تبليغاتX
اولوالالباب ( صاحبان خرد ناب )
لب و خرد به معنای نیروی ادراكی ناب است كه از گزند وهم و خیال و قیاس و گمان مصون است

بسم الله الرحمن الرحیم

با یاری خداوند متعال مرکز رسیدگی به امور مساجد به مناسبت گرامیداشت هفته جهانی مساجد و در راستای مصوبه سازمان کنفرانس اسلامی، که در روزهای پایانی مرداد ماه همايش بين المللي با محوريت مسجد با هدف معطوف ساختن افكار عمومي به ويژه نسل جوان و نوجوان به مساجد و ارتقاء كيفي و استفاده از اين مراكز را با حضور انديشمندان دانشوران و فرهيختگان برگزار مي نمايد.

از این روی از همه اساتید و محققان و اندیشمندان و پژوهشگران حوزه و دانشگاه ، طلاب و دانشجویان ، بویژه ائمه جمعه و جماعات اهل قلم در سالي كه بنام سال نوآوري و شكوفايي نامگذاري شده درخواست مي گردد با توجه به محورها و موضوعات ذيل آثار علمي، تحقيقي ، پژوهشي و هنري خود را به كميته علمي ستاد گرامي‌داشت هفته جهاني مساجد ارسال فرمايند.

الف: نوآوري و شكوفايي در عرصه مساجد

1 - مديريت
2 - تأمين آرامش رواني مساجد
3 - جذب جوانان و نوجوانان
4 - تعليم و تربيت

ب: جايگاه مساجد در افق چشم انداز 1404

1 - امور ساختماني و معماري و تأسيساتي
2 - نيروي انساني
3 - امور فرهنگي
4 - امور اجتماعي
5 - مديريت كلان بر مساجد
6 - مديريت در مساجد
7 - امور مالي

 

یادآوری:

1.نویسندگان، هنرمندان، شاعران، عکاسان، آثار خود را با موضوعات یاد شده به نشانی کمیته علمی ستاد گرامی داشت هفته جهانی مسجد ارسال فرمایند.
2.مقالات در قطع A4 تایپ شده و با خط خوانا، یا در فلاپی با نرم‌افزار Word بضمیمه خلاصه مقاله، ارسال شود.
3.هيئت علمی در ویرایش و تلخیص قبول يا رد آثار آزاد است.
4.ذکر نشانی، تلفن و سوابق علمی - پژوهشی صاحبان آثار جهت هماهنگی ضروری است.
5.به صاحبان آثار برتر و منتخب علاوه بر ارایه اثر در اجلاس و چاپ بصورت مجموعه مقالات جوایر و هدایای نفيسي تقدیم خواهد شد.
6.آخرین مهلت ارسال مقالات و ... 31/4/87 می‌باشد.

نشانی : تهران - خیابان جمهوری اسلامی - انتهای خیابان دانشگاه جنوبی - نبش کوچه عطارد - پلاک 188
مركز رسيدگي به امور مساجد - طبقه چهارم  دبيرخانه  علمی ستاد گراميداشت هفته جهاني مساجد.

تلفن : 66410049 - 66410019
نمابر : 66959581

دبيرخانه علمی  ستاد گراميداشت هفته جهاني مساجد

 
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

هر كه هستيد و هر كجا زندگي مي كنيد، آرامش را به زندگي خويش دعوت كنيد و آن را در ذهن خود  بانام خداجايگزين سازيد.

اگر كلام و رفتار شما قرين آرامش باشد، بدون شك اين ويژگي به دنياي اطراف شما نيزسرايت خواهد كرد. به خاطر داشته باشيد براي رسيدن به اين وضعيت، لازم است برخي قابليت هاي و يژه را در خود پرورش دهيد و شرايط خاصي را در زندگي خويش ايجاد نماييد. رعايت نكات زير مقدماتي است كه به شما كمك مي كند در اين مسير گام برداريد:

 1)  ياد بگيريد كه گاه مسائل را رها سازيد.

بدين معنا كه به هر مسئله اي دائما گره نخوريد. وقتي هميشه و همه جا در فكر مسائل خود هستيد و به مرور به آنها مي پردازيد، در واقع هميشه بار اضافه اي را با خود حمل مي كنيد كه اين خود سبب ايجاد اضطراب و استرس درشما مي گردد. بياموزيد كه با يك ذهن رها و آزاد زندگي كنيد. اين امر به شما كمك مي كند كه با هر محرك كوچك و يا مانع جزئي آشفته نشويد.

 2) به  خداي خود وخود ايمان داشته باشيد.

اگر به خود و خداي خود ايمان داشته باشيد، به راحتي از عهده مشكلات زندگي برخواهيد آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسيدن به اهداف خود گام خواهيد برداشت.

3) مثبت انديش باشيد.

اگر ديدگاه مثبت انديشي نداشته باشيد، همه چيز مي تواند بي فايده و بي ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و اميد، بهترين سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.

 4) نسبت به انتظارات و برنامه ريزي هاي خود واقع بين و منطقي باشيد.

توانايي هاي خود را در موقعيت هاي خاص بشناسيد و نسبت به عدم توانايي ها و ضعف هاي خود واقع بين باشيد. هرچقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگي منطقي تر باشد، به آرامش بيشتري دست خواهيد يافت.

  5) نسبت به انسان ها، عشق خود را نثار كنيد.

شما مي توانيد از دوستان، هم اتاقي ها و هم كلاسي هاي خود شروع كنيد. ياد بگيريد كه آنها را  دوست بداريد، درمقابل ضعف هاي آنها صبور باشيد وخطاها و اهمال كاري هايشان را ببخشيد. هر چقدر نسبت به ديگران بخشش بيشتري داشته باشيد احساس شادي و خرسندي بيشتري را تجربه خواهيد كرد.

 6) معناي فداكاري را لمس كنيد.

دست بخشش داشته باشيد ولي انتظار بازگشت نداشته باشيد. ديگران را به شيوه خودشان خوشحال كنيد. به افراد بي پناه ، يتيم و فقير كمك كنيد. براي آنهايي كه خواهان ياري شما هستند پشت و پناه باشيد و بدون  آنكه منتي بر آنها نهيد تكيه گاهشان باشيد. هرچقدر بيشتر ببخشاييد، از الزامات و قيد و بندها بيشتر رها خواهيد شد.

 7) افكار خود را بازسازي كنيد.

در افكار و عقايد خويش نسبت به شخص خود، بازنگري كنيد. بياموزيد در مقابل خويشتن صبور باشيد و ارزشها، استعدادها و مهارت هاي خود را ارج نهيد. هرگونه ترس و ترديد غيرمنطقي كه در مورد خود داريد، كنار بگذاريد

 

 8- این راهم بدانیدکه:

پیشانی اگر ز داغ گناهی سیاه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
بهر فریب خلق بگویی خدا خدا

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

 

 

یكى از موانع سیر انسان به سوى خدا، پندارگرایى و گمان باطل است؛ چنانكه از مهم‌ترین علل و اسباب طهارت روح و صعود آن به سوى حق، معرفت صحیح است. فرق عارف با پندارگراى غافل در این است كه عارف، خود را در مشهد و محضر خداى علیم قدیر حكیم مى‌یابد، چنانكه هر موجودى را مظهر او مى‌داند و پندارگراى غافل، خود را غایب از او مى‌پندارد، چنانكه هر موجودى را مستقل مى‌پندارد. هر كس بر اساس معرفت یا گمان خود، سود یا زیانى مى‌برد. قرآن كریم در ستایش مؤمن عارف مى‌گوید: او خود را در مشهد خداى علیم قدیر حكیم مى‌یابد و اهل مراقبت و محاسبت است، ولى در وصف غافل مى‌گوید: او فاقد همه این كمال‌هاست و با گمان و پندار زندگى مى‌كند و در پندار خود، مدفون است. قرآن كریم، گاهى درباره پندارگرایان غافل مى‌فرماید: "الم یعلم بانّ الله یرى"(1)؛ مگر او نمى‌داند كه خدا مى‌بیند؟ اگر كسى بداند كه خدا او را مى‌بیند و در مشهد خدا كار مى‌كند هرگز دستش به تباهى و زبانش به بدگویى آلوده نمى‌شود.(2) گاهى مى‌فرماید: "ایحسب ان لن یره احد"(3)؛ آیا مى‌پندارد كه كسى او را نمى‌بیند؟ خدا شاهد است و شما در محضر و مشهد خدایید.

فرق عارف با پندارگراى غافل در این است كه عارف، خود را در مشهد و محضر خداى علیم قدیر حكیم مى‌یابد، چنانكه هر موجودى را مظهر او مى‌داند و پندارگراى غافل، خود را غایب از او مى‌پندارد، چنانكه هر موجودى را مستقل مى‌پندارد.

گاهى مى‌فرماید: "ام یحسبون انا لا نسمع سرّهم و نجویهم"(4)؛ آیا مى‌پندارند كه ما كارهاى پنهان و نجواى آنها را نمى‌دانیم؟ اینها ناظر به بعد علمى است؛ یعنى انسان غافل فكر مى‌كند كه كسى او را نمى‌بیند و او تنهاست و چون تنهاست، رهاست. گاهى مى‌پندارد بر فرض، كسى او را ببیند قادر نیست جلو او را بگیرد و خود را در مشهد قدیر نمى‌بیند؛ یعنى مى‌پندارد كه خدا بر او توانایى ندارد. در این زمینه، ذات اقدس اله آیات فراوانى نازل كرده، مى‌فرماید: "ایحسب ان لن یقدر علیه احد"(5) آیا انسان مى‌پندارد خدا قدرت ندارد تا همه نعمت‌هاى او را به نقمت و حیات او را به ممات و سلامت او را به بیمارى مبدل كند؟ گاهى مى‌فرماید: "ایحسب الانسان ان لن نجمع عظامه"(6)؛ آیا انسان مى‌پندارد كه با مرگ نابود مى‌شود و ما استخوان‌هاى پوسیده او را دوباره زنده نمى‌كنیم؟ برخى چنین مى‌پندارند كه با مرگ نابود مى‌شوند و خداوند بر احیاى مجدد آنها قدرت ندارد و برخى مى‌پندارند كه بعد از مرگ، حساب و كتابى نیست و كسى بر حسابرسى اعمال آنها قدرت ندارد و به همین جهت، زبانشان دراز و دستشان به گناه، آلوده است.

اگر كسى بداند كه خدا او را مى‌بیند و در مشهد خدا كار مى‌كند هرگز دستش به تباهى و زبانش به بدگویى آلوده نمى‌شود.

گاهى انسان، جاه و قدرت خود را عامل موفقیت خود مى‌پندارد. از این رو ذات اقدس خداوند مى‌فرماید: "ام حسب الذین یعملون السیئات ان یسبقونا ساء ما یحكمون"(7)؛ آیا كافران مى‌پندارند كه سابق و پیشگامند و ما به آنها دسترسى نداریم؛ قضا و قدر ما آنها را رها كرده است و آنها از قلمرو قدرت ما بیرونند؟ این، حكم و داورى بدى است. گاهى نیز مى‌پندارند قدرت‌هاى مالى، مشكل آنها را حل مى‌كند: "یحسب ان ماله اخلده"(8)؛ آیامى‌پندارد كه مال او، او را جاوید مى‌كند؛ چنانكه در جاى دیگر مى‌فرماید: "و ما جعلنا لبشر من قبلك الخلد افان مت فهم الخالدون"(9)؛ در نظام آفرینش، دنیا جاى خلود و جاودانگى نیست و هیچ كس در آن، جاوید نمى‌ماند؛ زیرا دنیا نشئه حركت است و حركت باید به مقصد برسد و با دوام، سازگار نیست و اگر موجودى دائما در حركت باشد، عبث مى‌شود. معناى دوام حركت این است كه هدفى در كار نیست. از این رو حركت حتما باید منقطع شود و به دارالقرار برسد.

دنیا مزرعه آخرت است و در آخرت، پوست‌هاى مزرعه دنیا خریدارى ندارد، چنانكه در آن جا هرگز اولوالباب، یعنى كسانى كه داراى لب و مغزند، نمى‌سوزند.

ذات اقدس خداوند در این مورد مى‌فرماید: "افحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الینا لا ترجعون"(10)؛ آیا فكر كرده‌اید نظام آفرینش، یاوه و بیهوده است و این نظام، هدفى نداشته و شما معادى ندارید؟ گاهى انسان خود را در مشهد علیم قدیر حكیم مى‌بیند و هیچ یك از بحث‌هاى گذشته درباره او نیست اما خود را محق مى‌پندارد؛ با این كه در برابر وحى ایستاده و هم فكرش تیره و هم كارش تاریك است، مى‌گوید: حق با ماست. در این زمینه، قرآن كریم مى‌فرماید: "و یحسبون انهم مهتدون"(11)؛ آنان مى‌پندارند كه هدایت یافته‌اند در حالى كه به بیراهه مى روند. "و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا"(12)؛ فكر مى‌كنند كه كار خوب مى‌كنند؛ در حالى كه به بدى مبتلایند. از مجموع این آیات بر مى‌آید كه عده‌اى از انسان‌ها در جدار پندار، زندگى مى‌كنند و در خیال خام خود، غوطه‌ورند و بر اثر پندارگرایى از مغز تهى و به پوست تبدیل مى‌شوند و روشن است كه پوست‌ها را مى‌سوزانند، چنانكه كشاورز، پوست را مى‌سوزاند و لب و مغز را براى غذا نگه مى‌دارد.

مهم‌ترین راه براى تهذیب و تزكیه روح، همان معرفت صحیح و بدترین عامل براى آلودگى آن، همان گمان و پندار باطل است.

دنیا مزرعه آخرت است و در آخرت، پوست‌هاى مزرعه دنیا خریدارى ندارد، چنانكه در آن جا هرگز اولوالباب، یعنى كسانى كه داراى لب و مغزند، نمى‌سوزند. تعبیر قرآن كریم درباره پندارزدگان این است: "و افئدتهم هواء"(13)؛ دل‌هاى اینان تهى است و چیزى در آن نیست. چون آنچه به دل اینها راه یافته است، پندار محض است و پندار هم باطل است، ولى عارف، خود و همه كارهاى خود را در مشهد خداى علیم قدیر حكیم مى‌یابد و مى‌داند كه خدا مى‌بیند و مى‌تواند و پس از مرگ، روز حسابى هست. پس مهم‌ترین راه براى تهذیب و تزكیه روح، همان معرفت صحیح و بدترین عامل براى آلودگى آن، همان گمان و پندار باطل است.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره علق، آیه 14.

2. همه تعلیمات قرآن بر اساس تشویق به بهشت و ترهیب از دوزخ نیست، بلكه بخش قابل توجهى از آن، معرفت‌هاى عارفانه و حكیمانه است و ما را به حیاى از خدا وامى‌دارد، مانند این كه مى‌پرسد: آیا انسان نمى‌داند كه خدا او را مى‌بیند؟ بنابراین، اگر جهنم نبود، باز هم جا داشت كه انسان گناه نكند، چنانكه هیچ انسان با حیایى در كنار سفره مهماندار و دوست خود آشكارا در برابر او به مخالفت برنمى‌خیزد.

3. سوره بلد، آیه 7.

4. سوره زخرف، آیه 80.

5. سوره بلد، آیه 5.

6. سوره قیامت، آیه 3.

7. سوره عنكبوت، آیه 4.

8. سوره همزه، آیه 3.

9. سوره انبیاء، آیه 34.

10. سوره مؤمنون، آیه 115.

11. سوره زخرف، آیه 37.

12. سوره كهف، آیه 104.

13. سوره ابراهیم، آیه 43.

منبع:

کتاب مراحل اخلاق در قرآن، آیة الله جوادی آملی
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   | 

    در خيابان خاطره ها، خيابان انقلاب قم به سمت كوچة مسجد استاد فرزانه حضرت آيت الله جوادي آملي “دامت بركاته” مي رويم . بعد از چند پيچ و خم وارد مسجدي ساده، ساكت و آرام مي شويم كه در آستانة آن، قفسه هاي كتاب آن را از ديگر مساجد ممتاز مي سازد . نماز ظهر و عصر را به امامت استاد مي گزاريم . بعد از نماز چهره هاي پاك، معصوم و وارسته اي را مشاهده مي كنيم كه همانند پروانه هايي بي آلايش گرداگرد شمع وجود استاد فرزانه را احاطه كرده اند . نگاه سرشار از مهر استاد ما را غرق در شرمندگي همراه با شوق و شعف و با رقه هاي اميد مي كند، شرمندگي از قصورهايمان در محضر آن استاد فرزانه و شوق واميد براي عظمت و بزرگواري آن استاد عظيم الشأن كه شاگردان خود را از ياد نبرده است و اين همه محبت در نگاهها مبادله مي شود . پس از دقـايقي طبق قرار قبلي به همراه دوست فاضل و ارجمندم حجت الاسلام والمسلمين اسلامي به محضر استاد مشرف مي شويم . مانند هميشه بـزرگوار و صميمي . حكمت و علم و تقوا و ورع، ادب و احترام را مجسم مي ديدم : “لو جئته لرأيت الناس في رجل و الارض في داره والدهر في ساعة .” گزارشي از انگيزه و  سير پژوهش و تدوين و گزارشي از محتواي كتاب كوثرگرايي و تكاثرطلبي را خدمت استـاد بيان كردم؛ كتـابي كه انگيزة تـأليف آن يـك جملة زيبـا و ملكوتي استـاد بود : “ تا از تـكاثر نرهي به كوثر نرسي”، آنگاه از محضر استاد درخواست شد در زمينة مستند سازي اين مجموعه ما را ارشاد فرمايند . آنچه در ذيل مي آيد گزارشي از گزيده بيانات معظم له است .

ضمن تشكر از حضور آقايان و زحماتي كه كشيده اند .

    بهتـرين راه مستند سـازي، تحليـل خـود اين دو واژه است . گاهي سند از بيرون مي خواهيم گاهي از درون . گاهي محمول را از بيرون به دست مي آوريم و گاهي از درون و خود موضوع . در رابطه با موضوع مورد بحث با شناسايي واژه هاي كليدي قرآني “كوثر گرايي” و “تكاثر طلبي”  به تحليل و ارزيابي آنها مي پردازيم :

   خداي سبحان باران را از آسمان نازل مي فرمايد (1) نزول باران از آسمان قطره قطره است . اين تكاثر است، اما اين قطرها يكجا سامان يافته، جمع مي شود و منبع شكل پيدا مي كند . كوثــر از اين پراكندهـا به وجود مي آيد .

   بنابراين، كوثر منبعي است از امور پراكنده كه از يـكجا آمده اند و در يكجا جمع شد اند و به سوي يك هدف مي روند، همانند چشمه كه متشكل از جدولهاي متعدد آب زلالي است كه به يكجا منتهي مي شود (2) و به هدف سيراب كردن تشنگان روان است. همه از يك منشأ و همه به يك هدف .

    پس اگر پراكنده ها يكجا جمع نشود و در موقع توزيع به سوي يك هدف نباشد يا تكاثر است يا تلفيقي از تكاثر و كوثر كه اين نيز تكاثر است، چون تلفيق بد و خوب بد است . سِرش اين است كه طيّب ناپاك را قبول نمي كند . اگر نود درصد كاري براي خدا و ده درصد آن براي غير خدا باشد مقبول واقع نمي شود . (3) يا تكاثر محض يا كوثر محض . تلفيق، در حكمِ تكاثر است .

    رهبري انسان كوثرگرا را عقل بر عهده دارد و همة حركاتش به امامت عقل است، به شهوت بايد بگوييم به امامت عقل نماز بخوان و نماز آن ازدواج است . (4) به غضب نيز بايد بگوييم به امامت عقل نماز بخوان و نماز غضب آن است كه نسبت به دشمنان خدا سخت گير و نسبت به دوستان مهربان باشد . (5) تمام انگيزه ها بايد صحيح بشود و آن هنگاهي است كه زمام و رهبري قواي انسان به عقل عملي سپرده شود . (6)‌

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت   توسط  دکتر رضایی بیرجندی   |