموده است  مارکوپولو نیز هوای آن جا را  معقول دانسته یاقوت حموی ومقدسی آن جا را بندر خراسان و خزانه کرمان نامیده اند در سال 29 ه.ق حاکم منطقه قهستان در مصاف با اخنف بن قیس شکست خورد و قهستان توسط مسلمانان فتح شد و از ان زمان به بعد (تا سال 259ه.ق) خلفای عباسی بر این منطقه حکمرانی کردند.

منطقه مدتی توسط والیان خلفا اداره می شد وچندی نیز جزو قلمرو طاهریان بود.یعقوب لیث نیز به هنگام فتح نیشابور موفق به فتح قهستان شده حاکمی را بر این منطقه گماشت و تا سال 299ه.ق خاندان صفاری بر آن حکومت  را ندند .پس از آن مدتی به تصرف امرای محلی سیستان در آمد و از زمان حسن  صباع  تا تهاجم هلاکو خان مغول در دست حکام اسماعیلی بود که بعد ازالموت دومین مقر سیا سی اسما عیلیان بشمار می رفت.از مشهورترین قلاع  اسماعیلیان  در این منطقه می توان به  قلعه کل حسن صباح  و قلعه مو من ابا د(بر اساس  مستندا ت تار یخی)قلعه  شاه  دزقلعه کوه , قلعه  کوه گرگ- قلعه مسلمانان و کا فران,قلعه  دختر نو غاب, قلعه  قلاع سرا یان اشاره  کرد.

در  نتیجه حمله مغولان سراسر خراسان جنوبی جز شهر  قائن که بدلیل سیا ست  حا کم ان دچار  مشکل  زیادی نشد  ویرانی فرا وانی  را متحمل گشت. اما  از دوره   صفویه  به بعدجهت رسمیت یا فتن مذهب  شیعه در  ایران از ان  جائی  که قائن پنا هگاه شیعیان بود  بیشترمو رد تو جه دولت   واقع شد و  رواج  اقتصاد و تجارت رو نق داد وستد و  فزونی کا روانهای  تجاری   همگی مو جبات رشد اقتصادی منطقه را فراهم سا خت.

با روی  کار امدن صفویه مر کزیت قهستان از  قائن به بیرجند منتقل  شد و این  شهر و  روستا های  اطرا فش رونق  و ابادانی تازه ای گرفت تا انجا که تو سعه اقتصادی, اجتماعی ,سیاسی و نظامی و فرهنگی ان  در اثار بجای  مانده از ان دوران کا ملا مشهود است برای اولین بار نام بیرجند در کتاب  ارزشمند (معجم البلدان)در قرن هفتم ه.ق  ذکر شده و از ان بعنوان زیباترین  بلدیه  قهستان  یاد شده  است. یا قوت حموی ,احمد مقدسی ,حمد الله مستوفی ,حافظ ابرو نیزاز بیر جند نام برده اند. اثار باقیمانده  از دوره  صفویه و بعد از ان هر  کدام ازغنای فرهنگی , مذهبی, سیاسی و نظامی، نشانه منحصر به فردی هستند  .

 

وجه  تسمیه شهرستانهای استان

 

بیرجند - در برخی از کتب برکند آمد ه و بعضی  چون بیزن را بنیان گذار اولیه آن می دانند از ان به بیزن یاد کر ده که با تکرار زیادو به مرور ایام به  بیرجند تبدیل شده است .در فارسی با ستان کلمه بیرجند مرکب از دو واژه (بیر)بمعنای صاعقه و طوفان و (جند یا کند)بمعنی شهر و دیه است اولین بار معجم البلدانان را بیرجند نامیده است .

سربیشه - بر وزن اندیشه بودو در مورد آن سه نظریه وجود دارد :

1-     در قسمت جنوبی  ان زمین ابخیزو سر سبزی وجود داشته و چون شهر بر مدخل ورودی این محل سر سبز واقع شده ان را سر بیشه گویند.

2-    در قدیم جایگاه و مامن سار (پرنده)بوده و در گذر ایام به  سر بیشه مخفف شده است

3-   چون این شهر در ارتفاع 1900 متری سطح از سطح دریا  قرار دارد و در نتیجه هوای سرد بر ان حاکم  است سرد بیشه  نامیده شد که به مرور سر بیشه شده است.

نهبندان- نه یا نیه در فارسی به شهر معنی شده است و در گذشته بیشتر تواریخ از این سرزمین به همان (نه)یا (نیه)یاد کرده اند و از ان جائی که در 75 کیلو متری  شرق(نه)زندان مشهور حاکم سیستان با نام (بندان)قرار داشته پس برای معرفی بهتر ان (نه) بهترین انتخاب همان (نه بندان)بوده است.

سرایان- در گویش محلی منزل را(سرا) می نامیده اند و از ان جائی که  بناهای زیادی در ان قرار دارد به(سرایان)یعنی منزلها یا سرا ها مشهور گشته است.

اثار تاریخی فرهنگی بجای مانده از ادوار گذشته در گوشه و کنار قهستان توجه هر تازه واردی را نا خود اگاه به خود جلب می کند.

کشفیات اخیر باستان شناسان حاکی بر این است که نواحی مزبور محل سکونت و معبر انسانهای پیش از تاریخ بوده رد پای قوم سا گارتی نیز در ان به یادگار مانده است سنگ نگاره (لاخ مزار)در روستای کوچ با به همراه داشتن نقوش انسانی و حیوانی علائم و نمادها و خطوط تصویری و کتیبه زیبای خود با نوشته های پهلوی  ,عربی و فارسی مهر تائید محکمی است. سنگ نگاره (کال جنگال)در ارتفاعات (رچ)بخش خوسف به لحاظ زیبا یی نقوش اهمیت زیا دی دارد و بر دل ان نبرد مردی پارتی با یک شیر نقش  بسته است.

اثار و ابنیه تا ریخی حاضر نشان از عظمت و دیرنگی فرهنگ و تمدن اقوام ساکن در منطقه را دارد . وجود علمای فاضل و عرفای کامل نشانگر در خشش ستاره منطقه در اسمان علم و فرهنگ ایران زمین است . تاریخ بیرجند  با اساطیر ایران عجین شده و هر جا سخن از قهستان و بیرجند امده تداعی کننده نام سام بن نریمان که او را بنیان گذاراولیه این خطه می دانند می باشد.

نامهای باستانی فراوانی در این منطقه یافت می شوند که بر گرفته از تاریخ دیرین ایران زمین است نامهائی چون:گیو , گل, چهکند,نو فرست, چاج ,اسفزار , نوکند, فورگ,.....وحتی بیرجند ,قائن ,نهبندان و خوسف جزونامهای باستانی و قدیمی می باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   |